1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
<font color="#79acb0">این یک داستان خیالیه و تمام شخصیت‌ها)
(و اتفاقات هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند</font>

2
00:00:01,400 --> 00:00:02,400
<font color="#79acb0">صحنه‌های مربوط به کودکان و حیوانات)
(تحت نظارت سرپرست</font>

3
00:00:02,400 --> 00:00:04,133
<font color="#79acb0">و متخصصان طبق دستورالعمل‌ها)
(در شرایط ایمن فیلمبرداری شده‌اند</font>

4
00:00:56,367 --> 00:00:59,500
<font color="#b51010">قسمت پنجم</font>

5
00:00:59,500 --> 00:01:03,500
<font color="#F08080">برای دانلود سریال های کره ای عضو چنل تلگرام ما بشین
@serial_asia</font>

6
00:01:03,592 --> 00:01:06,152
عزیزم داری چیکار می‌کنی؟

7
00:01:06,152 --> 00:01:08,068
اوه؟ بیدار شدی؟

8
00:01:08,068 --> 00:01:09,733
چرا یکم بیشتر نمی‌خوابی؟

9
00:01:09,733 --> 00:01:12,384
چی شده؟ داری صبحونه درست می‌کنی؟

10
00:01:12,384 --> 00:01:14,200
نه، اول بشین

11
00:01:14,200 --> 00:01:15,424
هان؟

12
00:01:15,424 --> 00:01:18,964
برای یه بارم که شده زود بیدار شدم
برای همین گفتم یه کم هنرنمایی کنم

13
00:01:18,964 --> 00:01:20,933
واو، جدی؟

14
00:01:23,940 --> 00:01:29,567
این تخم‌مرغ آب‌پز مثل خودته
صادق، ساده و بی‌ریا

15
00:01:29,567 --> 00:01:33,716
این تخم‌مرغ نیمرو خوشگل هم
مثل خودمه خوش‌طعم و جذاب

16
00:01:33,716 --> 00:01:35,633
با یه کم روغن کنجد

17
00:01:38,156 --> 00:01:40,304
اینم تخم‌مرغ هم‌زده‌های ریز و بامزه هم که

18
00:01:40,304 --> 00:01:43,532
پر از کره و شیره، درست مثل یول دوردونه‌مونه

19
00:01:43,532 --> 00:01:46,220
همه‌شون که تخم‌مرغن، نه؟

20
00:01:46,220 --> 00:01:47,967
نه، اصلا

21
00:01:49,676 --> 00:01:50,688
!تادا

22
00:01:50,688 --> 00:01:53,016
این سالاد رنگارنگ و ساندویچ

23
00:01:53,016 --> 00:01:56,280
ترکیبی از شخصیت خاص هر سه‌تامونه

24
00:01:56,280 --> 00:01:58,968
وای شوهرم بهترینه، نه؟

25
00:01:58,968 --> 00:02:01,196
کی همه‌ی این‌ها رو خودت تنهایی درست کردی؟

26
00:02:01,196 --> 00:02:03,648
اگه مامانت بفهمه از حال می‌ره

27
00:02:03,648 --> 00:02:06,496
وای نه نباید بفهمه

28
00:02:06,496 --> 00:02:10,667
اگه بفهمه چجوری از پسش بربیام؟

29
00:02:12,060 --> 00:02:14,767
امروز انگار حسابی سرحالی، عزیزم

30
00:02:14,767 --> 00:02:15,767
معلومه که هستم

31
00:02:15,767 --> 00:02:20,716
دوتا از باارزش‌ترین گنج‌های دنیا
همین‌جا کنارم هستن

32
00:02:20,716 --> 00:02:22,676
...حالا که حرفش شد

33
00:02:22,676 --> 00:02:24,204
!مامان

34
00:02:24,204 --> 00:02:25,420
یول بیدار شدی؟

35
00:02:25,420 --> 00:02:26,868
دختر کوچولوم بیدار شده؟

36
00:02:26,868 --> 00:02:28,800
خوب خوابیدی؟

37
00:02:29,844 --> 00:02:32,528
بابا، همه‌ی این صبحونه‌ها رو
برای تو و مامان درست کرده، ببین

38
00:02:32,528 --> 00:02:35,800
زود باشین و بیاین بخوریم-
آخ جون! با کونگ‌ سون می‌خورم-

39
00:02:35,800 --> 00:02:37,500
باشه

40
00:02:41,524 --> 00:02:43,333
کونگ‌ سون؟

41
00:02:44,936 --> 00:02:48,667
کی بدون اینکه خبر داشته باشم یه
عضو جدید به خانواده‌مون اضافه شد؟

42
00:02:51,256 --> 00:02:53,196
!یول! این رو ببین

43
00:02:53,196 --> 00:02:55,958
دوست مامانت یه عروسک
برات هدیه فرستاده

44
00:02:55,958 --> 00:02:57,200
مامان، بده به من

45
00:02:57,200 --> 00:02:58,933
بیا

46
00:03:00,428 --> 00:03:01,984
اوه، حسودیم شد

47
00:03:01,984 --> 00:03:05,067
چه دوستی خوبی داری که حتی
از خارج هم برات کادو می‌فرسته

48
00:03:05,067 --> 00:03:07,200
دقیقا، داشتن دوست خوب واقعا نعمت بزرگیه

49
00:03:07,200 --> 00:03:09,844
همون دوست روسی‌ت که باهاش صمیمی‌ای؟

50
00:03:09,844 --> 00:03:11,767
اسمش سول‌ گی بود؟

51
00:03:11,767 --> 00:03:13,036
آره درسته، سول‌ گی

52
00:03:13,036 --> 00:03:14,816
،حالا که بهش فکر می‌کنم
تا حالا حتی قیافه‌اشم ندیدم

53
00:03:14,816 --> 00:03:17,333
سول‌ گی نتونست به عروسیمون هم بیاد، نه؟

54
00:03:17,333 --> 00:03:20,060
وقتی سول‌ گی اومد کره
بهت معرفیش می‌کنم

55
00:03:20,060 --> 00:03:22,460
به هر حال، واقعا ازش ممنونم

56
00:03:22,460 --> 00:03:24,770
از طرف منم حسابی از سول گی تشکر کن

57
00:03:24,770 --> 00:03:26,833
همون موقع که رسید، ازش تشکر کردم

58
00:03:31,944 --> 00:03:34,100
اونجا این روزها هوا چطوره؟

59
00:03:34,100 --> 00:03:36,744
بعضی وقت‌ها بارون میاد؟

60
00:03:36,744 --> 00:03:38,124
خودت چطوری؟

61
00:03:38,124 --> 00:03:41,268
از بچگی همیشه از بارون بدت می‌اومد

62
00:03:41,268 --> 00:03:43,900
از رعد و برق هم می‌ترسیدی

63
00:03:53,724 --> 00:03:59,667
اگه یه بار دیگه همچین کاری بکنی
با یه صاعقه‌ی سرخ‌شده تحویلت می‌دم

64
00:04:06,368 --> 00:04:08,433
یول، نباید این کار رو بکنی

65
00:04:08,433 --> 00:04:09,600
یول، این رو بخور

66
00:04:09,600 --> 00:04:10,767
نه، این کار ممنوعه

67
00:04:10,767 --> 00:04:14,216
!یول، باید غذات رو بخوری

68
00:04:14,216 --> 00:04:15,740
باید غذات رو بخوری

69
00:04:15,740 --> 00:04:18,133
!الان میام می‌گیرمت، یول

70
00:04:22,176 --> 00:04:24,700
<font color="#79acb0">(امروز نه)</font>

71
00:04:37,340 --> 00:04:38,667
<font color="#79acb0">(شماره‌ی ناشناس: خوب سر قول‌هات می‌مونی)</font>

72
00:04:38,667 --> 00:04:40,367
<font color="#79acb0">(خوبه، شب خوش ته سونگ)</font>

73
00:04:46,992 --> 00:04:50,052
با توجه به اینکه پیو کیو چول هم
با گلوله‌ی تک‌تیرانداز کشته شده

74
00:04:50,052 --> 00:04:51,933
می‌تونیم نتیجه بگیریم که حادثه‌ی
قبلی هتل جون‌جاک‌دونگ هم

75
00:04:51,933 --> 00:04:54,980
کار مرغ ماهی خوار بوده؟-
خدایا، می‌دونستم زیادی ساکت شده-

76
00:04:54,980 --> 00:04:57,033
<font color="#79acb0">(بازگشت مرغ ماهی خوار قطعیه؟)</font>
معلومه، وگرنه چطور ممکنه

77
00:04:57,033 --> 00:04:59,492
...این همه قتل با اسلحه-
اومدی؟-

78
00:04:59,492 --> 00:05:01,467
توی کره جنوبی اتفاق بیفته؟-
چند روزی خیلی ساکت بود-

79
00:05:01,467 --> 00:05:04,396
پس برگشت مرغ ماهی خوار تأیید شد-
و الانم تیتر همه‌ی خبرها شده-

80
00:05:04,396 --> 00:05:08,467
توی همچین موقعی، هر خبری
که من بنویسم گم می‌شه

81
00:05:09,104 --> 00:05:11,088
هر چی هم بگم کسی نمی‌شنوه

82
00:05:11,088 --> 00:05:15,340
اصلا به حرفم گوش نمی‌ده، هر چی
می‌گم زیر سایه‌ی بقیه‌ی خبرها گم می‌شه

83
00:05:15,340 --> 00:05:16,916
!هی، صبر کن

84
00:05:16,916 --> 00:05:21,504
،شنیدم یکی توی یه محل ساخت‌وساز
از بالا افتاده و مرده

85
00:05:21,504 --> 00:05:24,033
آیگو، چطوری همچین اتفاقی افتاده؟

86
00:05:24,033 --> 00:05:27,416
رئیس گفته برم ببینم
دقیقا چی شده

87
00:05:27,416 --> 00:05:28,900
ظاهرا یه نفر گزارش داده که

88
00:05:28,900 --> 00:05:32,444
یه مرگ ناعادلانه بوده، حقیقت رو"
برملا کنین" و از این چرت و پرت‌ها

89
00:05:32,444 --> 00:05:34,433
جدی؟

90
00:05:35,572 --> 00:05:39,868
پس حسابی ته‌و‌توش رو دربیار، فایتینگ

91
00:05:39,868 --> 00:05:41,400
به نظر من

92
00:05:41,400 --> 00:05:42,700
صددرصد شرط می‌بندم که

93
00:05:42,700 --> 00:05:45,352
یه حادثه تلخ بوده که به خاطر
رعایت نکردن ایمنی اتفاق افتاده

94
00:05:45,352 --> 00:05:48,076
اگه رسانه‌ها الکی جنجال
راه بندازن و هی کنکاش کنن

95
00:05:48,076 --> 00:05:51,148
ممکنه یه شرکت درست‌وحسابی رو
بیخودی زمین بزنیم

96
00:05:51,148 --> 00:05:53,340
و روی اقتصادمون هم
یه اثر غیر منتظره‌ی بد بذاره، نه؟

97
00:05:53,340 --> 00:05:55,964
کاش همکارم گو جی‌ سون
این حرف‌های بیخود رو کنار بذاره

98
00:05:55,964 --> 00:05:59,933
و به وظیفه‌ی یه خبرنگار و
رسالت رسانه پایبند بمونه

99
00:05:59,933 --> 00:06:01,600
خب منم یه نظری دارم

100
00:06:01,600 --> 00:06:03,822
اگه همکارم، آقای کوان که

101
00:06:03,822 --> 00:06:06,972
همیشه انقدر به رسالت خبرنگاریش پایبنده

102
00:06:06,972 --> 00:06:09,948
به جای من این پرونده رو بررسی کنه

103
00:06:09,948 --> 00:06:14,467
"حتما می‌تونه "خیلی عمیق‌تر
درباره‌اش تحقیق کنه، نه؟

104
00:06:16,300 --> 00:06:18,300
فکر خوبیه، نه؟

105
00:06:19,733 --> 00:06:21,140
...فکر خوبیه

106
00:06:21,140 --> 00:06:22,840
هی جدی می‌گی؟

107
00:06:24,304 --> 00:06:27,600
<font color="#79acb0">(اداره‌ی پلیس نام‌بو سئول)</font>
چی؟ تحقیقات مشترک؟

108
00:06:30,240 --> 00:06:32,308
این دیگه فکر کی بوده؟

109
00:06:32,308 --> 00:06:34,860
با اداره‌ی پلیس مسئول پرونده
به توافق اولیه رسیدیم

110
00:06:34,860 --> 00:06:37,267
...اگه فقط تأییدش کنین، رئیس

111
00:06:38,404 --> 00:06:40,172
گفتم الکی دردسر درست نکن

112
00:06:40,172 --> 00:06:44,336
پرونده‌ی پیو کیو چول، با روش
معمولی مرغ ماهی خوار فرق داره

113
00:06:44,336 --> 00:06:46,300
‌...اگه همکاری کنیم، شاید یه سرنخی پیدا

114
00:06:46,300 --> 00:06:50,500
نمی‌فهمم اصلا چرا می‌خوای این کار رو بکنی

115
00:06:50,500 --> 00:06:55,116
بالاخره از شر پرونده‌ی اون عوضی خلاص شدم
زخم معده‌ی ده ساله‌ام داره خوب می‌شه

116
00:06:55,116 --> 00:06:57,996
همه دلشون می‌خواد این بار
از دوششون برداشته بشه

117
00:06:57,996 --> 00:07:00,833
تو چه فرقی با بقیه داری؟

118
00:07:01,772 --> 00:07:08,376
نکنه دنبال چند درجه ترفیع
یا همچين چیزی هستی؟

119
00:07:08,376 --> 00:07:09,744
نه این‌طور نیست

120
00:07:09,744 --> 00:07:11,564
پس بیخیالش شو

121
00:07:11,564 --> 00:07:14,364
یادت نرفته که عملکرد این فصل
اداره‌ی پلیسمون آخر جدوله، درسته؟

122
00:07:14,364 --> 00:07:17,360
به جای اینکه نگران پرونده‌ی
یه اداره‌ی دیگه باشی

123
00:07:17,360 --> 00:07:20,148
برو چند تا خلافکار خرده‌پا
توی حوزه‌ی خودمون بگیر

124
00:07:20,148 --> 00:07:22,012
...حتی شده یکی هم

125
00:07:22,012 --> 00:07:23,020
هان؟

126
00:07:23,020 --> 00:07:24,720
...صبر کن

127
00:07:25,528 --> 00:07:28,140
این دلقک وقتی دارم حرف
می‌زنم، نادیده‌ام می‌گیره

128
00:07:28,140 --> 00:07:30,204
گفتم بیخیالش شو، باشه؟

129
00:07:30,204 --> 00:07:32,264
!بوم

130
00:07:32,264 --> 00:07:37,232
فقط می‌گه، "انقدر انگیزه داری؟
"می‌خوای بیشتر جون بکنی؟

