1
00:00:01,380 --> 00:00:03,600
<i><font color="#ff9b00">(چوی سویونگ)</font></i>

2
00:00:03,600 --> 00:00:05,660
<i><font color="#ff9b00">(گونگ میونگ)</font></i>

3
00:00:09,670 --> 00:00:12,340
<i><font color="#ff9b00">(کیم سونگ‌ریونگ)</font></i>

4
00:00:12,920 --> 00:00:15,020
<i><font color="#ff9b00">(کیم سانگ‌هو)</font></i>

5
00:00:16,900 --> 00:00:19,480
<i><font color="#ff9b00">(جو یونگ‌هی)</font></i>

6
00:00:00,000 --> 00:00:30,000
<font color="#F08080">برای دانلود سریال های کره ای عضو چنل تلگرام ما بشین
@serial_asia</font

7
00:00:32,670 --> 00:00:36,020
<b><font color="#ff6f5a">::::::::: آيــــ(شـانـس دوبـاره بـرای عـشـق)ــــرِن ::::::::

8
00:00:36,080 --> 00:00:37,710
<font color="#ffabbc">در بیمارستان سویون، ‫یک پرستار)
(در جریان عربده‌کشی یک فرد مست به قتل رسیده است</font>

9
00:00:37,710 --> 00:00:40,110
<font color="#ffabbc">‫(یک پرستار توسط یک مرد مست پنجاه ساله
‫که سلاح حمل می‌کرد، به قتل رسید)</font>

10
00:00:41,830 --> 00:00:43,230
<font color="#ffabbc">‫(آقای سو، مهاجم که الکلی بود،
‫برای دیدن پسرش آمده بود)</font>

11
00:00:43,230 --> 00:00:44,900
<font color="#ffabbc">‫(پسر قاتل، روانپزشک، سو یی‌جونه)</font>

12
00:00:44,900 --> 00:00:46,320
<font color="#ffabbc">‫(پدر یه دکتر قاتله باورنکردنیه)</font>

13
00:00:46,320 --> 00:00:47,630
<font color="#ffabbc">‫(پسر یه قاتل دکتر شده)</font>

14
00:00:47,630 --> 00:00:49,090
<font color="#ffabbc">‫(دیگه کارش تمومه)</font>

15
00:00:49,090 --> 00:00:50,450
<font color="#ffabbc">‫(پرستار هیچ کار اشتباهی نکرده بود)</font>

16
00:00:50,450 --> 00:00:51,990
<font color="#ffabbc">‫(پسرش باید تاوان این کار رو بده)</font>

17
00:00:57,890 --> 00:00:59,210
<font color="#ffabbc">‫(یی‌جون)</font>

18
00:01:05,350 --> 00:01:09,160
"...مشترک مورد نظر درحال حاضر پاسخگو نمی‌باشد، لطفاً بـ"

19
00:01:11,590 --> 00:01:13,600
<font color="#ffabbc">‫(۱۲ ژانویه ۲۰۲۲)</font>

20
00:01:13,600 --> 00:01:15,020
‫گوم‌جو،

21
00:01:15,020 --> 00:01:17,430
‫لازم نیست برای تولدم انقدر
‫خودت رو به زحمت بندازی

22
00:01:17,430 --> 00:01:19,900
‫مگه دیروز سالگرد خانم جونگ نبود؟

23
00:01:59,250 --> 00:02:01,940
<font color="#ffabbc">‫(سال ۱۹۹۶)</font>

24
00:02:05,790 --> 00:02:09,790
‫-یی‌جون، حالت خوبه؟
‫-بعد از فوت مامان، بابا افسرده شد

25
00:02:09,790 --> 00:02:12,620
‫و خونه رو ترک کرد و ارتباطش رو قطع کرد

26
00:02:13,670 --> 00:02:16,230
‫من تنها با مادربزرگم زندگی می‌کردم

27
00:02:18,830 --> 00:02:22,430
‫ما در حومه سئول آواره بودیم

28
00:02:22,430 --> 00:02:27,190
‫قبل از اینکه در نهایت در شهر
‫مادریش، بوچون ساکن بشیم

29
00:02:30,650 --> 00:02:32,080
‫هی، دانش‌آموز انتقالی

30
00:02:32,080 --> 00:02:34,010
‫چیکار می‌کنی؟ ‫سوار شو

31
00:02:37,020 --> 00:02:39,220
‫بعدش تو رو دیدم

32
00:02:41,320 --> 00:02:45,050
‫زندگی تاریکم روشن شد

33
00:02:46,720 --> 00:02:49,980
‫باور داشتم که برای همیشه
 با تو خوشبخت خواهم بود

34
00:02:59,760 --> 00:03:02,230
…‫تا اینکه

35
00:03:02,230 --> 00:03:04,180
‫پدرم دوباره به عنوان یه الکلی سر و کله‌اش پیدا شد

36
00:03:04,180 --> 00:03:06,310
!‫ولم کنین

37
00:03:06,310 --> 00:03:08,920
‫بهتون گفتم، سو یی‌جون پسر منه

38
00:03:08,920 --> 00:03:10,250
‫آقا، شما نمی‌تونین اینجا این کار رو بکنین

39
00:03:10,250 --> 00:03:12,850
‫بیاریدش بیرون زود باشین

40
00:03:13,810 --> 00:03:15,810
!‫یی‌جون

41
00:03:16,890 --> 00:03:18,180
…‫پسرم

42
00:03:18,180 --> 00:03:19,440
‫لطفاً برو، بابا

43
00:03:19,440 --> 00:03:21,500
‫-ولم کن
‫-لطفاً برو، بابا

44
00:03:21,500 --> 00:03:24,260
‫-گفتم ولم کن
‫-لطفاً برو درمان شو

45
00:03:24,260 --> 00:03:27,020
‫من کاملاً خوبم چرا با من
‫مثل یه بیمار رفتار می‌کنین؟

46
00:03:27,020 --> 00:03:29,470
‫ولم کن یالا

47
00:03:29,470 --> 00:03:31,480
‫گفتم، ولم کن

48
00:03:38,290 --> 00:03:41,580
‫اون موقع بود که کابوس شروع شد

49
00:03:41,580 --> 00:03:43,300
‫تو یه حرومزاده‌ای

50
00:03:43,300 --> 00:03:47,170
‫چطور جرأت می‌کنی منو زندانی کنی؟
‫حرومزاده

51
00:03:47,170 --> 00:03:49,200
‫منو زندانی کردی؟ بیا اینجا

52
00:03:49,200 --> 00:03:50,970
‫-نه، نه
‫-بریم

53
00:03:50,970 --> 00:03:52,720
‫نه، نه

54
00:03:52,720 --> 00:03:55,310
‫-ولم کن
‫-من دعا کردم

55
00:03:55,310 --> 00:03:58,730
‫لطفاً، بذار تغییر کنه

56
00:03:58,730 --> 00:04:00,490
…‫ولی

57
00:04:02,740 --> 00:04:05,350
‫دعاهای من مستجاب نشد

58
00:04:09,240 --> 00:04:11,180
‫همش تقصیر من بود

59
00:04:11,180 --> 00:04:13,900
‫چرا تقصیر تو؟

60
00:04:16,880 --> 00:04:20,750
‫من درمان شدم، همونطور که گفتی

61
00:04:20,750 --> 00:04:22,660
‫به من اعتماد کن

62
00:04:22,660 --> 00:04:26,110
‫من کاملاً نوشیدن رو ترک کردم

63
00:04:26,110 --> 00:04:27,810
‫دیگه هیچوقت بهش دست نمی‌زنم

64
00:04:27,810 --> 00:04:29,970
…‫پس

65
00:04:29,970 --> 00:04:31,970
‫فقط بذارین برم بیرون

66
00:04:31,970 --> 00:04:33,530
‫من واقعاً

67
00:04:34,630 --> 00:04:38,560
‫می‌خوام درست زندگی کنم

68
00:04:40,170 --> 00:04:43,320
‫کاش توی اون لحظه سست نشده بودم

69
00:04:44,300 --> 00:04:47,180
‫کاش یه تصمیم منطقی می‌گرفتم

70
00:04:48,170 --> 00:04:50,700
...‫به عنوان یه دکتر، نه به عنوان یه پسر

71
00:04:50,700 --> 00:04:54,770
‫اونوقت، پدرم نمی‌تونست دنبالم بیاد

72
00:04:56,430 --> 00:04:59,780
‫و پرستار جونگ شاید هنوز زنده بود

73
00:05:04,570 --> 00:05:07,850
‫فکر می‌کردم پدرم باید
‫تاوان جرمش رو پس بده

74
00:05:09,190 --> 00:05:11,550
‫اما در عوض، مجازاتش تخفیف داده شد

75
00:05:11,550 --> 00:05:14,750
‫به دلیل کاهش مسئولیت ناشی از اعتیاد به الکل

76
00:05:16,980 --> 00:05:20,510
‫پرونده درمانی که از طرف من اومده بود،
‫به عنوان مدرک استفاده شد

77
00:05:22,290 --> 00:05:24,370
...‫من می‌فهمم که

78
00:05:25,840 --> 00:05:27,600
‫چرا مردم از من انتقاد می‌کنن

79
00:05:28,910 --> 00:05:30,500
‫در نهایت،

80
00:05:31,910 --> 00:05:34,190
‫من کمک کردم پدرم مجازات سبک‌تری بگیره

81
00:05:34,190 --> 00:05:35,600
‫اما این قصد تو نبود

82
00:05:35,600 --> 00:05:38,440
‫چطور ممکنه این چیزی باشه که
 بخاطرش ‫مورد انتقاد قرار بگیری؟

83
00:05:38,440 --> 00:05:40,000
‫صبر کن

84
00:05:40,890 --> 00:05:44,350
‫بخاطر همینه که از بیمارستان
‫استعفا دادی و اومدی بوچون؟

85
00:05:44,350 --> 00:05:46,610
‫بخاطر انتقادها؟

86
00:05:47,380 --> 00:05:48,910
‫نه

87
00:05:51,420 --> 00:05:53,460
‫می‌خواستم پیداش کنم

88
00:05:54,990 --> 00:05:58,350
‫بعد از آزاد شدنش، بدون هیچ ردی ناپدید شد

89
00:05:59,360 --> 00:06:00,990
‫از اونجایی که مادربزرگ اینجا توی بوچون دفن شده،

90
00:06:00,990 --> 00:06:03,770
‫فکر کردم یه جایی اینجا پیداش میشه

91
00:06:06,880 --> 00:06:09,940
‫چون در نهایت، اون هنوز به درمان نیاز داره

92
00:06:10,920 --> 00:06:12,490
...‫نمی‌تونم بذارم

93
00:06:14,350 --> 00:06:17,070
‫یه فاجعه دیگه اتفاق بیفته

94
00:06:19,090 --> 00:06:20,840
‫پس بخاطر اینه؟

95
00:06:21,840 --> 00:06:25,150
‫بخاطر پدرت متخصص
‫اعتیاد به الکل شدی؟

96
00:06:25,150 --> 00:06:27,200
‫بخاطر پدرت متخصص
‫اعتیاد به الکل شدی؟

97
00:06:30,630 --> 00:06:33,440
‫حتماً بخاطر همین هم نوشیدن رو ترک کردی

98
00:06:34,860 --> 00:06:36,980
‫خب که چی؟

99
00:06:36,980 --> 00:06:39,400
‫همه‌ی اینا بخاطر من اتفاق افتاد

100
00:06:40,350 --> 00:06:42,110
…‫بخاطر من

101
00:06:43,660 --> 00:06:48,690
<font color="#ff8487">‫♫ نمی‌تونم زمان از دست رفته رو برگردونم ♫</font>

102
00:06:48,700 --> 00:06:53,000
‫اینجوری خودت رو عذاب نده، یی‌جون، باشه؟

103
00:06:57,440 --> 00:06:59,570
‫دیگه این کار رو نکن

104
00:07:04,330 --> 00:07:09,890
<font color="#ff8487">‫♫ آرزو می‌کنم بذاره استراحت کنم ♫</font>

105
00:07:10,870 --> 00:07:13,370
<font color="#ff8487">‫♫ پیدا کردن آرامش با گذر زمان ♫</font>

106
00:07:13,370 --> 00:07:17,620
<b><font color="#ffabbc">✨ (قسمت یازدهم: حقیقت ناگفته) ✨</font></b>

107
00:07:17,620 --> 00:07:19,670
<b><font color="#ffabbc">✨ (قسمت یازدهم: صمیمیت قلبی ناگفته) ✨</font></b>

