﻿1
00:00:07,024 --> 00:00:22,082
‫<font color=#FF8DA1>«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»</font>

2
00:00:22,147 --> 00:00:24,107
‫خیلی دلم میخواست اینو امتحان کنم.

3
00:00:25,859 --> 00:00:26,943
‫واقعاً؟

4
00:00:38,538 --> 00:00:42,125
‫قسم میخورم خوشمزه‌ست.
‫"خوشمزه" و به ژاپنی چی میشد؟

5
00:00:44,544 --> 00:00:47,297
‫- اویشی. 
‫- اویشی؟ اویشی!

6
00:00:57,140 --> 00:00:58,725
‫خوشمزه‌ست، مگه نه؟

7
00:00:59,809 --> 00:01:00,894
‫گفتم که.

8
00:01:39,891 --> 00:01:42,352
‫هیرو، زود باش دیگه!

9
00:02:02,956 --> 00:02:04,124
‫چا مو هی داره عالی کار میکنه.

10
00:02:04,207 --> 00:02:07,460
‫با این که اون کلی غر میزنه، اون داره سعی میکنه خوبی‌هاش رو ببینه.

11
00:02:08,128 --> 00:02:09,212
‫راست میگی.

12
00:02:09,796 --> 00:02:11,840
‫به هر حرفی که هیرو میزنه میخنده.

13
00:02:12,382 --> 00:02:15,510
‫هیچ کدوم از حرف‌هاش به نظرم خنده‌دار نیست.

14
00:02:15,593 --> 00:02:19,055
‫اگه این بازی برای دوربین‌ها باشه، پس چا مو هی یه بازیگر نابغه‌ست.

15
00:02:25,270 --> 00:02:27,438
‫هات داگ اونقدر خوب بود؟

16
00:02:29,607 --> 00:02:32,152
‫بیشتر از پنج ساله باهات کار می‌کنم،

17
00:02:32,235 --> 00:02:35,530
‫اما امروز اولین باره میبینم یه غذای بی‌ارزش رو تا ته میخوری.

18
00:02:36,573 --> 00:02:37,949
‫می‌دونم دیگه!

19
00:02:38,032 --> 00:02:40,910
‫همه اون کوه کالری رو یک نفس خوردم.

20
00:02:41,619 --> 00:02:45,790
‫فقط داشتم از "خوشمزه" گفتنش تقلید می‌کردم، ولی آخرش کلش رو تموم کردم.

21
00:02:45,874 --> 00:02:48,209
‫اگه از غذا لذت ببری، کالری‌ها به حساب نمیان.

22
00:02:48,293 --> 00:02:49,502
‫فقط اینجوری بهش نگاه کن.

23
00:02:50,503 --> 00:02:53,840
‫اون زن یه کم عجیبه. همیشه داره لبخند میزنه.

24
00:02:55,175 --> 00:02:57,802
‫حتی وقتی سرد و بی‌تفاوت رفتار می‌کنم، بازم لبخند میزنه.

25
00:02:57,886 --> 00:02:59,345
‫خدا میدونه چی اونقدر بامزه‌ست.

26
00:03:02,807 --> 00:03:04,475
‫و بعدم چیزایی مثل اینو بهم میده.

27
00:03:06,686 --> 00:03:07,937
‫حتماً یه فکری توی سرشه.

28
00:03:08,521 --> 00:03:09,898
‫اینطور فکر میکنی؟

29
00:03:10,398 --> 00:03:12,859
‫به نظر میرسید واقعاً داره لذت میبره.

30
00:03:12,942 --> 00:03:14,527
‫واقعاً از خودش لذت میبرده؟

31
00:03:15,278 --> 00:03:17,030
‫- با من؟ 
‫- بله

32
00:03:17,655 --> 00:03:20,116
‫به نظر میومد داره با پسری که دوست داره قرار میذاره.

33
00:03:23,161 --> 00:03:24,787
‫در چنین لحظاتی،

34
00:03:24,871 --> 00:03:27,665
‫یه چیز متفاوتی توی لبخند یه زن هست.

35
00:03:27,749 --> 00:03:29,500
‫فکر کنم بشه گفت میدرخشه.

36
00:03:30,752 --> 00:03:31,961
‫می‌درخشیده؟

37
00:03:34,464 --> 00:03:35,506
‫به خاطر من؟

38
00:04:43,366 --> 00:04:44,409
‫شبدر چهاربرگ؟

39
00:04:53,376 --> 00:04:55,253
‫پاهاش خواب نمیره؟

40
00:05:18,443 --> 00:05:19,944
‫آره، یکی پیدا کرده.

41
00:05:31,706 --> 00:05:33,499
‫چه خوشحاله.

42
00:05:41,174 --> 00:05:42,675
‫خب امروز چطور بود؟

43
00:05:43,676 --> 00:05:46,262
‫به نظر میومد توی قرار خوش‌حال بودی.

44
00:05:46,763 --> 00:05:48,556
‫خیلی بهم خوش گذشت.

45
00:05:49,682 --> 00:05:52,560
‫غذای خوشمزه خوردیم و چندتا عکس مسخره گرفتیم.

46
00:05:53,519 --> 00:05:56,314
‫لحظه موردعلاقم تماشای غروب توی تپه بود.

47
00:05:59,150 --> 00:06:01,736
‫داره حسابی سرد میشه.

48
00:06:02,236 --> 00:06:03,446
‫سردت نیست؟

49
00:06:03,529 --> 00:06:06,240
‫من توی تحمل سرما و گرما کارم خوبه.

50
00:06:06,324 --> 00:06:07,992
‫الان اصلاً سردم نیست.

51
00:06:12,538 --> 00:06:16,042
‫من هیچوقت غروب رو واقعاً دوست
‫نداشتم چون یه جورایی حالم رو میگرفت

52
00:06:18,002 --> 00:06:20,004
‫اما امروز دوستش دارم. قشنگه.

53
00:06:24,384 --> 00:06:25,927
‫امروز چه فرقی داره؟

54
00:06:29,097 --> 00:06:31,474
‫فکر کنم تنها بودن منو تنها میکرد.

55
00:06:33,059 --> 00:06:35,019
‫شاید الان دوستش دارم چون باهمیم.

56
00:06:37,397 --> 00:06:39,399
‫از بین همه غروب‌هایی که دیدم،

57
00:06:40,691 --> 00:06:43,403
‫فکر میکنم امروز از همه قشنگ‌تره.

58
00:06:44,570 --> 00:06:49,242
‫پس فکر کنم این لحظه رو تا ابد به خاطر میاری.

59
00:06:59,043 --> 00:07:03,714
‫میشه این عشق رو ترجمه کرد؟
‫<font color=#FF8DA1>:::: @KoreaTimes ::::</font>

60
00:07:04,507 --> 00:07:06,008
‫از این به بعد،

61
00:07:06,092 --> 00:07:09,053
‫تهیه‌کننده پارک به جای تهیه‌کننده
‫کیم مصاحبه‌هامون رو انجام میده؟

62
00:07:09,554 --> 00:07:10,930
‫تهیه‌کننده کیم اینجا نیست.

63
00:07:11,431 --> 00:07:13,391
‫با پرواز به کره برگشته.

64
00:07:13,474 --> 00:07:14,308
‫چی؟

65
00:07:14,809 --> 00:07:17,228
‫به خاطر یه مسئله خانوادگی فوری برگشته.

66
00:07:17,728 --> 00:07:20,523
‫مسئله ی جدی‌ای هست؟

67
00:07:20,606 --> 00:07:21,649
‫نه اصلاً.

68
00:07:22,150 --> 00:07:26,362
‫شخصیه، پس وارد جزئیات نمیشم، اما چیز نگران‌کننده‌ای نیست.

69
00:07:26,863 --> 00:07:29,532
‫اما بقیه گروه خبر ندارن.

70
00:07:30,408 --> 00:07:32,785
‫دارن عجله میکنن یه تهیه‌کننده جدید پیدا کنن و بفرستن،

71
00:07:32,869 --> 00:07:35,621
‫پس بیا تا وقتی اونا بیان بین خودمون بمونه.

72
00:07:36,122 --> 00:07:39,292
‫پس ما فیلمبرداری نمی‌کنیم تا تهیه‌کننده جدید بیاد؟

73
00:07:39,375 --> 00:07:41,794
‫آره، فیلمبرداری فردا لغو شده.

74
00:07:43,212 --> 00:07:45,673
‫صبر کن، پس اون برنامه دیدن شفق قطبی چی؟

75
00:07:45,756 --> 00:07:47,758
‫اونم لغو نمیشه، مگه نه؟

76
00:07:48,634 --> 00:07:52,680
‫شفق قطبی نقطه اوج فیلمبرداری
‫مون در کاناداست، پس قطعاً نه!

77
00:07:52,763 --> 00:07:55,516
‫درسته؟ ما اومدیم اینجا که شفق رو ببینیم.

78
00:07:55,600 --> 00:07:56,517
‫حتماً!

79
00:07:56,601 --> 00:07:58,186
‫هیچ تضمینی نیست که ببینیمشون.

80
00:08:00,688 --> 00:08:03,191
‫در این موقع از سال، احتمالش حدود ۶۰٪ هست.

81
00:08:03,274 --> 00:08:06,527
‫با لغو شدن فردا، فیلمبرداری شفق قطبی فقط یه روزه،

82
00:08:06,611 --> 00:08:07,987
‫پس شانس ما نصف شده.