131
00:07:37,232 --> 00:07:39,632
می‌دونه آخرش فقط خودم رو خسته می‌کنم

132
00:07:39,632 --> 00:07:42,160
ما که حتی درخواست نیروی اضافه هم نکردیم

133
00:07:42,160 --> 00:07:45,000
رئیس فقط داره وظیفه‌اش رو انجام می‌ده

134
00:07:48,824 --> 00:07:51,568
چرا درباره‌ی مرگ‌های به‌ ظاهر اتفاقی
اون مجرم‌های کودک‌آزار چیزی نگفتی؟

135
00:07:51,568 --> 00:07:53,896
مدرک محکمی نداریم، همه‌اش در حد حدسه

136
00:07:53,896 --> 00:07:58,068
خودت گفتی مطمئن نیستی
داریم مسیر اشتباه می‌ریم یا نه

137
00:07:58,068 --> 00:08:02,080
اگه اشتباه کرده باشیم، اون هشت‌تا
مرگ قبلی همگی فقط حادثه بودن

138
00:08:02,080 --> 00:08:05,296
دیشب تا صبح فکر کردم
ولی هنوزم جور درنمیاد

139
00:08:05,296 --> 00:08:06,533
ولی اگه حق با ما باشه چی؟

140
00:08:06,533 --> 00:08:09,512
اون وقت همه‌ی مرگ‌های قبلی حادثه
بودن و این یکی تیراندازی بوده

141
00:08:09,512 --> 00:08:10,732
پس چرا؟

142
00:08:10,732 --> 00:08:12,312
چرا فقط این یکی؟

143
00:08:12,312 --> 00:08:14,668
شاید می‌خواستن مثل یه حادثه
جلوه‌اش بدن ولی نقشه خراب شده

144
00:08:14,668 --> 00:08:17,172
و مجبور شدن با تک‌تیرانداز کار رو تموم کنن

145
00:08:17,172 --> 00:08:20,700
...واو اگه این‌طوری باشه

146
00:08:20,700 --> 00:08:26,167
تک‌تیراندازی تنها روشی نیست که
مرغ ماهی خوار ازش استفاده می‌کنه

147
00:08:26,167 --> 00:08:29,267
وای، این قضیه خیلی بزرگ‌تر
از چیزیه که فکر می‌کردیم

148
00:08:29,933 --> 00:08:31,167
حالا می‌خوای چیکار کنی؟

149
00:08:31,167 --> 00:08:33,767
رئیس که حسابی افتاده به جونمون
و هی می‌گه بیخیالش بشیم، نه؟

150
00:08:40,684 --> 00:08:42,940
اومدی؟

151
00:08:42,940 --> 00:08:45,500
اون یارو از روسیه یه هدیه فرستاده

152
00:08:50,216 --> 00:08:52,356
دله‌دزدی‌های اون یارو هنوزم مثل قبله

153
00:08:52,356 --> 00:08:54,467
وسایل ساخت روسیه حسابی به درد می‌خورن

154
00:08:57,188 --> 00:08:59,220
ببینیم چیز به دردبخوری توش پیدا می‌شه یا نه

155
00:08:59,220 --> 00:09:01,030
انگار اون یارو دوباره بی‌قرار شده

156
00:09:01,030 --> 00:09:03,300
شنیدم بزودی میاد کره

157
00:09:03,300 --> 00:09:06,252
وای، از دیدن این قیافه بدم میاد

158
00:09:06,252 --> 00:09:10,768
جدی؟ پس باید کاری کنم که دیگه نبینیش

159
00:09:10,768 --> 00:09:14,484
وای، این هنوز زنده‌ست؟ نه بابا؟

160
00:09:14,484 --> 00:09:17,916
فکر می‌کردم چند روزه خفه میشه و می‌میره

161
00:09:17,916 --> 00:09:20,628
بهش آب دادی؟

162
00:09:20,628 --> 00:09:23,567
بعیده تو ازش مراقبت کرده باشی

163
00:09:24,228 --> 00:09:26,300
هر کی بوده، ممنونشم

164
00:09:28,944 --> 00:09:32,496
فکر کنم به لطف این یارو زنده‌ای، نه؟

165
00:09:32,496 --> 00:09:34,928
سه سال زحمت کشیدی، گیاه تصفیه‌ی هوا

166
00:09:34,928 --> 00:09:36,267
اسمش ته سونه

167
00:09:36,267 --> 00:09:38,733
الان هم تازه و سرحاله

168
00:09:40,680 --> 00:09:44,740
...واقعا هیچ درکی از زمان نداری، نه الان نه قبلا

169
00:09:44,740 --> 00:09:48,067
الان آوریل. آوریل

170
00:09:49,512 --> 00:09:53,156
اینجوری اینجا گیر افتادن باعث شده حتی
...حساب روزهای منم از دست در بره

171
00:09:53,156 --> 00:09:55,033
...آوریل

172
00:09:56,828 --> 00:09:58,656
...آوریل

173
00:09:58,656 --> 00:09:59,976
<font color="#79acb0">(پیش‌جلسه‌ی ملاقات با مشتری)</font>

174
00:09:59,976 --> 00:10:01,996
اسمش تاک جونگ گوئه

175
00:10:01,996 --> 00:10:05,996
باباش پنج دوره نماینده‌ی مجلس بوده
مامانش هم وارث یه خانواده‌ی ثروتمنده

176
00:10:05,996 --> 00:10:08,867
خودش هم پسر کوچیکه‌ی بدنام همون خانواده‌ست
"که بهش می‌گن "خانواده‌ی سلطنتی

177
00:10:08,867 --> 00:10:10,376
<font color="#79acb0">(اطلاعات مشتری: مشخصات فردی)</font>

178
00:10:10,376 --> 00:10:11,520
بیا یه چیز خوب بخوریم

179
00:10:11,520 --> 00:10:13,220
یه چیز باحال

180
00:10:14,120 --> 00:10:17,660
به زن‌ها مواد مخدر می‌داده، بهشون تجاوز می‌کرده

181
00:10:17,660 --> 00:10:20,412
و حتی فیلمشون رو هم می‌گرفته و پخش می‌کرده

182
00:10:20,412 --> 00:10:23,964
ده‌ها فیلم تو کامپیوترش پیدا شده

183
00:10:23,964 --> 00:10:27,767
ولی فقط با دو سال حبس تعلیقی قسر در رفته

184
00:10:28,548 --> 00:10:30,000
حبس تعلیقی؟

185
00:10:30,000 --> 00:10:34,700
وکلای یه شرکت حقوقی بزرگ رو
فرستاده با قربانی‌ها یکی‌یکی مصالحه کنن

186
00:10:34,700 --> 00:10:38,128
اسمش مصالحه‌ست. احتمالا با پول و تهدید بوده

187
00:10:38,128 --> 00:10:39,940
الان تو کازینوی هونگ سون قایم شده

188
00:10:39,940 --> 00:10:42,620
و داره با خیال راحت قمار می‌کنه

189
00:10:42,620 --> 00:10:45,116
پس رده‌ی طلایی یعنی کسایی که پول و پارتی زیاد دارن، نه؟

190
00:10:45,116 --> 00:10:46,848
از اونایی که با وجود جرمشون
از هر مخمصه‌ای جون سالم به در می‌برن

191
00:10:46,848 --> 00:10:49,167
همین‌ها بزرگ‌ترین دردسرن

192
00:10:49,820 --> 00:10:52,533
معمولا حسابی محافظ دارن
پس نزدیک شدن بهشون آسون نیست

193
00:10:52,533 --> 00:10:54,392
ارزون هم در نمیاد

194
00:10:54,392 --> 00:10:56,636
مخصوصا وقتی به‌ زور داریم هزینه‌های جاری رو جور می‌کنیم

195
00:10:56,636 --> 00:10:58,376
کازینو؟-
آره-

196
00:10:58,376 --> 00:11:03,136
باباش قراره یه ماه دیگه رئیس مجلس بشه

197
00:11:03,136 --> 00:11:05,552
واسه همین بهش سفت و سخت گفتن سرش رو بندازه پایین

198
00:11:05,552 --> 00:11:08,788
و تا اون موقع یه جایی دور از چشم مردم قایم بشه

199
00:11:08,788 --> 00:11:11,552
تاک جونگ گو زود هیجانی می‌شه و کنترل خودش هم ضعیفه

200
00:11:11,552 --> 00:11:14,872
واسه همین هم مستعد اعتیاد به قماره

201
00:11:14,872 --> 00:11:16,884
<font color="#79acb0">(اطلاعات مشتری: سوابق کیفری)</font>
اصلا هم عذاب وجدان نداره

202
00:11:16,884 --> 00:11:19,028
پنج سال پیش، یه زن بیست‌وچند ساله

203
00:11:19,028 --> 00:11:21,567
از یه آپارتمان بلند افتاد و مرد

204
00:11:21,567 --> 00:11:24,600
تاک جونگ گو هم اونجا بوده

205
00:11:25,212 --> 00:11:26,752
لعنتی

206
00:11:26,752 --> 00:11:28,500
چرا شلوغش کردی؟

207
00:11:28,500 --> 00:11:30,867
اون‌موقع چطوری قسر در رفت؟

208
00:11:32,788 --> 00:11:37,372
مدعی شد باهم دعوا کردن و
اون دختره از سر ناراحتی خودش رو پرت کرده پایین

209
00:11:37,372 --> 00:11:42,167
دادگاه به خاطر نبود مدرک کافی تبرئه‌اش کرد

210
00:11:44,476 --> 00:11:46,688
این یکی خیلی پیشرفت کرده‌ها، نه؟

211
00:11:46,688 --> 00:11:48,233
انگار دنیا داره راحت‌تر تحت کنترل درمیاد

212
00:11:48,233 --> 00:11:50,400
<font color="#79acb0">(پست شبکه‌ی اجتماعی تاک جونگ گو: باز دنیا طرف منه)</font>

213
00:11:50,400 --> 00:11:51,400
<font color="#79acb0">(قانون هم بره گم شه)</font>

214
00:11:52,520 --> 00:11:55,740
خب، توی یه شهرستان قایم شده

215
00:11:55,740 --> 00:11:58,312
باید بریم یه سفر کاری

216
00:11:58,312 --> 00:12:01,367
این روزها، جعل کردن یه مرگ تصادفی

217
00:12:01,367 --> 00:12:04,148
با یه سناریوی نصفه‌نیمه دیگه جواب نمی‌ده

218
00:12:04,148 --> 00:12:07,516
تو عصر پزشکی قانونیِ پیشرفته زندگی می‌کنیم

219
00:12:07,516 --> 00:12:12,068
وای، سخت‌ترین بخش کار همینه که
واسه هر قرار باید یه سناریو بچینیم

220
00:12:12,068 --> 00:12:17,300
فهمیدن اینکه چطور یکی رو بکشیم
سخت‌تره از فهمیدن اینکه چطور نجاتش بدیم

221
00:12:19,760 --> 00:12:21,700
این یکی رو خودم انجام می‌دم

222
00:12:22,628 --> 00:12:24,328
خودتون، مدیر یو؟

223
00:12:25,600 --> 00:12:29,908
ولی با توجه به اتفاق غیرمنتظره‌ی پیو کیو چول

224
00:12:29,908 --> 00:12:32,572
که رسانه‌ها و پلیس رو شلوغ کرد

225
00:12:32,572 --> 00:12:36,333
ریسک نیست که الان یکی دیگه رو انجام بدیم؟

226
00:12:39,552 --> 00:12:43,288
اگه قراره انجامش بدیم
امیدوارم روز قرار حسابی شانس بیاریم

227
00:12:43,288 --> 00:12:48,133
روز بزرگ‌ترین شادیش رو تبدیل کنیم به روز مراسم یادبودش، نه؟

228
00:12:53,160 --> 00:12:54,860
...مراسم یادبود

229
00:12:57,444 --> 00:12:59,167
امروز چه روزیه؟

230
00:13:01,192 --> 00:13:04,167
<font color="#79acb0">(مادر جان)</font>

231
00:13:08,344 --> 00:13:10,900
سلام، مادر جان

232
00:13:12,676 --> 00:13:15,436
البته که می‌دونم

233
00:13:15,436 --> 00:13:17,136
آره

234
00:13:24,384 --> 00:13:25,904
دستیار یانگ، هنوز نصف روز مرخصیم سرجاشه، درسته؟

235
00:13:25,904 --> 00:13:29,533
چیکار کنم؟ فردا جلسه رو ادامه می‌دیم. ببخشید

236
00:13:35,020 --> 00:13:38,044
مدیر یو باید توی مراسم یادبود خانواده‌ی شوهرش شرکت کنه

237
00:13:38,044 --> 00:13:39,400
معلومه که باید بره. اون عروسشونه

238
00:13:39,400 --> 00:13:41,832
پس مرغ ماهی خوار هم عروس شده دیگه

239
00:13:41,832 --> 00:13:43,592
تو همچین روزی، بیشتر شبیه خدمتکاره تا عروس، نه؟

240
00:13:43,592 --> 00:13:45,767
...شاید بهتره منم باهاش برم

241
00:14:04,776 --> 00:14:06,033
فکر کنم اینجا همون‌جاست

242
00:14:06,033 --> 00:14:11,667
<font color="#79acb0">(ایمنی من، ایمنی همکارانم)</font>

243
00:14:16,388 --> 00:14:18,434
دو هفته پیش، یه کارگر وقتی داشت تو طبقه‌ی ششم

244
00:14:18,434 --> 00:14:20,608
مصالح رو مرتب می‌کرد، سقوط کرد و مرد

245
00:14:20,608 --> 00:14:22,616
تو تحقیقات نتیجه گرفتن که یه حادثه بوده

246
00:14:22,616 --> 00:14:25,941
و خودش تو بی‌احتیاطی‌اش مقصر بوده، درسته؟

247
00:14:25,941 --> 00:14:28,300
این چیزیه که رسانه‌ای شده

248
00:14:28,300 --> 00:14:29,496
حالا باید خودمون بفهمیم

249
00:14:29,496 --> 00:14:35,033
که واقعا یه حادثه بوده یا
یه مرگ ناحق که به شکل حادثه دراومده

250
00:14:35,033 --> 00:14:37,456
حالا که همه حواسشون به پرونده‌ی مرغ ماهی خواره

251
00:14:37,456 --> 00:14:38,884
ما داریم مرگ ناحقِ

252
00:14:38,884 --> 00:14:42,733
یه آدم آسیب‌پذیر که
توی نقطه‌ی کور جامعه مونده رو بررسی می‌کنیم؟

253
00:14:44,133 --> 00:14:46,052
من واقعا این‌جور چیزها رو دوست دارم

254
00:14:46,052 --> 00:14:48,900
روزنامه‌نگاری یعنی همین

255
00:14:48,900 --> 00:14:50,633
بریم، آقای کوان

256
00:14:57,644 --> 00:15:00,132
یعنی، پلیس که قبلا اومده و رفته

257
00:15:00,132 --> 00:15:03,772
وزارت کار و وزارت مسکن هم تحقیق کردن

258
00:15:03,772 --> 00:15:07,520
همه‌چی به بی‌احتیاطی شخصی نسبت داده شد

259
00:15:07,520 --> 00:15:12,136
جدی؟ خب پس اسم مسئولایی که اون روز اومدن چی بود؟