108
00:07:29,430 --> 00:07:31,880
‫-ای وای
‫-یا خدا

109
00:07:31,880 --> 00:07:35,720
‫چرا همه‌تون اینجا جمع شدین؟

110
00:07:35,720 --> 00:07:38,090
‫خب معلومه، باید برای برگشتنت اینجا باشیم

111
00:07:38,090 --> 00:07:41,280
‫هیچی مهم‌تر از این نیست

112
00:07:42,240 --> 00:07:44,430
‫خیلی سختی کشیدی، هیونگ‌نیم

113
00:07:44,500 --> 00:07:47,100
‫-وای، چه احمقی بودم من
‫-بسه دیگه

114
00:07:47,110 --> 00:07:50,590
‫مرخص شدنت مبارک، دست بزنین

115
00:07:50,590 --> 00:07:52,340
‫مبارکه

116
00:07:52,340 --> 00:07:54,380
‫ممنون، بچه‌ها

117
00:07:54,380 --> 00:07:56,470
‫مامان گی‌بوم کجاست؟

118
00:07:56,470 --> 00:07:58,400
‫گفت سرش شلوغه

119
00:07:58,400 --> 00:08:00,990
‫آهان یه مدته ندیدمش

120
00:08:00,990 --> 00:08:03,790
‫ای وای، فرصت برای دیدنش زیاد هست

121
00:08:03,790 --> 00:08:05,740
‫ بفرمائین داخل، یه چایی بخوریم، بفرمائین

122
00:08:05,740 --> 00:08:07,750
‫نه، نه باید برای کار آماده شیم

123
00:08:07,750 --> 00:08:09,200
‫فقط اومدیم یه سلامی بکنیم

124
00:08:09,200 --> 00:08:12,270
‫بابا، یه چایی بخورین برین دیگه

125
00:08:13,280 --> 00:08:15,250
‫تا اینجا اومدین

126
00:08:15,250 --> 00:08:17,000
‫هیونگ‌نیم، دراز بکش

127
00:08:17,000 --> 00:08:18,720
‫قهوه دارین؟

128
00:08:19,650 --> 00:08:21,760
‫بیاین یه قهوه بخوریم

129
00:08:21,760 --> 00:08:23,870
‫برو داخل دراز بکش

130
00:08:23,870 --> 00:08:26,000
‫فشار خون تون نرماله

131
00:08:26,000 --> 00:08:27,320
‫خداروشکر

132
00:08:27,320 --> 00:08:28,710
‫ممنونم

133
00:08:28,710 --> 00:08:31,380
‫ممنون که خودتون اومدین حالم رو بپرسین

134
00:08:31,380 --> 00:08:34,060
‫خواهش می‌کنم این وظیفه‌مونه

135
00:08:34,060 --> 00:08:35,410
‫درسته

136
00:08:35,410 --> 00:08:38,310
‫ناراحت بودم که نتونستم بهتون سر بزنم

137
00:08:38,310 --> 00:08:40,350
‫وقتی که توی بیمارستان بودین

138
00:08:40,350 --> 00:08:41,580
‫خیلی اذیت شدین

139
00:08:41,580 --> 00:08:43,000
‫من خوبم

140
00:08:43,000 --> 00:08:46,470
‫ولی بقیه رو خیلی اذیت کردم

141
00:08:46,500 --> 00:08:49,200
‫-مخصوصاً گوم‌جو رو
‫-ای بابا، دوباره شروع کردی

142
00:08:49,200 --> 00:08:51,320
‫فقط تمرکز کن که سالم‌تر بشی

143
00:08:51,320 --> 00:08:55,280
‫درسته، این یعنی باید روی
 مراقبت‌های‫ سرپایی تمرکز کنین

144
00:08:55,280 --> 00:08:57,390
‫و داروهاتون رو بخورین می‌دونین که، درسته؟

145
00:08:57,390 --> 00:09:01,110
‫نگران نباش من خیلی مراقبش خواهم بود

146
00:09:01,110 --> 00:09:04,590
‫خیلی بهش اهمیت میدی

147
00:09:04,590 --> 00:09:06,880
‫من قصد دارم از این به بعد
 خیلی بیشتر مراقبش باشم

148
00:09:06,880 --> 00:09:11,010
‫خیلی ترسیدم از فکر اینکه بیوه بشم

149
00:09:11,010 --> 00:09:13,360
‫من بدون اون نمی‌تونم زندگی کنم

150
00:09:13,360 --> 00:09:15,100
‫بسه دیگه مسخره بازی در نیار

151
00:09:15,100 --> 00:09:18,230
‫چرا؟ من فقط خوشحالم

152
00:09:21,020 --> 00:09:23,220
‫ساعت رو ببین، دیر شد

153
00:09:23,220 --> 00:09:26,060
‫من از همین‌جا میرم خونه

154
00:09:26,060 --> 00:09:28,100
‫چرا برای شام نمی‌مونی؟

155
00:09:28,100 --> 00:09:30,860
‫نه، من جلسه باشگاه دارم

156
00:09:30,860 --> 00:09:33,600
‫امروز کدوم باشگاهه؟

157
00:09:38,360 --> 00:09:41,500
‫باشگاه متخصصین رستوران

158
00:09:41,500 --> 00:09:44,900
‫من از فکر اینکه از هر رستورانی
‫که میریم برای دکتر سو غذا بگیرم

159
00:09:44,920 --> 00:09:47,240
‫ذوق‌زده‌ام

160
00:09:47,240 --> 00:09:48,640
‫خدای من

161
00:09:48,700 --> 00:09:52,500
‫یی‌جون باید حس کنه خیلی مراقبشی،
‫وقتی تو کنارشی

162
00:09:52,560 --> 00:09:54,960
‫آره، من حس می‌کنم خیلی مراقبم هستی

163
00:09:55,000 --> 00:09:58,800
‫از اونجایی که یه آدم فوق‌العاده
 مثل ‫خانم بک کنارمه

164
00:09:58,850 --> 00:10:01,480
‫ای بابا، خواهش می‌کنم

165
00:10:01,480 --> 00:10:04,100
‫من دیگه برم

166
00:10:04,100 --> 00:10:06,800
‫-با هم بریم من می‌رونم
‫-نه، نه

167
00:10:06,810 --> 00:10:10,840
‫دکتر سو، شما بیشتر بمونین
 و ‫راحت برگردین

168
00:10:11,800 --> 00:10:13,470
‫من دیگه میرم

169
00:10:13,470 --> 00:10:14,740
‫مراقب باش

170
00:10:14,740 --> 00:10:16,510
‫از غذاهای خوشمزه لذت ببرین

171
00:10:16,510 --> 00:10:19,130
<font color="#ffabbc">‫(اولین روز روروئک سواری گوم‌جو)</font>

172
00:10:20,630 --> 00:10:24,460
‫از کی با خانم بک انقدر صمیمی شدی؟

173
00:10:24,460 --> 00:10:28,490
‫اوه، از وقتی که توی بیمارستان
‫دانشگاه کارآموز بودم

174
00:10:28,490 --> 00:10:31,190
‫اونم تازه درخواست داده بود اونجا کار کنه

175
00:10:31,200 --> 00:10:35,370
‫گفت باید دوستای خوبی بشیم
‫چون با هم شروع کردیم

176
00:10:35,370 --> 00:10:37,210
‫مطمئنم خیلی‌ها با هم اونجا شروع کردن

177
00:10:37,210 --> 00:10:39,960
‫چرا اون انقدر به تو اهمیت می‌داد؟

178
00:10:40,960 --> 00:10:42,620
همینو بگو

179
00:10:46,440 --> 00:10:48,990
‫فکر کنم مردم کلاً از من خوششون میاد

180
00:10:48,990 --> 00:10:50,680
‫دوباره شروع کردی

181
00:10:50,680 --> 00:10:52,720
‫باشه، دیگه حرفی نمی‌زنم

182
00:10:55,610 --> 00:10:58,770
‫وای، این عکسای فارغ‌التحصیلی ماست

183
00:10:58,770 --> 00:11:01,010
‫خیلی خوشگلی

184
00:11:01,010 --> 00:11:02,480
‫ای بابا

185
00:11:02,480 --> 00:11:05,760
‫انگار جادوت کردم

186
00:11:05,760 --> 00:11:09,410
‫آره، من طلسم شده‌تم

187
00:11:11,190 --> 00:11:12,880
‫الان هم خیلی خوشگلی

188
00:11:12,880 --> 00:11:14,700
‫الان؟

189
00:11:14,700 --> 00:11:17,250
‫من الان اصلاً آرایش ندارم

190
00:11:17,250 --> 00:11:19,280
‫گوم‌جو

191
00:11:22,660 --> 00:11:24,500
‫مامانت خواست اینو برات بیارم

192
00:11:24,500 --> 00:11:26,350
‫اوه، ممنون

193
00:11:26,350 --> 00:11:27,970
‫ممنونم

194
00:11:32,220 --> 00:11:35,180
‫چرا توی اتاق به این بزرگ ‫چسبیدین به هم؟

195
00:11:35,180 --> 00:11:36,640
‫چی؟

196
00:11:36,640 --> 00:11:38,580
‫اینطور نیست

197
00:11:38,580 --> 00:11:42,670
‫خب، اتفاقی کنار هم وایستاده بودیم

198
00:11:44,090 --> 00:11:47,520
‫اوه، دارین آلبوم عکس نگاه می‌کنین ای خدا

199
00:11:47,520 --> 00:11:51,200
‫درسته، شما دو تا اون موقع با هم عکس گرفتین

200
00:11:51,200 --> 00:11:54,500
‫-بابا، می‌خوای با ما نگاه کنی؟
‫-آره، بذار ببینم

201
00:11:54,540 --> 00:11:56,810
‫تو که همه‌ی این عکسا رو دیدی
‫می‌تونی الان بری پایین

202
00:11:56,810 --> 00:11:58,170
‫پایین که کاری ندارم

203
00:11:58,170 --> 00:11:59,910
‫چرا، کلی کار داری ظرف شستن، مثلاً

204
00:11:59,910 --> 00:12:02,770
‫عیبی نداره می‌خواین وقتی رفتم
‫شما دو تا یه کاری بکنین؟

205
00:12:02,770 --> 00:12:04,490
‫داری چی میگی؟

206
00:12:04,490 --> 00:12:05,860
‫خوب میشد با هم عکسا رو نگاه کنیم، نه؟

207
00:12:05,860 --> 00:12:07,460
‫بابا، تو که همه‌شونو قبلاً دیدی

208
00:12:07,460 --> 00:12:09,240
‫بعداً ببینشون

209
00:12:09,240 --> 00:12:11,120
‫ای بابا، من که کاری ندارم

210
00:12:11,120 --> 00:12:13,360
‫بابا، تو باید لباسا رو بشوری نجاری هم هست

211
00:12:13,360 --> 00:12:14,650
‫چته تو؟

212
00:12:14,650 --> 00:12:16,330
‫من چیکار دارم می‌کنم؟

213
00:12:19,100 --> 00:12:20,910
‫این چیه؟

214
00:12:20,910 --> 00:12:22,840
‫ماشین چی شده؟

215
00:12:29,790 --> 00:12:32,920
‫این فیلم دوربین مداربسته جاده و
‫دوربین ماشین از تصادفه

216
00:12:32,920 --> 00:12:35,320
،‫همونطور که می‌بینین
 ماشین پشت چراغ قرمز ‫وای نایستاد

217
00:12:35,320 --> 00:12:36,920
‫با سرعت رد شد و بعد تصادف کرد

218
00:12:36,920 --> 00:12:38,380
‫سپر و کاپوت آسیب دیدن

219
00:12:38,380 --> 00:12:40,080
‫و ایربگ‌ها باز شدن

220
00:12:40,080 --> 00:12:42,130
‫راننده ادعا می‌کنه شتاب ناگهانی و ناخواسته بوده

221
00:12:42,130 --> 00:12:44,120
‫اون می‌خواد یه دادخواست خسارت تنظیم کنه،

222
00:12:44,120 --> 00:12:46,380
…‫به خاطر همین ماشین از مرکز میونگ‌جو

223
00:12:46,380 --> 00:12:49,280
‫به دفتر مرکزی منتقل شد برای آنالیز

224
00:12:49,280 --> 00:12:51,350
‫این می‌تونه روی وجهه شرکت تأثیر بذاره

225
00:12:51,350 --> 00:12:54,200
‫مدیر هان، بدون هیچ اشتباهی کامل بررسی کن

226
00:12:54,200 --> 00:12:56,220
‫بله، من کامل بررسیش می‌کنم

227
00:12:56,220 --> 00:12:59,010
‫و با تیم‌های آنالیز و حقوقی صحبت می‌کنم

228
00:13:05,190 --> 00:13:06,970
‫-چیزی پیدا کردی؟
‫-هنوز نه

229
00:13:06,970 --> 00:13:08,030
‫حالا چی؟

230
00:13:08,030 --> 00:13:09,640
‫بذار من امتحان کنم

231
00:13:12,800 --> 00:13:15,350
‫نگاه کنین توی حادثه پل سوهه،

232
00:13:15,350 --> 00:13:18,380
‫همه‌ی نشانه‌ها به شتاب ناگهانی اشاره داشتن

233
00:13:18,380 --> 00:13:21,520
‫به خاطر همین، فکر می‌کنم یه جورایی یه مشکلی هست

234
00:13:21,520 --> 00:13:22,660
‫گاز بده

235
00:13:22,660 --> 00:13:24,380
‫دارم گاز میدم

236
00:13:26,140 --> 00:13:27,410
‫باشه

237
00:13:28,210 --> 00:13:31,160
<font color="#ffabbc">‫(مرکز مراقبت از سالمندان جونگ‌جیک)</font>

238
00:13:31,160 --> 00:13:34,150
<font color="#ffabbc">‫(مرکز مراقبت از سالمندان جونگ‌جیک)</font>