83
00:08:08,070 --> 00:08:10,114
‫اگه خوش‌شانس باشیم یه ذره از دور چشممون بهشون میافته.

84
00:08:10,198 --> 00:08:11,532
‫یه ذره؟

85
00:08:11,616 --> 00:08:14,285
‫نه بیخیال. شانس باهامونه.

86
00:08:14,368 --> 00:08:17,371
‫ما شفق رو میبینیم. بیا دیگه.

87
00:08:18,247 --> 00:08:19,749
‫- چی؟
‫- حرف زدی؟

88
00:08:22,752 --> 00:08:23,586
‫حالا چی؟

89
00:08:24,170 --> 00:08:25,713
‫من میگم ۳۰٪ هم بد نیست.

90
00:08:28,633 --> 00:08:30,510
‫در مورد شفق قطبی، یا میبینی یا نمیبینی.

91
00:08:31,010 --> 00:08:32,678
‫بهتره فقط بسپاریمش به سرنوشت.

92
00:08:33,304 --> 00:08:37,350
‫اما اون گفت به زحمت ممکنه. من
‫واقعاً دلم میخواست باهم ببینیمشون.

93
00:08:38,643 --> 00:08:41,312
‫خوب استراحت کن، فردا فیلمبرداری نداریم.

94
00:08:42,104 --> 00:08:43,481
‫چی داری میگی؟

95
00:08:43,564 --> 00:08:46,317
‫از اونجایی که فردا فیلمبرداری نداریم، باید خوش بگذرونیم.

96
00:08:47,235 --> 00:08:49,028
‫برام از اون سوجو و رامن بیار.

97
00:08:49,529 --> 00:08:53,157
‫چرا سوجو با نودل؟ اتاق من کلی غذای خوب داره.

98
00:08:53,241 --> 00:08:54,992
‫بیا. بریم اتاق من.

99
00:08:55,535 --> 00:08:56,869
‫اما نوشیدن تو اون اتاق…

100
00:08:59,914 --> 00:09:00,790
‫چرا که نه؟

101
00:09:03,459 --> 00:09:05,836
‫صبر کن! بذار یه چیز راحت‌تر بپوشم.

102
00:09:08,756 --> 00:09:10,466
‫فقط دارم میرم اونور سوجو بنوشم.

103
00:09:17,223 --> 00:09:19,141
‫مثل این نیست که دارم میرم دو.

104
00:09:26,232 --> 00:09:28,109
‫به نظرت این آدما میخوان برن کلاب؟

105
00:09:30,111 --> 00:09:31,988
‫چرا من هیچی برای پوشیدن ندارم؟

106
00:09:45,918 --> 00:09:46,877
‫بیا داخل.

107
00:09:49,964 --> 00:09:51,382
‫سوجو توی یخچاله.

108
00:09:52,466 --> 00:09:53,301
‫باشه.

109
00:10:05,938 --> 00:10:08,399
‫چرا از آقای جو هو جین نمی‌خوای بیاد بهمون ملحق بشه؟

110
00:10:09,233 --> 00:10:10,860
‫توی اتاقشه؟

111
00:10:11,360 --> 00:10:12,361
‫آقای جو اینجا نیست.

112
00:10:12,862 --> 00:10:13,779
‫نیست؟

113
00:10:14,280 --> 00:10:16,907
‫رفت به یه کتابفروشی که مدتها بود میخواست بره ببینه.

114
00:10:17,658 --> 00:10:19,619
‫من رو شگفت‌زده میکنه که اون همه اون کتاب‌ها رو خونده،

115
00:10:19,702 --> 00:10:21,996
‫و حیرت‌زده‌م میکنه که رفته بیرون بیشتر بخره.

116
00:10:27,710 --> 00:10:29,420
‫آقای جو هو جین اینطوریه.

117
00:10:30,129 --> 00:10:33,007
‫حتی بروشورهای توریستی به زبان‌های مختلف رو میخونه.

118
00:10:34,842 --> 00:10:36,218
‫هشت پا رو چطور درست کنم؟

119
00:10:37,053 --> 00:10:38,262
‫متوسطِ کم‌برشته.

120
00:11:06,624 --> 00:11:08,209
‫کیم یونگ هوان

121
00:11:08,292 --> 00:11:09,126
‫تبریک میگم.

122
00:11:09,627 --> 00:11:12,254
‫به نظر میاد کتابت اینجا توی کانادا هم پرفروشه.

123
00:11:12,755 --> 00:11:13,964
‫حدس میزنم پولدار میشی.

124
00:11:31,857 --> 00:11:33,734
‫شنیدم این توی کانادا یه چیز واجبه.

125
00:11:33,818 --> 00:11:36,779
‫خیلی دلم میخواست این هات داگ‌ها رو امتحان کنم.

126
00:12:08,519 --> 00:12:09,979
‫واقعاً خوبه.

127
00:12:24,869 --> 00:12:27,121
‫پس بیناییش اونقدرها هم بد نیست.

128
00:12:33,169 --> 00:12:34,545
‫این یکی به کره ایه.

129
00:12:36,672 --> 00:12:38,758
‫تو کتاب جالبی هستی؟

130
00:12:50,770 --> 00:12:52,521
‫برگشتین، آقای جو هو جین.

131
00:12:53,647 --> 00:12:54,482
‫بله.

132
00:12:58,861 --> 00:13:02,156
‫من با یونگ وو نوشیدم چون فردا فیلمبرداری نداریم.

133
00:13:02,239 --> 00:13:03,657
‫بعدم بساطمونو تمیز کردیم.

134
00:13:04,325 --> 00:13:06,994
‫وقتی مسته مثل چراغ خاموش میشه میوفته.

135
00:13:07,578 --> 00:13:08,662
‫بذارید همونجور باشه.

136
00:13:17,963 --> 00:13:19,131
‫خب پس،

137
00:13:19,215 --> 00:13:20,466
‫من میرم

138
00:13:21,217 --> 00:13:22,259
‫به اتاقم.

139
00:13:23,761 --> 00:13:24,762
‫شب بخیر.

140
00:13:38,901 --> 00:13:40,402
‫اون قطعاً عینک خودم بود.

141
00:13:42,363 --> 00:13:44,865
‫چرا اینقدر خیره بهم نگاه میکرد؟

142
00:13:45,366 --> 00:13:46,784
‫داشتم میرفتم ناراحت شد؟

143
00:13:47,535 --> 00:13:50,704
‫پس چرا ازم نخواست بمونم و با هم بنوشیم؟

144
00:13:50,788 --> 00:13:51,789
‫واقعاً که.

145
00:13:58,462 --> 00:13:59,296
‫- خانم چا؟
‫ - ای خنگ

146
00:13:59,380 --> 00:14:00,548
‫بله؟

147
00:14:00,631 --> 00:14:02,299
‫موبایلت رو جا گذاشتی.

148
00:14:02,383 --> 00:14:03,676
‫آهان، ممنون.

149
00:14:03,759 --> 00:14:05,094
‫و لطفاً عینک من رو بده.

150
00:14:07,680 --> 00:14:09,682
‫وای ببخشید.

151
00:14:09,765 --> 00:14:13,561
‫انقدر غرق اون کتاب شدم که با عینک رفتم.

152
00:14:13,644 --> 00:14:15,813
‫قرضشون گرفتم چون چشمام ضعیفه.

153
00:14:16,438 --> 00:14:19,567
‫نمره‌شون دقیقاً درسته. اصلاً نفهمیدم که رو چشمه.

154
00:14:20,234 --> 00:14:21,652
‫اینها فقط عینک محافظتن.

155
00:14:25,030 --> 00:14:27,825
‫فهمیدم. پس تو بینایی خوبی داری.

156
00:14:29,326 --> 00:14:30,703
‫یه ذره کج شده.

157
00:14:37,376 --> 00:14:39,295
‫اگه دوست داشتی، میتونم اون کتاب رو بهت قرض بدم.

158
00:14:39,879 --> 00:14:41,255
‫فکر کنم

159
00:14:41,964 --> 00:14:44,383
‫کمتر خجالت‌آور باشه که بگم قرض میگیرمش، درسته؟

160
00:14:45,968 --> 00:14:47,469
‫حتماً، بهم قرضش بده.

161
00:14:48,053 --> 00:14:49,763
‫اینجا صبر کن. برات میارم.

162
00:14:58,397 --> 00:14:59,565
‫کارت کلیدم.

163
00:15:04,069 --> 00:15:05,905
‫فکر نکنم با خودم آورده باشمش.

164
00:15:19,001 --> 00:15:20,878
‫مسئول کلیدا اینجا نیست.

165
00:15:22,046 --> 00:15:25,591
‫یونگ وو هم بیدار نمیشه. همیشه اینطوری بوده.

166
00:15:26,383 --> 00:15:29,094
‫من یه راهی برای داخل شدن پیدا میکنم. تو برو بخواب.

167
00:15:30,304 --> 00:15:32,222
‫تو میخوای بیرون بمونی؟

168
00:15:33,098 --> 00:15:34,934
‫اونورتر توی راهرو یه نیمکت هست.

169
00:15:36,518 --> 00:15:39,647
‫اون پسر. مطمئنم اگه یه دو ساعتی صبر کنم بیدار میشه.

170
00:15:41,106 --> 00:15:43,359
‫باشه، منم به زنگ زدن بهش ادامه میدم.

171
00:15:51,700 --> 00:15:52,534
‫کلیدم.