260
00:15:12,136 --> 00:15:14,567
خب، بازم، رئیس هیئت‌ مدیره‌ ما گفت

261
00:15:14,567 --> 00:15:17,864
شرکت یه وظیفه‌ی اخلاقی داره
واسه همین غرامت کارگر رو دادیم

262
00:15:17,864 --> 00:15:22,433
مستمری فوت رو هم دادیم و
یه مبلغ هنگفت برای تسلیت روش گذاشتیم

263
00:15:22,433 --> 00:15:28,232
هیچ‌کس به اندازه رئیسمون سخاوتمند نیست

264
00:15:28,232 --> 00:15:29,640
متوجه شدم

265
00:15:29,640 --> 00:15:33,833
خودم از رئیس هیئت‌مدیره در موردش می‌پرسم
کجا می‌تونم ببینمش؟

266
00:15:34,484 --> 00:15:39,044
خب، دیدن رئیس هیئت‌مدیره حضوری یه‌کم سخته

267
00:15:39,044 --> 00:15:43,376
پس با همکارایی که با متوفی
کانگ یونگ هو، کار می‌کردن چی؟

268
00:15:43,376 --> 00:15:45,496
آها، اون ممکنه

269
00:15:45,496 --> 00:15:46,936
آها، اونجا یکیشون هست

270
00:15:46,936 --> 00:15:49,567
آقای پارک چون بوک-
!بله-

271
00:15:50,504 --> 00:15:53,100
برین باهاش صحبت کنین

272
00:15:57,884 --> 00:16:01,552
اون یارو کانگ یونگ هو، اون روز بوی الکل می‌داد

273
00:16:01,552 --> 00:16:06,196
نمی‌دونم از صبح مشروب خورده بود یا هنوز خمار بود

274
00:16:06,196 --> 00:16:08,455
قبلا هم چندبار این اتفاق افتاده بود

275
00:16:08,455 --> 00:16:12,167
اون روزم کلاه ایمنی‌اش رو نذاشته بود
منم چندبار بهش تذکر دادم

276
00:16:12,167 --> 00:16:14,008
آها

277
00:16:14,008 --> 00:16:15,332
که اینطور

278
00:16:15,332 --> 00:16:19,227
این‌ رو به شرکت هم گزارش دادین؟

279
00:16:19,227 --> 00:16:23,767
فکر می‌کنین حس خوبی دارم
که اینجوری درباره‌ی همکار سابقم حرف بزنم؟

280
00:16:23,767 --> 00:16:25,752
تازه، اونم مرده

281
00:16:25,752 --> 00:16:28,948
بازم، فکر کردم باید صادق باشم درباره‌ی چیزی که شده

282
00:16:28,948 --> 00:16:31,988
درسته-
معلومه که باید می‌گفتین-

283
00:16:31,988 --> 00:16:36,084
با وجود همه‌ی این‌ها، رئیس هیئت‌مدیره خیلی بخشنده بود، نه؟

284
00:16:36,084 --> 00:16:37,390
آره

285
00:16:37,390 --> 00:16:40,400
پس انگار همه از رئیس هیئت‌مدیره خیلی ممنونن

286
00:16:40,400 --> 00:16:42,844
چون ساخت‌ و ساز هم عقب افتاده بود، تو دردسر بودیم

287
00:16:42,844 --> 00:16:47,233
رئیس هیئت‌مدیره حتی مطمئن شد حقوقمون رو زودتر بگیریم

288
00:16:54,204 --> 00:16:56,388
یعنی، شرکت پرونده‌ی حادثه‌ی کاری رو انجام داد

289
00:16:56,388 --> 00:16:59,112
غرامت رو پرداخت کرد، حتی یه مبلغ تسلیتم داد

290
00:16:59,112 --> 00:17:02,040
مگه همه‌ی کاری که باید می‌کردن رو نکردن؟

291
00:17:02,040 --> 00:17:05,288
این چیزی نیست که شرکت‌ها معمولا انجام بدن

292
00:17:05,288 --> 00:17:07,102
خوب می‌دونی

293
00:17:07,102 --> 00:17:08,200
ببخشید؟

294
00:17:08,200 --> 00:17:12,288
بوی الکل می‌داد و کلاه ایمنی‌اش رو هم نذاشته بود

295
00:17:12,288 --> 00:17:13,528
تو همچین مواردی، شرکت‌ها معمولا

296
00:17:13,528 --> 00:17:16,000
روی بی‌احتیاطی شخصی تاکید می‌کنن
و بی‌رحمانه همکاری رو قطع می‌کنن

297
00:17:16,000 --> 00:17:18,033
شرکت‌ها اینجوری کار می‌کنن

298
00:17:18,692 --> 00:17:23,200
ولی رئیس هیئت‌مدیره وارد عمل شد و تمام‌قد پای غرامت وایساد؟

299
00:17:23,200 --> 00:17:28,176
و این‌ به‌ اصطلاح شاهد هم از قضا به موقع پیداش شده

300
00:17:28,176 --> 00:17:30,844
و شروع کرده درباره‌ی بی‌احتیاطیِ قربانی حرف زدن

301
00:17:30,844 --> 00:17:33,360
آها، راست می‌گی

302
00:17:33,360 --> 00:17:34,968
خب حالا چیکار کنیم؟

303
00:17:34,968 --> 00:17:36,908
حتی نمی‌دونیم خبرچین کیه، نه؟

304
00:17:36,908 --> 00:17:38,608
...خب، اونش

305
00:17:40,433 --> 00:17:42,616
<font color="#79acb0">(بن غذای ساختمانی گه چون رو اینجا بگیرید)</font>

306
00:17:42,616 --> 00:17:45,500
بیا اول یه چیزی بخوریم بعد بریم سراغش

307
00:17:45,500 --> 00:17:48,633
بازم می‌خوایم بخوریم؟
ما که تازه قبل از اومدن غذا خوردیم

308
00:17:52,492 --> 00:17:54,908
قبل از رفتن یه نگاه بنداز-
الان برمی‌گردم-

309
00:17:54,908 --> 00:17:57,584
باشه-
مشتاق دیدار-

310
00:17:57,584 --> 00:17:59,288
می‌دونی که کیک برنجی بخارپز سرو نمی‌کنیم، درسته؟

311
00:17:59,288 --> 00:18:01,990
اومدی؟-
واقعا؟ سلام-

312
00:18:01,990 --> 00:18:03,852
سلام، من اومدم

313
00:18:03,852 --> 00:18:05,600
اوه، خانواده‌ی ته سونگ اومدن

314
00:18:05,600 --> 00:18:06,733
مادر بچه هم اومده؟

315
00:18:06,733 --> 00:18:08,148
بله، حالتون خوب بوده؟

316
00:18:08,148 --> 00:18:09,252
خوش اومدین

317
00:18:09,252 --> 00:18:13,900
حالا که عروست رو هم آوردی
حتما امروز روز مراسم اجداده

318
00:18:13,900 --> 00:18:17,272
هر بار این عروس ظریف و نازنین رو
وِل نکن به جون کار

319
00:18:17,272 --> 00:18:18,936
اون پسر عزیزت رو هم بیار

320
00:18:18,936 --> 00:18:21,558
ای بابا، پسر من اینجا چیکار داره؟

321
00:18:21,558 --> 00:18:23,775
سرش به شرکت گرمه

322
00:18:23,775 --> 00:18:27,256
ولی تو که هر روز خدا از پسرت حرف می‌زنی

323
00:18:27,256 --> 00:18:30,344
خب، چه ماهی‌ای می‌خوای درست کنی؟

324
00:18:30,344 --> 00:18:34,324
هی، یکی رو انتخاب کن-
بله؟-

325
00:18:34,324 --> 00:18:37,833
ببین کدومش به نظرت برای خرید خوبه

326
00:18:39,140 --> 00:18:41,833
آها، بله

327
00:18:46,728 --> 00:18:47,740
این چطوره، مادر؟

328
00:18:47,740 --> 00:18:48,964
وای خدا

329
00:18:48,964 --> 00:18:50,974
وای، حالا چیکار کنم؟-
خیلی براقه-

330
00:18:50,974 --> 00:18:52,932
ای بابا

331
00:18:52,932 --> 00:18:56,767
هی، مگه بهت نگفتم ماهی‌هایی که اسمشون به "چی" ختم می‌شه
درجه‌یک نیستن

332
00:18:56,767 --> 00:19:00,569
و نباید سر سفره‌ی اجداد گذاشته بشن، نگفتم؟

333
00:19:00,569 --> 00:19:03,654
چند بار باید بگم تا یادت بمونه؟

334
00:19:03,654 --> 00:19:06,092
ای بابا

335
00:19:06,092 --> 00:19:08,533
من که همچین چیزی نشنیده بودم

336
00:19:10,772 --> 00:19:14,567
ببخشید، مادر
از این به بعد حتما یادم می‌مونه

337
00:19:14,567 --> 00:19:19,667
...پس از بین اونایی که آخر اسمشون به "چی" ختم نمی‌شه

338
00:19:20,666 --> 00:19:21,960
این ماهی کروکره، درسته؟

339
00:19:21,960 --> 00:19:23,984
!آره، کروکر

340
00:19:23,984 --> 00:19:26,367
این یکی سانوری؟

341
00:19:27,328 --> 00:19:29,016
اون هم ماهی خال‌مخالیه؟

342
00:19:29,016 --> 00:19:30,448
!این هم حلوا ماهیه

343
00:19:30,448 --> 00:19:32,000
درسته، مادر؟

344
00:19:32,000 --> 00:19:35,867
وای، حالا دیگه بدون اینکه بهت بگم
همه ‌چیز رو دقیق می‌دونی؟

345
00:19:35,867 --> 00:19:39,104
پس سانوری و ماهی خال‌مخالی که آخر اسمشون
به "چی" ختم می‌شه رو نمی‌خوایم

346
00:19:39,104 --> 00:19:42,700
لطفا حلوا ماهی و کروکر بدین که آخر اسمشون "چی" نداره

347
00:19:42,700 --> 00:19:43,804
آها، باشه

348
00:19:43,804 --> 00:19:46,067
یه مقدار صدف آبالون هم-
باشه-

349
00:19:46,067 --> 00:19:53,467
<font color="#F08080">برای دانلود سریال های کره ای عضو چنل تلگرام ما بشین
@serial_asia</font>

350
00:19:54,000 --> 00:19:56,968
کانگ یونگ هو؟ مشروب خورده بود؟

351
00:19:56,968 --> 00:19:59,720
وای، این حرف‌های بی‌اساس رو از کجا شنیدین؟

352
00:19:59,720 --> 00:20:03,455
مگه نه؟ دیدی؟ گفتم که درست نیست

353
00:20:03,455 --> 00:20:06,304
ببخشید؟-
منظورم اینه که اون هی اصرار داشت-

354
00:20:06,304 --> 00:20:08,004
همه‌ی کارگرهای کارگاه ساختمونی مشروب می‌خورن

355
00:20:08,004 --> 00:20:12,400
و کانگ یونگ هو هم چون اون روز هنوز مست بوده
باعث اون حادثه شده

356
00:20:14,667 --> 00:20:16,467
آها، راست می‌گی، یادم اومد

357
00:20:16,467 --> 00:20:19,716
زود درباره‌اش قضاوت کردم

358
00:20:19,716 --> 00:20:22,700
نباید اینطوری بی‌دلیل یکی رو متهم کرد

359
00:20:22,700 --> 00:20:25,433
اون مرد حتی به مشروب لب هم نمی‌زد

360
00:20:25,433 --> 00:20:30,904
حتی وقتی اتفاق خیلی ناراحت‌کننده‌ای براش می‌افتاد
هیچوقت ندیدم مشروب بخوره

361
00:20:30,904 --> 00:20:32,168
اتفاق ناراحت‌کننده؟

362
00:20:32,168 --> 00:20:36,956
آره، شنیدم یه اتفاقی برای زنش افتاده

363
00:20:36,956 --> 00:20:41,308
اون مرد عاشق زنش بود

364
00:20:41,308 --> 00:20:44,392
به قول امروزی‌ها
یه پا زن‌ذلیل بود

365
00:20:44,392 --> 00:20:48,500
اوه، درست مثل خودم

366
00:20:50,884 --> 00:20:56,564
صبر کن، حالا که فکر می‌کنم
زنش قبلا توی خونه‌ی رئیس کار می‌کرد

367
00:20:56,564 --> 00:20:59,367
دیگه بسه، نوش جونتون

368
00:21:02,180 --> 00:21:04,100
خونه‌ی رئیس؟

369
00:21:14,464 --> 00:21:16,316
وای-
اومدن-

370
00:21:16,316 --> 00:21:18,344
!مامان

371
00:21:18,344 --> 00:21:20,036
یول، داشتی چی بازی می‌کردی؟

372
00:21:20,036 --> 00:21:24,524
با عمه، کُنگ‌سون و چیبا بازی می‌کردم

373
00:21:24,524 --> 00:21:28,523
وای، باز زن‌داداشم مجبور شده بار همه رو به دوش بکشه

374
00:21:28,523 --> 00:21:30,891
!ای بابا-
غر نزن، فقط این کیسه‌ها رو بگیر-

375
00:21:30,891 --> 00:21:34,167
دارم می‌گیرم، دارم می‌گیرم

376
00:21:48,060 --> 00:21:49,680
<font color="#79acb0">(سه سال پیش)</font>
!هی

377
00:21:49,680 --> 00:21:52,245
تا حالا پیاز خرد نکردی؟

378
00:21:52,245 --> 00:21:54,767
چرا چاقو رو اینطوری دست گرفتی؟

379
00:21:54,767 --> 00:21:56,570
مگه داری کیک می‌بری؟

380
00:21:56,570 --> 00:21:59,800
فقط عادت ندارم برای این کار
از چاقو استفاده کنم