239
00:13:38,020 --> 00:13:40,270
‫هی هی

240
00:13:40,300 --> 00:13:42,420
‫لعنتی هی

241
00:13:42,420 --> 00:13:44,860
…‫ولم کن نه

242
00:13:44,860 --> 00:13:46,870
…ولم کن

243
00:13:46,870 --> 00:13:49,610
‫گفتم ولم کن ولم کن

244
00:14:01,930 --> 00:14:03,040
‫چیکار کنیم؟

245
00:14:03,040 --> 00:14:05,530
‫هر وقت هوشیار میشه، وحشی میشه

246
00:14:07,690 --> 00:14:09,400
‫اول، آرومش کنین

247
00:14:09,400 --> 00:14:11,570
‫تا آروم بشه

248
00:14:14,460 --> 00:14:15,950
…‫پسرت

249
00:14:16,850 --> 00:14:19,080
‫امروز اومده بود اینجا

250
00:14:20,750 --> 00:14:22,740
‫چه حیف

251
00:14:23,990 --> 00:14:27,580
‫می‌تونستم جلوی چشماش بکشمت

252
00:14:29,560 --> 00:14:32,110
‫اگه توی این وضعیت نبودی

253
00:14:46,670 --> 00:14:48,350
‫بله، جناب کارآگاه

254
00:14:49,080 --> 00:14:51,230
‫ببخشید که دیر جواب دادم

255
00:14:52,140 --> 00:14:55,240
،‫من با اون پرستاری که گفتین
 اوه میونگ‌هی، ملاقات کردم

256
00:14:56,560 --> 00:14:59,850
‫نه، اون چیزی نمی‌دونست

257
00:15:01,840 --> 00:15:03,780
‫عیبی نداره

258
00:15:03,780 --> 00:15:05,200
‫لطفاً به این کار ادامه بدین

259
00:15:05,200 --> 00:15:08,740
‫اگه کسی رو پیدا کردین که ممکنه بدونه
‫پدرم کجاست، به من خبر بدین

260
00:15:09,830 --> 00:15:11,210
‫بله

261
00:15:12,520 --> 00:15:13,980
‫باشه

262
00:15:29,800 --> 00:15:31,880
‫یه پرستار؟

263
00:15:31,880 --> 00:15:33,620
‫بله

264
00:15:33,620 --> 00:15:36,650
‫وقتی پدرم زندانی بود، ازش مراقبت می‌کرد

265
00:15:36,650 --> 00:15:39,770
‫اون گفت از وقتی که آزاد شده،
‫هیچی نشنیده

266
00:15:39,770 --> 00:15:41,430
ای بابا

267
00:15:42,740 --> 00:15:44,850
‫باید خیلی ناامید شده باشی

268
00:15:44,850 --> 00:15:46,270
‫آره

269
00:15:48,910 --> 00:15:50,490
…‫ولی

270
00:15:51,680 --> 00:15:55,300
‫واقعاً باید به گشتن دنبالش ادامه بدی؟

271
00:15:55,300 --> 00:15:58,440
‫اگه قرار بود برگرده، تا الان برگشته بود

272
00:15:58,440 --> 00:16:02,030
‫اگه می‌شد پیداش کرد، تا الان پیداش کرده بودی

273
00:16:04,430 --> 00:16:05,770
…‫بهت گفتم که

274
00:16:05,770 --> 00:16:08,860
‫الان دیگه باید بیخیالش بشی

275
00:16:08,860 --> 00:16:11,360
‫و خوشبخت زندگی کنی

276
00:16:16,420 --> 00:16:18,190
...‫آیا این

277
00:16:19,190 --> 00:16:21,430
‫بدون شک جواب درسته؟

278
00:16:21,430 --> 00:16:22,870
‫چی؟

279
00:16:24,220 --> 00:16:27,340
‫اون پرستار هم یه چیز مشابهی گفت

280
00:16:28,270 --> 00:16:31,910
‫شاید شما اونو بشناسی

281
00:16:31,910 --> 00:16:33,560
‫من در مورد سوابقش تحقیق کردم،

282
00:16:33,560 --> 00:16:36,950
‫و شما همکلاسی بودین

283
00:16:36,950 --> 00:16:39,860
‫اسمش اوه میونگ‌هیه

284
00:16:40,790 --> 00:16:42,790
‫اوه میونگ هی؟

285
00:16:42,790 --> 00:16:44,520
‫مطمئن نیستم

286
00:16:45,970 --> 00:16:48,040
‫به گوشم آشنا نیست

287
00:16:49,710 --> 00:16:54,150
‫اون موقع‌ها، من خیلی خجالتی و تودار بودم

288
00:16:54,150 --> 00:16:56,810
‫بیشتر با خودم بودم

289
00:16:56,810 --> 00:16:58,010
‫واقعاً؟

290
00:16:58,010 --> 00:16:59,640
‫آره

291
00:16:59,640 --> 00:17:01,890
‫با دیدن الانِت، باور کردنش سخته

292
00:17:01,890 --> 00:17:03,450
‫درسته؟

293
00:17:15,490 --> 00:17:17,660
بیخیال

294
00:17:17,660 --> 00:17:20,470
‫وقتی سون‌اوک رسید، با هم غذا بخوریم

295
00:17:21,280 --> 00:17:24,430
‫چرا انقدر طولش دادی؟ غذا از دهن افتاد

296
00:17:24,430 --> 00:17:25,650
‫الان می‌تونم غذا بخورم، درسته؟

297
00:17:25,650 --> 00:17:27,880
‫لطفاً هیون‌جو رو به خاطر من متقاعد کن

298
00:17:30,410 --> 00:17:33,630
‫اون به استاد کیم گفته که ووری
‫و نارا دارن تکواندو رو ترک می‌کنن

299
00:17:33,630 --> 00:17:36,360
‫لطفاً متقاعدش کن که بمونه

300
00:17:37,330 --> 00:17:39,640
‫چرا داری از سون‌هوا می‌خوای متقاعدش کنه؟

301
00:17:39,640 --> 00:17:41,820
‫چون اون جواب تلفن‌های منو نمیده

302
00:17:41,820 --> 00:17:43,630
...بخاطر همینه که تو-
‫ چرا باید متقاعدش کنم؟-

303
00:17:43,630 --> 00:17:45,330
‫اونا هر وقت بخوان می‌تونن 
یه ورزشی رو ترک کنن

304
00:17:45,330 --> 00:17:47,470
‫ولی اونا عاشقشن، و واقعاً هم توش خوبن

305
00:17:47,470 --> 00:17:49,240
‫حیف میشه اگه الان ولش کنن

306
00:17:49,240 --> 00:17:52,300
‫خب، بدون اونا تعطیل می‌کنی؟ می‌میری مگه؟

307
00:17:52,300 --> 00:17:56,300
‫باید بیخیال بشی، تمیز و ساده تمومش کن

308
00:17:56,300 --> 00:17:58,710
!‫احمق ناامید

309
00:18:04,860 --> 00:18:06,840
‫هی، هی، هی، کجا داری میری؟
‫نمی‌خوری؟

310
00:18:06,840 --> 00:18:07,890
‫ولش کن

311
00:18:07,900 --> 00:18:10,500
‫به درک من اصلاً نمی‌تونستم
‫چشم دیدنش رو داشته باشم بیا غذا بخوریم

312
00:18:10,540 --> 00:18:13,580
‫تا کی می‌خوای خودت رو به ندونستن بزنی؟

313
00:18:15,890 --> 00:18:18,060
‫تا وقتی بمیرم

314
00:18:18,060 --> 00:18:19,730
‫چی؟-
‫اونقدر مست بود-

315
00:18:19,730 --> 00:18:22,080
‫که هیچی از اون روز یادش نیست

316
00:18:22,080 --> 00:18:24,120
‫اگه الان دخالت کنم،

317
00:18:24,120 --> 00:18:26,930
‫فقط دوباره آتیشش می‌زنم

318
00:18:26,930 --> 00:18:28,600
‫بهتره بذارم خاموش شه

319
00:18:28,600 --> 00:18:30,660
‫خاموش میشه؟ این مرگ و زندگیه برای اون

320
00:18:30,700 --> 00:18:34,100
‫گفتم بیخیال شو یه دست صدا نداره

321
00:18:34,100 --> 00:18:37,350
‫بهت گفتم من دیگه با هیون‌جو تموم کردم

322
00:18:37,350 --> 00:18:39,870
‫من و اون دیگه تموم شدیم

323
00:18:39,870 --> 00:18:42,470
‫تو باید طوری رفتار کنی که انگار هیچی نمی‌دونی

324
00:18:48,700 --> 00:18:51,070
‫مأموریت کاری؟ آخر هفته؟

325
00:18:51,070 --> 00:18:52,900
‫آره، اینجوری پیش اومد دیگه

326
00:18:52,900 --> 00:18:55,340
‫دارم آنالیز یه ماشینی که مشکل
‫شتاب داره رو بررسی می‌کنم

327
00:18:55,340 --> 00:18:57,350
‫نتایج بررسی نشون داد
‫که نقص فنی نبوده،

328
00:18:57,350 --> 00:18:58,640
‫به خاطر همین میرم که خبرش رو حضوری بدم

329
00:18:58,640 --> 00:19:00,720
‫-این یه چیز عادیه؟
‫-لزوماً نه

330
00:19:00,720 --> 00:19:03,630
‫ولی زندگی اون راننده بهش بستگی داره

331
00:19:03,630 --> 00:19:06,410
‫اگه من حضوری براش درست توضیح ندم،

332
00:19:06,410 --> 00:19:08,470
‫فکر نکنم به این راحتی اشتباهش رو قبول کنه

333
00:19:08,470 --> 00:19:10,520
‫باید به مدیرعامل هم گزارش بدم

334
00:19:10,520 --> 00:19:12,490
‫ماشین ون یه خونه سالمندانه

335
00:19:12,490 --> 00:19:14,650
‫-خونه سالمندان؟
‫-آره

336
00:19:14,650 --> 00:19:16,410
‫توی میونگ‌جو ئه

337
00:19:16,410 --> 00:19:17,780
‫میونگ‌جو؟

338
00:19:18,470 --> 00:19:20,440
‫احیاناً،

339
00:19:20,440 --> 00:19:21,940
‫اسمش خونه سالمندان جونگ‌جیک نیست؟

340
00:19:21,940 --> 00:19:24,420
‫چی؟ تو اونجا رو می‌شناسی؟

341
00:19:25,610 --> 00:19:28,110
‫آره، یه بار اونجا رفتم

342
00:19:28,110 --> 00:19:31,100
‫یکی از همکارای قدیمی گفت پدرم رو اونجا دیده

343
00:19:32,540 --> 00:19:36,270
‫فکر نکنم کسی مثل اونو اونجا داشته باشیم

344
00:19:36,270 --> 00:19:38,290
...که اینطور

345
00:19:42,600 --> 00:19:47,000
‫ای کاش ناهار با مدیر درمانگاه
‫برنامه ریزی نشده بود،

346
00:19:47,060 --> 00:19:48,320
‫باهات میومدم

347
00:19:48,320 --> 00:19:50,200
‫عیبی نداره

348
00:19:50,200 --> 00:19:53,020
‫نگران من نباش، و به کارت برس

349
00:19:53,020 --> 00:19:54,450
‫باشه

350
00:19:57,660 --> 00:19:59,740
‫گوم‌جو، بازم می‌خوای؟

351
00:19:59,740 --> 00:20:02,100
‫آره، ممنون

352
00:20:12,580 --> 00:20:14,810
‫یی‌جون، شارژر گوشیت کجاست؟

353
00:20:14,810 --> 00:20:16,240
‫صبر کن، الان برات میارمش

354
00:20:16,240 --> 00:20:18,610
‫کجاست؟ خودم میرم میارمش

355
00:20:18,610 --> 00:20:20,250
‫مطمئنی؟

356
00:20:20,250 --> 00:20:22,160
‫توی کشوی میز اونجاست

357
00:20:22,160 --> 00:20:23,650
‫باشه

358
00:20:28,170 --> 00:20:29,760
<font color="#ffabbc">‫(دوستت دارم، هان گوم‌جو)</font>

359
00:20:37,350 --> 00:20:39,470
‫گوم‌جو، صبر کن

360
00:20:39,470 --> 00:20:40,590
‫نه، نه، نه اون

361
00:20:40,590 --> 00:20:42,990
‫این چیه؟ کی اینو گرفتی؟

362
00:20:42,990 --> 00:20:44,340
‫یه مدتی پیش توی دانشگاه

363
00:20:44,340 --> 00:20:46,980
‫چی؟ واقعاً؟

364
00:20:46,980 --> 00:20:50,060
‫پس، چرا هنوز دارش
‫و به من ندادیش؟

365
00:20:50,060 --> 00:20:52,470
‫این نیست که نخواستم، نتونستم

366
00:20:52,470 --> 00:20:53,870
‫چرا نتونستی؟

367
00:20:56,070 --> 00:20:58,030
‫به هر حال، این خیلی قدیمیه

368
00:20:58,030 --> 00:20:59,390
‫برات یه بهترش رو می‌خرم

369
00:20:59,390 --> 00:21:02,680
‫چرا؟ من واقعاً از این خوشم میاد

370
00:21:02,680 --> 00:21:04,510
‫بیا، برام بندازش

371
00:21:04,510 --> 00:21:06,660
‫-بذار یه چیز بهتر برات بگیرم
‫-یالا

372
00:21:06,660 --> 00:21:08,560
‫فقط بندازش

373
00:21:12,980 --> 00:21:18,630
<font color="#ff8487">‫♫ اگه بخوام دلیلایی که ازت خوشم میاد رو لیست کنم ♫</font>