172
00:15:55,996 --> 00:15:57,039
‫منم مال خودم رو توی اتاق جا گذاشتم.

173
00:15:58,248 --> 00:16:00,584
‫حتی شوخیشم نکن. خنده‌دار نیست.

174
00:16:01,210 --> 00:16:02,127
‫جدی میگم.

175
00:16:11,387 --> 00:16:14,473
‫تو میخوای اینجا بمونی؟ سردت نمیشه؟

176
00:16:15,557 --> 00:16:16,725
‫من مشکلی ندارم.

177
00:16:17,351 --> 00:16:19,186
‫تو برو اتاق خانم چو.

178
00:16:20,187 --> 00:16:21,271
‫پس من میرم.

179
00:16:47,131 --> 00:16:49,758
‫فکر کنم منم بهتره همینجا بمونم.

180
00:16:50,259 --> 00:16:54,304
‫یونگ وو تا دو ساعت دیگه بیدار میشه، و
‫من خجالت می‌کشم خانم چو رو بیدار کنم.

181
00:17:02,938 --> 00:17:05,232
‫راستش، من اون رمان رو نمیخوندم.

182
00:17:05,774 --> 00:17:06,608
‫درباره چیه؟

183
00:17:13,157 --> 00:17:16,076
‫یه رمان معماییه، و شنیدم قراره فیلمش ساخته شه.

184
00:17:17,453 --> 00:17:19,163
‫به نظر میاد خیلی باحال باشه!

185
00:17:19,246 --> 00:17:21,081
‫آره، خیلی خوبه.

186
00:17:21,665 --> 00:17:25,461
‫یه قتلی اتفاق افتاده، اما معلوم میشه قاتلی وجود نداره.

187
00:17:26,170 --> 00:17:28,881
‫چرا آخر داستان لو میدی؟ این بی‌ادبیه.

188
00:17:29,548 --> 00:17:30,382
‫میخونیش؟

189
00:17:32,885 --> 00:17:33,802
‫ادامه بده.

190
00:17:35,554 --> 00:17:38,432
‫توی یه روستای آروم و بدون جرم میگذره.

191
00:17:39,433 --> 00:17:43,312
‫یه مرد جوان معمولی یه جرم کوچیک مرتکب میشه،

192
00:17:43,395 --> 00:17:47,149
‫که باعث میشه همه مردم روستا طردش کنن.

193
00:17:47,232 --> 00:17:50,736
‫یه روز، توسط بیوه‌زنی که همسایه‌شه کتک میخوره و میمیره.

194
00:17:50,819 --> 00:17:54,615
‫اونا باید انگیزش رو کشف کنن، پس تک‌تک روستایی‌ها رو بررسی میکنن…

195
00:17:56,033 --> 00:17:56,992
‫ناگهان!

196
00:17:59,953 --> 00:18:01,455
‫- بعد…
‫- نترسیدم

197
00:18:01,538 --> 00:18:03,665
‫واقعاً؟ پس فقط تظاهر کردی که ترسیدی؟

198
00:18:12,633 --> 00:18:14,134
‫- داری دروغ میگی.
‫- قسم میخورم

199
00:18:14,218 --> 00:18:15,594
‫شرط میبندم از خودت درآوردی.

200
00:18:53,549 --> 00:18:54,508
‫بیدار شدی.

201
00:18:55,259 --> 00:18:57,177
‫حتماً چُرت زدم.

202
00:18:57,803 --> 00:18:59,888
‫یونگ وو چی؟ بیداره؟

203
00:19:00,764 --> 00:19:02,307
‫به اتاقت سر زدی؟

204
00:19:02,933 --> 00:19:03,892
‫هنوز نه.

205
00:19:04,893 --> 00:19:06,584
‫من میرم سعی کنم بیدارش کنم.

206
00:19:06,584 --> 00:19:08,085
‫با هم بریم بازار؟

207
00:19:10,399 --> 00:19:13,235
‫فکر کردم برم. دوست داری با من بیای؟

208
00:19:14,361 --> 00:19:16,655
‫آره. بیا باهم بریم.

209
00:19:54,526 --> 00:19:56,945
‫آقای جو، هویج.

210
00:20:18,773 --> 00:20:19,490
‫خانم!

211
00:20:20,783 --> 00:20:23,744
‫نباید از زیر نردبون رد شدی، بد شانسی میاره

212
00:20:24,703 --> 00:20:26,539
‫ممکنه اتفاق بدی بیوفته

213
00:20:30,751 --> 00:20:31,585
‫ببخشید

214
00:20:37,819 --> 00:20:39,321
‫اون خانمه چی گفت؟

215
00:20:39,404 --> 00:20:42,366
‫در غرب، راه رفتن زیر نردبون درست نیست.

216
00:20:42,866 --> 00:20:44,284
‫معتقدن بدشانسی میاره.

217
00:20:44,993 --> 00:20:47,621
‫واقعاً؟ من خبر نداشتم. حالا چیکار کنم؟

218
00:20:49,414 --> 00:20:52,793
‫شاید باید یه کم نمک بپاشم.
‫من به این چیزا اعتقاد دارم.

219
00:20:52,876 --> 00:20:56,171
‫آره، فکرشو میکردم. دیدم داشتی
‫دنبال شبدر چهاربرگ میگشتی.

220
00:20:57,547 --> 00:20:58,548
‫دیدی؟

221
00:20:59,341 --> 00:21:01,510
‫دارم جمعشون میکنم تا بتونم شفق قطبی رو ببینم.

222
00:21:02,219 --> 00:21:05,931
‫میگن آدم نیاز به شانس داره تا بتونه ببینتشون.

223
00:21:06,431 --> 00:21:09,518
‫ شبدر چهاربرگ برای شانسه،
‫و من به هفت تا نیاز دارم.

224
00:21:10,227 --> 00:21:11,603
‫هدفم پیدا کردن هفت تاست.

225
00:21:12,938 --> 00:21:15,065
‫اما تا حالا فقط پنج تا پیدا کردم.

226
00:21:17,734 --> 00:21:19,820
‫اگه نتونم هفت تا پیدا کنم، شاید نتونیم ببینیمشون.

227
00:21:21,238 --> 00:21:26,285
‫خیلی خب، پس اگه نتونیم شفق
‫قطبی رو ببینیم، تقصیر توئه.

228
00:21:27,369 --> 00:21:30,622
‫واقعاً لازمه انقدر بی‌رحم باشی؟

229
00:21:30,706 --> 00:21:35,502
‫چرا؟ داشتی خودت رو سرزنش میکردی،
‫برای همه چیز خودت رو مقصر میدونی.

230
00:21:36,211 --> 00:21:37,045
‫من فقط تایید کردم.

231
00:21:38,922 --> 00:21:42,217
‫در چنین لحظاتی، باید همدردی کنی، نه تایید.

232
00:21:42,718 --> 00:21:45,929
‫ با گفتنِ "نه، چرا باید تقصیر تو باشه؟" دلداریم بده

233
00:21:46,847 --> 00:21:49,808
‫یا بگو، "مطمئنم دو تا رو پیدا میکنی."

234
00:21:50,809 --> 00:21:52,436
‫یه کم حرف تشویق‌آمیز.

235
00:21:54,896 --> 00:21:56,064
‫شفق قطبی وقتی اتفاق میوفته که

236
00:21:56,565 --> 00:21:59,860
‫ذرات باردار از فضا با جو زمین برخورد میکنن

237
00:21:59,943 --> 00:22:02,696
‫و آسمون رو روشن میکنن.

238
00:22:03,196 --> 00:22:05,949
‫اصلاً ربطی به شبدر چهاربرگ نداره.

239
00:22:06,033 --> 00:22:07,200
‫این منم که دارم دلداریت میدم.

240
00:22:07,826 --> 00:22:08,785
‫و اینکه

241
00:22:09,619 --> 00:22:10,996
‫ برای پیدا کردن دو تا دیگه موفق باشی

242
00:22:12,122 --> 00:22:13,498
‫اینم یه کم تشویق.

243
00:22:18,754 --> 00:22:21,631
‫فهمیدم. تو به این چیزا اعتقاد نداری، مگه نه؟

244
00:22:21,715 --> 00:22:22,549
‫حدس میزدم.

245
00:22:22,632 --> 00:22:24,259
‫دقیق بخوام بگم،

246
00:22:24,343 --> 00:22:28,472
‫من انرژی‌م رو با نگرانی برای چیزی
‫که ممکنه اتفاق بیافته هدر نمیدم.

247
00:22:29,181 --> 00:22:32,225
‫طبیعیه که وقتی ممکنه چیزی درست پیش نره آدم احساس نگرانی کنه.

248
00:22:33,310 --> 00:22:34,811
‫اما بازم

249
00:22:35,354 --> 00:22:37,981
‫با یه ذره امیدواری که شاید بشه، شروع میکنی .

250
00:22:40,692 --> 00:22:44,237
‫وقتی کاری رو شروع میکنی
‫اینطوری فکر نمیکنی آقای جو؟

251
00:22:48,158 --> 00:22:49,159
‫منظورم اینه که…

252
00:22:51,286 --> 00:22:54,623
‫من میخوام همه هفت تا رو پیدا کنم و شفق قطبی رو بهت نشون بدم،

253
00:22:54,706 --> 00:22:56,416
‫پس ایمان داشته باش و منتظرش باش.

254
00:22:59,753 --> 00:23:01,588
‫حتماً، منتظرش میمونم.

