﻿1
00:00:09,092 --> 00:00:09,926
‫<i>آماده باشید.</i>

2
00:00:09,950 --> 00:00:17,950
‫<font color=#FF8DA1>«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»</font>

3
00:00:18,018 --> 00:00:20,770
‫بیاین پیش‌مصاحبه‌های برنامه «سفر عاشقانه» رو شروع کنیم.

4
00:00:20,854 --> 00:00:21,688
‫برداشت.

5
00:00:26,443 --> 00:00:29,320
‫هنوز نمی‌دونم هم‌سفرم کیه.

6
00:00:29,821 --> 00:00:31,448
‫نمی‌خوان بهم بگن.

7
00:00:33,116 --> 00:00:35,201
‫مدتیه ذهنم درگیر اینه که می‌تونه کی باشه.

8
00:00:35,702 --> 00:00:38,079
‫همین رمز و راز، سفر رو برام حسابی هیجان‌انگیز می‌کنه.

9
00:00:38,830 --> 00:00:42,000
‫راستشو بخواین، آدم هر روز با یه خارجی آشنا نمیشه،

10
00:00:42,083 --> 00:00:43,543
‫اونم یه خانم جذاب،

11
00:00:44,044 --> 00:00:45,670
‫که زبان تو رو هم بلد نباشه،

12
00:00:45,754 --> 00:00:48,631
‫توی یه کشور غریب، چه برسه که قرار باشه باهم سفر کنین.

13
00:00:48,715 --> 00:00:52,677
‫انگار داره یه چیز کاملاً سینمایی برام اتفاق می‌افته.

14
00:00:52,761 --> 00:00:56,306
‫خلاصه، هم خیلی عصبی‌ام هم هیجان‌زده.

15
00:00:56,389 --> 00:00:59,267
‫پس به زودی باهاش ملاقات می‌کنم.

16
00:01:00,101 --> 00:01:02,312
‫امیدوارم وقتی منو ببینه ناامید نشه.

17
00:01:04,355 --> 00:01:06,608
‫امیدوارم سفر فوق‌العاده‌ای بشه.

18
00:01:06,691 --> 00:01:08,902
‫این هم‌سفر شماست.

19
00:01:08,985 --> 00:01:10,904
‫الان بهم می‌گید؟ همین‌جا؟

20
00:01:10,987 --> 00:01:11,905
‫بفرمایین.

21
00:01:13,114 --> 00:01:14,532
‫نگرانم.

22
00:01:18,286 --> 00:01:19,496
‫{\an8}<i>سلام.</i>

23
00:01:20,080 --> 00:01:23,541
‫{\an8}<i>من هیرو کوروساوا هستم، بازیگر اهل ژاپن.</i>

24
00:01:24,876 --> 00:01:25,877
‫{\an8}<i>در کانادا می‌بینمتون.</i>

25
00:01:25,960 --> 00:01:28,088
‫اوه، خودشه.

26
00:01:28,171 --> 00:01:31,091
‫یه بار تو یه جشنواره فیلم باهاش برخورد کردم.

27
00:01:31,174 --> 00:01:35,136
‫{\an8}<i>سلام. من چا موهی هستم، بازیگر کره‌ای.</i>

28
00:01:39,099 --> 00:01:40,183
‫دو را می؟

29
00:01:43,061 --> 00:01:44,145
‫درسته؟

30
00:01:46,981 --> 00:01:48,399
‫آها.

31
00:01:52,403 --> 00:01:53,404
‫دو را می…

32
00:01:53,905 --> 00:01:55,782
‫<i>در کانادا می‌بینمتون.</i>

33
00:02:10,213 --> 00:02:14,884
‫میشه این عشق رو ترجمه کرد؟
‫<font color=#69cbe0>:::: @KoreaTimes ::::</font>

34
00:02:17,137 --> 00:02:19,097
‫کانادا

35
00:02:56,843 --> 00:02:57,969
‫خوبه.

36
00:02:59,220 --> 00:03:03,391
‫موهی واقعاً راحته که همین‌جا با گروه مستقر بشه؟

37
00:03:03,474 --> 00:03:05,185
‫گفتم براش هتل می‌گیریم.

38
00:03:05,268 --> 00:03:07,353
‫برای هیرو اتاق هتل گرفتیم.

39
00:03:07,437 --> 00:03:09,272
‫می‌گه اینجا حالش بهتره.

40
00:03:09,355 --> 00:03:12,150
‫ولی ما اینجا قرار نیست چیزی فیلم بگیریم.

41
00:03:13,026 --> 00:03:13,860
‫چی؟

42
00:03:13,943 --> 00:03:16,070
‫اگه فکر می‌کنه قراره تصاویر صمیمیش با گروه رو ضبط کنیم،

43
00:03:16,154 --> 00:03:19,282
‫که باهاشون راحت و خودمونی باشه،

44
00:03:19,365 --> 00:03:22,160
‫براش بهتره بره هتل تا اینکه اینجا بمونه.

45
00:03:22,243 --> 00:03:26,789
‫با انگلیسی راحت نیست و دلش می‌خواد دور و برش کره‌ای‌ها باشن.

46
00:03:26,873 --> 00:03:31,044
‫پس از اون آدماست که می‌ره لس‌آنجلس و تو شهر کره ای ها میمونه؟

47
00:03:31,127 --> 00:03:32,170
‫کاملاً درکش می‌کنم.

48
00:03:32,253 --> 00:03:35,298
‫نزدیک بودن خوبه. هماهنگی‌ها راحت‌تر می‌شه.

49
00:03:35,381 --> 00:03:37,425
‫فکر کنم یه خرده دردسرساز بشه.

50
00:03:37,926 --> 00:03:41,471
‫همین الان هم دارم از پس کل گروه برمیام. حالا باید حواسم به بازیگر هم باشه؟

51
00:03:41,554 --> 00:03:43,932
‫نگران نباشین. من حواسم بهش هست.

52
00:03:44,015 --> 00:03:47,518
‫کلی هم رامِن فوری و خوراکی از کره آوردم.

53
00:03:47,602 --> 00:03:50,063
‫هر وقت دلتون خواست فقط بگین براتون بیارم.

54
00:03:51,147 --> 00:03:54,192
‫- حاضر!
‫- خدای من! اینا چیه؟

55
00:03:55,026 --> 00:03:56,611
‫سوپرمارکت رو با خاک یکسان کردی؟

56
00:03:57,195 --> 00:03:58,529
‫همه‌ش خوراکیه؟

57
00:03:58,613 --> 00:04:00,406
‫آره، غذاهای دل و روح کره‌ای.

58
00:04:00,907 --> 00:04:04,118
‫آقای تهیه‌کننده پارک، می‌دونم که نمی‌تونی بدون غذای کره‌ای زندگی کنی.

59
00:04:11,459 --> 00:04:12,835
‫خب، باشه. چشم.

60
00:04:13,336 --> 00:04:16,297
‫همون‌طور که می‌خواستی می‌تونی با آقای جو هم‌اتاق شی. بزرگ‌ترین اتاقه.

61
00:04:17,924 --> 00:04:19,300
‫نوگوری نیاوردی؟

62
00:04:20,510 --> 00:04:21,552
‫مرسی!

63
00:04:32,105 --> 00:04:34,774
‫وقتی دوباره نگاه کردم، دیدم اصلاً حالیم نبوده.

64
00:04:35,275 --> 00:04:38,194
‫جای تعجب نداره که تو مهمانی بعد از جشنواره نشناختمش.

65
00:04:39,070 --> 00:04:41,906
‫لقب هیرو کوروساوا تو ژاپن شاهزادهٔ رومنسه.

66
00:04:41,990 --> 00:04:44,909
‫بیا کاری کنیم قلب شاهزاده
‫هیرو اون‌قدر تند بزنه که سکته کنه!

67
00:04:46,327 --> 00:04:47,704
‫این چیزا رو نگو.

68
00:04:47,787 --> 00:04:51,207
‫من توی نقش دو را می اون‌قدر آدم کشتم
‫که می‌خوام از اون تصویر خلاص بشم.

69
00:04:51,291 --> 00:04:53,042
‫منظورم این نبود که این‌جوری بکشیش.

70
00:04:54,294 --> 00:04:55,378
‫منظورم این بود.

71
00:05:00,341 --> 00:05:01,384
‫این‌جوری؟

72
00:05:03,052 --> 00:05:05,346
‫نه، این‌جوری نه.

73
00:05:05,430 --> 00:05:09,434
‫بیشتر شبیه قهرمان معصوم و پاک یه فیلم ژاپنی.

74
00:05:14,814 --> 00:05:15,648
‫هیرو؟

75
00:05:18,443 --> 00:05:21,112
‫دیدیش؟ می‌دونستم می‌تونی!

76
00:05:21,612 --> 00:05:24,115
‫باشه، نهایت تلاشم رو می‌کنم.

77
00:05:26,951 --> 00:05:29,746
‫نمی‌دونم هیرو تا حالا به کانادا رسیده یا نه.

78
00:05:31,289 --> 00:05:34,792
‫احتمالاً. با آقای جو تماس بگیرم؟ اون داره با گروه ژاپنی‌ها میاد.

79
00:05:35,376 --> 00:05:36,461
‫آقای جو هو جین؟

80
00:05:38,755 --> 00:05:39,630
‫بی‌خیال.

81
00:05:40,131 --> 00:05:42,550
‫اگه تماس بگیری، انگار داری نشون میدی منتظرش بودی.

82
00:05:42,633 --> 00:05:45,136
‫آره، نکن. یه خرده به غرورم برمی‌خوره.

83
00:05:46,512 --> 00:05:47,513
‫برو استراحت کن، پس.

84
00:05:47,597 --> 00:05:49,891
‫من اتاق بغلی‌م. اگه کاری داشتی زنگ بزن.

85
00:05:50,516 --> 00:05:51,559
‫هی.

86
00:05:52,101 --> 00:05:54,437
‫گفتی با آقای جو هم‌اتاقی، درسته؟

87
00:05:54,937 --> 00:05:57,565
‫پس یعنی اتاق آقای جو هم همین‌جاست، کنار ما؟

88
00:05:57,648 --> 00:05:59,317
‫مو هی چان! هشیار باش.