381
00:22:00,667 --> 00:22:04,100
<font color="#79acb0">(دو سال پیش)</font>

382
00:22:05,328 --> 00:22:07,336
صبر کن، این دیگه چرا اینجاست؟

383
00:22:07,336 --> 00:22:10,467
ما اجداد جنوب شرقی آسیا داریم؟

384
00:22:11,096 --> 00:22:13,367
فقط خریدم که امتحانش کنی

385
00:22:13,367 --> 00:22:15,564
<font color="#79acb0">(یک سال پیش)</font>

386
00:22:15,564 --> 00:22:16,917
!هی

387
00:22:16,917 --> 00:22:19,280
توی برنج، غلات هم ریختی؟

388
00:22:19,280 --> 00:22:21,980
برای برنجی که می‌ذاریم
سر سفره اجداد؟

389
00:22:21,980 --> 00:22:23,960
...می‌گن برای سلامتی خوبه

390
00:22:23,960 --> 00:22:28,567
وای، ای بابا
داری من رو دیوونه می‌کنی، واقعا

391
00:22:41,824 --> 00:22:43,872
!اوکی

392
00:22:43,872 --> 00:22:45,572
بذار امتحانش کنم؟

393
00:23:00,824 --> 00:23:04,292
هی، توی سبزی‌های مزه‌دارشده
سیر ریختی؟

394
00:23:04,292 --> 00:23:06,700
...بله، مادر، برای اینکه خوش‌طعم‌تر بشه

395
00:23:07,900 --> 00:23:10,533
...صبر کن
اون همه رو هم سیر ریختی؟

396
00:23:12,124 --> 00:23:14,655
...مادر، من توی همه‌شون

397
00:23:14,655 --> 00:23:16,160
ببخشید مادر، وای نه

398
00:23:16,160 --> 00:23:19,355
الان می‌رم دوباره همه‌شون رو می‌خرم

399
00:23:19,355 --> 00:23:20,760
ببخشید

400
00:23:20,760 --> 00:23:24,000
حالا با این همه چیکار کنیم؟

401
00:23:24,620 --> 00:23:25,992
برمی‌گردم

402
00:23:25,992 --> 00:23:27,934
...وای، جدی می‌گم-
ای بابا-

403
00:23:27,934 --> 00:23:30,905
توی سبزی‌های مراسم اجداد
...سیر ریخته

404
00:23:30,905 --> 00:23:33,343
هر چقدر هم بی‌خبر باشه
دیگه این یکی خیلیه

405
00:23:33,343 --> 00:23:36,920
خیلیه، خیلی-
بی‌خیال، شاید نمی‌دونسته-

406
00:23:36,920 --> 00:23:38,280
چیز مهمی نیست

407
00:23:38,280 --> 00:23:40,732
خب، یتیمه دیگه

408
00:23:40,732 --> 00:23:43,732
پدر و مادری نداشته که
این چیزها رو بهش یاد بدن

409
00:23:43,732 --> 00:23:46,164
می‌دونستم بالاخره این رو می‌گی

410
00:23:46,164 --> 00:23:48,664
مامان، خوب فرصتی گیر آوردی‌ها

411
00:23:48,664 --> 00:23:50,767
!ساکت شو، زبون‌دراز

412
00:23:52,733 --> 00:23:57,700
<font color="#79acb0">(کانگ یونگ هو)</font>

413
00:24:01,280 --> 00:24:02,680
<i>اوپا، کی میای؟</i>

414
00:24:02,680 --> 00:24:04,380
کسی خونه هست؟

415
00:24:10,688 --> 00:24:12,567
کسی هست؟

416
00:24:14,456 --> 00:24:16,432
فکر کنم کسی اینجا نیست

417
00:24:16,432 --> 00:24:20,176
واقعا فکر می‌کنی زن کانگ یونگ هو
خبرچینه؟

418
00:24:20,176 --> 00:24:22,000
چی شده؟

419
00:24:22,000 --> 00:24:24,692
اسباب‌کشی کردن
دیگه کسی اینجا زندگی نمی‌کنه

420
00:24:24,692 --> 00:24:26,420
اسباب‌کشی کردن؟ کی؟

421
00:24:26,420 --> 00:24:28,633
فکر کنم روز مراسم ختم شوهرش بود

422
00:24:28,633 --> 00:24:31,688
انگار عجله داشتن
همون شب ماشین اسباب‌کشی گرفتن

423
00:24:31,688 --> 00:24:34,540
احیانا شماره‌ی تماس زنش رو ندارین؟

424
00:24:34,540 --> 00:24:37,112
نه، انقدرها با هم صمیمی نیستیم
که شماره همدیگه رو داشته باشیم

425
00:24:37,112 --> 00:24:39,524
این نزدیکی‌ها بنگاه املاک هست؟

426
00:24:39,524 --> 00:24:40,700
بنگاه املاک؟

427
00:24:40,700 --> 00:24:42,772
آها، اومدین خونه رو ببینین؟

428
00:24:42,772 --> 00:24:45,996
از این کوچه که برین بیرون
سر کوچه بپیچین، همونجاست

429
00:24:45,996 --> 00:24:47,833
باشه، ممنون

430
00:24:50,224 --> 00:24:51,580
بنگاه املاک واسه چی؟

431
00:24:51,580 --> 00:24:54,000
اگه انقدر عجله‌ای رفته باشه
احتمالا حتی نتونسته پول پیشش رو پس بگیره

432
00:24:54,000 --> 00:24:55,367
بالاخره مجبور می‌شه باهاشون تماس بگیره، مگه نه؟

433
00:24:55,367 --> 00:24:56,416
این دیگه چی می‌گه؟

434
00:24:56,416 --> 00:24:59,316
<i>زن‌داداش این روزها بدجوری گرفتار شده
شده نوکر مامان</i>

435
00:24:59,316 --> 00:25:01,884
<i>اوپا، مراسم اجداد امروز رو
یادت نرفته که؟</i>

436
00:25:01,884 --> 00:25:03,008
!اوه

437
00:25:03,008 --> 00:25:04,444
چی شده؟ مشکلی پیش اومده، آقای کوان؟

438
00:25:04,444 --> 00:25:05,688
الان ساعت چنده؟

439
00:25:05,688 --> 00:25:07,008
الان؟

440
00:25:07,008 --> 00:25:08,708
!اوه

441
00:25:09,404 --> 00:25:13,867
وای، با این وضع من عمرم به دنیا نیست
ای بابا

442
00:25:16,400 --> 00:25:17,472
<font color="#79acb0">الان استان گانگ‌وونم)
(ولی هر چه زودتر بتونم خودم رو می‌رسونم</font>

443
00:25:17,472 --> 00:25:19,400
استان گانگ‌وون؟

444
00:25:19,400 --> 00:25:22,700
وای، اگه الان راه بیفته
کی قراره برسه اینجا؟

445
00:25:23,564 --> 00:25:26,433
عمه، مراسم اجداد چیه؟

446
00:25:27,420 --> 00:25:29,996
یول، می‌خوای بدونی مراسم اجداد چیه؟

447
00:25:29,996 --> 00:25:32,304
...مراسم اجداد یعنی

448
00:25:32,304 --> 00:25:34,212
آدم‌هایی که رفتن بهشت

449
00:25:34,212 --> 00:25:38,672
میان خونه‌مون غذا می‌خورن و خوش می‌گذرونن
بعد دوباره برمی‌گردن

450
00:25:38,672 --> 00:25:40,724
یتیم یعنی چی؟

451
00:25:40,724 --> 00:25:42,424
ها؟

452
00:25:44,656 --> 00:25:48,576
واقعا که، مامان جلوی بچه این رو گفت

453
00:25:48,576 --> 00:25:51,752
...یعنی وقتی پدر و مادر

454
00:25:51,752 --> 00:25:57,816
خب، یعنی پدر و مادر مامان یول
فوت کردن

455
00:25:57,816 --> 00:26:00,133
مامان یول یتیمه؟

456
00:26:01,876 --> 00:26:06,100
آره، پدر و مادرش خیلی وقت پیش
رفتن بهشت

457
00:26:06,100 --> 00:26:08,667
پس امروز برای شام میان؟

458
00:26:10,180 --> 00:26:15,332
نه، اونایی که امروز میان
یه عده دیگه‌ان

459
00:26:15,332 --> 00:26:16,332
چرا اونا نمیان؟

460
00:26:16,332 --> 00:26:19,720
خب... شاید چون دعوتشون نکردن؟

461
00:26:19,720 --> 00:26:21,028
پس کی میان؟

462
00:26:21,028 --> 00:26:23,164
...اوه، خب

463
00:26:23,164 --> 00:26:24,864
اگه بهشون زنگ بزنی؟

464
00:26:27,352 --> 00:26:29,980
اگه زنگ بزنی میان

465
00:26:29,980 --> 00:26:33,033
"مثلا بگی: "لطفا زود بیاین

466
00:26:38,284 --> 00:26:39,300
!مامان یول

467
00:26:39,300 --> 00:26:41,168
<font color="#79acb0">(گل‌فروشی اوک)</font>

468
00:26:41,168 --> 00:26:44,267
!وای خدای من، خانم-
این موقع اینجا چیکار می‌کنی؟-

469
00:26:47,208 --> 00:26:49,596
الان یه دقیقه وقت دارین؟

470
00:26:49,596 --> 00:26:51,796
من؟-
آره-

471
00:26:51,796 --> 00:26:53,072
همین الان؟

472
00:26:53,072 --> 00:26:56,080
خب... من باید برم

473
00:26:56,080 --> 00:26:58,133
چی شده؟ چرا؟

474
00:27:05,988 --> 00:27:07,633
من اومدم-
!بابا-

475
00:27:07,633 --> 00:27:09,092
!یول

476
00:27:09,092 --> 00:27:11,260
چی؟ زودتر از چیزی که فکر می‌کردم رسیدی

477
00:27:11,260 --> 00:27:12,452
کل راه رو با سرعت اومدی؟

478
00:27:12,452 --> 00:27:14,100
بونا کجاست؟
جواب تلفنش رو نمی‌داد

479
00:27:14,100 --> 00:27:17,464
،توی ایوونه و همون‌طور که می‌بینی
نمی‌تونست جواب تلفن رو بده

480
00:27:17,464 --> 00:27:18,608
...از بعدازظهر به بعد، کل روز

481
00:27:18,608 --> 00:27:20,576
پس چرا کل روز اینجا بود؟
کارش چی می‌شه؟

482
00:27:20,576 --> 00:27:22,488
نصف روز مرخصی گرفته
فکر کنم مامان بهش زنگ زده

483
00:27:22,488 --> 00:27:23,692
مامان توی اتاق خواب اصلی داره استراحت می‌کنه

484
00:27:23,692 --> 00:27:27,016
بیا بریم، یول! بیا با عمه بریم-
بریم-

485
00:27:27,016 --> 00:27:29,400
بیا بریم! می‌خوای نقاشی بکشی؟

486
00:27:32,924 --> 00:27:35,296
!عزیزم-
اومدی؟-

487
00:27:35,296 --> 00:27:38,332
باید بهم می‌گفتی
تقریبا یادم رفته بود

488
00:27:38,332 --> 00:27:40,333
ببخشید. منم یادم رفت

489
00:27:41,712 --> 00:27:43,512
...وای خدای من، واقعا مامان

490
00:27:43,512 --> 00:27:45,408
چرا کسی که توی شرکت کار می‌کنه رو
بعدازظهر کشونده اینجا؟

491
00:27:45,408 --> 00:27:47,932
بی‌خیال فقط یه روزه
چرا داری شلوغش می‌کنی؟

492
00:27:47,932 --> 00:27:49,072
فقط یه ذره تمیزکاری مونده

493
00:27:49,072 --> 00:27:50,588
همه‌اش تموم شد. تموم شده

494
00:27:50,588 --> 00:27:51,632
استراحت کن. من انجامش می‌دم

495
00:27:51,632 --> 00:27:53,812
نه، از این حرف‌ها نزن
فقط همونجا بشین

496
00:27:53,812 --> 00:27:56,400
می‌تونم قبل از اینکه مامان بیاد بیرون
سریع تمومش کنم

497
00:27:59,924 --> 00:28:01,820
هان؟-
صدمه دیدی؟-

498
00:28:01,820 --> 00:28:06,512
آره، موقع تمیز کردن صدف‌های آبالون
...دستم رو خراشیدم. خون اومده

499
00:28:06,512 --> 00:28:08,032
همونجا بمون

500
00:28:08,032 --> 00:28:10,700
روش دارو زدم. عزیزم، چیزی نیست

501
00:28:13,824 --> 00:28:15,604
حالم خوبه

502
00:28:15,604 --> 00:28:17,467
من خوب نیستم

503
00:28:20,444 --> 00:28:22,267
باید درد داشته باشه

504
00:28:39,368 --> 00:28:41,576
اینم از این، تموم شد

505
00:28:41,576 --> 00:28:43,194
مثل پوست می‌چسبه

506
00:28:43,194 --> 00:28:46,560
انقدر خوب زدیش
که انگار اصلا چیزی نیست

507
00:28:46,560 --> 00:28:48,940
و حرکت دادن دست باهاش راحته

508
00:28:48,940 --> 00:28:50,288
ممنون

509
00:28:50,288 --> 00:28:51,340
باید برگردم سر کار

510
00:28:51,340 --> 00:28:52,700
اوه، بهت که گفتم، اشکالی نداره

511
00:28:52,700 --> 00:28:54,400
چرا؟

512
00:28:55,316 --> 00:28:56,388
نه

513
00:28:56,388 --> 00:28:57,948
می‌تونم قبل از اینکه مامان بیاد بیرون
سریع تمومش کنم

514
00:28:57,948 --> 00:29:00,648
برام دردسر می‌شه-
اشکالی نداره-

515
00:29:00,648 --> 00:29:03,400
نه، اون ترسناکه

516
00:29:10,300 --> 00:29:12,300
لطفا یه کم استراحت کن

517
00:29:24,712 --> 00:29:26,412
!مادر

518
00:29:35,452 --> 00:29:37,100
بیا بریم. بیا بریم

519
00:29:37,100 --> 00:29:38,100
!یوله

520
00:29:38,100 --> 00:29:40,140
!یول-
!عمه-

521
00:29:40,140 --> 00:29:42,188
کی رسیدی؟-
حالت خوب بوده؟-

522
00:29:42,188 --> 00:29:43,720
شما دوتا چطوری با هم اومدین اینجا؟

523
00:29:43,720 --> 00:29:45,592
دو ری اومد مغازه و منو رسوند

524
00:29:45,592 --> 00:29:47,404
تو چی؟ یول رو کجا می‌بری؟

525
00:29:47,404 --> 00:29:50,933
اوه، داریم می‌ریم زمین بازی یه دوری بزنیم

526
00:29:50,933 --> 00:29:52,267
واقعا؟ وای خدای من، به نظر عالی میاد

527
00:29:52,267 --> 00:29:53,831
شما برین، باشه؟

528
00:29:53,831 --> 00:29:57,244
مراقب باشین-
مراقب باشین، مراقب باشین-

529
00:29:57,244 --> 00:29:58,752
عقب‌نشینی-
عقب‌نشینی؟-

530
00:29:58,752 --> 00:29:59,868
وای خدای من-
چرا؟-

531
00:29:59,868 --> 00:30:03,033
معلومه. مامان دوباره داره
به عروسش سخت می‌گیره

532
00:30:04,692 --> 00:30:07,400
این دفعه چیه؟
الان از چی ناراضیه؟

533
00:30:07,400 --> 00:30:10,867
مچ اوپا رو موقع
ظرف شستن توی آشپزخونه گرفتن

534
00:30:10,867 --> 00:30:11,867
وای خدای من

535
00:30:11,867 --> 00:30:12,940
چی؟

536
00:30:12,940 --> 00:30:15,000
اونو دربیار. درش بیار

537
00:30:15,000 --> 00:30:16,333
!گفتم درش بیار-
اوه، کارم تمومه-

538
00:30:16,333 --> 00:30:18,496
درش بیار، فهمیدی؟

539
00:30:18,496 --> 00:30:20,896
من تو رو این طوری بزرگ کردم؟

540
00:30:20,896 --> 00:30:24,204
من جوری بزرگت کردم
که هیچوقت دست به سیاه و سفید نزنی