255
00:23:06,718 --> 00:23:07,844
‫کیم یونگ هوان

256
00:23:07,928 --> 00:23:11,223
‫جدی میگی؟ اگه الکی میگی، ناراحت میشم.

257
00:23:11,723 --> 00:23:13,517
‫این ددلاین داره منو میکشه.

258
00:23:13,600 --> 00:23:15,852
‫برام یه عکس یا چیزی بفرست.

259
00:23:15,936 --> 00:23:17,896
‫به همین خاطره که باید زودتر شروع میکرد به نوشتن.

260
00:23:18,563 --> 00:23:19,815
‫چیه؟

261
00:23:21,233 --> 00:23:25,570
‫معلوم شد، حتی یه غول ادبی که چشم به جایزه نوبل ادبیات دوخته،

262
00:23:25,654 --> 00:23:28,490
‫نیاز به یه کم دلداری و تشویق داره.

263
00:23:31,118 --> 00:23:32,285
‫پنج دقیقه، هان؟

264
00:23:32,786 --> 00:23:35,414
‫با وسایلت برو سمت ماشین . منم میام.

265
00:24:36,183 --> 00:24:38,268
‫گفت زود میاد.

266
00:24:39,811 --> 00:24:41,521
‫چرا نمیاد؟

267
00:24:45,859 --> 00:24:46,693
‫بله، الو؟

268
00:24:46,776 --> 00:24:49,237
‫گم شده بودم، اما الان میدونم کجام.

269
00:24:49,321 --> 00:24:50,238
‫دو بلوک دیگه و…

270
00:24:50,322 --> 00:24:51,948
‫دوباره گم شدی؟

271
00:24:53,783 --> 00:24:56,328
‫میری بیرون و جهت ها رو هم تشخیص نمیدی.

272
00:24:56,828 --> 00:24:58,997
‫بعضی وقت‌ها یه کم سربه هوا میشی.

273
00:24:59,498 --> 00:25:03,376
‫خب، با توجه به وضعیتی که الان
‫توش هستم، نمیتونم تکذیب کنم.

274
00:25:05,003 --> 00:25:06,505
‫دور و برت چی میبینی؟

275
00:25:10,175 --> 00:25:11,593
‫من نزدیک برج کلگری هستم.

276
00:25:12,135 --> 00:25:14,888
‫پس کنار برج منتظر بمون، و نترس.

277
00:25:15,388 --> 00:25:16,932
‫میام پیدات میکنم، کوچولو.

278
00:25:18,433 --> 00:25:19,267
‫"کوچولو"؟

279
00:25:25,148 --> 00:25:26,149
‫آه، از این طرفه.

280
00:25:55,387 --> 00:25:56,388
‫جو هو جین!

281
00:26:05,021 --> 00:26:06,481
‫پس واقعاً خودتی.

282
00:26:07,190 --> 00:26:08,024
‫شین جی سون؟

283
00:26:08,108 --> 00:26:10,485
‫دیدمت و دنبالت کردم، با خودم
‫گفتم ممکن نیست خودت باشی

284
00:26:10,569 --> 00:26:12,529
‫چقدر احتمال داشت که اینجا ببینمت؟

285
00:26:15,031 --> 00:26:17,534
‫یه کم شوکه شدم. اینجا چیکار میکنی؟

286
00:26:17,617 --> 00:26:19,786
‫اومدم که در غیاب جونگ‌سو کمک کنم.

287
00:26:19,869 --> 00:26:21,413
‫تازه رسیدم

288
00:26:22,372 --> 00:26:24,374
‫پس تو تهیه‌کننده جایگزین اون هستی؟

289
00:26:24,457 --> 00:26:25,375
‫بله

290
00:26:25,959 --> 00:26:29,879
‫عالیه. با ماشین اومدی؟
‫من باید برم خانم چو رو ببینم.

291
00:26:30,463 --> 00:26:31,339
‫بله

292
00:26:35,135 --> 00:26:36,303
‫خانم چا مو هی!

293
00:26:36,327 --> 00:26:48,527
‫<font color=#69cbe0>:::: کانال تلگرام کُریا تایمز ::::</font>
‫ <font color=#69cbe0>:::: @KoreaTimes ::::</font>

294
00:26:48,732 --> 00:26:51,818
‫سلام، خانم چا مو هی. من شین جی سون هستم، تهیه‌کننده جدید.

295
00:26:55,280 --> 00:26:57,574
‫سلام، من چا مو هی هستم.

296
00:26:59,534 --> 00:27:00,827
‫خوشحالم که باهاتون کار میکنم.

297
00:27:03,955 --> 00:27:06,041
‫یه تهیه‌کننده جدید رو تایید کردن.

298
00:27:06,124 --> 00:27:08,960
‫اون یه تهیه‌کننده شناخته شده در کره‌س با چندتا برنامه موفق،

299
00:27:09,044 --> 00:27:11,713
‫و تهیه‌کننده مشترک فصل کرهای سفر عاشقانه بوده.

300
00:27:12,213 --> 00:27:14,299
‫یه تهیه‌کننده زن به نام شین جی سون.

301
00:27:14,382 --> 00:27:16,384
‫و فیلمبرداری؟ همین الان شروع میشه؟

302
00:27:16,468 --> 00:27:20,972
‫فیلمبرداری فردا شروع میشه، که یعنی امروز تعطیلی.

303
00:27:21,056 --> 00:27:23,183
‫بهتره کل روز ورزش کنم، بعد برم سونا.

304
00:27:23,683 --> 00:27:27,270
‫از خرده‌خوری کنار اون زامبی چاق شدم.

305
00:27:29,397 --> 00:27:33,902
‫این درسته که تو خیلی راحت اضافه وزن پیدا میکنی.

306
00:27:35,403 --> 00:27:38,156
‫بهش بگو زیاد نمیخوری چون میترسی چاق شی.

307
00:27:38,239 --> 00:27:41,242
‫نمیخوام نقطه ضعفم رو به اون زامبی نشون بدم.

308
00:27:44,287 --> 00:27:45,121
‫راستی،

309
00:27:46,289 --> 00:27:49,459
‫واقعاً اینطور به نظرت اومد، نانامی؟

310
00:27:50,335 --> 00:27:52,629
‫به نظر نمیرسه خیلی چاق شده باشی.

311
00:27:52,712 --> 00:27:54,714
‫- منظورم چا مو هیه.
‫- چا مو هی؟

312
00:27:56,007 --> 00:27:58,468
‫نظر من درباره اینکه تو رو دوست داره اذیتت کرد؟

313
00:27:58,551 --> 00:28:01,137
‫نه، اینطوری نیست. فقط نگرانم.

314
00:28:01,721 --> 00:28:04,724
‫فکر کنم بهتره فاصله‌مو حفظ کنم و باهاش سردتر برخورد کنم.

315
00:28:05,225 --> 00:28:07,477
‫آره، برای خاطر خودش.

316
00:28:13,942 --> 00:28:17,028
‫به محضی که از فرودگاه
‫بیرون اومدم سرما شوکه م کرد.

317
00:28:17,529 --> 00:28:20,949
‫تاکسی رو نگه داشتم که لباس گرم‌تر بخرم

318
00:28:21,032 --> 00:28:22,575
‫که تصادفاً چشمم بهت افتاد.

319
00:28:23,118 --> 00:28:24,202
‫چقدر احتمال داشت؟

320
00:28:24,744 --> 00:28:27,789
‫شب‌ها حسابی سرد میشه. اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو.

321
00:28:27,873 --> 00:28:32,752
‫مجبور شدم سریع وسایلمو
‫ببندم بیام، پس کلی چیز کم دارم.

322
00:28:33,795 --> 00:28:35,922
‫خیلی خوشحالم که اینجایی، هو جین.

323
00:28:37,590 --> 00:28:40,427
‫شما دوتا اونجا صبح زود چیکار میکردین؟

324
00:28:42,595 --> 00:28:44,389
‫فقط داشتیم یه کم خرید روزانه میکردیم.

325
00:28:45,557 --> 00:28:46,558
‫خرید روزانه؟

326
00:28:47,851 --> 00:28:50,520
‫اینجایید خرید و آشپزی میکنید؟

327
00:28:51,354 --> 00:28:54,774
‫جو هو جین. مثل همیشه سخت‌گیر و سختکوشی.

328
00:28:56,776 --> 00:28:59,821
‫مو هی، حتماً آشپزی هو جین رو امتحان کردی.

329
00:28:59,904 --> 00:29:00,739
‫خوبه، مگه نه؟

330
00:29:04,409 --> 00:29:06,077
‫نمیدونم.

331
00:29:06,161 --> 00:29:07,495
‫امتحان نکردم.

332
00:29:07,579 --> 00:29:09,289
‫یه وقت ازش بخوا برات آشپزی کنه.

333
00:29:09,372 --> 00:29:10,540
‫آشپزیش عالیه.

334
00:29:12,625 --> 00:29:15,879
‫بحث غذا گشنم کرد. چقدر مونده به هتل؟

335
00:29:16,463 --> 00:29:18,131
‫حدود ۳۰ دقیقه.

336
00:29:18,214 --> 00:29:20,133
‫بریم یه رستوران اطراف وایسیم؟

337
00:29:20,216 --> 00:29:22,510
‫مشکلی نیست. وقتی رسیدیم اونجا میخورم.

338
00:29:25,096 --> 00:29:26,806
‫راه رفتن زیر اون نردبان

339
00:29:26,890 --> 00:29:28,475
‫واقعاً بدشانسی بود.