89
00:05:59,400 --> 00:06:00,693
‫فقط به هیرو فکر کن.

90
00:06:01,819 --> 00:06:02,653
‫باشه!

91
00:06:09,577 --> 00:06:13,414
‫آره، باید هشیار بمونم. آقای جو اومده سر کار.

92
00:06:22,090 --> 00:06:25,760
‫به هر حال آخر سر با هم اومدیم این سفر.

93
00:06:42,151 --> 00:06:43,403
‫چه سردیه.

94
00:06:52,286 --> 00:06:53,371
‫بابتش معذرت می‌خوام.

95
00:06:59,168 --> 00:07:01,712
‫آقای جو، می‌شه یه لحظه صحبت کنیم؟

96
00:07:02,213 --> 00:07:03,631
‫میشه وسایل ما رو نگه‌داری؟

97
00:07:07,343 --> 00:07:09,137
‫کم مونده بود نتونیم بیایم کانادا.

98
00:07:09,220 --> 00:07:11,806
‫به لطف شما تونستیم راضی‌ش کنیم که بیاد.

99
00:07:11,889 --> 00:07:15,226
‫کارو که شما کردی. من فقط ترجمه کردم.

100
00:07:15,309 --> 00:07:17,520
‫فکر می‌کرد قراره اسم یکی از کاندیداها رو بهش بگن.

101
00:07:17,603 --> 00:07:20,857
‫ناگهان اسم دو را می اومد وسط. تعجبی نداره شوکه شد.

102
00:07:20,940 --> 00:07:23,609
‫تصویر عمومی دو را می یه خرده ترسناکه.

103
00:07:23,693 --> 00:07:26,821
‫شما اصلاً با هیرو و تیمش در مورد انتخابش صحبت نکردید؟

104
00:07:26,904 --> 00:07:28,614
‫با آژانسش صحبت کردیم.

105
00:07:28,698 --> 00:07:33,119
‫تأیید کردن چون فکر کردن شهرت جهانی دو را می به نفع هیرو خواهد بود.

106
00:07:33,202 --> 00:07:36,706
‫به هر حال، خدا رو شکر که کسی از گروه ما ژاپنی بلد نیست.

107
00:07:36,789 --> 00:07:41,794
‫یعنی فقط من و تو از این ماجرا خبر داریم.

108
00:07:43,129 --> 00:07:45,923
‫پس قصد داری این موضوع رو لاپوشونی کنی؟

109
00:07:46,007 --> 00:07:48,009
‫ما داریم عملاً یه سری قرار عاشقانه بینشون ضبط می‌کنیم.

110
00:07:48,092 --> 00:07:50,136
‫تم برنامه‌مون رمانتیکه.

111
00:07:50,219 --> 00:07:53,973
‫اصلاً کدوم زنی دلش برای کسی که
‫می‌گه «حوصله قرار عاشقانه ندارم»میلرزه؟

112
00:07:54,056 --> 00:07:55,933
‫فکر نمی‌کنی این کار فقط تنفرو ازش بیشتر می‌کنه؟

113
00:07:56,017 --> 00:07:56,851
‫درسته.

114
00:07:56,934 --> 00:07:59,061
‫گفتنش فقط جو رمانتیکشون رو خراب می‌کنه.

115
00:07:59,145 --> 00:08:01,147
‫صبر کن، پس تو می‌خوای جو رمانتیکشون رو بهم بزنی؟

116
00:08:01,230 --> 00:08:02,607
‫- نه.
‫- خب، پس.

117
00:08:02,690 --> 00:08:06,319
‫همه‌چیز بین من و تو می‌مونه.

118
00:08:06,819 --> 00:08:09,989
‫به خاطر رفاقت یا هرچی، نباید لو بدی، باشه؟

119
00:08:10,072 --> 00:08:12,575
‫من چیزهایی رو که موقع ترجمه می‌شنوم، لو نمی‌دم.

120
00:08:12,658 --> 00:08:15,161
‫خوشبختانه، دو را می ژاپنی نمی‌فهمه.

121
00:08:15,244 --> 00:08:19,957
‫اگه هیرو با حرف‌هاش از خط قرمز گذشت، به جای ترجمهٔ دقیق، یه جورایی نرمش کن.

122
00:08:20,041 --> 00:08:21,292
‫مثل یه ادیت.

123
00:08:21,375 --> 00:08:24,962
‫به عنوان تهیه‌کنندهٔ ارشد، بهت اختیار می‌دم مکالماتشون رو «ادیت» کنی.

124
00:08:26,964 --> 00:08:27,965
‫نه، ممنون.

125
00:08:28,508 --> 00:08:30,635
‫کار من اینه که کلمات رو عیناً ترجمه کنم.

126
00:08:31,135 --> 00:08:33,721
‫به عنوان کارگردان، لطفاً خودت هر ادیتی لازمه رو اعمال کن.

127
00:08:33,804 --> 00:08:36,641
‫ازت کمک خواستم چون شما و دو را می با هم راحتید.

128
00:08:37,433 --> 00:08:39,644
‫اصلاً چرا مدام بهش می‌گی دو را می؟

129
00:08:40,144 --> 00:08:42,396
‫همه همین الانم داشتن بهش می‌گفتن دو را می.

130
00:08:42,897 --> 00:08:44,357
‫اسمش چا موهی‌ئه.

131
00:08:44,440 --> 00:08:45,274
‫می‌دونم.

132
00:08:45,775 --> 00:08:47,568
‫ولی دو را می معروف‌تره.

133
00:08:47,652 --> 00:08:48,819
‫و ضرب‌آهنگ بهتری هم داره.

134
00:08:48,903 --> 00:08:51,697
‫اگه کسی رو با اسم اشتباه صدا بزنین، کار من سخت‌تر می‌شه.

135
00:08:52,198 --> 00:08:53,658
‫لطفاً با اسم واقعی‌ش صداش کنین.

136
00:08:54,659 --> 00:08:55,493
‫باشه.

137
00:09:07,213 --> 00:09:08,130
‫خوش اومدین.

138
00:09:08,214 --> 00:09:09,549
‫- وسایلتونو چیدید؟
‫- بله.

139
00:09:10,049 --> 00:09:11,175
‫مرسی.

140
00:09:11,259 --> 00:09:14,262
‫من تو اتاق کوچیک‌تر چیدم. شما اتاق بزرگ رو بردار.

141
00:09:14,345 --> 00:09:16,180
‫آه، واقعاً؟ ممنون.

142
00:09:19,934 --> 00:09:21,143
‫هی، این همه چیه؟

143
00:09:21,227 --> 00:09:23,271
‫یه کم خوراکی. شما هم بخور.

144
00:09:23,354 --> 00:09:25,773
‫از نودل فوری تا جدیدترین اسنک‌ها رو دارم.

145
00:09:26,274 --> 00:09:29,777
‫اینو. صبح اول وقت رفتم تو صف
‫مغازه خریدم. می‌خوای تست کنی؟

146
00:09:33,573 --> 00:09:34,782
‫طعم توت‌فرنگی؟

147
00:09:35,825 --> 00:09:37,952
‫تو هیرو رو دیدی، درسته؟ چطور بود؟

148
00:09:38,035 --> 00:09:40,413
‫حتماً حسابی ذوق‌زده شده که موهی انتخاب شده.

149
00:09:46,711 --> 00:09:49,839
‫خانم چا موهی چی؟ اون که می‌دونه کیه. حالش خوبه؟

150
00:09:49,922 --> 00:09:53,884
‫هیجان‌زده ست. هم قیافه‌ش خوبه، هم
‫تصویرش به عنوان یه مرد باادب و خوش‌برخورده.

151
00:09:55,970 --> 00:09:59,348
‫پس خانم چا از اون تصویر عمومی هیرو خوشش میاد؟

152
00:10:00,433 --> 00:10:01,267
‫حتماً.

153
00:10:01,934 --> 00:10:03,978
‫اونا قبلاً یه بار همدیگه رو دیدن.

154
00:10:04,061 --> 00:10:06,147
‫اون موقع هیرو خیلی با موهی مهربون بود.

155
00:10:07,773 --> 00:10:08,858
‫با مهربونی باهاش برخورد کرد؟

156
00:10:11,777 --> 00:10:14,655
‫پس می‌شه گفت قبل شروع
‫فیلم‌برداری یه جورایی با هم آشنان.

157
00:10:15,364 --> 00:10:17,408
‫آها، متوجه شدم.

158
00:10:20,745 --> 00:10:23,956
‫پس این ذهنیتی هست که خانم چا موهی داره.

159
00:10:28,919 --> 00:10:30,463
‫آقای جو در مورد من کنجکاوی کرده؟

160
00:10:31,631 --> 00:10:33,382
‫شاید چون تو در مورد هیرو سوال پرسیدی.

161
00:10:33,466 --> 00:10:34,300
‫نه اصلاً.

162
00:10:34,383 --> 00:10:37,720
‫من فقط پرسیدم هیرو چطوره، و اون خودش پیش دستی کرد

163
00:10:37,803 --> 00:10:39,930
‫و پرسید تو در مورد هیرو چی فکر می‌کنی.

164
00:10:40,765 --> 00:10:41,682
‫اینو گفت؟

165
00:10:44,810 --> 00:10:46,020
‫پس تو چی گفتی؟

166
00:10:46,103 --> 00:10:48,814
‫گفتم شما دوتا قبلاً همدیگه رو دیدین و حالا هم به هم علاقه دارین.

167
00:10:49,315 --> 00:10:51,400
‫وقتی اینو شنید، حالت چهره‌ش…

168
00:10:51,484 --> 00:10:53,110
‫چی شد؟ چطور؟

169
00:10:54,487 --> 00:10:57,406
‫نمی‌تونم بگم دقیقاً نگران بود

170
00:10:57,490 --> 00:10:59,283
‫یا ناراحت به نظر می‌رسید.

171
00:10:59,367 --> 00:11:00,618
‫یه چیزی بین این دوتا.

172
00:11:02,870 --> 00:11:04,830
‫چرا باید نگران باشه؟

173
00:11:05,331 --> 00:11:08,292
‫چرا باید از شنیدن این که از
‫هیرو خوشم میاد ناراحت بشه؟

174
00:11:10,836 --> 00:11:12,463
‫خیلی رویاپردازی نکن.