374
00:21:18,630 --> 00:21:24,800
<font color="#ff8487">‫♫ تمام شب رو باید بشمرمشون ♫</font>

375
00:21:24,800 --> 00:21:27,600
‫نظرت چیه؟ قشنگه؟

376
00:21:27,600 --> 00:21:29,080
‫آره، قشنگه

377
00:21:29,080 --> 00:21:30,740
‫بفرما

378
00:21:31,590 --> 00:21:33,360
‫خیلی قشنگه

379
00:21:33,360 --> 00:21:35,050
‫من از این گردنبند خوشم میاد

380
00:21:35,050 --> 00:21:38,250
‫نه، از تو نه گردنبند

381
00:21:38,250 --> 00:21:39,930
‫هان گوم‌جو

382
00:21:39,930 --> 00:21:41,570
‫تو قشنگی

383
00:21:43,370 --> 00:21:45,110
‫چه خبره؟

384
00:21:45,110 --> 00:21:47,180
‫ای بابا، تو خیلی عاشقی

385
00:21:54,910 --> 00:21:56,750
‫ممنون

386
00:21:58,890 --> 00:22:00,490
‫بهت میاد

387
00:22:00,490 --> 00:22:01,900
‫واقعاً؟

388
00:22:01,900 --> 00:22:03,650
‫خیلی قشنگه

389
00:22:17,310 --> 00:22:19,350
…‫ما تعطیلیم

390
00:22:23,220 --> 00:22:24,940
‫هیونگ‌نیم

391
00:22:25,900 --> 00:22:28,110
‫چی شده این همه راه اومدی اینجا؟

392
00:22:28,110 --> 00:22:30,030
‫منظورت چیه؟

393
00:22:30,030 --> 00:22:33,070
‫چرا انقدر دیدنت سخته؟

394
00:22:33,070 --> 00:22:35,290
‫دلت برام تنگ نشده؟

395
00:22:35,290 --> 00:22:38,540
‫من اومدم اینجا ببینمت 
چون دلم برات تنگ شده بود

396
00:22:38,540 --> 00:22:41,350
‫چی؟ من؟

397
00:22:43,560 --> 00:22:46,320
‫واقعاً دلت برام تنگ شده بود؟

398
00:22:46,320 --> 00:22:47,830
‫آره

399
00:22:47,830 --> 00:22:50,460
‫چرا دلت باید برای کسی مثل من تنگ شه؟

400
00:22:50,460 --> 00:22:53,660
‫باید از این فرصت استفاده می‌کردی
‫و منو برای همیشه خط می‌زدی

401
00:22:55,470 --> 00:22:57,670
‫چه خبر شده؟

402
00:22:57,670 --> 00:23:00,190
‫چرا اینجوری رفتار می‌کنی؟

403
00:23:00,190 --> 00:23:02,560
‫ببخشید، هیونگ‌نیم

404
00:23:02,560 --> 00:23:04,890
‫راستش رو بخوای،

405
00:23:04,890 --> 00:23:06,860
‫من عمداً ازت دوری می‌کردم

406
00:23:06,860 --> 00:23:09,700
‫ چی؟-
‫...فکر کردم دیدن من-

407
00:23:09,700 --> 00:23:12,060
‫باعث میشه بهت استرس وارد بشه
 و روند بهبودیت کند بشه

408
00:23:12,060 --> 00:23:14,460
‫به خاطر همین، عمداً دور موندم

409
00:23:14,460 --> 00:23:17,620
‫من فقط باهات بد رفتاری کردم

410
00:23:17,620 --> 00:23:20,900
‫همیشه فقط حرفایی زدم
‫که روی اعصابت راه رفتم

411
00:23:20,900 --> 00:23:25,500
‫پس، چرا همیشه حرفایی می‌زنی
‫که روی اعصاب من راه میره؟

412
00:23:25,550 --> 00:23:27,440
‫ببخشید، هیونگ‌نیم

413
00:23:28,650 --> 00:23:32,660
‫آخه من از درون مشکل دارم

414
00:23:32,660 --> 00:23:34,700
<font color="#ffabbc">‫(هتل گیونگ‌جو)</font>

415
00:23:35,080 --> 00:23:37,680
<font color="#ffabbc">‫(مارس ۱۹۹۰)</font>

416
00:23:39,150 --> 00:23:42,350
‫دوستاش تا ماه عسل هم دنبالمون اومدن

417
00:23:42,350 --> 00:23:44,270
‫گفت فقط یه لحظه باهاشون می‌مونه،

418
00:23:44,270 --> 00:23:47,010
‫ولی طلوع آفتاب برگشت

419
00:24:09,690 --> 00:24:10,880
‫ببخشید؟

420
00:24:10,880 --> 00:24:12,670
…‫نونا

421
00:24:13,670 --> 00:24:16,000
…‫گوانگ‌اوک نونا

422
00:24:18,760 --> 00:24:21,270
…‫گوانگ‌اوک نونا

423
00:24:21,270 --> 00:24:24,990
‫آخرش ازدواج کردم

424
00:24:24,990 --> 00:24:28,820
‫بدون اینکه هیچوقت اعتراف کنم
‫که بهت حس دارم

425
00:24:34,010 --> 00:24:35,440
‫و خیلی زود بعد از اون،

426
00:24:35,440 --> 00:24:38,800
‫شنیدم دوستای مستش می‌گفتن

427
00:24:38,800 --> 00:24:42,470
‫تو عشق اولش بودی

428
00:24:43,480 --> 00:24:45,220
‫هیونگ‌نیم، کجا داری میری؟

429
00:24:45,220 --> 00:24:47,470
‫اوه، دارم میرم یه دوستی رو ببینم

430
00:24:47,470 --> 00:24:48,560
‫چطور به نظر میام؟

431
00:24:48,560 --> 00:24:49,650
‫مثل یه دختر جوون شدی

432
00:24:49,650 --> 00:24:51,220
‫تقریباً نشناختمت

433
00:24:51,220 --> 00:24:53,070
‫- مراقب باش
‫- خداحافظ

434
00:24:53,070 --> 00:24:55,550
‫گفت به هر حال نمی‌تونسته باهات ازدواج کنه،

435
00:24:55,550 --> 00:24:58,400
‫پس بهتره با یه نفر همینجوری ازدواج کنه

436
00:24:58,400 --> 00:25:03,060
‫و اون "یه نفر همینجوری" اتفاقی
‫من بودم، قرار بعدی کورکورانه‌اش

437
00:25:05,050 --> 00:25:07,390
‫رقت انگیزه، نه؟

438
00:25:07,390 --> 00:25:11,350
‫اون یه جمله تا ابد توی ذهنم موند،

439
00:25:13,260 --> 00:25:16,240
‫و سر تو خالی کردم،

440
00:25:16,240 --> 00:25:18,230
‫کسی که هیچ کار اشتباهی نکرده بود

441
00:25:19,190 --> 00:25:21,790
‫ای بابا، باورنکردنیه

442
00:25:23,680 --> 00:25:26,400
‫هیونگ‌نیم، متأسفم

443
00:25:26,400 --> 00:25:28,760
‫من یه گناه نابخشودنی مرتکب شدم

444
00:25:28,760 --> 00:25:31,560
‫نه، من دارم در مورد پدر گی‌بوم حرف می‌زنم

445
00:25:31,560 --> 00:25:34,250
‫ چی؟-
‫اصلاً ما با هم قرار نذاشتیم-

446
00:25:34,250 --> 00:25:36,920
‫داشته به چی فکر می‌کرده؟

447
00:25:37,000 --> 00:25:39,900
‫چطور تونستی؟ این همه مدت
‫اونو توی خودت نگه داشتی؟

448
00:25:39,960 --> 00:25:43,290
‫اگه من بودم، خیلی وقت پیش قاطی کرده بودم

449
00:25:44,430 --> 00:25:46,210
‫هیونگ‌نیم-
‫،اگه یه همچین چیزی دوباره اتفاق افتاد-

450
00:25:46,210 --> 00:25:48,190
‫به جای اینکه تنها عذاب بکشی، به من بگو

451
00:25:48,190 --> 00:25:50,380
…‫اگه گی‌بوم یا باباش اذیتت کردن

452
00:25:50,380 --> 00:25:53,300
‫این کیم گوانگ‌اوک ساکت نمیشینه

453
00:25:54,710 --> 00:25:57,100
‫هیونگ‌نیم، ممنونم

454
00:25:58,260 --> 00:25:59,750
‫لطفاً دیگه مریض نشو

455
00:25:59,750 --> 00:26:01,120
…‫من بقیه عمرم رو صرف

456
00:26:01,120 --> 00:26:02,820
‫جبران تمام کارای اشتباهی که کردم می‌کنم

457
00:26:02,820 --> 00:26:04,640
‫فقط بدهی‌هات رو پس بده

458
00:26:04,640 --> 00:26:06,670
‫حتماً

459
00:26:19,620 --> 00:26:20,750
<font color="#ffabbc">‫(سون‌هوا، متاسفم)</font>

460
00:26:20,750 --> 00:26:21,850
<font color="#ffabbc">‫(اگه نمی‌خوای منو ببینی،
(‫حداقل میشه جواب تلفنت رو بدی؟</font>

461
00:26:21,850 --> 00:26:23,440
<font color="#ffabbc">‫(منتظر میمونم هر وقت شد زنگ بزن خواهش می‌کنم)</font>

462
00:26:23,440 --> 00:26:24,840
<font color="#ffabbc">‫(نمی‌خوام اینجوری از دستت بدم، سون‌هوا)</font>

463
00:26:24,840 --> 00:26:27,640
‫سون‌هوا حتی پیامات رو نخونده

464
00:26:27,640 --> 00:26:29,220
‫کی اومدی؟

465
00:26:29,220 --> 00:26:31,480
‫حتی متوجه نشدی من اومدم داخل

466
00:26:31,480 --> 00:26:33,420
‫خیلی فکرت مشغوله، نه؟

467
00:26:33,420 --> 00:26:35,280
‫می‌خوای با سون‌هوا حرف بزنم؟

468
00:26:35,280 --> 00:26:37,200
‫نه

469
00:26:37,200 --> 00:26:39,490
‫اون باید حس کنه خیلی بهش خیانت شده

470
00:26:39,490 --> 00:26:40,980
‫با این حال، اون احساساتش رو کنار گذاشت،

471
00:26:40,980 --> 00:26:44,150
‫و برای مامان غذا درست کرد
 و کمک کرد ‫مرخص شه

472
00:26:45,510 --> 00:26:48,820
‫من چه بلایی سرش آوردم؟

473
00:26:48,820 --> 00:26:51,570
‫اینجوری نیست که عمداً ازش پنهون کرده باشی

474
00:26:51,570 --> 00:26:55,140
‫تو گفتی می‌خواستی قبل از اینکه 
اون بفهمه تمومش کنی

475
00:26:56,180 --> 00:26:58,320
‫فقط صبر کن با دیدن اینکه چقدر ناراحتی،

476
00:26:58,320 --> 00:27:00,690
‫سون‌هوا حقیقتت رو میبینه

477
00:27:00,690 --> 00:27:02,280
‫بذار یکم زمان بگذره

478
00:27:02,280 --> 00:27:03,660
‫آره

479
00:27:05,020 --> 00:27:06,930
‫این چیه؟ قبلاً ندیده بودمش

480
00:27:06,930 --> 00:27:08,260
‫اینو از یی‌جون گرفتی؟

481
00:27:08,260 --> 00:27:09,700
‫آره

482
00:27:09,700 --> 00:27:12,390
‫قشنگه بهت میاد

483
00:27:15,790 --> 00:27:17,930
متأسفم-
‫بابت چی؟-

484
00:27:18,000 --> 00:27:21,530
‫تو توی جهنمی، ولی من اینجوری خوشحالم

485
00:27:22,400 --> 00:27:23,750
‫بسه دیگه

486
00:27:23,750 --> 00:27:25,290
‫چرا باید پیش من حس گناه کنی؟

487
00:27:25,290 --> 00:27:27,140
‫از خوشحالیت لذت ببر

488
00:27:27,140 --> 00:27:29,670
‫الان بهترین موقع‌ست

489
00:27:29,670 --> 00:27:31,360
‫ممنون

490
00:27:32,410 --> 00:27:34,800
‫ای بابا، جدی میگی این چیه؟

491
00:27:34,800 --> 00:27:37,600
‫حتی نمی‌تونیم مثل قدیما
‫احساساتمون رو توی مشروب غرق کنیم