340
00:29:32,520 --> 00:29:36,107
‫حتماً حسابی دلت گرفته. تو هم خیلی بهت خوش میگذشت.

341
00:29:38,860 --> 00:29:40,236
‫چه حیف.

342
00:29:43,156 --> 00:29:46,117
‫حتی دروغ گفتی تا با کسی
‫که دوستش داری وقت بگذرونی.

343
00:29:48,495 --> 00:29:49,621
‫توی جیبت.

344
00:29:50,413 --> 00:29:51,498
‫کلید اتاقمون.

345
00:30:05,345 --> 00:30:08,056
‫باید چیزی که دلت میخواد بدونی رو ازش بپرسی.

346
00:30:08,973 --> 00:30:11,184
‫چرا اینجایی و برای عروسیت آماده نمیشی؟

347
00:30:22,821 --> 00:30:24,572
‫هی، اینجا چیکار میکنی؟

348
00:30:25,073 --> 00:30:26,407
‫عروسیت چی؟

349
00:30:26,491 --> 00:30:28,368
‫عروسی. عروسیت!

350
00:30:34,290 --> 00:30:36,209
‫عروسیتون چی؟

351
00:30:37,669 --> 00:30:38,503
‫ببخشید؟

352
00:30:40,630 --> 00:30:45,093
‫شنیدم عروسیتون هفته دیگه‌ست،
‫ چطور شد که اومدید کانادا؟

353
00:30:46,386 --> 00:30:48,221
‫درسته، راستش.

354
00:30:49,138 --> 00:30:53,184
‫اینجا فوری به کسی نیاز داشتن، و من تنها کسی بودم که در دسترس بودم،

355
00:30:53,268 --> 00:30:54,978
‫پس موقتی اومدم.

356
00:30:58,940 --> 00:31:02,026
‫به من گفتن هیرو توی یه هتل پایین شهر اقامت داره.

357
00:31:02,110 --> 00:31:04,863
‫خوبه. میتونم برم سلام بدم.

358
00:31:13,705 --> 00:31:15,832
‫به مدیرم زنگ زدم، زود میاد اینجا.

359
00:31:15,915 --> 00:31:18,001
‫شما دوتا برید. شما کار دارید.

360
00:31:18,501 --> 00:31:21,588
‫باید اول شما رو میرسوندیم.

361
00:31:22,171 --> 00:31:24,549
‫بابتش معذرت میخوام. توی هتل میبینمت.

362
00:31:25,633 --> 00:31:27,010
‫هو جین، بیا بریم.

363
00:31:31,848 --> 00:31:32,849
‫هی.

364
00:31:35,894 --> 00:31:36,853
‫باید اینو بگیری.

365
00:31:39,105 --> 00:31:41,190
‫میتونی نگهش داری. من خوبم.

366
00:31:44,235 --> 00:31:45,945
‫مطمئنی حالت خوبه؟

367
00:31:47,655 --> 00:31:49,532
‫تو فرار کردی، و اون دنبالت اومده اینجا.

368
00:31:50,617 --> 00:31:52,619
‫واقعاً نمیدونستی داره میاد؟

369
00:31:54,287 --> 00:31:55,204
‫نمیدونستم.

370
00:32:00,877 --> 00:32:02,545
‫نمیخوام بپوشمش. برو.

371
00:32:24,776 --> 00:32:26,194
‫فکر میکنی واقعاً نمیدونست؟

372
00:32:29,072 --> 00:32:30,281
‫گفت نمیدونسته.

373
00:32:31,199 --> 00:32:34,911
‫حرفش که "نمیدونستم" هیچ دلداری یا تشویقی نداشت.

374
00:32:35,411 --> 00:32:38,831
‫فقط نشون میده تو براش هیچی نیستی.

375
00:32:47,048 --> 00:32:50,218
‫کار تا حالا برات جالب بوده؟ فیلمبرداری‌ها چطور بودن؟

376
00:32:50,301 --> 00:32:53,388
‫عروسیت هفته دیگه‌ست.
‫واقعاً مشکلی نداره که اینجایی؟

377
00:32:53,471 --> 00:32:54,931
‫همه چی آماده‌ست؟

378
00:32:55,556 --> 00:32:57,475
‫چیزی واسه آماده کردن مونده؟

379
00:32:57,558 --> 00:32:59,602
‫تنها کاری که مونده انجام مراسمه.

380
00:33:00,103 --> 00:33:01,187
‫جین‌سوک چی گفت؟

381
00:33:02,313 --> 00:33:04,774
‫هیچ اعتراضی نسبت به اومدنت اینجا نداشت؟

382
00:33:04,857 --> 00:33:06,275
‫جین‌سوک رو میشناسی.

383
00:33:06,359 --> 00:33:08,736
‫هر چی بگم موافقت میکنه

384
00:33:09,237 --> 00:33:10,571
‫چرا باید اعتراض کنه؟

385
00:33:11,864 --> 00:33:14,492
‫بیا فقط تمومش کنیم و انجامش بدیم.

386
00:33:15,368 --> 00:33:19,622
‫اگه الان ازدواج نکنیم، فکر نکنم هیچوقت بخوام.

387
00:33:27,964 --> 00:33:30,717
‫چرا تو… میخوای ازدواج کنی؟

388
00:33:30,800 --> 00:33:31,759
‫چرا؟

389
00:33:32,427 --> 00:33:33,511
‫تو گفتی میخوای.

390
00:33:41,853 --> 00:33:45,064
‫بیخیال. فقط فکر کردن به کار کافیه که سردرد بگیرم.

391
00:33:46,315 --> 00:33:48,568
‫در هر صورت، فکر کنم الآن همکاریم.

392
00:33:49,986 --> 00:33:52,113
‫منتظر همکاری با شما هستم، آقای جو.

393
00:33:54,282 --> 00:33:57,076
‫نانامی، که با هیرو کار میکنه، به اندازه کافی کره ای بلده.

394
00:33:57,160 --> 00:33:59,871
‫اگه مسئله‌ای پیش بیاد، میتونی اول با اون درمیون بذاری.

395
00:34:00,663 --> 00:34:01,497
‫حتماً.

396
00:34:03,166 --> 00:34:04,208
‫بریم بالا.

397
00:34:05,668 --> 00:34:07,462
‫خانم چو، من توی هتلم.

398
00:34:27,023 --> 00:34:28,441
‫فقط یکی دیگه مونده.

399
00:34:49,545 --> 00:34:50,546
‫زامبیه.

400
00:34:59,722 --> 00:35:01,057
‫اینجا چیکار میکنی؟

401
00:35:01,140 --> 00:35:04,102
‫رفتن اونجا که ببیننت.

402
00:35:05,103 --> 00:35:07,772
‫خودت اینجا چیکار میکنی؟ چرا اومدی اینجا؟

403
00:35:08,981 --> 00:35:11,109
‫جلسه. جلسه شما.

404
00:35:12,944 --> 00:35:15,571
‫اونجا دو نفر منتظرن.

405
00:35:15,655 --> 00:35:16,489
‫الان منتظرن.

406
00:35:17,907 --> 00:35:19,992
‫جلسه؟ اومدی که منو ببینی؟

407
00:35:21,953 --> 00:35:23,246
‫منتظر من بودی؟

408
00:35:27,333 --> 00:35:29,877
‫چی داره میگه؟ یه کلمه هم نمیفهمم.

409
00:35:29,961 --> 00:35:31,087
‫ببین.

410
00:35:32,130 --> 00:35:34,549
‫ما همکارایی هستیم که فقط برای کار همدیگه رو میبینیم.

411
00:35:34,632 --> 00:35:36,425
‫نمیتونی اینجوری تعطیلی منو خراب کنی.

412
00:35:37,468 --> 00:35:38,845
‫این خیلی زیادیه.

413
00:35:39,554 --> 00:35:41,806
‫به نظر میاد حالش واقعاً بد باشه.

414
00:35:47,728 --> 00:35:50,064
‫منم امروز حال خوبی ندارم،

415
00:35:51,065 --> 00:35:51,899
‫پس فقط برو.

416
00:36:24,432 --> 00:36:26,851
‫میدونی فردا قراره شفق رو ببینیم؟

417
00:36:29,395 --> 00:36:31,147
‫میگن برای اینکه ببینیشون…

418
00:36:33,357 --> 00:36:34,942
‫نیاز به شانس داری.

419
00:36:40,531 --> 00:36:42,617
‫پس من خیلی سخت گشتم تا اینا رو جمع کنم.

420
00:36:44,493 --> 00:36:47,663
‫من واقعاً میخواستم شفق قطبی رو با

421
00:36:48,831 --> 00:36:50,333
‫پسری که دوستش دارم ببینم

422
00:36:54,921 --> 00:36:56,088
‫اما…

423
00:37:01,093 --> 00:37:03,554
‫زنی که اون دوست داره الان اینجاست.

424
00:37:08,517 --> 00:37:10,978
‫اگه من همه این شانس خوب رو جمع کنم و شفق ظاهر بشه…

425
00:37:18,361 --> 00:37:20,988
‫شرط میبندم با زنی که
‫دوستش داره میره شفق رو ببینه

426
00:37:30,248 --> 00:37:31,749
‫پس امیدوارم…

427
00:37:34,543 --> 00:37:35,962
‫شفق دیده نشه.

428
00:37:41,092 --> 00:37:44,553
‫برای فیلمبرداری ما خیلی مهمه…

429
00:37:51,310 --> 00:37:53,312
‫اما دارم دعا میکنم خراب بشه.