175
00:11:13,297 --> 00:11:15,716
‫جلسه برای فیلم‌برداری اول چطور پیش رفت؟

176
00:11:17,009 --> 00:11:21,681
‫تهیه‌کننده کیم پیشنهاد داد یه سورپرایز برای هیرو برنامه‌ریزی کنم،

177
00:11:21,764 --> 00:11:23,599
‫گفتم یه کاریش می‌کنم.

178
00:11:23,683 --> 00:11:24,934
‫سورپرایز؟

179
00:11:25,017 --> 00:11:27,353
‫ایدهٔ خوبیه. بیا یه چیز حسابی درست کنیم.

180
00:11:30,398 --> 00:11:31,273
‫یونگ وو.

181
00:11:31,774 --> 00:11:33,651
‫- می‌شه یه لحظه ببینمت؟
‫- حتماً.

182
00:11:34,568 --> 00:11:36,195
‫- برو استراحت کن.
‫- باشه.

183
00:11:37,738 --> 00:11:41,534
‫فقط می‌خواستم ببینم برای فیلم‌برداری فردا آماده‌ست یا نه.

184
00:12:03,222 --> 00:12:04,473
‫یونگ وو.

185
00:12:07,810 --> 00:12:08,978
‫یونگ وو، اونجایی؟

186
00:12:12,356 --> 00:12:13,607
‫هی، یه لحظه.

187
00:12:14,316 --> 00:12:15,985
‫وای، آقای جو هو جین؟

188
00:12:16,777 --> 00:12:18,279
‫این اتاق یونگ ووئه.

189
00:12:20,406 --> 00:12:24,702
‫آره. خب، من باهاش هم‌اتاقم.

190
00:12:25,494 --> 00:12:28,956
‫راستی؟ اومدم یه سر به یونگ وو بزنم.

191
00:12:29,457 --> 00:12:32,501
‫اتاق من همینه، انقدر نزدیک.

192
00:12:33,169 --> 00:12:35,171
‫می‌دونم. داشتم می‌اومدم.

193
00:12:37,965 --> 00:12:38,883
‫چی شده؟

194
00:12:39,842 --> 00:12:44,346
‫یونگ وو زنگ زد گفت گوشیت پیشته.
‫بعد از حرف زدنتون با هم جا گذاشتی.

195
00:12:46,849 --> 00:12:49,810
‫یونگ وو خودش پشت خطه. بفرمایین، خودتون صحبت کنین.

196
00:12:55,816 --> 00:12:56,734
‫هی، یونگ وو.

197
00:12:56,817 --> 00:12:59,153
‫<i>همه‌چی رو شنیدم. مگه حالت خوب نیست؟</i>

198
00:12:59,236 --> 00:13:01,238
‫باشه، فهمیدم. گوشیمو نگه دار. بای.

199
00:13:14,293 --> 00:13:17,630
‫به نظر میاد که یونگ وو رو پیدا کردی،

200
00:13:18,964 --> 00:13:22,009
‫پس دیگه دلیلی نداره بیام اتاقت.

201
00:13:24,887 --> 00:13:26,055
‫پس حالا چیکار کنیم؟

202
00:13:27,389 --> 00:13:29,475
‫آره، از یونگ وو به عنوان بهونه استفاده کردم.

203
00:13:29,975 --> 00:13:32,144
‫اگه می‌اومدم پیشت در حالی که می‌دونستم توی اتاق تنها هستی،

204
00:13:33,395 --> 00:13:36,774
‫فکر کردم ممکنه بترسی یا فکر کنی دارم تهدیدت می‌کنم.

205
00:13:36,857 --> 00:13:38,734
‫آه، چقدر ترسیدم.

206
00:13:41,487 --> 00:13:43,364
‫اومدم یه چیزی ازت بپرسم.

207
00:13:44,615 --> 00:13:46,534
‫ولی ولش کن. شب بخیر.

208
00:13:47,910 --> 00:13:50,079
‫بیا بریم بیرون، اونجا حرف می‌زنیم.

209
00:13:50,913 --> 00:13:53,040
‫یا می‌تونیم تو اتاقت صحبت کنیم.

210
00:13:54,208 --> 00:13:56,585
‫فکر کردن به اینکه دعوتت کنم داخل

211
00:13:57,294 --> 00:13:58,712
‫خودش به اندازهٔ کافی ترسناکه.

212
00:13:59,630 --> 00:14:00,840
‫وحشتناکه.

213
00:14:14,770 --> 00:14:17,857
‫تو هواپیما چی بهت دادن؟ من بیبیمباپ گرفتم.

214
00:14:18,566 --> 00:14:21,861
‫تو که از ژاپن اومدی، بهت سوشی دادن؟ دونبوری؟ تمپورا؟

215
00:14:22,444 --> 00:14:26,073
‫«تمپورا» توی ژاپنی یعنی غذای سرخ‌کرده، درسته؟ یا شاید نه.

216
00:14:26,574 --> 00:14:29,910
‫بله، تمپورا یعنی غذای سرخ‌کرده. به من تو هواپیما دونبوری دادن.

217
00:14:29,994 --> 00:14:31,787
‫و اگه این همه، فقط یه سری حرف بی‌ربط بود،

218
00:14:32,454 --> 00:14:35,082
‫چرا بعد از این همه وقت از
‫یه سلام ساده شروع نمی‌کنیم؟

219
00:14:38,752 --> 00:14:39,753
‫حالت چطوره؟

220
00:14:43,090 --> 00:14:44,967
‫سرم شلوغ بوده، ولی خوبم.

221
00:14:45,551 --> 00:14:46,385
‫تو چطور؟

222
00:14:49,555 --> 00:14:51,348
‫موضوع عروسی چی شد؟

223
00:14:52,558 --> 00:14:53,934
‫عروسی هفتهٔ دیگه‌ست.

224
00:14:54,435 --> 00:14:56,478
‫من از این برنامه به عنوان بهونه استفاده کردم که فرار کنم.

225
00:14:57,730 --> 00:15:00,316
‫فردا که فیلم‌برداری شروع بشه کارها شلوغ می‌شن.

226
00:15:00,399 --> 00:15:02,651
‫هفتهٔ دیگه مثل برق و باد می‌گذره.

227
00:15:06,113 --> 00:15:07,114
‫راستی،

228
00:15:07,615 --> 00:15:10,743
‫این اواخر قضیهٔ دو را می چطور شده؟

229
00:15:12,077 --> 00:15:13,454
‫هنوز همون‌جاست.

230
00:15:14,705 --> 00:15:17,207
‫داشتم بهش فکر می‌کردم،

231
00:15:17,958 --> 00:15:19,752
‫مثل یه کامنت نفرت‌انگیزه.

232
00:15:19,835 --> 00:15:20,961
‫کامنت نفرت‌انگیز؟

233
00:15:22,504 --> 00:15:26,342
‫وقتی اوضاع بر وفق مرادمه، با تمسخر می‌گه: «واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی همین‌جوری ادامه بدی؟»

234
00:15:26,425 --> 00:15:29,261
‫و وقتی اوضاع خرابه، می‌گه: «خودت خراب کردی، حالشو ببر.»

235
00:15:29,345 --> 00:15:32,264
‫مثل یه مزاحمت اینترنتیه. کاش می‌تونستم ازش شکایت کنم.

236
00:15:32,848 --> 00:15:34,767
‫ولی نمی‌تونم چون تو ذهن خودم زندگی می‌کنه.

237
00:15:35,851 --> 00:15:37,561
‫پس تصمیم دارم فقط نادیده‌اش بگیرم.

238
00:15:39,271 --> 00:15:41,941
‫اگه همون‌طور که خودت می‌گی، اون بالا زندگی می‌کنه،

239
00:15:42,441 --> 00:15:44,652
‫یعنی تو خودت دشمن خودتی.

240
00:15:46,362 --> 00:15:48,614
‫من خودم از خودم متنفرم؟

241
00:15:51,700 --> 00:15:53,535
‫اوه، یعنی اینطوری حساب می‌شه؟

242
00:15:54,745 --> 00:15:57,414
‫بیشتر در مورد اون کامنت‌های نفرت‌انگیز برام بگو.

243
00:15:57,498 --> 00:16:00,459
‫دقیقاً دو را می چی می‌گه بهت؟

244
00:16:04,797 --> 00:16:06,840
‫به هر حال، آخرش باهم اومدیم اینجا.

245
00:16:10,678 --> 00:16:14,223
‫خیلی گیجی، از من به عنوان بهونه استفاده
‫کردی که اونو بکشونی اینجا تا شفق قطبی ببینه.

246
00:16:15,849 --> 00:16:17,476
‫حالا اون پسرخوشگل همسایه‌مون شده.

247
00:16:17,977 --> 00:16:22,106
‫اگه همسایه باشه، هر روز همدیگه رو می‌بینین، با هم غذا می‌خورین…

248
00:16:22,898 --> 00:16:24,483
‫و با هم…

249
00:16:27,152 --> 00:16:29,780
‫چطور می‌تونم این چیزا رو با جزئیات برات تعریف کنم؟

250
00:16:30,531 --> 00:16:33,659
‫من تنها کسی‌ام که می‌دونه. تو
‫خواستی کمک کنم، پس باید بیشتر بدونم.

251
00:16:34,410 --> 00:16:37,246
‫اگه هرچی دو را می می‌گه در واقع صدای ذهن خودمه،

252
00:16:37,329 --> 00:16:38,998
‫چطور انتظار داری اون‌ها رو با تو در میان بذارم؟

253
00:16:39,081 --> 00:16:41,709
‫مثل اینه که بخوام دفتر خاطراتم رو بخونی. مگه می‌شه؟

254
00:16:44,586 --> 00:16:45,462
‫چرا که نه؟

255
00:16:47,423 --> 00:16:49,008
‫چون توش در مورد منم نوشتی؟

256
00:16:50,759 --> 00:16:51,760
‫نمی‌دونم.

257
00:16:52,594 --> 00:16:54,346
‫چطور نمی‌دونی؟ خودت نوشتیش.