492
00:27:37,620 --> 00:27:40,560
‫درسته؟ ما واقعاً پیشرفت کردیم

493
00:27:40,560 --> 00:27:42,560
‫کی فکرش رو می‌کرد 
این موقع شب هوشیار باشیم؟

494
00:27:42,560 --> 00:27:45,220
‫آره، درسته؟ انقدر سالم بودن مشکلی نداره؟

495
00:27:45,220 --> 00:27:46,710
‫هی، بسه دیگه

496
00:27:46,710 --> 00:27:48,900
‫برو بالا یکم استراحت کن باید خسته باشی

497
00:27:48,900 --> 00:27:50,280
‫باشه تو هم استراحت کن

498
00:27:50,280 --> 00:27:51,580
‫باشه

499
00:27:51,580 --> 00:27:53,810
‫دارم میرم بالا-
‫باشه-

500
00:28:00,540 --> 00:28:01,610
<font color="#ffabbc">‫(بونگ سون‌اوک)</font>

501
00:28:04,390 --> 00:28:06,020
<font color="#ffabbc">‫(بونگ سون‌اوک)</font>

502
00:28:06,020 --> 00:28:08,650
"...مشترک مورد نظر درحال حاضر پاسخگو نمی‌باشد، لطفاً بـ"

503
00:28:17,510 --> 00:28:19,390
‫من گشنمه بیا قبل از اینکه 
بریم خونه یکم اودون بخوریم

504
00:28:19,390 --> 00:28:21,790
‫نه، من امشب می‌خوام مشروب بخورم

505
00:28:22,540 --> 00:28:25,320
‫من نمی‌تونم اینو توی حالت هوشیاری تحمل کنم

506
00:28:25,320 --> 00:28:26,920
‫چیه، دوباره مشروب؟

507
00:28:26,920 --> 00:28:28,950
‫این دفعه می‌خوای چه گندی توی مستی بزنی؟

508
00:28:28,950 --> 00:28:30,540
‫چه گندی؟

509
00:28:30,540 --> 00:28:34,060
‫تو گفتی منو توی بار خوابیده پیدا کردی و آوردی

510
00:28:34,060 --> 00:28:35,770
‫آره، تا اونجاش رو یادمه

511
00:28:35,770 --> 00:28:38,750
‫ولی بعدش چی شد؟ یه فاجعه به تمام معنا بود

512
00:28:43,070 --> 00:28:45,430
‫بونگ سون‌اوک، رسیدیم پاشو

513
00:28:45,430 --> 00:28:47,980
‫بونگ سون‌اوک به خودت بیا

514
00:28:52,640 --> 00:28:54,780
‫فکر می‌کنی داری کجا میری؟

515
00:28:54,780 --> 00:28:56,490
‫کجا داری میری؟

516
00:28:56,490 --> 00:28:58,920
‫ولم کن

517
00:28:58,920 --> 00:29:01,900
!‫ولم کن، عوضی

518
00:29:01,900 --> 00:29:04,010
!‫تا وقتی که دارم با زبون خوش حرف می‌زنم، ولم کن

519
00:29:04,010 --> 00:29:07,220
‫من کمربند مشکی تکواندو رو نگرفتم

520
00:29:07,220 --> 00:29:09,930
‫که توی همچین موقعیت‌هایی خودم رو نشون بدم

521
00:29:09,930 --> 00:29:11,620
‫قبل از اینکه تا سه بشمرم ولم کن

522
00:29:11,620 --> 00:29:14,550
‫وگرنه جدی جدی آسیب می‌بینی

523
00:29:14,550 --> 00:29:16,180
‫یک

524
00:29:17,110 --> 00:29:19,010
‫دو

525
00:29:19,010 --> 00:29:20,520
‫سه

526
00:29:23,110 --> 00:29:24,460
‫هی

527
00:29:24,460 --> 00:29:27,270
‫هی، هی بونگ سون‌اوک خوبی؟

528
00:29:27,270 --> 00:29:29,490
‫ ها؟-
 حالت خوب نیست، درسته؟-

529
00:29:29,490 --> 00:29:32,380
‫خیلی درد داره، نه؟

530
00:29:32,380 --> 00:29:37,020
‫به خاطر همینه که نباید با کمربند مشکی دربیفتی

531
00:29:41,070 --> 00:29:43,410
‫آره، تو کمربند مشکی هستی، باشه

532
00:29:43,410 --> 00:29:45,140
‫با یه ضربه نقش زمین شدی

533
00:29:45,140 --> 00:29:47,950
‫مزخرف نگو الان داری داستان می‌نویسی؟

534
00:29:47,950 --> 00:29:49,380
‫می‌خوای جایزه نوبل ادبیات بعدی رو ببری؟

535
00:29:49,380 --> 00:29:50,870
‫می‌خوای دومین کره‌ای باشی 
که این جایزه رو می‌بره؟

536
00:29:50,870 --> 00:29:51,950
‫نه، من جدی میگم

537
00:29:51,950 --> 00:29:53,480
‫هی، تو

538
00:29:53,480 --> 00:29:56,230
‫من یه مردم که با روحیه تکواندو مسلح شده

539
00:29:56,230 --> 00:29:57,580
‫حتی توی مستی،

540
00:29:57,580 --> 00:30:00,940
‫من یه رزمی‌کار تزلزل ناپذیرم

541
00:30:00,940 --> 00:30:03,340
‫آره، یه رزمی‌کار یه رزمی‌کار وحشی

542
00:30:03,340 --> 00:30:05,960
‫تو یه فاجعه تموم عیار بودی،
‫داماد احمق

543
00:30:05,960 --> 00:30:08,900
‫هر چی، تو هم داماد احمقی

544
00:30:08,900 --> 00:30:11,380
من دیگه رفتم-
‫بهتره مشروب نخوری-

545
00:30:11,380 --> 00:30:13,660
،‫اگه مست کنی و دوباره پیش هیون‌جو بری

546
00:30:13,660 --> 00:30:16,790
…‫یه فاجعه به تمام معنا میشی

547
00:30:21,820 --> 00:30:23,850
‫"دوباره"؟

548
00:30:23,850 --> 00:30:25,610
‫منظورت چیه؟

549
00:30:28,000 --> 00:30:32,200
‫من توی مستی رفتم هیون‌جو رو دیدم؟

550
00:30:32,200 --> 00:30:34,790
‫لعنتی آره

551
00:30:34,790 --> 00:30:38,160
‫سون‌هوا بهم زنگ زد و گفت
‫تو یه معرکه‌ای درست کردی و بیهوش شدی

552
00:30:39,160 --> 00:30:40,490
‫چی؟

553
00:30:41,730 --> 00:30:43,420
‫از طرف نونا؟

554
00:30:43,420 --> 00:30:47,600
‫آره اون از قبل در مورد تو و هیون‌جو می‌دونست

555
00:30:47,600 --> 00:30:48,860
‫و اون شب،

556
00:30:48,860 --> 00:30:52,650
‫به هیون‌جو گفت دیگه هیچوقت تو رو نبینه
‫و رابطه‌اش رو باهاش قطع کنه

557
00:30:52,650 --> 00:30:54,430
‫چی؟

558
00:30:54,430 --> 00:30:56,870
‫خواهش می‌کنم، به خودت بیا، مرد

559
00:30:56,870 --> 00:30:58,220
‫این منطقی نیست

560
00:30:58,220 --> 00:31:00,550
‫تو دوستی‌شون رو نابود کردی

561
00:31:00,550 --> 00:31:02,240
‫خواهرم الان کجاست؟

562
00:31:02,240 --> 00:31:04,260
‫الان می‌خوای چیکار کنی؟

563
00:31:04,260 --> 00:31:05,550
‫خودت رو کنترل کن

564
00:31:05,550 --> 00:31:07,870
‫اگه به سون‌هوا بگی، من مردم

565
00:31:07,870 --> 00:31:11,130
‫ازت پرسیدم خواهرم الان کجاست

566
00:31:13,050 --> 00:31:15,840
‫وای، این همه داروی گیاهی چیه؟

567
00:31:16,840 --> 00:31:20,110
‫اون قبلاً مثل نهنگ مشروب می‌خورد و حالش خوب بود

568
00:31:20,110 --> 00:31:22,820
‫ولی حتماً به تقویت سلامتی نیاز داره،
‫با این وضعی که بیهوش میشه

569
00:31:22,820 --> 00:31:24,380
‫وای، دمت گرم

570
00:31:24,380 --> 00:31:26,530
‫اون خیلی خوش شانسه

571
00:31:26,530 --> 00:31:28,940
‫که خواهری مثل تو داره-
‫خدایا-

572
00:31:28,940 --> 00:31:31,060
‫من اینو توی یخچال میذارم مطمئن شو که بخوره

573
00:31:31,060 --> 00:31:34,710
‫ای بابا، اون نمی‌خوره مگه اینکه
‫یکی بهش بده

574
00:31:34,710 --> 00:31:37,110
باشه-
ممنون-

575
00:31:40,830 --> 00:31:45,430
<font color="#ffabbc">‫(تکواندو بوچون)</font>
‫وای، این همون یونیفرمی نیست که 
پنج سال پیش درست کردیم؟

576
00:31:45,430 --> 00:31:47,630
‫وقتشه بندازیمش دور

577
00:31:47,630 --> 00:31:49,790
‫چشه مگه؟ هنوزم عالیه

578
00:31:49,790 --> 00:31:51,050
‫به علاوه، من فقیرم

579
00:31:51,050 --> 00:31:53,260
‫داری چی میگی؟ اگه پول برای دارو داری،

580
00:31:53,260 --> 00:31:54,730
‫می‌تونی چند تا ژاکت بخری

581
00:31:54,730 --> 00:31:56,670
‫ای بابا، هر چی

582
00:31:57,440 --> 00:31:59,720
‫به چی فکر می‌کنه؟

583
00:32:46,170 --> 00:32:48,620
<font color="#ffabbc">‫(مدیر اوه میونگ‌هی)</font>
،‫همونطور که توی گزارش می‌بینین

584
00:32:48,620 --> 00:32:51,280
‫هیچ مشکلی توی ترمزها وجود نداشته

585
00:32:51,280 --> 00:32:55,400
‫ولی اگه فیلم دوربین مداربسته
‫از تصادف رو چک کنین،

586
00:32:55,400 --> 00:32:58,390
‫متوجه میشین که چراغ ترمز هیچوقت روشن نشده

587
00:32:58,390 --> 00:32:59,490
،‫آنالیز نشون میده

588
00:32:59,490 --> 00:33:03,240
‫راننده فقط داشته پدال گاز 
رو فشار میداده، نه ترمز رو

589
00:33:03,240 --> 00:33:05,180
‫ چی؟-
…‫به نظر می‌رسه راننده اشتباهی-

590
00:33:05,180 --> 00:33:07,040
‫پدال گاز رو با ترمز اشتباه گرفته

591
00:33:07,040 --> 00:33:10,730
‫و مدام داشته فشارش می‌داده و ول می‌کرده

592
00:33:10,730 --> 00:33:12,180
‫من همه چیز رو حضوری توضیح دادم،

593
00:33:12,180 --> 00:33:13,900
‫و اون اعتراف کرد که اشتباه از خودش بوده

594
00:33:13,900 --> 00:33:17,360
…‫ولی چطور یه راننده با این همه تجربه

595
00:33:17,360 --> 00:33:19,970
‫همچین اشتباهی می‌کنه؟

596
00:33:19,970 --> 00:33:22,300
‫حتی راننده‌های کارکشته هم می‌تونن

597
00:33:22,300 --> 00:33:24,670
‫تحت فشار دچار خطاهای شناختی بشن

598
00:33:24,670 --> 00:33:26,560
‫فهمیدم

599
00:33:26,560 --> 00:33:30,240
‫خوشحالم که به یه حادثه بزرگ تبدیل نشد-
‫بله-

600
00:33:30,240 --> 00:33:34,220
‫می‌دونین کی ماشین تعمیر میشه؟

601
00:33:34,220 --> 00:33:35,770
‫ما تا الان داشتیم تحقیق می‌کردیم

602
00:33:35,770 --> 00:33:38,870
‫پس ممکنه یکم طول بکشه تا تعمیرش کنیم

603
00:33:38,870 --> 00:33:41,620
‫ولی برای اینکه توی خونه سالمندان مشکلی پیش نیاد،

604
00:33:41,620 --> 00:33:43,740
‫شرکت با یه ماشین جایگزین
‫ازتون حمایت می‌کنه

605
00:33:43,740 --> 00:33:45,250
‫من الان بیرون پارکش کردم

606
00:33:45,250 --> 00:33:47,600
‫چی؟ خیلی ممنونم

607
00:33:47,600 --> 00:33:48,990
‫خواهش می‌کنم

608
00:33:49,000 --> 00:33:54,440
‫شنیدم شما از سالمندان بیمار و
‫بی‌خانمان اینجا مجانی مراقبت می‌کنین

609
00:33:54,440 --> 00:33:57,380
‫ما اینو یه جور کمک به یه کار خیر می‌دونیم

610
00:33:57,380 --> 00:33:58,720
‫واقعاً ممنونم

611
00:33:58,720 --> 00:34:00,200
‫خواهش می‌کنم

612
00:34:47,890 --> 00:34:51,050
‫کاش اینجا بود

613
00:35:11,510 --> 00:35:12,620
<font color="#ffabbc">‫(تماس از دست رفته - یی‌جون)</font>