430
00:38:00,361 --> 00:38:01,362
‫ببخشید.

431
00:38:09,662 --> 00:38:11,080
‫بهتره برم.

432
00:38:13,040 --> 00:38:15,042
‫مرسی که به حرفم گوش دادی.

433
00:38:17,878 --> 00:38:18,838
‫آریگاتو.

434
00:38:32,643 --> 00:38:34,395
‫من کاملاً بی‌خبرم.

435
00:38:37,106 --> 00:38:39,150
‫چی میتونه باشه که اینقدر ناراحته؟

436
00:38:50,369 --> 00:38:53,414
‫سلام، من شین جی سون هستم،
‫اینجام که جای جونگ‌سو رو پر کنم.

437
00:38:53,497 --> 00:38:54,957
‫خوشحالم که با همه شما کار میکنم.

438
00:38:55,041 --> 00:39:01,547
‫شین جی سون!

439
00:39:02,715 --> 00:39:07,136
‫خب، همگی. مهم‌ترین فیلمبرداری ما با شفق قطبی فرداست.

440
00:39:07,219 --> 00:39:10,556
‫طبق پیش‌بینی، هوا عالیه،

441
00:39:10,639 --> 00:39:13,184
‫و قوی‌ترین شفق امسال رو داریم.

442
00:39:13,267 --> 00:39:16,854
‫بیایید فردا همه باهم شفق قطبی رو ببینیم!

443
00:39:18,564 --> 00:39:20,900
‫شفق قطبی!

444
00:39:20,983 --> 00:39:23,444
‫- بریم!
‫- شفق قطبی

445
00:39:23,527 --> 00:39:25,821
‫شفق قطبی!

446
00:39:25,905 --> 00:39:28,366
‫شفق قطبی!

447
00:39:28,449 --> 00:39:29,283
‫به سلامتی!

448
00:39:29,367 --> 00:39:31,786
‫هیرو چیکار میکنه؟ چرا باهم نیومدین؟

449
00:39:33,496 --> 00:39:37,208
‫الان دقیقاً، احتمالاً داره ورزش عصرگاهی‌ش رو انجام میده.

450
00:39:41,128 --> 00:39:42,088
‫شفق.

451
00:39:43,089 --> 00:39:43,923
‫شبدر.

452
00:39:45,591 --> 00:39:46,592
‫ببخشید.

453
00:39:47,802 --> 00:39:48,761
‫ممنون.

454
00:39:53,015 --> 00:39:54,767
‫واقعاً داره اذیتم میکنه.

455
00:39:57,395 --> 00:39:58,479
‫شفق.

456
00:39:59,313 --> 00:40:00,147
‫شبدر.

457
00:40:01,107 --> 00:40:01,941
‫ببخشید.

458
00:40:02,525 --> 00:40:04,151
‫هو جین، یه کم گوشت بخور.

459
00:40:04,944 --> 00:40:07,780
‫- بخور، آقای جو.
‫- بله

460
00:40:09,240 --> 00:40:10,116
‫مرسی.

461
00:40:10,658 --> 00:40:11,826
‫راستی،

462
00:40:11,909 --> 00:40:15,663
‫شنیدم که تهیه‌کننده شین داره با برادر بزرگترت ازدواج میکنه.

463
00:40:15,746 --> 00:40:18,416
‫اونوقت میشه زن برادرت، درسته؟

464
00:40:18,499 --> 00:40:21,335
‫من و هو جین از قدیم دوستیم،
‫همدیگه رو با اسم صدا میزنیم.

465
00:40:21,836 --> 00:40:24,130
‫گفتی که یه عروسی کوچیک تو ججوئه؟

466
00:40:24,213 --> 00:40:26,841
‫پس، برای رسیدن به کره و پرواز به ججو،

467
00:40:26,924 --> 00:40:29,593
‫باید حداقل دو روز قبل عروسی برگردی.

468
00:40:30,219 --> 00:40:32,138
‫پس وقتی جی سون بره، کی جایگزینش میشه؟

469
00:40:32,721 --> 00:40:35,558
‫من برای کل فیلمبرداری کانادا اینجام.

470
00:40:41,397 --> 00:40:43,607
‫به معنای واقعی کلمه یه عروسی کوچیکه.

471
00:40:43,691 --> 00:40:46,902
‫فقط خانواده‌هامون هستن، میتونیم
‫یکی دو هفته عقب بندازیمش.

472
00:40:46,986 --> 00:40:49,447
‫ دارین عقب میندازینش؟

473
00:40:49,530 --> 00:40:51,282
‫خب، این عالیه!

474
00:40:51,365 --> 00:40:54,285
‫اگه عروسی بیوفته وقتی که ما برگشتیم کره،

475
00:40:54,368 --> 00:40:55,703
‫پس همه‌مون میتونیم شرکت کنیم.

476
00:40:55,786 --> 00:40:57,997
‫و برادر دامادم میتونه شرکت کنه.

477
00:40:58,080 --> 00:40:59,415
‫چقدر عالیه؟

478
00:40:59,498 --> 00:41:02,877
‫صبر کن، پس داری عروسیت رو عقب میندازی
‫که جای یه تهیه‌کننده دیگه رو پر کنی؟

479
00:41:02,960 --> 00:41:04,920
‫جی سون، تو واقعاً جاه طلبی.

480
00:41:05,004 --> 00:41:07,673
‫چطور ممکنه یه نفر رو اینقدر طولانی دوست داشت؟

481
00:41:07,756 --> 00:41:09,633
‫این یه جورایی باورنکردنیه.

482
00:41:10,509 --> 00:41:13,262
‫یه بار پرسیدی که نکنه من یه فیلم عاشقانه پرشورم.

483
00:41:14,305 --> 00:41:17,725
‫اما عشق من پرشور نیست. بیشتر ترسناکه.

484
00:41:18,225 --> 00:41:20,811
‫اگه مجبور باشم یه ژانر انتخاب کنم، ترسناکه.

485
00:41:21,395 --> 00:41:22,229
‫ترسناک؟

486
00:41:24,565 --> 00:41:26,484
‫همون ژانری که دو را می داره؟

487
00:41:27,318 --> 00:41:29,153
‫با خودم فکر میکنم، "بالاخره تموم شد."

488
00:41:29,737 --> 00:41:32,698
‫"بالاخره مُرد،" ولی هنوز زنده‌ست.

489
00:41:33,199 --> 00:41:37,077
‫با فکر اینکه " میخوام تموم شه"
‫فرار میکنم اما اون به تعقیبم ادامه میده.

490
00:41:37,828 --> 00:41:41,373
‫مثل یه زامبی که بی‌وقفه به سمتت میاد، بدون توجه به اینکه چندبار بکشیش.

491
00:41:42,625 --> 00:41:44,710
‫من به خودم میگم، "باید تمومش کنم،"

492
00:41:45,294 --> 00:41:46,378
‫اما نمیتونم.

493
00:41:47,254 --> 00:41:48,589
‫این واقعاً

494
00:41:49,298 --> 00:41:50,299
‫خیلی ترسناکه.

495
00:41:50,382 --> 00:41:51,884
‫آره ترسناکه.

496
00:41:53,093 --> 00:41:56,514
‫امیدوارم این بار، بتونم یه بار برای همیشه فرار کنم

497
00:41:57,264 --> 00:41:58,516
‫و گیر نیوفتم.

498
00:42:01,310 --> 00:42:04,104
‫وای، این نا جین‌ سوک! باور میکنی اون یارو رو؟

499
00:42:04,188 --> 00:42:06,649
‫بعد از کلی فکر، قبول کردم که مجری باشم،

500
00:42:06,732 --> 00:42:10,694
‫اونوقت اون برام یه پیامک
‫فرستاده میگه مراسم عقب افتاده.

501
00:42:10,778 --> 00:42:11,946
‫ببخشید، آقای کیم.

502
00:42:13,239 --> 00:42:15,324
‫هنوز ازش خبر نداری؟

503
00:42:15,407 --> 00:42:16,492
‫ندارم.

504
00:42:16,575 --> 00:42:18,494
‫صبر کن، اونجا شب شده، مگه نه؟

505
00:42:18,577 --> 00:42:21,622
‫ناراحت شدم و بی‌دلیل مزاحمت شدم.

506
00:42:22,122 --> 00:42:23,249
‫ببخشید. برو بخواب.

507
00:42:23,332 --> 00:42:25,501
‫باشه، به زودی باهات صحبت میکنم، آقای کیم.

508
00:42:26,085 --> 00:42:26,919
‫خداحافظ.

509
00:42:59,410 --> 00:43:01,996
‫ وقتی خود دختره کاملاً خوبه چرا اون اینطوری ناراحته ؟

510
00:43:03,956 --> 00:43:05,541
‫نمیتونم تماشا کنم.

511
00:43:20,931 --> 00:43:23,309
‫تو فکر کردی عروسی همه چیز رو برای همیشه تموم میکنه.

512
00:43:23,392 --> 00:43:24,727
‫حتماً دردسر شده.

513
00:43:26,145 --> 00:43:29,356
‫بهت گفت چرا اینجاست؟ باهم دعوا کردن؟

514
00:43:30,441 --> 00:43:32,026
‫ازش پرسیدی؟

515
00:43:32,818 --> 00:43:35,529
‫ازش نپرسیدم، اما فکر میکنم یه اتفاقی افتاده.