258
00:16:54,847 --> 00:16:56,390
‫حتماً ازم بدت می‌اومده.

259
00:16:59,727 --> 00:17:02,813
‫واقعاً فکر می‌کنی فقط حرف‌های بد بوده؟ داریم در مورد دو را می حرف می‌زنیم.

260
00:17:04,648 --> 00:17:05,649
‫اگه می‌دونستی،

261
00:17:06,150 --> 00:17:08,944
‫امشب از تنها موندن با من حسابی می‌ترسیدی.

262
00:17:11,238 --> 00:17:12,990
‫چرا؟ مثلاً چی؟

263
00:17:15,159 --> 00:17:16,285
‫آروم باش.

264
00:18:10,255 --> 00:18:11,173
‫هیرو؟

265
00:18:12,925 --> 00:18:14,051
‫چی شده؟

266
00:18:14,134 --> 00:18:15,385
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

267
00:18:15,469 --> 00:18:17,763
‫اومدم در مورد برنامه‌های فردا بهت بگم.

268
00:18:18,472 --> 00:18:19,556
‫حالت خوبه؟

269
00:18:19,640 --> 00:18:20,474
‫اون چیه؟

270
00:18:22,101 --> 00:18:24,728
‫هتل کیک و گل خوش‌آمدگویی فرستاده. میل داری؟

271
00:18:24,812 --> 00:18:26,647
‫تا حالا منو دیدی شب‌ها چیزی بخورم؟

272
00:18:26,730 --> 00:18:30,567
‫یک قاچ کیک تقریباً ۶۰۰ کالری داره. یعنی دو ساعت ورزش روی تردمیل.

273
00:18:31,068 --> 00:18:33,195
‫چرا این موقع سال اینجا اینقدر سرده؟

274
00:18:33,695 --> 00:18:37,241
‫بارها گفتم، پاییزِ کانادا از زمستونِ ژاپن هم سردتره.

275
00:18:37,324 --> 00:18:39,910
‫- بخاری رو بیشتر کنم؟
‫- نه، هوا خیلی خشک می‌شه.

276
00:18:40,410 --> 00:18:43,580
‫همین الانم چشم‌هام انقدر خشکه که ممکنه هرلحظه از حدقه بیرون بزنن.

277
00:18:44,581 --> 00:18:45,999
‫چی می‌خواستی بگی؟

278
00:18:47,251 --> 00:18:51,255
‫سوال کردن که برای اولین ملاقات هدیهٔ سورپرایز آماده کردی یا نه.

279
00:18:52,172 --> 00:18:53,173
‫بعید می‌دونم.

280
00:18:54,258 --> 00:18:56,552
‫ چون اون دختره آماده کرده پرسیدن؟

281
00:18:56,635 --> 00:18:57,970
‫فکر کنم آره.

282
00:19:02,933 --> 00:19:06,019
‫باشه. پس بهشون بگو منم یه چیزی حاضر می‌کنم.

283
00:19:06,937 --> 00:19:08,814
‫پس انگار قراره با زامبی جشن بگیرم.

284
00:19:12,025 --> 00:19:15,779
‫هنوز عصبانی‌ای که اون شب تو مهمانی نشناختت و داری سرش خالی می‌کنی؟

285
00:19:17,781 --> 00:19:19,366
‫بله، بی‌ادب بود،

286
00:19:19,867 --> 00:19:22,911
‫اما من که آدمی نیستم که بخاطر همچین چیز کوچیکی کینه‌دار بشم.

287
00:19:24,913 --> 00:19:27,541
‫من سوال پرسیدم. چرا جواب نمی‌دی؟

288
00:19:27,624 --> 00:19:29,168
‫باشه، حرفت رو باور می‌کنم.

289
00:19:31,461 --> 00:19:33,297
‫من فقط از تصویر عمومی‌ش خوشم نمیاد.

290
00:19:34,673 --> 00:19:37,426
‫این‌قدر از تصویر «زامبی» دو را می بدت میاد؟

291
00:19:37,509 --> 00:19:41,430
‫از اون تصویر «شاهزاده هیرو» که حتی جلوی یه زامبی هم مثل آفتاب لبخند می‌زنه،

292
00:19:43,515 --> 00:19:45,434
‫متنفرم.

293
00:19:56,028 --> 00:20:00,073
‫یه کم شیرینی بخور. روحیه‌ات بهتر می‌شه.

294
00:20:00,157 --> 00:20:01,408
‫می‌ذارمش اینجا.

295
00:20:17,841 --> 00:20:19,218
‫قلب، هان؟

296
00:20:28,894 --> 00:20:33,106
‫خیلی خوب، حالا برام تعریف کن هیرو در مورد من چی گفت.

297
00:20:33,982 --> 00:20:35,943
‫چرا از مترجم می‌پرسی؟

298
00:20:36,026 --> 00:20:37,361
‫برو از کارگردان بپرس.

299
00:20:37,444 --> 00:20:40,864
‫قبل از قرار از پیش تعیین شده،
‫طبیعیه که کلی از واسطه سوال بپرسی.

300
00:20:40,948 --> 00:20:43,283
‫چرا باید این یه قرار باشه، و چرا من واسطه‌ش باشم؟

301
00:20:43,367 --> 00:20:45,827
‫حتی اگه فیلم‌برداری باشه، باز هم یه قراره،

302
00:20:45,911 --> 00:20:48,830
‫و تو کسی هستی که حرف‌های من و اون رو به هم وصل می‌کنی.

303
00:20:48,914 --> 00:20:52,000
‫به عبارت دیگه، تو پیک عشق مایی.

304
00:20:52,834 --> 00:20:54,044
‫پس در مورد من چی گفت؟

305
00:20:54,127 --> 00:20:56,463
‫اگه قراره این‌جوری باشه، دلیل بیشتری دارم که سکوت کنم.

306
00:20:56,546 --> 00:20:58,048
‫نمی‌خوام آب رو گل‌آلود کنم.

307
00:21:00,384 --> 00:21:03,011
‫خب، پس چرا اون موقع ناراحت به نظر می‌رسیدی؟

308
00:21:04,221 --> 00:21:05,055
‫کی؟ من؟

309
00:21:05,138 --> 00:21:06,807
‫یونگ وو گفت.

310
00:21:06,890 --> 00:21:09,977
‫گفت وقتی گفته از هیرو خوشم
‫میاد، حالتت یه جورایی ناراحت بود.

311
00:21:10,852 --> 00:21:12,229
‫یونگ وو اشتباه متوجه شده.

312
00:21:12,729 --> 00:21:13,730
‫دیدی؟

313
00:21:13,814 --> 00:21:16,275
‫اگه پیک عشق، بر اساس پیش‌داوری شخصی پیام رو اشتباه برسونه،

314
00:21:16,775 --> 00:21:19,486
‫ممکنه به یه سوءتفاهم مسخره منجر بشه.

315
00:21:21,780 --> 00:21:25,951
‫پس می‌تونی کاملاً بی‌طرف و بدون هیچ حسی ترجمه کنی؟

316
00:21:26,827 --> 00:21:30,247
‫اگه ما شروع کنیم به شیرین‌کاری
‫و عشوه‌گری، بهت برنمی‌خوره؟

317
00:21:30,330 --> 00:21:31,832
‫کار من اینه که به حرف‌های شما دوتا گوش بدم

318
00:21:31,915 --> 00:21:34,668
‫و کره‌ای رو به ژاپنی و ژاپنی رو به کره‌ای ترجمه کنم.

319
00:21:35,168 --> 00:21:38,005
‫هر کاری بکنین یا هر حرفی بزنین، از
‫نظر احساسی هیچ تأثیری روی من نداره.

320
00:21:38,797 --> 00:21:39,923
‫خوبه بدونم.

321
00:21:40,841 --> 00:21:45,679
‫نگران بودم… که مبادا از حد بگذرم و باعث شم خجالت‌زده بشی.

322
00:21:46,263 --> 00:21:48,932
‫ولی فکر کنم حالا می‌تونم با خیال راحت
‫هر چقدر دلم خواست چرب و نرم بازی کنم.

323
00:21:49,891 --> 00:21:51,310
‫اصلاً مگه من چرا باید خجالت بکشم…

324
00:21:55,397 --> 00:21:56,648
‫نمی‌دونم والا.

325
00:22:05,782 --> 00:22:08,493
‫اگه سوالی داشتی، باید از تهیه‌کننده کیم بپرسی.

326
00:22:09,411 --> 00:22:13,415
‫اولویت گروه، موفقیت برنامه‌ست. پس هر چی به درد برنامه بخوره به من می‌گن.

327
00:22:14,708 --> 00:22:17,085
‫از تو پرسیدم چون بهت نزدیک‌ترم،

328
00:22:17,169 --> 00:22:19,296
‫و فکر کردم طرف منی.

329
00:22:24,176 --> 00:22:25,010
‫قشنگن، نه؟

330
00:22:27,346 --> 00:22:29,973
‫فردا می‌خوام از این برگا یه قلب درست کنم.

331
00:22:30,474 --> 00:22:32,267
‫«لایک» توی اینستاگرام هم یه جورایی قلبه.

332
00:22:32,351 --> 00:22:37,022
‫پس دارم به هیرو یه قلب می‌دم که یعنی: «به اولین ملاقاتمون یه لایک میدم.»

333
00:22:38,398 --> 00:22:39,900
‫توی ژاپنی به «هارت» چی می‌گن؟

334
00:22:39,983 --> 00:22:42,110
‫توی ژاپن هم بهش می‌گن «هارت».

335
00:22:42,819 --> 00:22:46,156
‫آها. پس قلب یه چیز جهانیه؟

336
00:23:01,004 --> 00:23:02,339
‫آقای جو هو جین.

337
00:23:05,926 --> 00:23:07,260
‫حرفی که زدی،

338
00:23:08,428 --> 00:23:09,763
‫فکر کنم درست می‌گی.

339
00:23:11,056 --> 00:23:12,891
‫که من خودم دارم به خودم کامنت بد میدم.