614
00:35:14,400 --> 00:35:15,130
<font color="#ffabbc">‫(یی‌جون)</font>

615
00:35:16,600 --> 00:35:18,200
‫بله، یی‌جون

616
00:35:18,200 --> 00:35:20,370
‫ببخشید، یه لحظه خوابم برد

617
00:35:20,370 --> 00:35:22,410
‫من توی اتوبوسم و دارم میام

618
00:35:23,410 --> 00:35:25,570
‫چی؟ کجا؟

619
00:35:25,600 --> 00:35:29,100
‫قرارم با مدیر کنسل شد،
‫به خاطر همین اومدم دنبالت

620
00:35:31,400 --> 00:35:32,870
‫حالا چیکار کنیم؟

621
00:35:32,870 --> 00:35:34,630
‫ این همه راه رو الکی اومدی

622
00:35:34,630 --> 00:35:37,150
‫عیبی نداره من زود می‌رسم

623
00:35:37,150 --> 00:35:39,260
‫توی بوچون می‌بینمت

624
00:35:39,260 --> 00:35:40,830
‫باشه

625
00:35:42,640 --> 00:35:44,510
‫مدیر

626
00:35:57,460 --> 00:35:59,030
‫بریم دنبالشون؟

627
00:35:59,030 --> 00:36:00,310
‫برو

628
00:36:00,310 --> 00:36:02,270
‫و همراه رو هم اسکورت کن

629
00:36:02,270 --> 00:36:04,050
‫پرستار؟

630
00:36:11,200 --> 00:36:16,680
‫اوه، پس مکانیکه دوستت بود

631
00:36:16,680 --> 00:36:18,410
‫چه تصادفی

632
00:36:18,410 --> 00:36:19,930
‫آره

633
00:36:20,740 --> 00:36:24,020
‫پس، شما مدیر اینجا هستین؟

634
00:36:24,020 --> 00:36:27,590
‫شما که گفتین بازنشسته شدین

635
00:36:27,590 --> 00:36:29,250
‫من بازنشسته شدم

636
00:36:29,250 --> 00:36:32,840
‫فقط به درخواست یکی از دوستام
‫به طور موقت کمک می‌کنم

637
00:36:35,520 --> 00:36:37,420
‫راستی،

638
00:36:37,420 --> 00:36:40,620
‫هنوز خبری از پدرت نشده؟

639
00:36:41,760 --> 00:36:43,700
‫نه

640
00:36:43,700 --> 00:36:45,900
‫خیلی بده

641
00:36:45,950 --> 00:36:47,670
‫یه لحظه ببخشید

642
00:36:48,960 --> 00:36:51,050
‫من با یکی هستم

643
00:36:51,050 --> 00:36:52,960
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

644
00:37:13,410 --> 00:37:16,650
‫خانم بک، الان ترمینال بوچون هستین؟

645
00:37:16,700 --> 00:37:19,900
‫فکر کردم الان دیدمتون،
‫ولی دیگه نمیبینمتون

646
00:37:19,940 --> 00:37:22,160
‫معلومه که منو نمی‌بینی

647
00:37:22,160 --> 00:37:24,180
‫من توی سئولم

648
00:37:24,180 --> 00:37:25,770
‫آهان، فهمیدم

649
00:37:25,770 --> 00:37:27,740
‫فکر کنم اشتباه دیدم

650
00:37:27,740 --> 00:37:29,630
...‫چرا توی سئولی

651
00:37:29,630 --> 00:37:30,950
‫اوه، آره

652
00:37:30,950 --> 00:37:33,260
‫اون کلاب متخصصان رستوران
‫که اون روز گفتم

653
00:37:33,260 --> 00:37:36,000
‫امروز توی سئول قرار داریم

654
00:37:46,160 --> 00:37:47,080
<font color="#ffabbc">‫(مدیر اوه)</font>

655
00:37:47,630 --> 00:37:50,190
‫اوه، وای اعضای کلاب دارن بهم زنگ می‌زنن

656
00:37:50,190 --> 00:37:52,500
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

657
00:37:59,720 --> 00:38:03,250
<font color="#ffabbc">‫(بوچون - میونگ‌جو)</font>

658
00:38:23,750 --> 00:38:25,780
‫من پدرت رو اونجا دیدم

659
00:38:25,780 --> 00:38:28,370
‫خیلی وقته با آدمای اونجا
‫ارتباطی نداشتم

660
00:38:28,370 --> 00:38:30,020
‫ بازنشسته شدم و توی روستا زندگی می‌کنم،

661
00:38:30,020 --> 00:38:31,800
‫و خیلی وقته داوطلب شدن رو متوقف کردم

662
00:38:31,800 --> 00:38:33,590
‫من بازنشسته شدم

663
00:38:33,590 --> 00:38:37,090
‫فقط به درخواست یکی از دوستام
‫به طور موقت کمک می‌کنم

664
00:38:45,410 --> 00:38:48,570
‫وقتی رسیدی بوچون بهم زنگ بزن

665
00:38:51,800 --> 00:38:55,500
<font color="#ffabbc">‫(مرکز مراقبت از سالمندان جونگ‌جیک)</font>

666
00:39:22,570 --> 00:39:24,100
‫خب؟

667
00:39:24,100 --> 00:39:26,150
‫هان گوم‌جو دیگه برنمی‌گرده، درسته؟

668
00:39:26,150 --> 00:39:27,760
‫معلومه که نه

669
00:39:28,760 --> 00:39:31,800
‫کی می‌دونست این دو تا دوستن؟

670
00:39:31,800 --> 00:39:35,900
‫من خبر نداشتم و ترسیدم،
‫فکر کردم دکتر سو فهمیده

671
00:39:35,940 --> 00:39:37,680
‫امکان نداره

672
00:39:39,480 --> 00:39:42,580
‫با دیدن تو اینجا بهت مشکوک نشد؟

673
00:39:42,580 --> 00:39:45,770
‫فکر کنم شکش رو برطرف کردم

674
00:39:45,770 --> 00:39:47,340
‫ولی جدی،

675
00:39:47,340 --> 00:39:50,200
‫تا کی می‌خوای اونو توی اون وضعیت بذاری؟

676
00:39:54,050 --> 00:39:55,360
<font color="#ffabbc">‫(خوش اومدی، خانم کیم گوانگ‌اوک)</font>

677
00:39:55,360 --> 00:39:56,560
<font color="#ffabbc">‫(ما بهت افتخار می‌کنیم که بیماری رو شکست دادی)</font>

678
00:39:56,560 --> 00:39:59,650
‫ای بابا، اینا دیگه چیه؟

679
00:39:59,650 --> 00:40:02,790
‫و اون؟ چه خجالت آوره

680
00:40:02,790 --> 00:40:05,800
‫داری چی میگی؟ این که چیزی نیست

681
00:40:05,800 --> 00:40:08,770
‫می‌خواستیم یه گروه موسیقی کامل بیاریم
‫ولی منصرف شدیم

682
00:40:08,770 --> 00:40:10,000
‫حتی شروعش هم نکن

683
00:40:10,000 --> 00:40:14,100
‫اون اصرار داشت یه چیزی
‫برای مرخص شدنت از بیمارستان بپزه

684
00:40:14,140 --> 00:40:16,160
‫مامان گی‌بوم این مهمونی رو ترتیب داده

685
00:40:16,160 --> 00:40:18,760
‫واقعاً؟ خیلی ممنونم

686
00:40:18,760 --> 00:40:20,690
‫خواهش می‌کنم بخور هیونگ نیم

687
00:40:20,690 --> 00:40:23,780
‫ بله، بله بیاین همه بخوریم-
‫بله-

688
00:40:23,780 --> 00:40:25,430
‫ببینیم

689
00:40:27,760 --> 00:40:29,540
‫خیلی خوشمزه‌ست خیلی لطیفه

690
00:40:29,540 --> 00:40:31,120
‫حتی بوش هم عالیه

691
00:40:31,120 --> 00:40:32,300
‫درسته؟

692
00:40:32,300 --> 00:40:35,550
‫چطور توی همچین موقعیت شادی
‫مشروب نیست؟

693
00:40:35,550 --> 00:40:38,400
‫هی، داری چیکار می‌کنی؟ برو یکم نوشیدنی بیار

694
00:40:38,400 --> 00:40:40,990
‫نشنیدی؟ مشروب اینجا ممنوعه

695
00:40:40,990 --> 00:40:43,790
‫چی؟ این مثل یه ارابه بدون چرخ می‌مونه

696
00:40:43,790 --> 00:40:46,340
‫چطور میشه تو یه مهمونی شادی
‫مثل این مشروب رو ممنوع کرد؟

697
00:40:46,340 --> 00:40:49,040
‫دهنت رو ببند قبل از اینکه بدوزمش

698
00:40:49,040 --> 00:40:51,090
‫ما اینجا جمع شدیم که
 سلامتی هیونگ‌نیم رو جشن بگیریم

699
00:40:51,090 --> 00:40:52,320
‫چطور جرأت می‌کنی در مورد مشروب غر بزنی؟

700
00:40:52,320 --> 00:40:53,890
‫منم موافقم

701
00:40:53,890 --> 00:40:56,320
‫تو هم باید ترک کنی، طبق چیزی که توی بیمارستان دیدم،

702
00:40:56,320 --> 00:40:59,540
‫مشروب ریشه همه بیماری‌هاست

703
00:40:59,540 --> 00:41:01,180
‫همه آسیب‌ها و دردها

704
00:41:01,180 --> 00:41:02,520
‫مشروب پشت همه ایناست

705
00:41:02,520 --> 00:41:06,450
‫اگه می‌خوای عمر طولانی داشته باشی، مشروب رو ترک کن

706
00:41:06,450 --> 00:41:08,760
‫ولی پس چرا هیونگ‌نیم مریض شد؟

707
00:41:08,760 --> 00:41:10,440
‫وقتی اصلاً مشروب نمی‌خوره؟

708
00:41:10,440 --> 00:41:12,630
‫ چی؟-
‫اصلاً منطقی نیست-

709
00:41:12,630 --> 00:41:15,020
‫هیونگ‌نیم، می‌دونی چیه؟

710
00:41:15,020 --> 00:41:18,130
‫یه تعمیم شتاب‌زده‌ست

711
00:41:18,130 --> 00:41:19,990
‫وای

712
00:41:19,990 --> 00:41:22,500
‫تو وقتی من توی بیمارستان بودم باهوش شدی

713
00:41:22,500 --> 00:41:25,390
رفتی دانشگاه یا چیزی؟-
‫من همیشه باهوش بودم-

714
00:41:25,390 --> 00:41:30,040
‫و از چیزی که من می‌تونم بگم،
‫اون از استرس مریض شد

715
00:41:30,040 --> 00:41:30,950
‫چی گفتی؟

716
00:41:30,950 --> 00:41:34,040
‫تو و بچه‌ها حسابی بهش استرس وارد کردین

717
00:41:34,040 --> 00:41:36,650
‫اون استرس تبدیل به بیماری شد

718
00:41:36,650 --> 00:41:38,910
‫به خاطر همینه که من نمی‌تونم مشروب رو ترک کنم

719
00:41:38,910 --> 00:41:40,850
‫مشروب استرس رو کم می‌کنه

720
00:41:40,850 --> 00:41:43,370
‫و سلامتی منو بهتر می‌کنه

721
00:41:43,370 --> 00:41:44,840
!‫عجب

722
00:41:44,840 --> 00:41:47,290
‫چرا این کارو کردی؟-
فکر می‌کنی چرا؟-

723
00:41:47,290 --> 00:41:49,250
!‫تو استرس منی

724
00:41:49,250 --> 00:41:50,850
!‫ریشه‌ی همه‌ی بیماری‌های منی

725
00:41:50,850 --> 00:41:52,870
‫خفه شو و بخور

726
00:41:52,870 --> 00:41:54,500
‫من چطوری بخورم اگه دهنم رو ببندم؟

727
00:41:54,500 --> 00:41:55,790
‫خفه شو

728
00:41:55,790 --> 00:41:57,460
‫کاری که زنت میگه رو انجام بده

729
00:41:57,460 --> 00:41:59,970
‫از الان به بعد، به حرفش گوش کن، وگرنه ساکت نمیشینم

730
00:41:59,970 --> 00:42:01,240
‫فهمیدی؟

731
00:42:01,240 --> 00:42:04,220
‫صبر کن، چـ‌ چرا اینو به منم میگی؟

732
00:42:04,220 --> 00:42:05,700
‫جدی میگی

733
00:42:05,700 --> 00:42:07,900
‫سون‌هوا کجاست؟

734
00:42:07,900 --> 00:42:10,690
‫ای بابا، بهش گفتم به موقع بیاد

735
00:42:10,690 --> 00:42:12,390
‫ببخشید که دیر کردیم

736
00:42:12,390 --> 00:42:13,610
‫سلام

737
00:42:13,610 --> 00:42:14,920
‫بیاین داخل

738
00:42:14,920 --> 00:42:16,620
‫خانم، حالتون بهتره؟

739
00:42:16,620 --> 00:42:18,670
‫ببخشید که بعد از مرخص شدنتون
‫نیومدیم ببینیمتون