541
00:30:24,204 --> 00:30:26,267
ببخشید، مادر

542
00:30:26,267 --> 00:30:28,212
...من-
مامان-

543
00:30:28,212 --> 00:30:30,485
اون تمام روز داشته کار می‌کرده
فقط بهش گفتم یه کم استراحت کنه

544
00:30:30,485 --> 00:30:33,404
مگه چقدر می‌تونه کار کرده باشه؟

545
00:30:33,404 --> 00:30:36,032
!هی، بیا اینجا. تو، بیا اینجا

546
00:30:36,032 --> 00:30:40,833
معمولا ته سونگ عزیزم رو
مجبور می‌کنی کلفتی بکنه؟

547
00:30:42,780 --> 00:30:47,128
نه، کدوم کلفتی؟ من کلفتی بکنم؟

548
00:30:47,128 --> 00:30:49,733
بهش دستور می‌دی. تو مجبورش کردی

549
00:30:49,733 --> 00:30:51,172
حالا مشخص شد که چرا

550
00:30:51,172 --> 00:30:54,228
برای بار اولت خیلی بامهارت به نظر می‌رسیدی

551
00:30:54,228 --> 00:30:57,688
دفعه‌ی پیش هم، وقتی بهونه‌ی کار آورد
،و اینجا نبود

552
00:30:57,688 --> 00:30:59,620
تو غذا درست کردی و کارهاش رو کردی

553
00:30:59,620 --> 00:31:01,933
،اون موقع چیزی نگفتم
ولی خیلی عصبانی بودم

554
00:31:01,933 --> 00:31:04,000
...مامان! اون من بودم-
مامان، ما اومدیم-

555
00:31:04,000 --> 00:31:05,567
کیمچی آوردیم

556
00:31:05,567 --> 00:31:06,567
اومدین؟-
بچه‌ها-

557
00:31:06,567 --> 00:31:08,580
خیلی سختی کشیدی، مگه نه؟

558
00:31:08,580 --> 00:31:11,633
واو، ته سونگ داره ظرف می‌شوره

559
00:31:11,633 --> 00:31:14,572
اون تا حالا یه بار هم
پاشو توی آشپزخونه نذاشته بود

560
00:31:14,572 --> 00:31:17,328
تصور کنین چقدر بهش فشار آورده

561
00:31:17,328 --> 00:31:19,724
خدای من، اینجا چه خبره؟

562
00:31:19,724 --> 00:31:21,268
مامان، دستش صدمه دیده

563
00:31:21,268 --> 00:31:23,940
چطور دست سالمش
یهو صدمه دید؟

564
00:31:23,940 --> 00:31:25,033
داره تمارض می‌کنه
چون نمی‌خواد کار کنه

565
00:31:25,033 --> 00:31:26,740
صدمه دیدی؟

566
00:31:26,740 --> 00:31:28,600
نه، من خوبم-
باید بیشتر مراقب می‌بودی-

567
00:31:28,600 --> 00:31:30,724
فقط یه کوچولو. یه ذره-
اوه، عزیزم-

568
00:31:30,724 --> 00:31:32,867
حالت خوبه؟-
حالا که همه جمع شدیم-

569
00:31:34,436 --> 00:31:38,020
بیاین این قضیه رو
یه بار برای همیشه حل کنیم

570
00:31:38,020 --> 00:31:40,412
چی؟-
نظر من اینه-

571
00:31:40,412 --> 00:31:42,668
چیو حل کنیم؟
عزیزم، داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

572
00:31:42,668 --> 00:31:44,704
این کار رو نکن-
...به نظر من-

573
00:31:44,704 --> 00:31:45,834
این مراسم یادبود اجدادی خانواده‌ی ماست

574
00:31:45,834 --> 00:31:47,408
با این حال دارین کاری می‌کنین
که عروس همه‌ی کارها رو انجام بده؟

575
00:31:47,408 --> 00:31:49,792
به نظرم این ناعادلانه‌ست

576
00:31:49,792 --> 00:31:53,467
،دوره زمونه عوض شده
پس مردها هم باید کمک کنن

577
00:31:53,467 --> 00:31:55,260
و اونم الان داره می‌ره سر کار

578
00:31:55,260 --> 00:31:58,832
پس از این به بعد، من زودتر میام
و بیشتر کمک می‌کنم. باشه؟

579
00:31:58,832 --> 00:32:00,960
نه نگو-
چه چرت و پرت‌هایی-

580
00:32:00,960 --> 00:32:02,652
مگه کسی داره چه کاری انجام می‌ده؟

581
00:32:02,652 --> 00:32:03,776
خدایا

582
00:32:03,776 --> 00:32:08,552
چرا وقتی همیشه به حرف مامان گوش می‌دادی
یهو این طوری رفتار می‌کنی؟

583
00:32:08,552 --> 00:32:10,269
،و از این به بعد
تو هم باید زودتر بیای و کمک کنی

584
00:32:10,269 --> 00:32:13,144
همه ‌چیز رو سر بونا نریزین

585
00:32:13,144 --> 00:32:15,467
کوان ته سونگ، داری مسخره‌بازی درمیاری

586
00:32:15,467 --> 00:32:17,896
...سون ایل، منظورش این نبود

587
00:32:17,896 --> 00:32:18,896
اوه ببخشید

588
00:32:18,896 --> 00:32:21,548
وقتی مامان و خواهرهات
،خودشون رو می‌کشن تا کار کنن اشکالی نداره

589
00:32:21,548 --> 00:32:25,000
اما نمی‌تونی
سختی کشیدن زنت رو ببینی؟

590
00:32:25,000 --> 00:32:27,800
منظورم این نبود
اوه، جفتتون بس کنین

591
00:32:27,800 --> 00:32:30,076
ته سونگ درباره‌ی هیچکدوم از این‌ها اشتباه نمی‌گه

592
00:32:30,076 --> 00:32:32,967
بالاخره سر عقل اومد. آفرین بهش

593
00:32:32,967 --> 00:32:35,624
فقط زمان‌بندیش روی مخه

594
00:32:35,624 --> 00:32:38,126
،تمام این مدت طوری رفتار می‌کرد که انگار نمی‌دونه
ولی چرا الان داره این کار رو می‌کنه؟

595
00:32:38,126 --> 00:32:41,900
فکر می‌کنی چرا؟
همه‌اش به خاطر اینه که زنش یادش داده

596
00:32:41,900 --> 00:32:44,867
وای پسر بیچاره‌ام
الان باید با پسرم چیکار کنم؟

597
00:32:44,867 --> 00:32:47,160
وای مامان، این قضیه‌ی "پسر بیچاره‌ی من" رو بس کن

598
00:32:47,160 --> 00:32:51,722
این روزها، طبیعی نیست که یه زن
به تنهایی بار تمام کارهای خونه رو به دوش بکشه

599
00:32:51,722 --> 00:32:54,865
حالا که داریم بحثش رو می‌کنیم، بیاین از شر
این مراسم اجدادی دمده هم خلاص بشیم، باشه؟

600
00:32:54,865 --> 00:32:56,039
هان؟

601
00:32:56,039 --> 00:32:57,423
!دهنت رو ببند، دختره‌ی چشم سفید

602
00:32:57,423 --> 00:32:59,100
دخالت نکن

603
00:32:59,100 --> 00:33:02,493
هی، اگه زبون داری یه چیزی بگو

604
00:33:02,493 --> 00:33:04,556
پدر و مادرت اینطوری بزرگت کردن؟

605
00:33:04,556 --> 00:33:06,400
!مامان-
!مامان-

606
00:33:17,600 --> 00:33:21,268
عزیزم، کتت رو بپوش. بیا بریم خونه

607
00:33:29,860 --> 00:33:32,448
یول، مراقب باش صدمه نبینی

608
00:33:32,448 --> 00:33:34,148
باشه

609
00:33:36,176 --> 00:33:39,760
کوان سه آه، که هیچوقت براش مهم نبود
،بقیه چی فکر می‌کنن

610
00:33:39,760 --> 00:33:41,860
واقعا نگران اینه که یه بچه چی فکر می‌کنه

611
00:33:41,860 --> 00:33:44,533
بچه‌داری، واقعا سخته

612
00:33:46,574 --> 00:33:48,580
نمی‌دونم بالاخره آروم شد یا نه

613
00:33:48,580 --> 00:33:50,726
الان چی گفتی؟

614
00:33:50,726 --> 00:33:51,833
ما دیگه توی مراسم‌های اجدادی
شرکت نمی‌کنیم

615
00:33:51,833 --> 00:33:54,056
داری چیکار می‌کنی؟
گفتم کتت رو بپوش

616
00:33:54,056 --> 00:33:55,952
الان گفتی دیگه چیکار نمی‌کنی؟

617
00:33:55,952 --> 00:33:57,567
وای خدای من-
!مادر-

618
00:33:57,567 --> 00:33:59,300
...مامان، مامان

619
00:34:00,716 --> 00:34:03,496
فکر کنم کوته‌بین بودم

620
00:34:03,496 --> 00:34:06,440
قبلا فکر می‌کردم
همراهی کردن با هر چیزی که می‌گی

621
00:34:06,440 --> 00:34:10,408
،بهترین راه برای حفظ آرامشه
اما دیگه نه

622
00:34:10,408 --> 00:34:16,244
،همون‌ طور که من پسر عزیزتم
اون هم همسر عزیز منه

623
00:34:16,244 --> 00:34:19,964
​مامان، خیلی می‌ترسم که یه روزی ناگهانی از پیشم بره

624
00:34:19,964 --> 00:34:23,596
فقط تصور کردنش باعث میشه حس کنم نفسم بالا نمیاد

625
00:34:23,596 --> 00:34:25,244
​اون خانواده‌ی با ارزش منه

626
00:34:25,244 --> 00:34:29,567
​پس لطفا دیگه هیچ‌وقت با زن
من یا خانواده‌ام این‌طوری رفتار نکن

627
00:34:31,733 --> 00:34:35,833
...باور نکردنیه، این... این نیم-
مامان، مامان-

628
00:34:42,356 --> 00:34:44,056
...این

629
00:34:45,912 --> 00:34:47,767
...چرا من

630
00:34:50,456 --> 00:34:52,300
...چطور من

631
00:34:53,584 --> 00:34:55,467
مادر من رو ببخشین، معذرت می‌خوام

632
00:34:55,467 --> 00:34:57,767
...ببخشید من نباید این طوری می‌کردم

633
00:34:59,952 --> 00:35:02,824
!صبر کن... کوان ته سونگ

634
00:35:02,824 --> 00:35:04,533
مگه نمیای اینجا؟

635
00:35:04,533 --> 00:35:05,967
مامان-
مگه نمیای اینجا؟-

636
00:35:05,967 --> 00:35:07,733
واقعا داری چیکار می‌کنی؟

637
00:35:07,733 --> 00:35:09,567
از مامانت عذر خواهی کن-
چت شده تو؟-

638
00:35:09,567 --> 00:35:10,667
​تو هم چرا داری این‌طوری رفتار می‌کنی؟

639
00:35:10,667 --> 00:35:11,867
​یعنی بعد این فقط می‌خوای بذاری بری؟

640
00:35:11,867 --> 00:35:13,200
​چرا داری ماهی خشک‌ها رو برمی‌داری؟

641
00:35:13,200 --> 00:35:14,533
همین‌طوری ول می‌کنی می‌ری؟

642
00:35:14,533 --> 00:35:16,964
زود باش عذرخواهی کن-
اصلا ادب نداری-

643
00:35:16,964 --> 00:35:18,320
اوه، بس کنین

644
00:35:18,320 --> 00:35:20,000
!بس کن-
تو چطور جرئت می‌کنی؟-

645
00:35:20,000 --> 00:35:21,140
!ای نیم وجبی-
مامان-

646
00:35:21,140 --> 00:35:22,924
!مامان-
!وای خدایا-

647
00:35:22,924 --> 00:35:23,933
حالت خوبه؟

648
00:35:23,933 --> 00:35:25,133
...ای نیم وجبی

649
00:35:25,133 --> 00:35:26,300
!بس کن! نه

650
00:35:26,300 --> 00:35:28,100
!توی نیم وجبی

651
00:35:30,072 --> 00:35:31,536
!توی نیم وجبی

652
00:35:31,536 --> 00:35:32,756
...واقعا که تو

653
00:35:32,756 --> 00:35:33,833
هوی، بیا اینجا

654
00:35:33,833 --> 00:35:34,867
<font color="#79acb0">(پودر پنکیک)</font>
بیا اینجا

655
00:35:34,867 --> 00:35:36,472
!توی نیم وجبی

656
00:35:36,472 --> 00:35:39,267
​چطور جرات می‌کنی اینجا همچین کاری کنی؟

657
00:35:58,600 --> 00:36:02,500
​خب، فکر کنم اون تنها آدم تو کل دنیاست که

658
00:36:02,500 --> 00:36:03,820
​واقعا می‌تونه به یو بونا توپ‌ و تشر بزنه

659
00:36:03,820 --> 00:36:07,200
​همیشه چیز جدیدی برای یادگیری و تسلط هست

660
00:36:07,200 --> 00:36:09,036
​خانه‌داری و مدیریت خونه همینه دیگه

661
00:36:09,036 --> 00:36:11,633
​باید بازم از پسش بربیای. کاریش نمی‌شه کرد

662
00:36:11,633 --> 00:36:13,748
​فقط باید با سرسختی و تلاش تمام ادامه‌ش بدی

663
00:36:13,748 --> 00:36:17,467
خب، گاهی وقت ها هرچقدر
هم تلاش کنی از پسش برنمیای

664
00:36:17,467 --> 00:36:21,433
​ای بابا، این پیرزن واقعا هیچ‌وقت عوض بشو نیست

665
00:36:21,433 --> 00:36:24,540
​دیگه وقتشه یه ذره ملاحظه و رحم از خودش نشون بده

666
00:36:24,540 --> 00:36:26,872
یعنی با گذشت زمان بهتر می‌شه؟

667
00:36:26,872 --> 00:36:31,100
​آره، بعد از اون همه جر و بحث و اصطکاک با همدیگه

668
00:36:31,729 --> 00:36:36,956
،​با هم خندیدن و گریه کردن
کل‌کل کردن و دل همدیگه رو شکستن

669
00:36:36,956 --> 00:36:39,912
​زمان انقدر روی هم انباشته میشه
تا تبدیل بشه به همون پیوند عمیق و محکم