340
00:23:15,852 --> 00:23:18,271
‫یادته گفتی این سفر مثل جشنِ خودمه؟

341
00:23:18,772 --> 00:23:19,815
‫خب،

342
00:23:20,565 --> 00:23:23,318
‫یه جورایی می‌ترسم وقتی آتش‌بازی تموم شد

343
00:23:23,402 --> 00:23:25,320
‫و جمعیت متفرق شدن،

344
00:23:26,488 --> 00:23:29,032
‫دوباره تنها بمونم.

345
00:23:30,951 --> 00:23:31,910
‫تنها

346
00:23:32,828 --> 00:23:33,995
‫با هیچی.

347
00:23:37,040 --> 00:23:40,419
‫شاید به خاطر همینه که دو را می مدام ظاهر می‌شه و اون حرف‌های بد رو می‌زنه.

348
00:23:40,502 --> 00:23:42,754
‫«تو ناراحتی. بازنده‌ای. محکوم به شکستی.»

349
00:23:50,887 --> 00:23:51,972
‫باهاش موافق نباش.

350
00:23:54,433 --> 00:23:57,602
‫هیچ‌کدوم از این چیزا اتفاق نمی‌افته
‫مگر این که خودت بخوای اتفاق بیفته.

351
00:24:01,440 --> 00:24:02,274
‫نمی‌ذارم بشه.

352
00:24:05,485 --> 00:24:08,405
‫قول دادم کمکت کنم، ولی
‫مطمئن نیستم چی از دستم برمیاد .

353
00:24:09,030 --> 00:24:13,743
‫من که نمی‌تونم دو را می رو ببینم یا بشنوم چون اون توی ذهن توئه.

354
00:24:15,495 --> 00:24:17,164
‫مگه نگفتی هوادار منی؟

355
00:24:19,166 --> 00:24:22,919
‫گفتی شاید قرار عاشقانه نذاری، ولی هوادارم
‫می‌مونی. همین الان هم داری عالی انجامش میدی.

356
00:24:25,630 --> 00:24:29,843
‫تو تنها کسی هستی که از وجود یه هیتر توی ذهنم خبر داری.

357
00:24:30,510 --> 00:24:34,264
‫پس همین‌جوری که هستی، به
‫هواداریت برای چا موهی ادامه بده.

358
00:24:34,848 --> 00:24:36,475
‫که نذاری دو را می برنده بشه.

359
00:24:38,393 --> 00:24:39,644
‫باشه، خانم چا موهی.

360
00:24:41,563 --> 00:24:42,689
‫لطفاً برنده شو.

361
00:24:44,774 --> 00:24:45,942
‫تو میتونی چا موهی!

362
00:24:48,778 --> 00:24:50,822
‫بفرما، یه تشویقِ حسابی کن.

363
00:24:56,161 --> 00:24:57,412
‫خانم چا موهی.

364
00:24:58,371 --> 00:24:59,206
‫خب…

365
00:25:02,751 --> 00:25:03,835
‫موهی!

366
00:25:06,004 --> 00:25:09,549
‫دوباره سر به سرم میذاره می‌گه
‫میخوام مختو بزنم. من میرم داخل.

367
00:25:11,968 --> 00:25:13,178
‫شب بخیر، همسایه.

368
00:25:15,805 --> 00:25:16,848
‫گوشیم کجاست؟

369
00:25:17,599 --> 00:25:18,433
‫اینجاست.

370
00:25:19,142 --> 00:25:20,977
‫فقط داشتم در مورد هیرو ازش سوال می‌کردم.

371
00:25:21,478 --> 00:25:22,687
‫آره، حتماً همین کار رو می‌کردی.

372
00:25:43,124 --> 00:25:44,042
‫آقای تهیه‌کننده کیم.

373
00:25:46,545 --> 00:25:48,547
‫الو؟ چرا بیسیم روشن نیست؟

374
00:25:48,630 --> 00:25:49,673
‫اوه، سلام.

375
00:25:55,595 --> 00:25:56,763
‫موهی!

376
00:25:57,264 --> 00:25:59,516
‫- صبح بخیر.
‫- وای خدای من، چقدر قشنگ شدید!

377
00:25:59,599 --> 00:26:01,643
‫- حالتون چطوره؟
‫- عالیم.

378
00:26:02,143 --> 00:26:03,937
‫در مورد دوربین‌ها،

379
00:26:04,688 --> 00:26:07,023
‫سعی می‌کنیم تا حد امکان نامحسوس باشن.

380
00:26:07,107 --> 00:26:08,525
‫و در مورد تصاویر،

381
00:26:08,608 --> 00:26:14,114
‫همه‌چی رو از ستاد تولید که اون‌طرف‌تره زیر نظر می‌گیریم.

382
00:26:14,197 --> 00:26:15,282
‫<i>فهمیدم.</i>

383
00:26:16,950 --> 00:26:19,411
‫<i>صدای مترجم رو از طریق هدفون می‌شنوید.</i>

384
00:26:20,287 --> 00:26:21,454
‫توی فیلمنامهٔ امروز…

385
00:26:25,000 --> 00:26:27,752
‫می‌تونید پهپاد رو پایین بیارید و
‫روی خانم چا موهی فوکوس کنید؟

386
00:26:28,503 --> 00:26:29,337
‫خوبه.

387
00:26:33,341 --> 00:26:37,137
‫نباید زاویه پهپاد رو عوض کنیم و
‫یه نمای نزدیک از چهره‌ش بگیریم؟

388
00:26:37,220 --> 00:26:38,972
‫- این دوتا نما رو جا به جا کنیم؟
‫- آره.

389
00:26:49,858 --> 00:26:51,985
‫آقای جو، صدام رو می‌شنوی؟

390
00:26:53,653 --> 00:26:54,738
‫<i>بله، صداتون واضحه.</i>

391
00:26:55,530 --> 00:26:56,740
‫منم صداتون رو واضح می‌شنوم.

392
00:27:01,828 --> 00:27:02,996
‫بله، همه چیز آماده‌ست.

393
00:27:06,249 --> 00:27:08,209
‫حتی هوا هم بی‌نظیره.

394
00:27:10,295 --> 00:27:13,006
‫خب، همهٔ دوربین‌ها، به جایگاه.

395
00:27:13,506 --> 00:27:15,425
‫پهپاد، شروع کن به دنبال کردنش .

396
00:27:19,429 --> 00:27:22,349
‫شروع اولین فیلم‌برداری «سفر عاشقانه».

397
00:27:23,350 --> 00:27:24,184
‫بزن بریم.

398
00:27:26,102 --> 00:27:29,022
‫<i>خُب. پهپاد، لطفاً روی خانم چا موهی زوم کن.</i>

399
00:27:41,618 --> 00:27:43,036
‫<i>حالا لطفاً هیرو رو دنبال کن.</i>

400
00:28:04,182 --> 00:28:05,475
‫<i>خوشوقتم.</i>

401
00:28:08,103 --> 00:28:09,229
‫سلام.

402
00:28:10,730 --> 00:28:12,482
‫دارم میام طرفتون.

403
00:28:14,901 --> 00:28:19,280
‫من… زیر یه درخت افرای بزرگ نشستم.

404
00:28:20,031 --> 00:28:21,491
‫<i>فکر می‌کنید می‌تونید پیدام کنید؟</i>

405
00:28:29,207 --> 00:28:31,042
‫دیدمتون که روی نیمکت نشستید.

406
00:28:31,793 --> 00:28:32,711
‫واقعاً؟

407
00:28:34,295 --> 00:28:35,588
‫می‌تونید منو ببینید؟

408
00:28:39,175 --> 00:28:40,427
‫کجایید؟

409
00:28:41,094 --> 00:28:42,637
‫چرا خودتون نمیای پیدام کنید؟

410
00:28:43,346 --> 00:28:44,180
‫ببخشید؟

411
00:28:45,390 --> 00:28:49,227
‫اگه همین طوری جلوتون ظاهر شم که دیگه هیجان نداره.

412
00:28:50,854 --> 00:28:52,272
‫سعی کنید پیدام کنید.

413
00:28:54,858 --> 00:28:57,819
‫اما این پارک خیلی بزرگه.

414
00:28:59,279 --> 00:29:01,322
‫خوب دور و اطرافت رو نگاه کن.

415
00:29:01,823 --> 00:29:05,660
‫منو زیر بادکنک قرمز پیدا می‌کنی.

416
00:29:09,414 --> 00:29:10,498
‫بادکنک قرمز؟

417
00:29:16,296 --> 00:29:17,547
‫بادکنک قرمز!

418
00:29:18,047 --> 00:29:19,549
‫می‌بینمش.

419
00:29:20,258 --> 00:29:22,093
‫پس میرم طرفش.

420
00:29:33,521 --> 00:29:36,900
‫دارن خودشون به تنهایی به برنامه هیجان میدن.

421
00:29:36,983 --> 00:29:38,151
‫باید تصاویر خوبی بشه.

422
00:29:38,234 --> 00:29:40,278
‫هی، دو را می بد هم نمی‌دوه.

423
00:29:43,114 --> 00:29:46,951
‫پهپاد، به دنبال کردن خانم چا
‫موهی ادامه بده. ازش جدا نشو.

424
00:30:19,692 --> 00:30:22,654
‫خُب، بعدی یه بادکنک آبیه.

425
00:30:23,238 --> 00:30:24,155
‫بدو!

426
00:30:29,494 --> 00:30:31,037
‫این بار بادکنک آبیه.

427
00:30:31,621 --> 00:30:32,622
‫بازم؟

428
00:30:35,250 --> 00:30:37,377
‫پیدا کردنت خیلی سخته.

429
00:30:39,337 --> 00:30:41,756
‫صبر کن. من حتماً پیدات می‌کنم.

430
00:30:42,680 --> 00:30:57,680
‫ <font color=#69cbe0>:::: کانال تلگرام کُریا تایمز ::::</font>
‫ <font color=#69cbe0>:::: @KoreaTimes ::::</font>

431
00:31:30,805 --> 00:31:31,639
‫<i>سمت چپ.</i>

432
00:31:33,099 --> 00:31:34,100
‫<i>سمت چپت.</i>

433
00:32:01,628 --> 00:32:02,462
‫آره!

434
00:32:21,481 --> 00:32:22,440
‫پیدات کردم!