516
00:43:36,822 --> 00:43:38,532
‫اما مطمئنم بالاخره میگذره.

517
00:43:38,616 --> 00:43:43,537
‫جی سون تنها کسیه که میتونه
‫برادر آزادمنشم رو کنترل و قبول کنه.

518
00:43:45,873 --> 00:43:46,957
‫درسته.

519
00:43:48,500 --> 00:43:50,919
‫پس اون واقعاً آدم خوبیه.

520
00:43:52,630 --> 00:43:54,695
‫حالا ازدواجشون واقعاً همه چیز رو حل میکنه؟

521
00:43:54,695 --> 00:43:56,572
‫شما فامیل میشین و مدام همو میبینید

522
00:43:56,717 --> 00:43:58,677
‫چی میشه اگه یه روز حقیقت برملا بشه؟

523
00:43:59,303 --> 00:44:02,389
‫با توجه به وضعیت، شاید بخوای قبل
‫از عروسی همه چیز رو اعتراف کنی.

524
00:44:02,473 --> 00:44:06,310
‫این امن تر‌ و زیرکانه تر نیست؟ هم قانونی هم اخلاقی

525
00:44:07,311 --> 00:44:09,688
‫داری به من دلداری و روحیه میدی؟

526
00:44:10,648 --> 00:44:12,941
‫ازش خوشم نمیاد، پس لطفاً دخالت نکن.

527
00:44:14,693 --> 00:44:18,238
‫من فقط احساس بدی دارم که وقتی
‫داری سعی میکنی فرار کنی گیر افتادی.

528
00:44:18,322 --> 00:44:21,575
‫پس جلوی راهمو نگیر و کنار برو تا بتونم فرار کنم.

529
00:44:23,869 --> 00:44:26,038
‫چرا داری سعی میکنی تنها فرار کنی؟

530
00:44:26,664 --> 00:44:28,540
‫چرا از اطرافیانت کمک
‫نمیگیری تا ازش دوری کنی؟

531
00:44:29,041 --> 00:44:31,001
‫از یکی استفاده کن و پناه بگیر

532
00:44:31,085 --> 00:44:33,545
‫شاید اونا ازت محافظت کنن. گفتی که ترسیدی.

533
00:44:33,629 --> 00:44:35,464
‫واقعاً فکر میکنی امتحان نکردم؟

534
00:44:42,638 --> 00:44:43,972
‫میشه لطفاً کنار بری؟

535
00:44:45,057 --> 00:44:47,226
‫مگر اینکه داری ازم میخوای ازت به عنوان پناه استفاده کنم.

536
00:44:52,106 --> 00:44:53,691
‫خیلی بدجنسی

537
00:44:55,150 --> 00:44:57,611
‫امیدوارم اون عشق زامبی‌وارت زنده‌زنده بخورتت.

538
00:45:39,570 --> 00:45:40,904
‫اون رذل.

539
00:45:44,324 --> 00:45:46,118
‫من خیلی خجالت‌زده‌ام.

540
00:45:46,910 --> 00:45:48,787
‫دوباره ردم کرد.

541
00:47:27,553 --> 00:47:30,722
‫نا جین‌سوک

542
00:48:12,431 --> 00:48:13,932
‫- چه قشنگه.
‫- نه؟

543
00:48:14,016 --> 00:48:15,893
‫با این سه دوربین،

544
00:48:15,976 --> 00:48:19,187
‫بیاید یه نمای کامل و دو نمای نزدیک از هیرو و مو هی بگیریم.

545
00:48:19,271 --> 00:48:21,273
‫صندلی‌ها و موقعیت‌ها رو دوباره بررسی کنید.

546
00:48:26,862 --> 00:48:28,030
‫به نظر میاد برف بیاد.

547
00:48:29,948 --> 00:48:32,242
‫فکر نکنم بتونیم شفق قطبی رو ببینیم.

548
00:48:33,160 --> 00:48:35,370
‫کاریش نمیشه کرد

549
00:48:37,497 --> 00:48:39,458
‫امیدوارم برف سنگین بیاد.

550
00:48:44,004 --> 00:48:44,963
‫مو هی.

551
00:48:45,047 --> 00:48:48,258
‫نانامی امروز مترجممونه

552
00:48:49,635 --> 00:48:50,469
‫چرا؟

553
00:48:51,178 --> 00:48:53,138
‫آقای جو از واسطه شدن امتناع کرده؟

554
00:48:53,221 --> 00:48:56,642
‫نه، ماشینی که هو جین توش
‫بود سر راه اینجا تصادف کرده.

555
00:48:58,101 --> 00:48:59,561
‫- ببخشید؟
‫- تصادف کرده؟

556
00:48:59,645 --> 00:49:00,562
‫صدمه دید؟

557
00:49:00,646 --> 00:49:01,855
‫نه، کسی صدمه ندیده.

558
00:49:01,939 --> 00:49:03,607
‫فقط یه تصادف جزئی بوده،

559
00:49:03,690 --> 00:49:06,276
‫اما به نظر میاد یکم طول بکشه تا اینجا برسن.

560
00:49:06,777 --> 00:49:10,238
‫برای فیلمبرداری امروز، باید با مترجمی نانامی بسازیم.

561
00:49:13,784 --> 00:49:16,411
‫تصادف جزئی؟ امیدوارم حالتون خوب باشه.

562
00:49:19,581 --> 00:49:21,583
‫مو هی، خیلی نگران نشو.

563
00:49:21,667 --> 00:49:23,001
‫گفت صدمه ندیده.

564
00:49:23,085 --> 00:49:24,461
‫الان بهش زنگ میزنم.

565
00:49:25,003 --> 00:49:26,463
‫حتماً تقصیر منه.

566
00:49:28,006 --> 00:49:29,883
‫دعا کردم همه چیز خراب بشه.

567
00:49:31,927 --> 00:49:33,512
‫نباید هیچوقت این رو میگفتم.

568
00:49:39,184 --> 00:49:40,978
‫خیلی خب، بیاید فیلمبرداری رو شروع کنیم.

569
00:49:41,061 --> 00:49:43,522
‫باشه.

570
00:49:43,605 --> 00:49:44,523
‫نانامی.

571
00:49:44,606 --> 00:49:47,109
‫لطفاً فقط کمک کن همدیگه رو بفهمن.

572
00:49:47,776 --> 00:49:48,944
‫چشم

573
00:50:03,458 --> 00:50:05,711
‫هوا خوب نیست.

574
00:50:14,052 --> 00:50:17,222
‫میگه به نظر میاد برف بیاد.

575
00:50:27,190 --> 00:50:28,108
‫برف.

576
00:50:33,447 --> 00:50:35,240
‫به نظر میاد واقعاً برف بیاد.

577
00:50:48,628 --> 00:50:51,339
‫خیلی خب، فیلمبرداری امروز تموم شد.

578
00:50:52,299 --> 00:50:54,134
‫نتونستیم شفق رو ببینیم.

579
00:50:54,801 --> 00:50:56,803
‫معلومه که دیدنشون راحت نیست.

580
00:50:57,345 --> 00:51:00,766
‫چرا فقط یه ساعت دیگه منتظر نمونیم؟

581
00:51:01,266 --> 00:51:02,559
‫خیلی حیفه

582
00:51:02,642 --> 00:51:04,102
‫ نمیتونیم، باشه؟

583
00:51:04,186 --> 00:51:06,855
‫ساعت یک شب شده و آسمون
‫تیره ست. هیچ شانسی نیست.

584
00:51:06,938 --> 00:51:08,273
‫گروه مریض میشن.

585
00:51:08,356 --> 00:51:09,691
‫خیلی دیر شده.

586
00:51:10,400 --> 00:51:13,070
‫وقتی همه ی وسایل‌تون رو جمع
‫کردید، لطفاً برین به کلبه اطراف.

587
00:51:13,153 --> 00:51:14,905
‫اما اینهمه راه اومدیم.

588
00:51:14,988 --> 00:51:16,198
‫خیلی ناامیدکننده‌ست.

589
00:51:16,281 --> 00:51:19,868
‫من میمونم و شفق رو اگه صبح
‫زود قابل دیدن باشن فیلمبرداری میکنم .

590
00:51:19,951 --> 00:51:21,369
‫میتونیم به عنوان تصاویر آرشیوی استفاده‌شون کنیم.

591
00:51:27,793 --> 00:51:30,462
‫تو هم ناامیدی که شفق رو ندیدیم؟

592
00:51:31,588 --> 00:51:32,631
‫نه، درخشیدن.

593
00:51:35,050 --> 00:51:38,637
‫تو گفتی که اون وقتی با من بود میدرخشید.

594
00:51:42,682 --> 00:51:43,517
‫حالت خوبه؟

595
00:51:43,600 --> 00:51:45,185
‫تو واقعاً جاه طلبی.

596
00:51:45,268 --> 00:51:48,730
‫آره، من فوق‌العاده جاه طلبم. قراره معروف بشم و بترکونم.

597
00:51:48,814 --> 00:51:50,065
‫حتماً میشی.

598
00:51:51,149 --> 00:51:52,567
‫اما اون امروز متفاوت به نظر میرسید.

599
00:51:55,362 --> 00:51:57,697
‫احتمالاً چون ترجمه ی من کمبود داشت.

600
00:51:58,281 --> 00:51:59,199
‫ترجمه ی تو؟

601
00:51:59,282 --> 00:52:00,242
‫آره.