670
00:36:39,912 --> 00:36:42,567
که بهش می‌گیم خانواده

671
00:36:45,232 --> 00:36:47,267
فکر کنم واسه همینه که انقدر سخته

672
00:36:49,749 --> 00:36:53,420
گاهی برام شگفت‌انگیزه، گاهی هم حسودیم میشه

673
00:36:53,420 --> 00:36:57,100
​چون خودم هیچ‌وقت همچین چیزی نداشتم

674
00:36:59,022 --> 00:37:01,960
!مامان! ته سونگ

675
00:37:01,960 --> 00:37:02,960
!ته سونگ

676
00:37:02,960 --> 00:37:06,433
!یول! یول گمشده

677
00:37:08,140 --> 00:37:09,840
...بو نا

678
00:37:10,948 --> 00:37:12,248
!یول

679
00:37:12,248 --> 00:37:13,812
!یول-
یول-

680
00:37:13,812 --> 00:37:15,764
!تو هم بگرد دنبالش! زود باش-
مامان-

681
00:37:15,764 --> 00:37:16,764
اوه، اینجا نیست

682
00:37:16,764 --> 00:37:18,888
!یول-
اونجا نیست؟-

683
00:37:18,888 --> 00:37:20,116
نیست اونجا؟-
نه-

684
00:37:20,116 --> 00:37:22,388
چی کار کنم؟-
برو اون طرف رو نگاه کن-

685
00:37:22,388 --> 00:37:24,200
!یول

686
00:37:24,200 --> 00:37:26,032
اینجا؟ اینجا بود؟

687
00:37:26,032 --> 00:37:27,700
کوان سه آه، مطمئنی همین جا گمش کردی؟

688
00:37:27,700 --> 00:37:33,483
​آره! من... من همین‌جا نشسته بودم
و یول هم اون‌طرف داشت بازی می‌کرد

689
00:37:33,483 --> 00:37:36,700
قلاده‌ی چی با باز شد و فرار کرد

690
00:37:36,700 --> 00:37:41,267
​منم رفتم دنبالش و وقتی برگشتم، یول نبود

691
00:37:41,267 --> 00:37:43,467
...آخ واقعا که، این بچه

692
00:37:43,467 --> 00:37:44,972
!یول-
ای بابا این چه کاریه-

693
00:37:44,972 --> 00:37:47,752
​انقدر گریه نکن دختر دیوونه‌ام کردی به خدا

694
00:37:47,752 --> 00:37:50,204
هوی، تو دست این رو بگیر ببر توی خونه

695
00:37:50,204 --> 00:37:53,384
​اون ریخت‌ و پاش‌های اون‌جا رو جمع‌وجور کنین

696
00:37:53,384 --> 00:37:56,367
​مامان، واقعا این حرفیه که
به مادری که بچه‌ش گم شده می‌زنی؟

697
00:37:57,392 --> 00:37:59,856
آره باشه، فهمیدم ته سونگ

698
00:37:59,856 --> 00:38:04,016
​آره، وقتی رسید اونجا،
دوربین‌ها رو چک کن و به من زنگ بزن

699
00:38:04,016 --> 00:38:06,256
​ته‌ سونگه. قبل‌تر نتونسته بود با نگهبان تماس بگیره

700
00:38:06,256 --> 00:38:08,136
​ولی الان تازه بوق خورد و صحبت کرد، نگهبان تو راهه

701
00:38:08,136 --> 00:38:11,580
فعلا بیاین پخش بشیم و این اطراف رو بگردیم، باشه؟

702
00:38:11,580 --> 00:38:12,780
پخش بشین. برین

703
00:38:12,780 --> 00:38:14,456
شماها برین اونور. منم اونجا رو می‌گردم

704
00:38:14,456 --> 00:38:16,300
...اونور

705
00:38:16,300 --> 00:38:23,300
<font color="#F08080">برای دانلود سریال های کره ای عضو چنل تلگرام ما بشین
@serial_asia</font>

706
00:38:23,360 --> 00:38:24,496
!سونبه

707
00:38:24,496 --> 00:38:25,752
!اوه، معاون مدیر کی

708
00:38:25,752 --> 00:38:27,508
زودتر از چیزی که فکر می‌کردم رسیدی

709
00:38:27,508 --> 00:38:28,836
خیلی ممنون که اومدی

710
00:38:28,836 --> 00:38:30,420
...گفتی یه بچه گم شده، برای همین

711
00:38:30,420 --> 00:38:32,567
باید چیکار کنم؟

712
00:38:32,567 --> 00:38:34,132
...این-
همونه؟-

713
00:38:34,132 --> 00:38:37,336
آره، می‌تونی انجامش بدی؟ اصلا ممکنه؟

714
00:38:37,336 --> 00:38:40,956
پس این یعنی
لرز کردن و مورمور شدن بدن

715
00:38:40,956 --> 00:38:42,800
روت حساب می‌کنم

716
00:38:43,628 --> 00:38:45,535
آخه کجاست؟

717
00:38:45,535 --> 00:38:47,667
وای، دارم دیوونه می‌شم

718
00:38:49,444 --> 00:38:51,533
...اوه، اونی

719
00:38:56,456 --> 00:38:57,556
سه آه-
اونی-

720
00:38:57,556 --> 00:38:59,028
سه آه، اوضاع چطوره؟

721
00:38:59,028 --> 00:39:00,404
خونه‌ی سو یون رو گشتی؟

722
00:39:00,404 --> 00:39:02,200
خب، گفتن اونجا هم نیومده

723
00:39:02,200 --> 00:39:06,090
و... توی راه اینجا هم ندیدمش

724
00:39:06,090 --> 00:39:10,733
خیلی متاسفم، اونی
باید بهتر مراقبش می‌بودم

725
00:39:12,432 --> 00:39:13,633
پیداش می‌کنیم

726
00:39:13,633 --> 00:39:16,292
یول دختر باهوشیه. حالش خوبه

727
00:39:16,292 --> 00:39:17,992
اشکالی نداره

728
00:39:23,296 --> 00:39:26,540
ولی اون کیه؟

729
00:39:26,540 --> 00:39:30,200
اوه، یکی از همکارهامه

730
00:39:30,200 --> 00:39:31,400
،هک کردن سرگرمیه اونه

731
00:39:31,400 --> 00:39:35,033
برای همین ازش خواستم ببینه می‌تونه
به دوربین‌های مداربسته دسترسی پیدا کنه یا نه

732
00:39:35,033 --> 00:39:38,301
و می‌دونی که این
باید یه راز بمونه، مگه نه؟

733
00:39:38,301 --> 00:39:42,576
آره، من قبلا هیچوقت یه هکر رو
از نزدیک ندیده بودم

734
00:39:42,576 --> 00:39:43,744
تموم شد

735
00:39:43,744 --> 00:39:45,933
ها؟

736
00:39:48,396 --> 00:39:50,536
دقیقا چه ساعتی بچه گم شده؟

737
00:39:50,536 --> 00:39:54,267
حدودا بین ۶:۳۰ تا ۷ عصر

738
00:39:56,524 --> 00:39:58,224
پیداش کردم

739
00:40:08,688 --> 00:40:12,933
خوشبختانه کسی نبردتش
خودش رفته

740
00:40:13,824 --> 00:40:15,524
خدا رو شکر

741
00:40:16,572 --> 00:40:19,112
به نظر میاد که
،توی مجتمع آپارتمانی پرسه می‌زده

742
00:40:19,112 --> 00:40:24,232
بعدش از مجتمع خارج شده
و رفته سمت جاده‌ی اصلی

743
00:40:24,232 --> 00:40:25,552
جاده‌ی اصلی؟

744
00:40:25,552 --> 00:40:28,680
پس من اون طرف رو می‌گردم
اگه چیزی پیدا کردی خبرم کن

745
00:40:28,680 --> 00:40:30,380
...اوه

746
00:40:35,488 --> 00:40:39,400
شما همونی هستی که
تا آخرش پیشش بودی؟

747
00:40:41,196 --> 00:40:42,284
بله

748
00:40:42,284 --> 00:40:44,428
چیزی یادتون میاد؟

749
00:40:44,428 --> 00:40:47,845
حرف یا کار عجیبی ازش ندیدین؟

750
00:40:47,845 --> 00:40:51,881
...اوه، خب

751
00:40:51,881 --> 00:40:53,810
عجله نکن و خوب فکر کن

752
00:40:53,810 --> 00:40:57,533
حتی کوچیک‌ترین چیزها هم می‌تونه سرنخ باشه

753
00:40:59,372 --> 00:41:04,312
یول کلی سوال ازم می‌پرسید

754
00:41:04,312 --> 00:41:06,852
عمه، چطوری می‌شه رفت بهشت؟

755
00:41:06,852 --> 00:41:08,720
بهشت؟ باید بمیری تا بری اونجا

756
00:41:08,720 --> 00:41:11,832
!بمیری، بمیری

757
00:41:11,832 --> 00:41:16,341
!اوه، نه حتما دیوونه شده بودم

758
00:41:16,341 --> 00:41:20,433
پرسید چطوری باید رفت بهشت

759
00:41:20,433 --> 00:41:23,888
منم بهش گفتم باید بمیری

760
00:41:23,888 --> 00:41:26,032
وای، باید چیکار کنم؟

761
00:41:26,032 --> 00:41:27,533
آخه چرا همچین حرفی بهش زدی؟

762
00:41:27,533 --> 00:41:29,588
...خب

763
00:41:29,588 --> 00:41:34,090
،یول ازم پرسید مراسم اجدادی چیه

764
00:41:34,090 --> 00:41:39,500
و من بهش گفتم آدم‌ها
از بهشت میان پایین تا غذا بخورن

765
00:41:41,008 --> 00:41:42,933
...وای، خدای من

766
00:41:42,933 --> 00:41:46,116
همه‌اش تقصیر منه

767
00:41:46,116 --> 00:41:49,767
انقدر احمق بودم که
چشم از برادرزاده‌ام برداشتم

768
00:41:50,408 --> 00:41:54,276
یول، خیلی متاسفم

769
00:41:54,276 --> 00:41:57,272
گریه نکن. فکر کنم یه سرنخی پیدا کردم

770
00:41:57,272 --> 00:41:58,433
چی؟

771
00:41:58,433 --> 00:42:00,449
گم شدن یول تقصیر تو نیست

772
00:42:00,449 --> 00:42:03,867
پس لطفا گریه نکن. برات پیداش می‌کنم

773
00:42:14,544 --> 00:42:15,620
!ته سونگ

774
00:42:15,620 --> 00:42:17,988
!عزیزم-
یول کجاست؟-

775
00:42:17,988 --> 00:42:21,824
خب... یول رو زود پیدا می‌کنیم
پس فکر نکنم لازم باشه زیاد نگران باشی

776
00:42:21,824 --> 00:42:24,600
یول رفته سمت جاده‌ی اصلی، درسته؟

777
00:42:25,408 --> 00:42:27,900
...از کجا فهمیدی

778
00:42:27,900 --> 00:42:29,708
<font color="#79acb0">(معاون مدیر کی یونگ دو)</font>

779
00:42:29,708 --> 00:42:31,900
آره، دستیار مدیر کی، چی پیدا کردی؟

780
00:42:33,296 --> 00:42:34,996
چی؟

781
00:42:38,776 --> 00:42:40,584
داشت به آسمون نگاه می‌کرد

782
00:42:40,584 --> 00:42:43,072
پس حتماً یه چیزی توی آسمون بوده، مگه نه؟

783
00:42:43,072 --> 00:42:45,820
با توجه به حرکت خیلی جزئی سرش

784
00:42:45,820 --> 00:42:47,488
فکر می‌کنم احتمالاً یه هواپیما بوده

785
00:42:47,488 --> 00:42:48,831
!اوه؟ راست می‌گی

786
00:42:48,831 --> 00:42:51,267
پروازهای جیمپو از بالای محله‌مون رد می‌شن

787
00:42:51,267 --> 00:42:53,084
یول عاشق تماشای هواپیماهاست

788
00:42:53,084 --> 00:42:56,344
...برای همین گاهی می‌برمش پشت‌بوم ته‌سونگ

789
00:42:56,344 --> 00:42:58,067
!وای، خدای من

790
00:43:03,604 --> 00:43:09,500
از حرف‌هات این‌طور به نظر می‌رسه
که یول به دلیلی می‌خواسته به بهشت بره

791
00:43:36,368 --> 00:43:38,600
من کلید رو میارم

792
00:43:40,212 --> 00:43:41,912
باشه

793
00:43:44,767 --> 00:43:48,136
!منم با خودت ببر

794
00:43:48,136 --> 00:43:50,576
منم با خودت ببر

795
00:43:50,576 --> 00:43:53,088
منم با خودت ببر

796
00:43:53,088 --> 00:43:56,412
!منم با خودت ببر

797
00:43:56,412 --> 00:43:59,299
منو هم با خودت ببر

798
00:43:59,299 --> 00:44:04,253
بیا اینجا و منو هم با خودت ببر

799
00:44:04,253 --> 00:44:07,967
فکر کنم خیال کرده هواپیما می‌تونه اون رو به بهشت ببره

800
00:44:09,840 --> 00:44:13,461
برای کار عایق‌کاری که امروز انجام می‌دادن، در رو
باز گذاشته بودن، ولی همین الان قفلش کردم

801
00:44:13,461 --> 00:44:17,333
وای خدای من. اینجا چه اتفاقی افتاده؟

802
00:44:25,708 --> 00:44:27,448
ها؟

803
00:44:27,448 --> 00:44:30,900
کی بهت گفت تنهایی بیای اینجا؟ هان؟
مگه این چیزیه که بهت یاد دادم؟

804
00:44:30,900 --> 00:44:32,632
می‌خوای از این به بعد شب‌ها
تنهایی این‌ور و اون‌ور بپلکی؟

805
00:44:32,632 --> 00:44:34,524
نصف شب چرا اومدی اینجا؟

806
00:44:34,524 --> 00:44:38,067
جایی آسیب دیدی؟
دوباره می‌خوای همچین کاری بکنی؟

807
00:44:39,152 --> 00:44:41,792
می‌خواستم برشون گردونم

808
00:44:41,792 --> 00:44:44,032
کی رو؟ می‌خواستی کی رو برگردونی؟

809
00:44:44,032 --> 00:44:46,700
مامان و بابایِ مامان رو

810
00:44:47,564 --> 00:44:51,467
شنیدم رفتن به بهشت

811
00:44:53,392 --> 00:44:57,533
می‌خواستم با هواپیما برشون گردونم

812
00:44:58,541 --> 00:45:01,760
چون مامان یتیمه

813
00:45:01,760 --> 00:45:05,700
نمی‌خوام مامان یتیم باشه

814
00:45:17,736 --> 00:45:21,044
فهمیدم. ببخشید
...من

815
00:45:21,044 --> 00:45:23,852
نفهمیدم چه حسی داشتی
و اولش سرت داد زدم. ببخشید