435
00:32:42,251 --> 00:32:43,795
‫پیداش کرد!

436
00:32:45,088 --> 00:32:46,714
‫آفرین، دو را می.

437
00:32:47,340 --> 00:32:49,217
‫- چه نمایشی بود!
‫- دو را می، دمت گرم!

438
00:32:49,300 --> 00:32:51,135
‫- عالیه.
‫- معلومه که عالیه!

439
00:32:52,345 --> 00:32:55,515
‫فکر کنم بی‌جهت نگران بودیم.
‫با هم زوج سرگرم‌کننده‌ای هستن.

440
00:32:56,015 --> 00:32:59,644
‫این یعنی سرگرم‌کننده؟ مجبورش کرد کل شهر رو بدوه؟

441
00:32:59,727 --> 00:33:01,437
‫برای تلویزیون خوبه.

442
00:33:24,877 --> 00:33:26,546
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم، مگه نه؟

443
00:33:27,380 --> 00:33:29,173
‫حالا اسمت رو می‌دونم.

444
00:33:29,799 --> 00:33:32,051
‫آقای هیرو کوروساوا، درسته؟

445
00:33:33,052 --> 00:33:35,096
‫منم یادت میام.

446
00:33:35,596 --> 00:33:38,016
‫ دوباره همو دیدیدم، خانم چا موهی.

447
00:33:40,768 --> 00:33:44,939
‫ممکن بود مجبور باشم تا تموم شدن بادکنک‌هات بدوم.

448
00:33:48,484 --> 00:33:51,112
‫خوشحالم قبل از اینکه تموم بشن پیدام کردی.

449
00:33:51,696 --> 00:33:54,073
‫این رو برات به عنوان هدیه آوردم.

450
00:34:13,968 --> 00:34:15,136
‫متأسفم.

451
00:34:15,636 --> 00:34:17,346
‫هدیه‌ات رو گم کردم.

452
00:34:29,108 --> 00:34:30,860
‫اشکالی نداره. به خاطر تو کلی خوش گذشت.

453
00:34:30,943 --> 00:34:33,946
‫وقتی به حال و هوات توی اون فیلم فکر کردم،

454
00:34:34,447 --> 00:34:36,783
‫فکر کردم دویدنِ دیوونه‌وار برای پیدا کردن یه پسر

455
00:34:36,866 --> 00:34:40,745
‫بیشتر بهت میاد تا اینکه بشینی و منتظرش بمونی.

456
00:34:42,663 --> 00:34:44,540
‫و راست می‌گفتم.

457
00:34:46,125 --> 00:34:48,628
‫خنده‌دار نمی‌شه اگه از صحنهٔ دویدنت همین الان

458
00:34:48,711 --> 00:34:52,924
‫بپریم روی صحنه‌ای از فیلمت که با تبر خونین می‌دوی؟

459
00:34:54,133 --> 00:34:54,967
‫مگه نه؟

460
00:35:24,080 --> 00:35:26,082
‫برام مثل فیلم‌برداری یه فیلم بود، خوش گذشت.

461
00:35:35,508 --> 00:35:37,176
‫به منم خوش گذشت.

462
00:35:42,723 --> 00:35:44,475
‫به منم خوش گذشت.

463
00:35:46,227 --> 00:35:49,689
‫دیدن اینکه چطور با عجله رکاب می‌زدی

464
00:35:50,398 --> 00:35:51,524
‫خیلی بامزه بود.

465
00:35:57,613 --> 00:35:59,407
‫منم برات یه هدیه دارم.

466
00:36:15,173 --> 00:36:16,382
‫هدیهٔ منه.

467
00:36:17,633 --> 00:36:18,843
‫یه قلبه.

468
00:36:21,012 --> 00:36:22,138
‫این افتضاحه.

469
00:36:52,752 --> 00:36:55,880
‫چه تصویر قشنگی ساختن! خیلی خوب شدن.

470
00:36:56,881 --> 00:36:57,965
‫- نگاه کن.
‫- چقدر قشنگ.

471
00:37:02,637 --> 00:37:04,430
‫کانادا کشور برگ‌های افرائه،

472
00:37:04,513 --> 00:37:08,309
‫پس فکر کردم برات یه قلب از برگ افرا درست کنم.

473
00:37:12,480 --> 00:37:13,314
‫بفرما.

474
00:37:19,403 --> 00:37:20,238
‫چی شده؟

475
00:37:20,321 --> 00:37:21,739
‫یه ذره خاک تو چشمم رفت.

476
00:37:25,910 --> 00:37:26,994
‫لنزم افتاد.

477
00:37:32,541 --> 00:37:35,753
‫می‌گه بیناییش انقدر ضعیفه که بدون لنز نمی‌تونه فیلم بگیره.

478
00:37:35,836 --> 00:37:37,380
‫و لنز اضافی هم همراهش نیاورده.

479
00:37:37,463 --> 00:37:40,549
‫می‌تونن از ژاپن براش بفرستن، ولی تا فردا نمی‌رسه.

480
00:37:40,633 --> 00:37:43,427
‫پس تا لنزها نرسن، نمی‌تونیم هیچ صحنه‌ای رو فیلم بگیریم؟

481
00:37:43,511 --> 00:37:46,973
‫چی؟ اما قرار بود امروز عصر بریم «هورس‌شو کنیون»،

482
00:37:47,056 --> 00:37:49,684
‫و امروز تنها روزیه که می‌تونیم اونجا فیلم بگیریم.

483
00:37:50,393 --> 00:37:51,727
‫معذرت می‌خوام.

484
00:37:52,603 --> 00:37:53,604
‫ببخشید.

485
00:37:53,688 --> 00:37:56,274
‫صبر کن، نانامی…

486
00:37:57,400 --> 00:37:58,734
‫یه کاری کن

487
00:38:01,654 --> 00:38:03,990
‫ببخشید. نباید اون قلب رو درست می‌کردم.

488
00:38:04,073 --> 00:38:05,324
‫مشکلی نیست.

489
00:38:11,414 --> 00:38:13,499
‫چطور می‌خواییم تو این زمین پیداش کنیم؟

490
00:38:13,582 --> 00:38:15,418
‫حتی اگه پیدا کنیم، می‌تونه دوباره بذارتش؟

491
00:38:15,501 --> 00:38:17,461
‫فقط دنبال یه چیز براق بگردین.

492
00:38:18,296 --> 00:38:19,213
‫مواظب باشید.

493
00:38:19,297 --> 00:38:21,257
‫براق.

494
00:38:22,216 --> 00:38:23,092
‫چیز براق.

495
00:38:30,391 --> 00:38:31,475
‫«این افتضاحه.»

496
00:38:33,394 --> 00:38:34,937
‫شنیدم این رو گفت.

497
00:38:36,188 --> 00:38:37,732
‫با این حال، بقیه نفهمیدن.

498
00:38:42,653 --> 00:38:44,363
‫اگه این رو شنیدی…

499
00:38:46,699 --> 00:38:50,536
‫چرا همون‌جوری که شنیدی ترجمه نکردی؟

500
00:38:56,751 --> 00:38:59,670
‫اگه این کارو می‌کردم، کل پروژه رو خراب می‌کردم.

501
00:39:01,547 --> 00:39:04,759
‫اگه بتونی راهی پیدا کنی که این موضوع رو محرمانه حل کنیم،

502
00:39:05,551 --> 00:39:06,969
‫منم سعی می‌کنم کمک کنم.

503
00:39:10,598 --> 00:39:13,517
‫<i>یه چیزی هست که هیرو بهش معتاده.</i>

504
00:39:14,018 --> 00:39:15,978
‫<i>شاید بشه باهاش آب‌ رو از آسیاب انداخت.</i>

505
00:39:21,150 --> 00:39:24,070
‫یعنی واقعاً لازم بود انقدر جلو برم؟

506
00:39:32,411 --> 00:39:34,955
‫به نظر میاد همه دارن تقصیر رو گردن موهی میندازن،

507
00:39:35,039 --> 00:39:37,041
‫می‌گن نباید اون قلب رو می‌ساخت.

508
00:39:40,086 --> 00:39:43,422
‫یه طوفان ناگهانی اومد؟ چطوری لنزش افتاد؟

509
00:39:57,686 --> 00:39:58,896
‫داری میری جایی؟

510
00:40:02,900 --> 00:40:04,402
‫دارم میرم مرکز شهر، دوستم اونجاست.

511
00:40:12,368 --> 00:40:13,869
‫اسم دوستش مرکز شهره؟

512
00:40:19,208 --> 00:40:21,377
‫آقای جو، شنیدم دارین می‌رین مرکز شهر.

513
00:40:22,420 --> 00:40:24,088
‫میشه منم برسونین؟

514
00:40:24,588 --> 00:40:25,798
‫منم یه جایی باید برم.

515
00:40:27,216 --> 00:40:30,052
‫فکر نکنم قبول کرده باشم که…

516
00:40:31,971 --> 00:40:34,723
‫- کجا می‌ری؟
‫- یه رستوران ژاپنی.

517
00:40:35,850 --> 00:40:38,144
‫توی کانادا رستوران ژاپنی؟

518
00:40:38,227 --> 00:40:40,646
‫دارم میرم غذای بیرون‌بر برای یه آدم ژاپنی بگیرم.

519
00:40:41,605 --> 00:40:42,440
‫پس بریم.

520
00:40:43,732 --> 00:40:46,026
‫شنیدم اینجا یه رستوران ژاپنی خیلی معروف داره.

521
00:40:46,110 --> 00:40:48,446
‫وقتی آدم دور از خونه‌ست، دلش برای غذای خونگی تنگ می‌شه.

522
00:40:48,529 --> 00:40:51,574
‫اون فقط دو روزه که از خونه دور شده. بعیده هنوز دلتنگ شده باشه.

523
00:40:52,074 --> 00:40:53,951
‫توی هواپیما هم غذای ژاپنی خوردیم.

524
00:40:54,952 --> 00:40:58,164
‫نمی‌تونم با دست خالی برم عذرخواهی کنم.

525
00:41:00,833 --> 00:41:03,294
‫چرا می‌ری پیشش وقتی
‫حتی نمی‌تونی باهاش حرف بزنی؟

526
00:41:03,794 --> 00:41:06,338
‫نانامی، درسته؟ اون یه کم کره‌ای بلده.