740
00:42:18,670 --> 00:42:20,010
‫سفر برگشت به بوچون خوب بود؟

741
00:42:20,010 --> 00:42:21,890
‫آره خوب بود

742
00:42:21,890 --> 00:42:24,560
‫چطور تنهایی اینجایی؟ سون‌هوا کجاست؟

743
00:42:26,570 --> 00:42:29,610
‫اون یه قرار قبلی داشت
‫گفت جداگونه میاد زیارتتون

744
00:42:29,610 --> 00:42:31,760
‫عجیبه

745
00:42:31,760 --> 00:42:34,070
‫اون هیچ چیزی که مربوط 
به شما باشه رو از دست نمیده

746
00:42:34,070 --> 00:42:37,990
‫سون‌هوا شما رو به مادرشوهر خودش ترجیح میده

747
00:42:37,990 --> 00:42:39,450
‫بیخیال

748
00:42:39,450 --> 00:42:42,300
‫من فقط دارم میگم

749
00:42:42,300 --> 00:42:44,500
‫اون همه چیزو ول می‌کنه 
و با پای برهنه میدوئه میاد

750
00:42:44,500 --> 00:42:46,450
‫ولی اینجا نیست

751
00:42:46,450 --> 00:42:49,320
‫بسه دیگه شاید نخواد تو رو ببینه

752
00:42:49,320 --> 00:42:50,950
‫چی؟

753
00:42:50,950 --> 00:42:52,950
‫کافیه دیگه نگران نباش

754
00:42:52,950 --> 00:42:55,460
‫بخور، بخور، بخور

755
00:42:55,460 --> 00:42:57,120
‫خیلی عجیبه

756
00:42:57,120 --> 00:42:59,110
‫بیخیال شو

757
00:43:00,110 --> 00:43:02,230
‫بله، مامان جونگ‌اون

758
00:43:02,230 --> 00:43:04,000
‫همیشه ممنونم

759
00:43:04,000 --> 00:43:06,890
‫که اجازه میدین ووری و نارا 
توی خونه شما بازی کنن

760
00:43:06,890 --> 00:43:10,570
‫نه، من بهشون شام توی خونه میدم

761
00:43:10,570 --> 00:43:12,670
‫زود میام دنبالشون

762
00:43:12,670 --> 00:43:14,220
‫بله

763
00:43:21,700 --> 00:43:23,620
‫شنیدم

764
00:43:23,620 --> 00:43:25,390
‫متأسفم، نونا

765
00:43:26,230 --> 00:43:28,000
‫منم نمی‌تونم خودم رو ببخشم

766
00:43:28,000 --> 00:43:32,300
‫من از آدمایی مست که هوش از سرشون میپره
‫ و جنجال به پا می‌کنن متنفرم

767
00:43:32,300 --> 00:43:34,420
‫و من تبدیل به اون آدم شدم

768
00:43:36,120 --> 00:43:38,150
‫نمی‌دونم دیگه چطوری می‌تونم باهات روبرو شم

769
00:43:38,150 --> 00:43:39,980
‫من لیاقتش رو ندارم

770
00:43:41,880 --> 00:43:43,960
‫ کاملاً بیخیال میشم

771
00:43:45,560 --> 00:43:47,880
‫باشه فکر خوبیه

772
00:43:47,880 --> 00:43:50,040
‫ولی بذار یه خواهشی ازت بکنم

773
00:43:52,700 --> 00:43:57,000
‫امیدوارم بتونی خواهرم رو درک کنی

774
00:43:57,030 --> 00:43:58,420
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی

775
00:43:58,420 --> 00:44:02,790
‫وقتی پای هر چیزی که مربوط به من باشه وسط بیاد،
‫اون خیلی جدی میشه

776
00:44:02,790 --> 00:44:06,530
‫تو نیازی نیست منو ببخشی
‫چون من باعث همه اینا شدم

777
00:44:07,470 --> 00:44:09,490
‫ولی امیدوارم خواهرم رو ببخشی

778
00:44:09,490 --> 00:44:11,770
‫و دوباره مثل قبل بشین

779
00:44:12,920 --> 00:44:15,770
‫چیزی برای بخشیدن وجود نداره

780
00:44:15,770 --> 00:44:17,340
‫همه اینا تقصیر منه

781
00:44:17,340 --> 00:44:19,040
‫نه،

782
00:44:19,040 --> 00:44:21,470
‫همه اینا تقصیر منه

783
00:44:21,500 --> 00:44:27,290
‫پدر و مادرت تنها کسایی هستن
‫که خواهرم توی این دنیا داره بهشون تکیه کنه

784
00:44:27,290 --> 00:44:30,900
‫و تو تنها دوستی هستی که اون
‫احساسات واقعیش رو باهاش در میون می‌ذاره

785
00:44:30,900 --> 00:44:33,430
‫نگرانم که خیلی تنها بشه

786
00:44:33,430 --> 00:44:35,800
‫اگه از هم دور شین

787
00:44:36,810 --> 00:44:38,640
‫متأسفم که اینو ازت می‌خوام،

788
00:44:38,640 --> 00:44:40,540
‫ولی خواهش می‌کنم

789
00:45:06,560 --> 00:45:09,020
‫اون کلاب متخصصان رستوران
‫که اون روز گفتم

790
00:45:09,020 --> 00:45:11,770
‫امروز توی سئول قرار داریم

791
00:45:15,690 --> 00:45:16,850
<font color="#ffabbc">‫(کلاب متخصصان رستوران)</font>

792
00:45:20,180 --> 00:45:21,340
‫این چیه؟

793
00:45:21,340 --> 00:45:23,330
<font color="#ffabbc">‫(کلاب متخصصان رستوران
‫از اول اکتبر ۲۰۲۳ تعطیل شده)</font>

794
00:45:25,530 --> 00:45:27,200
‫همچین کلابی هم هست؟
<font color="#ffabbc">‫(چیدمان میز جایزه هنری بکسانگ)</font>

795
00:45:27,200 --> 00:45:30,290
…‫بله، پذیرایی از کسی با چیدمان هنرمندانه میز

796
00:45:30,290 --> 00:45:32,020
‫لذت زیادی به همراه داره

797
00:45:32,020 --> 00:45:33,200
<font color="#ffabbc">‫(چیدمان میز جایزه هنری بکسانگ)</font>

798
00:45:35,970 --> 00:45:37,600
<font color="#ffabbc">‫(در حال حاضر غیرفعال)</font>

799
00:45:37,600 --> 00:45:39,270
‫زوج لئوناردو تی کوپل-یو؟

800
00:45:39,270 --> 00:45:41,810
‫من با هر بخیه به فکر شما دو تا بودم

801
00:45:41,810 --> 00:45:45,060
‫این منو خیلی خوشحال کرد

802
00:45:45,060 --> 00:45:46,780
<font color="#ffabbc">‫(مهم: کلاب برای همیشه تعطیل شد)</font>

803
00:45:46,780 --> 00:45:48,850
‫نگاه کردن به زمین از بالا

804
00:45:48,850 --> 00:45:51,550
‫باعث میشه خیلی خوشحال بشم

805
00:45:52,570 --> 00:45:54,790
‫من یه رزمی‌کارم

806
00:45:54,790 --> 00:45:57,230
‫من عضو گروه‌های زیادی هستم

807
00:45:57,230 --> 00:45:58,310
<font color="#ffabbc">‫(این کافه در حال حاضر غیرفعاله)</font>

808
00:45:58,310 --> 00:45:59,330
<font color="#ffabbc">‫(مهم: کلاب برای همیشه تعطیل شد)</font>

809
00:45:59,330 --> 00:46:00,480
<font color="#ffabbc">‫(تعطیل شد)</font>

810
00:46:10,340 --> 00:46:12,180
‫من تازه رسیدم

811
00:46:12,180 --> 00:46:13,590
‫ببخشید که دیر کردم

812
00:46:13,590 --> 00:46:15,860
‫نه، اشکالی نداره

813
00:46:20,400 --> 00:46:24,120
…‫راستی، خانم بک

814
00:46:24,120 --> 00:46:26,940
‫من یکم پیش توی ترمینال دیدمش

815
00:46:30,260 --> 00:46:32,790
‫آره، حس می‌کنم خیلی هوام رو داره

816
00:46:32,790 --> 00:46:35,880
‫چون یه آدم فوق‌العاده مثل
‫خانم بک کنارمه

817
00:46:41,110 --> 00:46:44,510
‫یکم بخواب، شب بخیر

818
00:46:49,580 --> 00:46:53,470
‫راستی، هنوز خبری از پدرت نشده؟

819
00:46:53,470 --> 00:46:54,630
‫نه

820
00:46:54,630 --> 00:46:56,250
‫خیلی بده

821
00:46:57,210 --> 00:46:58,820
<font color="#ffabbc">‫(هی‌می)</font>

822
00:47:00,030 --> 00:47:01,860
<font color="#ffabbc">‫(هی‌می)</font>

823
00:47:01,860 --> 00:47:04,480
<font color="#ffabbc">‫(سرپرستار بک هی‌می)</font>

824
00:47:05,910 --> 00:47:07,930
‫اوه میونگ‌هی؟

825
00:47:07,930 --> 00:47:09,600
‫مطمئن نیستم

826
00:47:10,800 --> 00:47:13,210
‫به گوشم آشنا نیست

827
00:47:15,460 --> 00:47:16,850
‫نه

828
00:47:17,850 --> 00:47:20,500
‫اون دروغگو نیست

829
00:47:23,800 --> 00:47:25,600
<font color="#ffabbc">‫(سرپرستار بک هی‌می)</font>

830
00:47:26,470 --> 00:47:29,060
<font color="#ffabbc">‫(بیمارستان دانشگاه سویون)</font>

831
00:47:35,590 --> 00:47:38,090
‫بعد از چکاپ بهم زنگ بزن

832
00:47:38,090 --> 00:47:39,380
‫تازه تموم کردم

833
00:47:39,380 --> 00:47:41,040
‫هیچ عوارضی از عمل وجود نداره،

834
00:47:41,040 --> 00:47:44,080
‫و بابت مراقبت از خودم بهم تبریک گفتن

835
00:47:50,380 --> 00:47:51,800
…‫فکر می‌کنی هان گوم‌جو

836
00:47:51,800 --> 00:47:54,140
‫می‌دونه چه اتفاقی افتاده و 
هنوز داره دکتر سو رو می‌بینه؟

837
00:47:54,140 --> 00:47:57,150
‫امکان نداره، یه نفر به خاطر اون یارو مرده

838
00:47:57,150 --> 00:47:58,940
‫اگه می‌دونست، کاملاً ازش زده میشد، درسته؟

839
00:47:58,940 --> 00:48:01,100
‫درسته ولی شنیدی؟

840
00:48:01,100 --> 00:48:04,240
‫سرپرستار بک هی‌می داره با دکتر سو کار می‌کنه

841
00:48:04,300 --> 00:48:09,800
‫می‌دونم آخه چطور ممکنه
‫اون از اون مرد مراقبت کنه؟

842
00:48:13,640 --> 00:48:15,250
‫یکم بخورین-
‫ ببخشید؟-

843
00:48:15,250 --> 00:48:16,460
‫گفتم بخورین

844
00:48:16,460 --> 00:48:17,700
‫همیشه یه جوری به نظر میاین
که انگار حوصله‌اتون سر رفته

845
00:48:17,700 --> 00:48:20,000
‫همیشه دارین غیبت کسایی که اینجا نیستن رو می‌کنین

846
00:48:20,000 --> 00:48:23,510
‫اینکه بگیم یه نفر به خاطر یی‌جون مرده منطقی نیست

847
00:48:23,510 --> 00:48:26,120
‫چطور تقصیر یی‌جونه؟

848
00:48:28,870 --> 00:48:32,610
‫انقدر بی‌احتیاط در مورد بقیه حرف نزنین، فهمیدین؟

849
00:48:42,780 --> 00:48:45,820
‫پس تو در مورد اون حادثه می‌دونستی؟

850
00:48:47,570 --> 00:48:50,500
‫یی‌جون تصمیم اشتباهی نگرفت

851
00:48:51,420 --> 00:48:53,070
‫با توجه به وضعیت پدرش توی اون زمان،

852
00:48:53,070 --> 00:48:56,090
‫هر دکتری مرخصش می‌کرد

853
00:48:58,800 --> 00:49:03,800
‫قلبم به درد میاد که اون هنوز خودش رو سرزنش می‌کنه

854
00:49:05,590 --> 00:49:08,760
‫خوشحالم که تو کنارشی، گوم‌جو

855
00:49:08,800 --> 00:49:13,500
‫فکر می‌کردم خانم بک تنها کسیه که 
اون می‌تونه بهش تکیه کنه