816
00:45:23,852 --> 00:45:25,169
گریه نکن، یول. بیا بغلم

817
00:45:25,169 --> 00:45:27,467
ببخشید. مامان معذرت می‌خواد

818
00:45:28,976 --> 00:45:31,367
ببخشید. نباید این کارو می‌کردم

819
00:46:01,928 --> 00:46:03,120
خوبی؟

820
00:46:03,120 --> 00:46:04,820
ها؟

821
00:46:06,308 --> 00:46:08,396
خوبم

822
00:46:08,396 --> 00:46:11,158
به هر حال، یول رو سالم پیدا کردیم

823
00:46:11,158 --> 00:46:12,904
متأسفم

824
00:46:12,904 --> 00:46:16,348
ولی چطور تونستی همچین کاری با من بکنی؟

825
00:46:16,348 --> 00:46:20,624
چطور تونستی تصور کنی که یه روز یهو ناپدید بشم؟

826
00:46:20,624 --> 00:46:22,600
چطور تونستی همچین چیزی رو تصور کنی؟

827
00:46:23,424 --> 00:46:25,124
ها؟

828
00:46:26,876 --> 00:46:30,184
وقتی یه چیز باارزش مثل یه جواهر گرون‌قیمت داری

829
00:46:30,184 --> 00:46:32,296
همیشه می‌ترسی از دستش بدی

830
00:46:32,296 --> 00:46:34,595
تو برای من همون جواهری

831
00:46:34,595 --> 00:46:37,367
...تو برای من خیلی باارزشی

832
00:46:38,572 --> 00:46:40,933
برای همین می‌ترسم از دستت بدم

833
00:46:52,267 --> 00:46:56,652
یعنی، تو که معمولاً این‌طوری نیستی
...پس چرا امروز این‌جوری شدی

834
00:46:56,652 --> 00:46:58,524
نمی‌دونم. حالا دیگه حسابی به دردسر افتادی

835
00:46:58,524 --> 00:47:01,100
امروز پیش مامان کلی امتیاز از دست دادی

836
00:47:02,300 --> 00:47:06,133
خب، می‌تونم امتیازهایی که پیش مامان از دست دادم
رو از تو دو برابر پس بگیرم

837
00:47:08,808 --> 00:47:12,168
نه، امروز واقعاً خیلی امتیاز از دست دادم

838
00:47:12,168 --> 00:47:15,352
به خاطر من، مراسم سالانه‌ی یادبود اجداد لغو شد

839
00:47:15,352 --> 00:47:18,567
ولی همه با رأی‌گیری تصمیم گرفتیم، پس بی‌خیال

840
00:47:21,896 --> 00:47:24,840
یول ما امروز واقعاً کار بزرگی کرد

841
00:47:24,840 --> 00:47:29,100
حتی دلِ سخت مادربزرگ رو هم نرم کرد

842
00:47:29,100 --> 00:47:31,780
دخترم از خودم بهتره

843
00:47:31,780 --> 00:47:34,533
حتی دل مامانش رو هم آروم کرد

844
00:47:38,488 --> 00:47:42,100
در حالی که من باید کسی باشم که
دخترم رو دلداری می‌ده

845
00:47:42,876 --> 00:47:46,078
اون هنوز خیلی کوچیکه

846
00:47:46,078 --> 00:47:49,733
کاش هنوز مجبور نبود چنین چیزهایی رو بفهمه

847
00:48:13,516 --> 00:48:15,216
وای، عزیزم

848
00:48:16,244 --> 00:48:20,092
اونم مادره
برای بچه‌ی خودش کاملاً از کوره در رفت

849
00:48:20,092 --> 00:48:21,868
ولی بازم، این دیگه خیلی زیاده

850
00:48:21,868 --> 00:48:24,700
با این حال، چطور می‌تونه این‌طوری
به مادرشوهرش زل بزنه؟

851
00:48:26,428 --> 00:48:29,433
چون مامان یتیمه

852
00:48:30,441 --> 00:48:34,090
نمی‌خوام مامان یتیم باشه

853
00:48:34,090 --> 00:48:36,104
نکنه به خاطر یتیم بودنشه؟

854
00:48:36,104 --> 00:48:40,367
به نظر میاد وقتی پای خانواده‌ش درمیونه
خیلی بیشتر از حد معمول وابسته می‌شه

855
00:48:43,640 --> 00:48:45,433
...انگار

856
00:48:47,365 --> 00:48:50,192
بونا خیلی ورزشکاره، نه؟

857
00:48:50,192 --> 00:48:52,448
!ای بچه‌ی پررو

858
00:48:52,448 --> 00:48:54,164
پس بی‌دلیل نبوده

859
00:48:54,164 --> 00:48:56,933
زمان مدرسه ورزش می‌کرد یا همچین چیزی؟

860
00:49:00,076 --> 00:49:02,884
ولی چرا از یه مدت پیش این‌قدر توی فکره؟

861
00:49:02,884 --> 00:49:06,067
پس لطفاً گریه نکن
من برات پیداش می‌کنم

862
00:49:20,523 --> 00:49:21,704
چی؟

863
00:49:21,704 --> 00:49:23,404
چش شده؟

864
00:49:24,788 --> 00:49:27,600
احتمالاً هنوز از گم شدن یول شوکه‌ست

865
00:49:30,078 --> 00:49:34,800
به هر حال، خیلی خیالم راحت شد که
!مراسم سالانه‌ی یادبود اجداد از امروز تموم شد

866
00:49:35,441 --> 00:49:37,390
!چه آدم‌های ناسپاسی

867
00:49:37,390 --> 00:49:39,828
اصلاً ذره‌ای به مادرتون اهمیت نمی‌دید

868
00:49:39,828 --> 00:49:42,812
ای وای، اوک سون‌جا جان، دیگه چی شده؟

869
00:49:42,812 --> 00:49:45,333
وقتی دیگه مراسم اجداد نباشه
خودت از همه راحت‌تری

870
00:49:45,333 --> 00:49:47,770
گفتنش برای تو آسونه

871
00:49:47,770 --> 00:49:49,780
من تمام عمرم این کارو انجام دادم

872
00:49:49,780 --> 00:49:53,857
اگه حالا این مراسم رو لغو کنیم
چطور می‌تونم جلوی اجدادمون سرمو بالا بگیرم؟

873
00:49:53,857 --> 00:49:56,052
!اوه، مامان

874
00:49:56,052 --> 00:49:57,688
تصمیم گرفته شده. چرا دوباره پیش می‌کشی؟

875
00:49:57,688 --> 00:50:02,404
رأی‌گیری کردیم که لغوش کنیم یا نه
و اکثریت رأی به لغوش دادن

876
00:50:02,404 --> 00:50:04,500
!تموم شد! تمام! دیگه تمومه

877
00:50:05,427 --> 00:50:09,340
بیاید بریم اون بساط رو هم جمع کنیم

878
00:50:09,340 --> 00:50:12,533
وای، کی می‌خوایم همه‌ی اینا رو جمع کنیم؟

879
00:50:13,308 --> 00:50:14,682
!بی‌دین‌های بی‌ملاحظه

880
00:50:14,682 --> 00:50:18,900
!صبر کنید ببینید
سال دیگه خودم همه‌اش رو انجام می‌دم

881
00:50:30,080 --> 00:50:32,856
راستی، نتیجه‌ی رأی‌گیری چی شد؟

882
00:50:32,856 --> 00:50:34,332
هان؟-
رأی‌ها رو شمردی-

883
00:50:34,332 --> 00:50:36,576
فقط تو نتیجه رو دیدی

884
00:50:36,576 --> 00:50:39,800
خب معلومه، مامان تنها کسی بود که مخالفش رأی داد

885
00:50:41,812 --> 00:50:43,767
...اون

886
00:50:53,868 --> 00:50:55,852
رازه

887
00:50:55,852 --> 00:50:57,328
چرا؟

888
00:50:57,328 --> 00:50:59,100
لطفاً بهم بگو

889
00:50:59,100 --> 00:51:02,703
قرار گذاشتیم تعداد رأی‌ها رو مخفی نگه داریم

890
00:51:02,703 --> 00:51:04,700
ولی بهم بگو

891
00:51:04,700 --> 00:51:07,150
باشه، پس قهر می‌کنم

892
00:51:07,150 --> 00:51:08,592
چت شده؟

893
00:51:08,592 --> 00:51:10,808
لطفاً باهام حرف نزن

894
00:51:10,808 --> 00:51:14,400
فکر نکنم به این زودی از دلم دربیاد

895
00:51:16,488 --> 00:51:19,712
!لطفاً بهم بگو! خواهش می‌کنم

896
00:51:19,712 --> 00:51:21,367
واقعاً این‌قدر کنجکاوی؟-
آره-

897
00:51:21,367 --> 00:51:23,167
حدس می‌زدم کنجکاو باشی

898
00:51:23,167 --> 00:51:25,467
بابا، جدی می‌گی؟

899
00:51:32,924 --> 00:51:35,033
!کمکم کنید

900
00:51:35,033 --> 00:51:37,333
!کمکم کنید! خواهش می‌کنم، اینجام

901
00:51:37,333 --> 00:51:39,067
!دارم می‌افتم! کمکم کنید

902
00:51:39,067 --> 00:51:40,767
!کمکم کنید

903
00:51:40,767 --> 00:51:43,267
!کمکم کنید! خواهش می‌کنم

904
00:51:54,753 --> 00:51:57,784
متوجه شدیم تاک جونگ‌ گو بیشتر وقتش
رو بین اتاق بازی وی‌آی‌پی طبقه‌ی ۲۲

905
00:51:57,784 --> 00:52:02,624
و سوئیت وی‌آی‌پی طبقه‌ی ۲۳ رفت‌وآمد می‌کنه

906
00:52:02,624 --> 00:52:07,088
پدرش اجازه نمی‌ده از ساختمان خارج بشه
پس نمی‌تونه بیرون بره

907
00:52:07,088 --> 00:52:09,636
و همه‌ی کارهاش رو داخل همین ساختمان انجام می‌ده

908
00:52:09,636 --> 00:52:12,815
از طرفی اتاق بازی یه فضای بسته و بدون پنجره‌ست

909
00:52:12,815 --> 00:52:15,420
پس از بیرون نمی‌شه بهش شلیک کرد

910
00:52:15,420 --> 00:52:19,180
پس باید وقتی داخل سوئیتشه هدفش قرار بدیم

911
00:52:19,180 --> 00:52:20,880
...اما مشکل اینجاست که

912
00:52:22,072 --> 00:52:26,512
اتاق تاک جونگ‌ گو، ۲۳۰۵، این سمت ساختمونه

913
00:52:26,512 --> 00:52:29,568
همون‌طور که می‌بینید، پنجره‌ی جلویی
کاملاً مشرف به بیرونه

914
00:52:29,568 --> 00:52:33,667
و مرکز همایشِ ساختمان کناری تقریباً درست روبه‌روی اونه

915
00:52:34,316 --> 00:52:37,441
پس هیچ زاویه‌ای برای شلیک تک‌تیرانداز وجود نداره

916
00:52:37,441 --> 00:52:41,833
پس اول باید کاری کنیم از اتاقش بیاد بیرون

917
00:52:41,833 --> 00:52:46,002
یعنی تنها راهی که می‌تونیم بهش نزدیک بشیم
اتاق بازی طبقه‌ی ۲۲عه؟

918
00:52:46,002 --> 00:52:48,128
اتاق بازی طبقه‌ی ۲۲ فقط مخصوص مهمان‌های وی‌آی‌پیه

919
00:52:48,128 --> 00:52:50,724
پس مهمان‌های عادی نمی‌تونن واردش بشن

920
00:52:50,724 --> 00:52:55,433
اما یک راه برای ورود مهمان‌های عادی وجود داره

921
00:52:56,300 --> 00:52:57,996
هر روز، کسی که

922
00:52:57,996 --> 00:53:01,568
در اتاق بازی عمومی طبقه‌ی اول بیشترین ژتون رو ببره

923
00:53:01,568 --> 00:53:03,589
یک کارت ورود به اتاق بازی وی‌آی‌پی می‌گیره

924
00:53:03,589 --> 00:53:06,467
در واقع، این کارت فقط برای یک روز اعتبار داره

925
00:53:08,615 --> 00:53:11,792
یعنی انتظار دارن پایین برنده بشی
و بالا همه‌ش رو ببازی

926
00:53:11,792 --> 00:53:14,728
این ماه به زور داریم هزینه‌های جاری رو تأمین می‌کنیم

927
00:53:14,728 --> 00:53:17,690
پس فقط کافیه یکی از ما خودش رو جای مشتری جا بزنه

928
00:53:17,690 --> 00:53:22,215
و اون کارت ورود وی‌آی‌پی رو برنده بشه

929
00:53:22,215 --> 00:53:25,848
تاک جونگ‌ گو بیشتر از همه بلک‌جک بازی می‌کنه

930
00:53:25,848 --> 00:53:28,133
کسی اینجا بلک‌جک بلده؟

931
00:53:29,219 --> 00:53:30,668
من تا حالا بلک‌جک بازی نکردم

932
00:53:30,668 --> 00:53:31,796
پس چه بازی‌هایی کردی؟

933
00:53:31,796 --> 00:53:32,969
وان کارت

934
00:53:31,796 --> 00:53:32,969
تک کارتی

935
00:53:32,969 --> 00:53:34,108
تک کارتی؟

936
00:53:34,108 --> 00:53:35,376
این اصلا چه لذتی داره؟

937
00:53:35,376 --> 00:53:37,076
هیچکس نبود؟

938
00:53:40,644 --> 00:53:44,367
تا حالا کسی توی بلک‌جک پول برده؟

939
00:54:06,022 --> 00:54:10,764
توی بلک‌جک، بازیکنی که مجموع کارت‌هاش
۲۱ بشه یا از همه به ۲۱ نزدیک‌تر باشه، برنده‌ست

940
00:54:10,764 --> 00:54:12,956
و در نتیجه، شانس برد دلال و بازیکن تقریبا برابره

941
00:54:12,956 --> 00:54:16,633
برای همین، یه برنامه ساختم که
این شانس رو به حداکثر  می‌رسونه

942
00:54:17,777 --> 00:54:20,312
این عینک برنامه رو توی خودش داره

943
00:54:20,312 --> 00:54:22,436
کارت‌هایی رو که بازی شدن و کارت‌هایی
رو که هنوز باقی موندن تشخیص می‌ده

944
00:54:22,436 --> 00:54:26,600
و بعد با چراغ‌هایی که فقط خودم می‌تونم ببینم
بهم علامت می‌ده که کارت بگیرم یا وایسم

945
00:54:35,874 --> 00:54:39,180
تبریک می‌گم، این کارت ورود
شما به اتاق بازی وی ای پی‌ئه

946
00:54:39,180 --> 00:54:40,880
ممنونم

947
00:54:50,940 --> 00:54:54,600
پس این‌طوری کارت وی ای پی
رو می‌گیریم، می‌ریم طبقه بالا