527
00:41:06,839 --> 00:41:09,592
‫می‌خوام بپرسم اگه با عینک فیلم بگیره ممکنه یا نه.

528
00:41:09,675 --> 00:41:11,719
‫این کارِ گروهه که قانعش کنن.

529
00:41:12,219 --> 00:41:13,220
‫نرو پیشش.

530
00:41:16,098 --> 00:41:19,810
‫چرا داری سعی می‌کنی منصرفم کنی؟
‫فکر می‌کنی دلش نمی‌خواد منو ببینه؟

531
00:41:24,356 --> 00:41:27,151
‫قبل‌تر، هیرو کلی حرف زد،

532
00:41:27,234 --> 00:41:29,361
‫ولی تو فقط یه جملهٔ کوتاه گفتی و رد شدی.

533
00:41:30,237 --> 00:41:31,697
‫چی گفت؟

534
00:41:32,490 --> 00:41:36,410
‫مطمئن نیستم. من که نمی‌تونم تک‌تک
‫کلمه‌هایی که ترجمه می‌کنم رو حفظ باشم.

535
00:41:39,288 --> 00:41:40,873
‫فکر کردم قرارِ جایی باشی.

536
00:41:41,373 --> 00:41:44,335
‫نگران من نباش. برو. گفتی داری می‌ری پیش دوستت.

537
00:41:46,712 --> 00:41:50,633
‫فوری برمی‌گردم. همین‌جا منتظر بمون. تنها نرو پیش هیرو.

538
00:42:02,978 --> 00:42:05,439
‫هیرو حرف بی‌ادبانه‌ای زد که ترجمه‌اش نکرد؟

539
00:43:49,043 --> 00:43:50,085
‫چشماش خوب به نظر می‌رسه.

540
00:43:52,463 --> 00:43:54,548
‫اون عوضی بهت دروغ گفت.

541
00:43:54,632 --> 00:43:55,674
‫پس چیکار کنیم؟

542
00:44:06,226 --> 00:44:07,227
‫بفرما.

543
00:44:12,775 --> 00:44:14,360
‫کله‌ش رو خرد کن.

544
00:44:14,860 --> 00:44:15,819
‫پرتش کن!

545
00:44:37,257 --> 00:44:38,092
‫ترسو.

546
00:45:41,697 --> 00:45:42,740
‫رفت.

547
00:45:52,124 --> 00:45:53,125
‫همین الان…

548
00:45:55,335 --> 00:45:57,379
‫دو را می یه سنگ گذاشت تو دستم.

549
00:45:58,714 --> 00:45:59,882
‫گفت عصبانی‌ بشم.

550
00:46:02,926 --> 00:46:03,844
‫اما…

551
00:46:06,346 --> 00:46:09,016
‫اگه الان می‌زدم پس کله‌ش،

552
00:46:09,850 --> 00:46:11,560
‫همه‌چی به هم می‌ریخت.

553
00:46:14,021 --> 00:46:15,105
‫پس خودمو کنترل کردم.

554
00:46:16,190 --> 00:46:17,441
‫پس تو بردی.

555
00:46:20,319 --> 00:46:23,489
‫گفتی طرفدار منی، درسته؟ پس همه‌چی رو بهم بگو.

556
00:46:24,364 --> 00:46:25,741
‫چرا اون این شکلیه؟

557
00:46:28,702 --> 00:46:31,413
‫از وقتی از ژاپن حرکت کردیم مشکل داشتیم.

558
00:46:32,498 --> 00:46:36,126
‫اون… خوشحال نبود که تو انتخاب شدی.

559
00:46:38,462 --> 00:46:39,379
‫فهمیدم.

560
00:46:42,466 --> 00:46:44,301
‫پس به خاطر این بود که ازم خوشش نمیاد.

561
00:46:48,847 --> 00:46:52,893
‫پس، آقای جو، با اینکه می‌دونستی ازم خوشش نمیاد،

562
00:46:53,852 --> 00:46:57,272
‫دیروز نشستی و گذاشتی من خودمو
‫مسخره کنم و گوشهٔ ذهنت بهم بخندی.

563
00:46:59,441 --> 00:47:02,069
‫چقدر پیشت مسخره به نظر می‌رسیدم وقتی گفتم

564
00:47:03,237 --> 00:47:05,572
‫قراره کلی عشوه و ناز و ادا دربیاریم؟

565
00:47:08,492 --> 00:47:10,828
‫لازم نیست خودتو کنترل کنی. برو و عصبانی باش.

566
00:47:19,211 --> 00:47:21,964
‫باید منو از ساختن اون قلب احمقانه منع می‌کردی.

567
00:47:46,697 --> 00:47:48,031
‫واقعاً همون زامبی بود.

568
00:47:49,241 --> 00:47:51,451
‫چرا فقط رفت؟

569
00:47:52,870 --> 00:47:54,371
‫حتماً منو دید.

570
00:47:56,874 --> 00:47:58,584
‫مترجم اومده شما رو ببینه.

571
00:47:58,667 --> 00:48:00,919
‫مترجم؟ چرا؟

572
00:48:03,755 --> 00:48:07,009
‫حدس می‌زنم گروه فرستادنت که قانعم کنی فیلم‌برداری رو از سر بگیرم.

573
00:48:08,802 --> 00:48:10,637
‫بیناییت باید خیلی ضعیف باشه.

574
00:48:11,138 --> 00:48:13,307
‫این عینک خیلی قطور به نظر میاد.

575
00:48:19,021 --> 00:48:20,439
‫نقطه ضعفه منه.

576
00:48:21,023 --> 00:48:23,859
‫بدون لنز حتی از اتاقم هم بیرون نمیام.

577
00:48:25,277 --> 00:48:26,737
‫پس نمی‌تونم فیلم‌برداری رو ادامه بدم.

578
00:48:27,362 --> 00:48:28,697
‫فهمیدم.

579
00:48:29,323 --> 00:48:30,949
‫خب، چه حیف.

580
00:48:33,285 --> 00:48:34,453
‫هیرو.

581
00:48:35,078 --> 00:48:37,289
‫پیشنهاد می‌کنم دوباره با دقت چک کنی

582
00:48:37,372 --> 00:48:40,042
‫که واقعاً هیچ لنز اضافه‌ای با خودت نیاوردی.

583
00:48:41,793 --> 00:48:43,003
‫و گرنه،

584
00:48:43,503 --> 00:48:45,631
‫ممکنه واقعاً پشیمون بشی.

585
00:48:58,644 --> 00:49:01,229
‫هیرو می‌تونه فیلم‌برداری رو از سر بگیره.

586
00:49:02,272 --> 00:49:03,106
‫خداروشکر.

587
00:49:03,190 --> 00:49:05,859
‫فکر کنم آقای جو تونسته قانعش کنه.

588
00:49:08,737 --> 00:49:12,074
‫خوشبختانه، تونسته چند تا لنز یدکی پیدا کنه.

589
00:49:12,157 --> 00:49:14,785
‫- بابت وقفه پیش‌اومده عذر می‌خوایم.
‫- خواهش می‌کنم.

590
00:49:14,868 --> 00:49:17,329
‫- چه خوب. پس بریم.
‫- بله، بریم.

591
00:49:18,372 --> 00:49:21,959
‫قبل از شروع فیلم‌برداری، می‌خواد با گروه صحبت کنه.

592
00:49:22,793 --> 00:49:23,627
‫شما دوتا،

593
00:49:24,920 --> 00:49:25,963
‫لطفاً بیاین بالا.

594
00:51:23,538 --> 00:51:25,373
‫چرا گوشیت رو خاموش کردی؟

595
00:51:26,416 --> 00:51:27,626
‫دنبالم بودی؟

596
00:51:28,126 --> 00:51:29,669
‫چی شده؟ بازم می‌خوای قاطی کنم؟

597
00:51:30,921 --> 00:51:32,923
‫فیلم‌برداری امروز دوباره برقراره.

598
00:51:34,424 --> 00:51:35,842
‫باید عجله کنیم. بریم.

599
00:51:44,684 --> 00:51:47,187
‫هیرو شرمنده شد چون من دستشو رو کردم؟

600
00:51:48,313 --> 00:51:51,191
‫شاید تصمیم گرفت قبل از اینکه من به
‫گروه گزارش بدم، خودش دست به کار بشه؟

601
00:51:52,984 --> 00:51:54,194
‫چرا نظرشو عوض کرد؟

602
00:51:56,029 --> 00:51:56,863
‫نمی‌دونم.

603
00:51:58,698 --> 00:52:01,243
‫به هر حال، خوشحالم که می‌تونیم فیلم‌برداری رو ادامه بدیم.

604
00:52:02,410 --> 00:52:05,914
‫تو چی کار می‌کنی؟ میخوای همینطوری
‫خودتو کنترل کنی و بزنی به اون راه؟

605
00:52:06,832 --> 00:52:10,794
‫من توی نقش آدمِ بی‌خبر، جلوی
‫کسی که ازش بدم میاد، استادم.

606
00:52:11,920 --> 00:52:13,713
‫اگه این کارو نمی‌کردم، تا حالا اخراج شده بودم.

607
00:52:15,507 --> 00:52:17,717
‫توی مطب دکتر شنیدی.

608
00:52:18,844 --> 00:52:22,389
‫خونهٔ اقوامم جایی نبود که منو بخوان، پس یاد گرفتم زود قضیه رو بفهمم.

609
00:52:28,103 --> 00:52:29,813
‫چی شده؟

610
00:52:30,772 --> 00:52:34,151
‫من به اندازهٔ کافی لگدمال شدم، پس از پسش برمیام. نگران نباش.

611
00:52:35,652 --> 00:52:37,112
‫دو را می یه سنگ بهت داد، درسته؟

612
00:52:39,030 --> 00:52:40,699
‫شاید نتونی پرتش کنی،

613
00:52:40,782 --> 00:52:44,119
‫ولی لااقل می‌تونی بهش بگی که یه سنگ توی دستته؟

614
00:52:44,703 --> 00:52:46,371
‫اون‌وقت شاید دیگه اذیتت نکنه.