602
00:52:01,034 --> 00:52:03,495
‫فکر کنم نتونستم حرف‌هات رو دقیق منتقل کنم.

603
00:52:04,996 --> 00:52:06,248
‫خانم چا مو هی

604
00:52:07,833 --> 00:52:11,128
‫همیشه حرف‌هات رو از طریق یه نفر دیگه میفهمید.

605
00:52:14,923 --> 00:52:16,424
‫راست میگی.

606
00:52:16,925 --> 00:52:19,302
‫همیشه یه نفر دیگه رو توی گوشش میشنید.

607
00:52:29,354 --> 00:52:30,564
‫پس اون من نبودم؟

608
00:52:37,028 --> 00:52:38,530
‫پاپاگو♥

609
00:52:38,613 --> 00:52:42,409
‫شنیدم تصادف کردی. خیلی نگرانت بودم. حالت خوبه؟

610
00:52:51,459 --> 00:52:55,297
‫لطفاً پیامم رو جواب بده، هرچقدر
‫هم دیر شه. من بیدار میمونم و منتظرم.

611
00:53:13,273 --> 00:53:15,025
‫وقتی برگشتی بهم خبر بده.

612
00:53:25,827 --> 00:53:29,247
‫تهیه‌کننده شین، پیک خوراکی شبانه…

613
00:53:32,250 --> 00:53:33,418
‫رفته جایی؟

614
00:53:39,716 --> 00:53:40,759
‫نا جین‌سوک

615
00:53:40,842 --> 00:53:41,676
‫هی، جی سون.

616
00:53:42,844 --> 00:53:44,638
‫لطفاً قطع نکن. ببخشید.

617
00:53:45,138 --> 00:53:47,057
‫بیا طبق برنامه ازدواج کنیم.

618
00:53:47,641 --> 00:53:49,059
‫لطفاً نگو که تموم شده.

619
00:53:53,438 --> 00:53:54,356
‫شنیدی؟

620
00:53:56,858 --> 00:53:58,276
‫حق نداری به کسی بگی.

621
00:53:58,777 --> 00:54:00,487
‫اگه اینکار رو بکنی، میکشمت.

622
00:54:11,957 --> 00:54:13,416
‫تازه برگشتم.

623
00:54:13,500 --> 00:54:15,752
‫اگه هنوز بیداری، میخوای بیای بیرون؟

624
00:54:24,803 --> 00:54:26,179
‫آقای جو هو جین!

625
00:54:30,684 --> 00:54:33,186
‫حالت خوبه؟ اصلاً صدمه دیدی؟

626
00:54:34,187 --> 00:54:37,565
‫من خوبم. دیر برگشتم چون یکی
‫دیگه توی ماشین صدمه دیده بود.

627
00:54:39,901 --> 00:54:41,152
‫خیلی متاسفم.

628
00:54:42,529 --> 00:54:43,363
‫برای چی؟

629
00:54:43,989 --> 00:54:45,907
‫برای اینکه بهت ناسزا گفتم.

630
00:54:46,491 --> 00:54:49,077
‫من کل شب با دو را می رقصیدم و بهت ناسزا گفتم.

631
00:54:50,453 --> 00:54:52,247
‫حس میکنم تصادف تقصیر منه.

632
00:54:53,581 --> 00:54:54,666
‫خیلی احساس بدی داشتم.

633
00:54:55,583 --> 00:55:00,338
‫تصادف تقصیر راننده پشت سرمون بود، که نگاه به جلو نکرد.

634
00:55:00,839 --> 00:55:03,633
‫پس ناسزا گفتن و فحش دادن تو ربطی بهش نداره.

635
00:55:06,970 --> 00:55:10,056
‫به هر حال، شانس خوبی که جمع کردی نتیجه داد.

636
00:55:12,934 --> 00:55:13,810
‫نمیتونی ببینیش؟

637
00:55:48,428 --> 00:55:51,139
‫مرسی. دارم به لطف تو شفق رو میبینم.

638
00:55:53,350 --> 00:55:55,727
‫دوست دارم این رو به حساب خودم بذارم،

639
00:55:56,895 --> 00:55:58,980
‫اما همه شبدرهایی که جمع کردم رو انداختم دور.

640
00:56:00,065 --> 00:56:02,025
‫آرزوی من ربطی به این نداشت.

641
00:56:03,276 --> 00:56:04,235
‫نه خیر

642
00:56:04,986 --> 00:56:06,237
‫هنوز یکی برات مونده.

643
00:56:13,328 --> 00:56:16,539
‫این همه وقت جای اینکه بندازیش دور نگهش داشتی؟

644
00:56:16,623 --> 00:56:20,168
‫دیدم چقدر سخت پیداشون کردی.
‫چطور میتونستم بندازمش دور؟

645
00:56:28,009 --> 00:56:32,514
‫پس چون من خیلی آرزو
‫کردم، الان داریم شفق رو میبینیم

646
00:56:33,556 --> 00:56:34,557
‫منم کمک کردم

647
00:56:35,225 --> 00:56:36,351
‫با یکی.

648
00:56:42,273 --> 00:56:43,983
‫تو هم یکی پیدا کردی؟

649
00:56:44,067 --> 00:56:46,277
‫وقتی تصادف داشت حل و فصل میشد دیدمش.

650
00:56:48,113 --> 00:56:49,489
‫منم میخواستم ببینمشون.

651
00:56:54,494 --> 00:56:55,995
‫آرزومون برآورده شد.

652
00:56:57,163 --> 00:56:58,665
‫ با هم دیدنشون لذت‌بخشه.

653
00:57:01,626 --> 00:57:03,711
‫چه منظره‌ای.

654
00:57:14,347 --> 00:57:16,349
‫بریم داخل؟ دیر شده. باید بریم.

655
00:57:16,433 --> 00:57:18,143
‫چرا؟ بیا یه کم بیشتر بمونیم.

656
00:57:21,146 --> 00:57:22,772
‫خیلی وقته وایسادیم نگاه میکنیم

657
00:57:24,774 --> 00:57:25,692
‫خب…

658
00:57:27,360 --> 00:57:31,197
‫دیدن شفق قطبی خیلی نادره. کی میدونه کی دوباره میبینیمش؟

659
00:57:31,281 --> 00:57:33,533
‫باید خیره بمونیم تا وقتی که ازش زده بشیم.

660
00:57:49,257 --> 00:57:50,425
‫مال خودش رو داشت؟

661
00:58:11,696 --> 00:58:13,948
‫بیا یه کم بیشتر باهم بمونیم.

662
00:58:16,075 --> 00:58:16,910
‫بیا اینکار رو بکنیم.

663
00:58:18,745 --> 00:58:20,872
‫کی دیگه فرصت دیدن این رو پیدا میکنیم؟ درسته؟

664
00:58:27,712 --> 00:58:29,297
‫میدونی، آقای جو هو جین،

665
00:58:29,839 --> 00:58:31,382
‫من یه داستانی شنیدم

666
00:58:32,008 --> 00:58:35,512
‫در مورد یه زن که با صبر، به
‫دوست‌پسرش که کار با چاپستیک رو بلد نبود،

667
00:58:35,595 --> 00:58:38,431
‫یاد داد چطور درست از چوب غذاخوری استفاده کنه.

668
00:58:39,224 --> 00:58:40,225
‫بعد بهش گفت،

669
00:58:40,308 --> 00:58:41,434
‫"اگه یه روز از هم جدا شدیم،

670
00:58:41,518 --> 00:58:44,729
‫هر بار که یه جفت چوب
‫غذاخوری برمیداری، یاد من میوفتی."

671
00:58:46,064 --> 00:58:47,357
‫و حق با اون بود.

672
00:58:49,317 --> 00:58:51,319
‫این یه شست‌وشوی مغزی موثر و ترسناکه.

673
00:58:53,321 --> 00:58:55,949
‫ما داریم شفق رو میبینیم
‫چون من آرزوش رو کردم.

674
00:58:56,991 --> 00:58:58,660
‫پس از این به بعد، آقای جو،

675
00:59:00,161 --> 00:59:02,789
‫هر بار که شفق ببینی، به یاد چا مو هی میوفتی.

676
00:59:12,465 --> 00:59:13,967
‫نترس.

677
00:59:14,842 --> 00:59:17,345
‫شفق‌ توی کره ظاهر نمیشه.

678
00:59:19,180 --> 00:59:20,181
‫جای شکر نداره؟

679
00:59:53,715 --> 00:59:54,841
‫وای.

680
00:59:55,592 --> 00:59:57,051
‫فکر کنم یه موردی ممکن باشه.

681
01:00:01,347 --> 01:00:04,267
‫میشه این عشق رو ترجمه کرد؟
‫<font color=#FF8DA1>:::: @KoreaTimes ::::</font>

682
01:00:05,691 --> 01:00:10,691
‫<font color=#69cbe0>:::: کانال تلگرام کُریا تایمز ::::</font>
‫ <font color=#69cbe0>:::: @KoreaTimes ::::</font>

683
01:00:31,711 --> 01:00:32,712
‫یه شبدر سه‌برگ.

684
01:00:34,339 --> 01:00:35,757
‫وای، این آسون نیست.

685
01:00:39,135 --> 01:00:40,345
‫بذار ببینم.

686
01:00:42,764 --> 01:00:44,891
‫یه شبدر چهاربرگ!

687
01:00:47,644 --> 01:00:49,354
‫کارل!

688
01:00:49,854 --> 01:00:50,813
‫یه شبدر چهاربرگ.