948
00:54:55,607 --> 00:54:57,314
و به تاک جونگ‌گو نزدیک می‌شیم

949
00:54:57,314 --> 00:55:00,900
یه قرص می‌ریزیم توی نوشیدنی‌ش

950
00:55:01,572 --> 00:55:03,396
یه دارویه که باعث التهاب رگ‌های خونی می‌شه

951
00:55:03,396 --> 00:55:08,004
چند دقیقه بعد از اینکه بخورتش
تمام بدنش پر از لکه‌های قرمز می‌شه

952
00:55:08,004 --> 00:55:09,688
!همین الان یه دکتر خبر کنین

953
00:55:09,688 --> 00:55:12,080
!دکتر رو بیارین

954
00:55:12,080 --> 00:55:15,544
همون موقع مدیر گو، در نقش
دکتر حاضر در محل، وارد می‌شه

955
00:55:15,544 --> 00:55:17,656
هی! این چیه؟

956
00:55:17,656 --> 00:55:19,044
یه واکنش آلرژیک حاده

957
00:55:19,044 --> 00:55:20,912
اگه همینطوری ولتون کنیم ممکنه تشنج کنین

958
00:55:20,912 --> 00:55:23,000
باید همین الان ببریمتون بیمارستان

959
00:55:27,008 --> 00:55:29,467
همین که تاک جونگ‌گو رو ببریم بیرون، کارمون تمومه

960
00:55:51,367 --> 00:55:54,632
<font color="#79acb0">(استراحتگاه هونگ سون)</font>

961
00:55:54,632 --> 00:55:56,760
اینجوری نبوده که موقع کار کردن بیفته

962
00:55:56,760 --> 00:56:00,040
پس نصف شب اونجا چی کار
می‌کرده و چطوری افتاده؟

963
00:56:00,040 --> 00:56:03,340
اونم دقیقا از همون جایی که
کانگ یونگ‌هو سقوط کرد و مرد

964
00:56:03,340 --> 00:56:05,536
پلیس چی می‌گه؟

965
00:56:05,536 --> 00:56:07,344
انگار اونا هم جوابی ندارن

966
00:56:07,344 --> 00:56:10,172
آخر شب بوده و منطقه هم دورافتاده‌ست
پس هیچ شاهدی وجود نداشته

967
00:56:10,172 --> 00:56:12,476
وای، ولی اون یارو پارک چون‌بوک

968
00:56:12,476 --> 00:56:15,104
توی مصاحبه جوری رفتار می‌کرد انگار یه قدیسه‌ست

969
00:56:15,104 --> 00:56:16,982
ولی سابقه ضرب‌وجرح، سرقت
و حتی اقدام به قتل داشته

970
00:56:16,982 --> 00:56:19,980
!پنج بار هم سابقه محکومیت و زندان داشته

971
00:56:19,980 --> 00:56:22,972
واقعاً نمی‌شه آدم‌ها رو از
روی ظاهرشون قضاوت کرد

972
00:56:22,972 --> 00:56:27,740
و قبل از مرگش هم داشته از یه
منبع نامعلوم پول پخش می‌کرده؟

973
00:56:27,740 --> 00:56:31,369
این قضیه انگار یه پرونده وحشتناک مربوط
به رئیس هیئت‌مدیره چون سونگ‌گیله

974
00:56:31,369 --> 00:56:32,692
که کارگرهای میدانی و همه آدم‌های
بین این دو نفر رو هم درگیر کرده

975
00:56:32,692 --> 00:56:36,088
به نظر میاد با یه پرونده پیچیده و ترسناک طرفیم

976
00:56:36,088 --> 00:56:38,349
به هر حال، رئیس هیئت‌مدیره
چون سونگ‌گیل مرکز این ماجراست

977
00:56:38,349 --> 00:56:40,467
اول بیا بریم خودش رو ببینیم

978
00:56:41,720 --> 00:56:44,564
فکر می‌کنی  قبول می‌کنه ما رو ببینه؟
قبلاً قبول نکرده بود که باهامون مصاحبه کنه

979
00:56:44,564 --> 00:56:46,820
کی گفته حتما باید یه مصاحبه رسمی انجام بدیم؟

980
00:56:46,820 --> 00:56:48,520
!درسته

981
00:56:55,780 --> 00:56:57,524
هفت

982
00:56:57,524 --> 00:56:59,719
کارت بگیر

983
00:56:59,719 --> 00:57:01,433
سیزده

984
00:57:05,534 --> 00:57:07,267
وایسا

985
00:57:08,280 --> 00:57:09,352
چهارده

986
00:57:09,352 --> 00:57:11,400
بیست و چهار، باختی

987
00:57:17,480 --> 00:57:19,180
هجده

988
00:57:20,300 --> 00:57:22,000
وایسا

989
00:57:35,944 --> 00:57:37,667
یازده

990
00:57:39,612 --> 00:57:41,632
دوبرابر-
دوبرابر کردن شرط-

991
00:57:41,632 --> 00:57:43,540
<font color="#79acb0">(دو برابر کردن شرط: شرطت رو دو برابر می‌کنی و فقط یک کارت دیگه می‌گیری)</font>

992
00:57:45,106 --> 00:57:46,700
بیست و سه، دلال باخت

993
00:57:46,700 --> 00:57:48,612
<font color="#79acb0">(باخت: مجموع امتیازها از ۲۱ بیشتر می‌شه)</font>

994
00:57:48,612 --> 00:57:50,549
بیست و یک

995
00:57:50,549 --> 00:57:53,900
تبریک می‌گم، دو برابر کردنت جواب داد

996
00:57:56,290 --> 00:57:57,764
!عالیه، بلک‌جک-
!بلک‌جک-

997
00:57:57,764 --> 00:57:59,152
!تبریک می‌گم

998
00:57:59,152 --> 00:58:00,833
می‌خواین ایون‌مانی رو انتخاب کنین؟

999
00:58:00,833 --> 00:58:02,068
<font color="#79acb0">(ایون‌مانی: اگه احتمال داشته باشه دیلر هم بلک‌جک داشته باشه)</font>

1000
00:58:02,068 --> 00:58:03,308
<font color="#79acb0">(از پرداخت ۱.۵ به ۱ صرف‌نظر می‌کنید و به‌جاش ۱ به ۱ می‌گیرین. یه جور بیمه‌ست)</font>

1001
00:58:03,308 --> 00:58:05,064
حتما

1002
00:58:05,064 --> 00:58:07,492
وای، بی‌خیال

1003
00:58:07,492 --> 00:58:09,767
این کار رو نکن

1004
00:58:11,084 --> 00:58:13,812
اینجا باید ریسک کنی، حتی
اگه احتمال داشته باشه ببازی

1005
00:58:13,812 --> 00:58:16,600
یه قمارباز تازه‌کاری، نه؟

1006
00:58:21,976 --> 00:58:23,636
هجده

1007
00:58:23,636 --> 00:58:26,133
دیدی؟ چیزی نموند برات

1008
00:58:26,133 --> 00:58:29,400
با این خرده‌پول‌هایی که می‌بری
پس کی قراره پولدار بشی؟

1009
00:58:32,100 --> 00:58:35,619
با این حال، برای یه آدم ترسویی
مثل تو برد بدی نبود، مگه نه؟

1010
00:58:35,619 --> 00:58:38,400
خانم، می‌خواین به بازی ملحق بشین؟

1011
00:58:39,324 --> 00:58:41,407
من؟

1012
00:58:41,407 --> 00:58:43,770
وای، خدایا

1013
00:58:43,770 --> 00:58:46,800
واقعاً نباید این کار رو بکنم

1014
00:58:48,052 --> 00:58:51,633
من واقعا قمار رو کنار گذاشته بودم

1015
00:58:59,700 --> 00:59:01,533
<font color="#79acb0">(ساختمان‌سازی گه‌چئون)</font>

1016
00:59:05,096 --> 00:59:09,500
چی؟ اون ماشین رئیس چون نیست؟

1017
00:59:21,764 --> 00:59:24,500
انگار داره یه جایی میره، چیکار کنیم؟

1018
00:59:25,712 --> 00:59:28,924
یعنی چی چی کار کنیم؟ باید بریم دنبالش

1019
00:59:28,924 --> 00:59:30,633
دوباره؟

1020
00:59:35,544 --> 00:59:36,600
هفده

1021
00:59:36,600 --> 00:59:38,149
!آره-
!واو-

1022
00:59:38,149 --> 00:59:40,267
چندمین بردشه؟

1023
00:59:48,380 --> 00:59:51,239
خیلی وقته این‌قدر هیجان زده نبودم

1024
00:59:51,239 --> 00:59:54,800
خب، از الان به بعد

1025
00:59:54,800 --> 00:59:57,040
<font color="#79acb0">(سه دست: یک نفر هم‌زمان با سه دست بازی می‌کنه)</font>
سه‌ دست بازی کنم؟

1026
00:59:57,040 --> 00:59:59,890
بازی می‌کنی؟-
نه مرسی-

1027
00:59:59,890 --> 01:00:01,388
ترسو

1028
01:00:01,388 --> 01:00:03,667
<font color="#79acb0">(جفت: دو کارت اول ارزش یکسانی دارن)</font>
منم روی جفت شرط می‌بندم

1029
01:00:04,880 --> 01:00:06,667
شرط دیگه‌ای نیست؟

1030
01:00:15,200 --> 01:00:17,224
عجب جفتی

1031
01:00:17,224 --> 01:00:18,924
!آره

1032
01:00:21,048 --> 01:00:23,290
آره

1033
01:00:23,290 --> 01:00:24,360
!مبارکه

1034
01:00:24,360 --> 01:00:27,072
این کارت اجازه ورود شما به اتاق
بازی وی ای پی رو بهتون می‌ده

1035
01:00:27,072 --> 01:00:30,032
!واو، ممنونم

1036
01:00:30,032 --> 01:00:32,653
!ممنونم! ممنونم

1037
01:00:32,653 --> 01:00:34,400
!ممنونم

1038
01:00:41,710 --> 01:00:43,648
آفرین، ترسو

1039
01:00:43,648 --> 01:00:45,688
بهتره وقتی توی اوجی بازی رو ول کنی

1040
01:00:45,688 --> 01:00:48,533
وگرنه همه‌چیز رو از دست می‌دی

1041
01:00:52,236 --> 01:00:53,328
!باز می‌بینمت

1042
01:00:59,432 --> 01:01:01,727
!وای، باختم

1043
01:01:01,727 --> 01:01:04,165
!بازم باختم

1044
01:01:04,165 --> 01:01:06,804
آقا، بازم باختم

1045
01:01:06,804 --> 01:01:09,900
!بازم باختم

1046
01:01:11,820 --> 01:01:13,520
باز اینجا چی کار می‌کنی؟

1047
01:01:16,265 --> 01:01:18,340
حتی نقشه‌های تو هم بعضی وقت‌ها شکست می‌خورن

1048
01:01:18,340 --> 01:01:20,400
متاسفم، خانم یو

1049
01:01:23,741 --> 01:01:27,528
ولی توی عملیات همیشه یه متغیر غیرمنتظره وجود داره

1050
01:01:27,528 --> 01:01:31,537
و جمع‌وجور کردن خرابکاری‌های یه
زیردست، بخشی از کار یه ارشد کار درسته

1051
01:01:31,537 --> 01:01:33,833
داری به چی فکر می‌کنی؟

1052
01:01:33,833 --> 01:01:35,076
دارم فکر می‌کنم شاید بهتر باشه خودم مستقیم برم داخل

1053
01:01:35,076 --> 01:01:37,168
خودت؟

1054
01:01:37,168 --> 01:01:38,340
ورود به اتاق بازی ممکنه سخت باشه

1055
01:01:38,340 --> 01:01:40,876
ولی یواشکی وارد سوئیتش شدن راحت‌تر نیست؟

1056
01:01:40,876 --> 01:01:43,064
فقط دارو رو می‌ریزم توی آبش و میام بیرون

1057
01:01:43,064 --> 01:01:45,304
الان این بهترین گزینه‌مونه

1058
01:01:45,304 --> 01:01:46,728
من نمی‌تونم با این موافقت کنم

1059
01:01:46,728 --> 01:01:48,733
اینکه خودت رو اونجا درگیر کنی، برات زیادی خطرناکه

1060
01:01:48,733 --> 01:01:51,596
پشتم درمیای، مگه نه؟

1061
01:01:51,596 --> 01:01:52,812
...خب، اون-
قبلش به مدیر گو-

1062
01:01:52,812 --> 01:01:55,667
درباره تغییر نقشه بگو

1063
01:01:57,408 --> 01:01:59,788
باشه، بریم؟

1064
01:01:59,788 --> 01:02:01,488
خانم یو

1065
01:02:02,472 --> 01:02:05,467
می‌دونین که امنیت خودتون از همه‌چی مهم‌تره، درسته؟

1066
01:02:12,860 --> 01:02:14,367
نه، یه لحظه صبر کنین

1067
01:02:14,367 --> 01:02:15,715
!رئیس

1068
01:02:15,715 --> 01:02:20,067
!لطفا، فقط یه لحظه بذارین بیام داخل

1069
01:02:20,067 --> 01:02:21,328
!وای، لطفا

1070
01:02:21,328 --> 01:02:23,300
فقط یه لحظه

1071
01:02:23,300 --> 01:02:26,300
<font color="#F08080">برای دانلود سریال های کره ای عضو چنل تلگرام ما بشین
@serial_asia</font>

1072
01:03:10,924 --> 01:03:12,108
این یارو چقدر خطرناکه؟

1073
01:03:12,108 --> 01:03:14,500
در ظاهر، قضیه شبیه یه حادثه‌ست

1074
01:03:14,500 --> 01:03:16,228
ولی در اصل یه قتل از پیش برنامه‌ریزی‌شده‌ست؟

1075
01:03:16,228 --> 01:03:18,526
تمومه-
یکی داره از توی راهرو میاد-

1076
01:03:18,526 --> 01:03:19,536
خبرنگاره؟

1077
01:03:19,536 --> 01:03:21,956
خب، قضیه الان حسابی جالب شد

1078
01:03:21,956 --> 01:03:24,348
نه، خیلی خطرناکه که خودت
بری اونجا و باهاش روبه‌رو بشی

1079
01:03:24,348 --> 01:03:26,078
...اون زن ممکنه تبدیل به یه شاهد بشه

1080
01:03:26,078 --> 01:03:27,607
این بار متغیر غیرمنتظره چیه؟

1081
01:03:27,607 --> 01:03:28,957
یکی دیگه داره از توی راهرو میاد

1082
01:03:28,957 --> 01:03:31,000
!خانم یو! خانم یو

1083
01:03:31,000 --> 01:03:33,972
بالاخره یه روزی می‌رسه که اون راز فاش بشه

1084
01:03:33,972 --> 01:03:36,165
همه‌ش تقصیر منه

1085
01:03:36,165 --> 01:03:39,667
آروم باش. مدیر یو حالش خوب می‌شه