615
00:52:49,666 --> 00:52:52,836
‫اگه می‌خوای بهش بگی، بگو. من مطمئن می‌شم که پیام رو دریافت کنه.

616
00:52:53,837 --> 00:52:54,880
‫واقعاً؟

617
00:52:55,672 --> 00:52:59,384
‫حتی اگه فحش بدهم؟ گفتی فحش رو ترجمه نمی‌کنی.

618
00:52:59,467 --> 00:53:02,012
‫اگه دلت می‌خواد فحش بده. این بار ترجمه‌ش می‌کنم.

619
00:53:05,473 --> 00:53:08,894
‫تو عمداً بخشی از حرف‌های هیرو رو ترجمه نکردی، مگه نه؟

620
00:53:09,978 --> 00:53:12,355
‫نگران بودی عصبانی شم و فیلم‌برداری رو به هم بزنم.

621
00:53:14,941 --> 00:53:17,861
‫پس تو به خاطر همدستی با تهیه‌کننده کیم
‫برای گول زدن من، احساس بدی داشتی.

622
00:53:19,446 --> 00:53:20,447
‫دلیلش این نبود.

623
00:53:23,658 --> 00:53:25,160
‫دلم نمی‌خواست ترجمه‌ش کنم.

624
00:53:26,953 --> 00:53:29,581
‫به دلایلی منو ناراحت کرد.

625
00:53:36,421 --> 00:53:39,883
‫من فکر می‌کردم مهم نیست چی بگن،

626
00:53:39,966 --> 00:53:42,761
‫کاملاً بی‌طرف و بی‌احساس ترجمه می‌کنی.

627
00:53:43,845 --> 00:53:46,848
‫نکتهٔ خوبی گفتی. فکر کنم چون طرفدارتم ناراحت شدم .

628
00:53:51,978 --> 00:53:52,812
‫ببخشید.

629
00:54:00,028 --> 00:54:01,571
‫خب، چون طرفدار منی،

630
00:54:03,031 --> 00:54:04,241
‫می‌بخشمت.

631
00:55:03,508 --> 00:55:05,218
‫برو و آماده شو.

632
00:55:05,302 --> 00:55:06,469
‫پس بعداً می‌بینمت.

633
00:55:10,181 --> 00:55:11,391
‫آقای جو هو جین.

634
00:55:12,934 --> 00:55:14,060
‫ممنون.

635
00:56:05,111 --> 00:56:06,112
‫بابت تأخیر معذرت می‌خوام.

636
00:56:06,613 --> 00:56:09,157
‫- خوش اومدید.
‫- ببخشید.

637
00:56:13,203 --> 00:56:15,789
‫بابت معطلی معذرت. سلام.

638
00:56:30,345 --> 00:56:32,847
‫اینجا خیلی بزرگه.

639
00:56:34,432 --> 00:56:36,184
‫چند تا «توکیو دوم» توش جا می‌شه؟

640
00:56:51,825 --> 00:56:52,951
‫برج ساعت؟

641
00:57:29,696 --> 00:57:30,780
‫یه قلبه.

642
00:57:31,281 --> 00:57:34,117
‫اون قبلی رو خراب کردی، پس این یکی رو خوب نگه دار.

643
00:57:50,258 --> 00:57:53,178
‫<i>خُب، بیاید فیلم‌برداری توی «هورس‌شو کنیون» رو شروع کنیم.</i>

644
00:58:26,294 --> 00:58:27,337
‫حتی یه «مرسی» هم نگفتی؟

645
00:58:38,473 --> 00:58:39,557
‫وای.

646
00:58:58,868 --> 00:59:01,704
‫خوشبختانه، فکر کنم تا قبل غروب تمومش کنیم.

647
00:59:03,915 --> 00:59:07,544
‫اما چرا موهی این‌قدر حالش خوبه؟

648
00:59:17,720 --> 00:59:19,222
‫<i>دلم نمی‌خواست ترجمه کنم.</i>

649
00:59:32,068 --> 00:59:36,364
‫اصلاً آقای جو چطور تونست هیرو رو راضی کنه؟

650
00:59:45,957 --> 00:59:47,917
‫من قبلاً به کانادا اومده بودم.

651
00:59:48,001 --> 00:59:50,003
‫ونکوور، کلگری و بنف.

652
00:59:52,422 --> 00:59:54,799
‫وسواس داره که بره مسابقات ورزشی زنده.

653
00:59:57,135 --> 00:59:59,554
‫چند بار دیگه هم به کانادا اومده،

654
01:00:00,096 --> 01:00:03,808
‫ولی همیشه افسوس خورده که هیچ‌وقت نتونسته یه مسابقه هاکی روی یخ ببینه.

655
01:00:08,229 --> 01:00:09,689
‫هاکی روی یخ…

656
01:00:23,119 --> 01:00:26,372
‫حدس می‌زنم برای دیدن مسابقه هاکی هم به لنزت نیاز داری.

657
01:00:35,590 --> 01:00:40,261
‫یونگ وو، مگه اسنک نیاوردی؟
‫گفتی چیپس ماهی آوردی.

658
01:00:40,762 --> 01:00:43,431
‫قسم می‌خورم کلی بسته اسنک آورده بودم.

659
01:00:43,514 --> 01:00:47,226
‫اما چرا… این تنها چیزیه که مونده؟

660
01:00:47,769 --> 01:00:49,145
‫بقیه رو کی خورد؟

661
01:00:49,646 --> 01:00:51,731
‫بابت بلیت ممنونم

662
01:00:51,814 --> 01:00:54,901
‫- سر موضوع مهمی کمکم کردی رابین
‫- <i>نه من از تو ممنونم</i>

663
01:00:54,984 --> 01:00:57,403
‫<i>گروه کیپاپ مورد علاقشون از اینا داشت</i>

664
01:00:57,487 --> 01:01:00,073
‫<i>ولی تو کانادا گیر نمیاد</i>

665
01:01:00,156 --> 01:01:01,032
‫<i>به لطف تو</i>

666
01:01:01,115 --> 01:01:03,409
‫<i>دخترام خیلی ازم خوشحال شدن</i>

667
01:01:03,493 --> 01:01:05,953
‫<i>- چی باید بگیم؟</i>
‫<i>- ممنونم! تو بهترینی!</i>

668
01:01:06,037 --> 01:01:08,956
‫<i>دقیقا. ممنونم هو جین</i>

669
01:01:23,971 --> 01:01:26,432
‫بعد از گرفتن اون بلیت‌ها، خیلی سرحال‌تر به نظر میای.

670
01:01:27,600 --> 01:01:28,434
‫راستش،

671
01:01:28,518 --> 01:01:32,146
‫وقتی گفتی به جای اینکه سر چا موهی خالی کنی بیا با گروه صحبت کن،

672
01:01:32,689 --> 01:01:34,607
‫مطمئن بودم عصبانی می‌شی.

673
01:01:35,108 --> 01:01:40,238
‫منتظر فرصتی بودم که گل بزنم که آقای جو بهترین پاس ممکن رو بهم داد.

674
01:01:41,072 --> 01:01:43,116
‫فقط به خاطر بلیت نبود.

675
01:01:43,616 --> 01:01:46,327
‫به خاطر اون، گروه موافقت کرد که به نظرات من هم گوش کنه.

676
01:01:48,663 --> 01:01:51,082
‫این یه برنامهٔ «ریالیتی شو» تلویزیونیه.

677
01:01:51,582 --> 01:01:55,837
‫ما نمی‌خوایم تو همیشه مثل یه شاهزاده اجباری لبخند بزنی.

678
01:01:56,629 --> 01:01:59,632
‫اگه حالِ چیزی رو نداری یا اعصابت خورده، بهمون بگو.

679
01:01:59,716 --> 01:02:01,801
‫می‌خوایم صادق باشی.

680
01:02:02,927 --> 01:02:06,389
‫پس اگه من هیچ‌وقت به چا موهی علاقه‌مند نشدم

681
01:02:06,472 --> 01:02:08,808
‫و تصمیم گرفتم دیگه نخوام باهاش سفر کنم؟

682
01:02:08,891 --> 01:02:10,393
‫اشکالی داره؟

683
01:02:13,688 --> 01:02:14,522
‫نه.

684
01:02:15,189 --> 01:02:18,735
‫اون‌وقت شما دو نفر می‌تونین
‫از هم جدا بشین و تنها سفر کنین.

685
01:02:19,235 --> 01:02:22,196
‫اما اگه برعکسش اتفاق بیفته چی؟

686
01:02:24,657 --> 01:02:26,951
‫اگه بهش علاقه‌مند شدی چی کار می‌کنی؟

687
01:02:27,452 --> 01:02:29,370
‫اون‌وقت هم می‌تونی صادق باشی؟

688
01:02:31,122 --> 01:02:32,874
‫مسخره‌ست.

689
01:02:34,041 --> 01:02:36,836
‫اگه از چا موهی خوشم بیاد…

690
01:02:40,256 --> 01:02:41,674
‫قایمش نمی‌کنم.

691
01:02:42,175 --> 01:02:43,634
‫احساساتم رو اعتراف می‌کنم.

692
01:02:50,475 --> 01:02:51,976
‫شوخی نیست. جدی‌ام.

693
01:02:52,059 --> 01:02:54,812
‫پس لطفاً عینِ چیزی که می‌گم ترجمه کن.

694
01:03:05,698 --> 01:03:07,158
‫دلم نمی‌خواست ترجمه کنم.

695
01:03:08,242 --> 01:03:10,953
‫به دلایلی منو ناراحت کرد.

696
01:03:32,975 --> 01:03:34,310
‫قلبِ یه زامبی…

697
01:03:37,814 --> 01:03:38,940
‫نکنه آلوده شدم؟

698
01:04:34,996 --> 01:04:37,957
‫میشه این عشق رو ترجمه کرد؟
‫<font color=#FF8DA1>:::: @KoreaTimes ::::</font>

699
01:04:37,981 --> 01:04:42,981
‫<font color=#FF8DA1>:::: کانال تلگرام کُریا تایمز ::::</font>
‫ <font color=#FF8DA1>:::: @KoreaTimes ::::</font>