856
00:49:16,060 --> 00:49:20,100
‫راستی خانم بک

857
00:49:20,100 --> 00:49:22,330
‫چطور آدمیه؟

858
00:49:24,900 --> 00:49:27,210
‫اون و یی‌جون با هم صمیمی‌ان،

859
00:49:27,210 --> 00:49:30,110
…‫ولی من همیشه یه کم حس می‌کنم

860
00:49:30,110 --> 00:49:32,240
‫ازش دورم

861
00:49:32,240 --> 00:49:33,780
‫منطقیه

862
00:49:33,780 --> 00:49:35,310
‫اون با همه مهربونه

863
00:49:35,310 --> 00:49:38,710
‫ولی راحت صمیمی نمیشه

864
00:49:38,710 --> 00:49:40,210
‫حتی اینجا توی بیمارستان،

865
00:49:40,210 --> 00:49:42,500
‫اون فقط با یه عده محدودی صمیمی بود

866
00:49:42,500 --> 00:49:46,030
‫دکتر سو و مرحوم پرستار جونگ جزو اون عده بودن

867
00:49:46,030 --> 00:49:47,560
‫پرستار جونگ؟

868
00:49:47,560 --> 00:49:51,440
‫آره، اون تنها دانشجوی سال پایینی‌اش
‫اینجا از یه دانشگاه بود

869
00:49:51,440 --> 00:49:55,530
‫وقتی اون منتقل شد اینجا بهش کمک کرد جا بیفته

870
00:49:57,220 --> 00:50:00,230
‫خانم بک باید خیلی ازش ممنون بوده باشه

871
00:50:00,230 --> 00:50:03,360
‫اون به همون اندازه که به یی‌جون
 اهمیت میداد به اونم اهمیت می‌داد

872
00:50:03,360 --> 00:50:07,460
‫ولی حتی اگه با هم صمیمی بودن،

873
00:50:07,460 --> 00:50:10,650
‫بعد از اتفاقی که افتاد، فکر می‌کردی
‫اون دکتر سو رو مقصر بدونه

874
00:50:10,650 --> 00:50:14,340
‫و مثل بقیه باهاش قطع رابطه کنه

875
00:50:14,400 --> 00:50:18,520
‫خیلی عجیبه که اون تا بوچون رفت
‫که ازش مراقبت کنه

876
00:50:19,590 --> 00:50:21,860
…‫اون باید از

877
00:50:21,860 --> 00:50:25,960
‫حتی نگاه کردن به یی‌جون هم متنفر بوده باشه
‫اگه به یاد مرحوم پرستار جونگ می‌افتاد

878
00:50:25,960 --> 00:50:28,390
‫ظاهراً، اون حس خیلی بدی داشته

879
00:50:29,350 --> 00:50:31,390
…‫قرار بود اون

880
00:50:31,390 --> 00:50:34,580
‫روز حادثه سر کار باشه،
‫ولی شیفتش رو عوض کرد

881
00:50:34,580 --> 00:50:36,830
‫با پرستار جونگ

882
00:50:36,830 --> 00:50:38,340
‫چی؟

883
00:50:49,130 --> 00:50:51,410
<font color="#ffabbc">‫(بیمارستان دانشگاه سویون:
‫دلسوزترین کادر درمان)</font>

884
00:50:53,900 --> 00:50:56,280
‫اون خیلی بهش اهمیت میداد
<font color="#ffabbc">‫(۲۰۲۱: بک هی‌می / جونگ سون‌می)</font>

885
00:50:56,280 --> 00:50:58,090
…‫اون باید از

886
00:50:58,090 --> 00:51:01,390
‫حتی نگاه کردن به یی‌جون هم متنفر بوده باشه
‫اگه به یاد مرحوم پرستار جونگ می‌افتاد

887
00:51:01,390 --> 00:51:03,840
‫ظاهراً، اون حس خیلی بدی داشته

888
00:51:06,020 --> 00:51:07,820
<font color="#ffabbc">‫(بک هی‌می / جونگ سون‌می)</font>

889
00:51:07,820 --> 00:51:09,030
‫اون بک هی‌میه

890
00:51:09,030 --> 00:51:11,540
‫صاحب اصلی خونه سالمندان جونگ‌جیک

891
00:51:11,540 --> 00:51:12,730
‫چی؟

892
00:51:13,700 --> 00:51:15,680
…‫کارآگاه، شما چی

893
00:51:15,680 --> 00:51:18,640
‫ما طبق درخواست شما در مورد
 خونه سالمندان جونگ‌جیک تحقیق کردیم

894
00:51:18,640 --> 00:51:20,950
‫اون متعلق به بنیاد بک‌هوئه

895
00:51:20,950 --> 00:51:23,250
…‫به تازگی، به

896
00:51:23,250 --> 00:51:25,680
‫تنها دخترشون، بک هی‌می، واگذار شده

897
00:51:25,680 --> 00:51:27,790
‫خودت چک کن

898
00:51:34,540 --> 00:51:36,430
<font color="#ffabbc">‫(اطلاعات کامل ثبت)</font>

899
00:51:36,430 --> 00:51:38,350
<font color="#ffabbc">‫(بنیاد بک‌هو / مدیرعامل: بک هی‌می)</font>

900
00:51:41,380 --> 00:51:44,900
<font color="#ffabbc">‫(مدیرعامل: بک هی‌می از ۱۷ مه ۲۰۲۲)</font>

901
00:51:47,810 --> 00:51:51,830
<font color="#ffabbc">‫(مدیر: اوه میونگ‌هی از ۲۱ اکتبر ۲۰۲۳)</font>

902
00:52:08,370 --> 00:52:11,640
‫کاش همیشه اینجوری آروم می‌خوابید

903
00:52:33,130 --> 00:52:38,650
<font color="#ffabbc">‫(خانه سالمندان جونگ‌جیک)</font>

904
00:52:43,130 --> 00:52:45,510
‫الو؟ بله، دکتر

905
00:52:45,510 --> 00:52:48,210
‫کجایی؟ باید باهات حرف بزنم

906
00:52:48,210 --> 00:52:49,440
‫ببخشید

907
00:52:49,440 --> 00:52:52,810
‫من الان سئولم، جلسه کلابم

908
00:53:16,980 --> 00:53:18,760
‫چرا؟

909
00:53:18,760 --> 00:53:21,360
‫چرا به من دروغ گفتی؟

910
00:53:21,360 --> 00:53:24,140
‫داری چی رو پنهون می‌کنی؟

911
00:53:24,140 --> 00:53:25,610
…‫نکنه

912
00:53:26,440 --> 00:53:28,900
‫پدرم اینجاست؟

913
00:53:30,900 --> 00:53:32,510
‫هست؟

914
00:53:37,740 --> 00:53:39,520
‫حرومزاده

915
00:53:39,520 --> 00:53:42,050
‫پس بالاخره با خفت برگشتی

916
00:53:44,280 --> 00:53:45,330
‫بمیر

917
00:53:45,330 --> 00:53:47,510
‫بمیر، حرومزاده

918
00:53:48,530 --> 00:53:51,580
‫ بمیر-
‫!خواهش می‌کنم، بس کن-

919
00:53:51,580 --> 00:53:54,250
‫چرا داری این کار رو با من می‌کنی؟

920
00:53:54,250 --> 00:53:56,950
‫چرا باید تا این حد پیش بری؟

921
00:53:56,950 --> 00:53:58,990
…شکنجه کردنت

922
00:53:58,990 --> 00:54:01,580
…‫و کشتنت

923
00:54:01,580 --> 00:54:05,080
‫بزرگترین انتقامیه که می‌تونم ازش بگیرم

924
00:54:06,620 --> 00:54:08,600
‫داری چی میگی؟

925
00:54:13,910 --> 00:54:15,210
‫بمیر

926
00:54:15,210 --> 00:54:16,680
‫بمیر

927
00:54:31,880 --> 00:54:33,640
…‫خانم بک

928
00:54:44,050 --> 00:54:46,070
‫حرومزاده

929
00:54:52,110 --> 00:54:54,010
‫خانم بک

930
00:54:58,450 --> 00:54:59,960
…‫ما چی

931
00:55:00,950 --> 00:55:03,570
‫پیشم بمون

932
00:55:03,570 --> 00:55:05,220
‫خانم بک

933
00:55:10,680 --> 00:55:12,570
‫بله

934
00:55:17,690 --> 00:55:21,440
‫پسرت امروز اومد اینجا

935
00:55:23,660 --> 00:55:25,720
‫چه حیف

936
00:55:26,980 --> 00:55:30,580
‫می‌تونستم جلوی چشم‌هاش بکشمت

937
00:55:32,490 --> 00:55:35,090
‫اگه توی این وضعیت نبودی

938
00:55:42,650 --> 00:55:45,810
‫ولی اون هیچوقت اتفاق نمیفته

939
00:55:46,770 --> 00:55:49,870
‫تو همین‌جا می‌میری، فهمیدی؟

940
00:55:50,870 --> 00:55:53,040
…‫هیچ کاری نیست که نکنم

941
00:55:53,040 --> 00:55:55,490
…‫هیچ کاری نیست که ازم بر نیاد

942
00:55:56,450 --> 00:55:59,580
‫برای پسرم، سو یی‌جون

943
00:56:14,440 --> 00:56:16,170
‫خانم بک

944
00:56:16,170 --> 00:56:18,030
‫خانم بک

945
00:56:30,440 --> 00:56:32,330
‫خانم بک

946
00:56:32,330 --> 00:56:34,410
‫خانم بک

947
00:56:36,050 --> 00:56:37,810
‫خواهش می‌کنم بیدار شید

948
00:56:37,810 --> 00:56:39,510
‫خواهش می‌کنم

949
00:56:44,890 --> 00:56:47,570
…وای اینا
<b><font color="#ffabbc">✨ بخش ویژه ✨</font></b>

950
00:56:47,570 --> 00:56:50,410
‫اینا عکس‌های فارغ‌التحصیلی ماست

951
00:56:54,400 --> 00:56:58,550
<font color="#ffabbc">‫(تبریک به بیست و چهارمین
‫دوره فارغ‌التحصیلان دبیرستان بوچون)</font>

952
00:56:58,550 --> 00:57:00,790
‫این یکی قشنگه

953
00:57:00,790 --> 00:57:02,540
‫همه‌شون ۱۰,۰۰۰ وون هستن

954
00:57:03,470 --> 00:57:06,250
‫بیاین یه دونه دیگه برای یی‌جون انتخاب کنیم

955
00:57:06,250 --> 00:57:07,940
‫این یکی برای یی‌جون چطوره؟

956
00:57:07,940 --> 00:57:09,620
‫این یکی؟-
‫این یکی هم قشنگه-

957
00:57:09,620 --> 00:57:10,720
‫برو پولش رو بده

958
00:57:10,720 --> 00:57:12,230
‫من؟

959
00:57:14,480 --> 00:57:15,880
آقا-
بله؟-

960
00:57:15,880 --> 00:57:17,070
‫این دو تا، لطفاً

961
00:57:17,070 --> 00:57:19,640
‫اشکالی نداره پولشون از قبل پرداخت شده

962
00:57:20,650 --> 00:57:22,220
اینا؟-
بله-

963
00:57:22,220 --> 00:57:23,520
‫کی پرداخت کرده؟

964
00:57:23,520 --> 00:57:27,620
‫اون خانومه اونجا با پالتو قرمز
‫از قبل پولشون رو داده

965
00:57:27,620 --> 00:57:29,190
‫واقعاً؟-
‫بله-

966
00:57:29,190 --> 00:57:31,620
‫یک، دو، سه

967
00:57:31,620 --> 00:57:34,800
‫ دوباره، دوباره یک، دو، سه-
‫ لبخند بزن، لبخند بزن-

968
00:57:36,230 --> 00:57:38,040
‫چطوره؟ بذار ببینم

969
00:57:38,040 --> 00:57:39,760
‫خوب شد

970
00:57:43,930 --> 00:57:46,200
‫خوب به نظر میاد، درسته؟

971
00:57:47,120 --> 00:57:48,940
‫خوب به نظر میاد، درسته؟

972
00:57:49,870 --> 00:57:52,020
‫یه دونه دیگه بگیریم؟

973
00:57:53,730 --> 00:57:55,980
‫بیاین عکس گرفتن رو تموم کنیم و بریم

974
00:57:57,000 --> 00:57:58,800
‫بیاین بریم غذا بخوریم

975
00:57:58,820 --> 00:58:00,760
‫میشه یه عکس عمودی هم بگیرم؟

976
00:58:32,590 --> 00:58:38,900
<font color="#ff8487">‫♫ وقتی زندگی خسته‌کننده میشه ♫</font>

977
00:58:38,900 --> 00:58:45,930
<font color="#ff8487">‫♫ وقتی می‌خوای به کسی تکیه کنی ♫</font>

978
00:58:45,930 --> 00:58:52,270
<font color="#ff8487">‫♫ توی اون لحظه‌ها به من فکر کن ♫</font>

979
00:58:52,270 --> 00:58:58,430
<font color="#ff8487">‫♫ من بدون هیچ سوالی کنارت خواهم بود ♫</font>

980
00:58:58,430 --> 00:59:01,800
<b><font color="#ff6f5a">::::::::شـانـس دوبـاره بـرای عـشـق)

981
00:59:01,800 --> 00:59:04,210
‫کاش می‌تونستم کنارت باشم،

982
00:59:04,210 --> 00:59:08,120
‫فکر می‌کردم هیچوقت مجبور نمیشی
‫بفهمی من واقعاً کی هستم

983
00:59:08,120 --> 00:59:09,910
‫همه اینا تقصیر منه

984
00:59:09,910 --> 00:59:11,630
‫اون باید خیلی عصبی باشه

985
00:59:11,630 --> 00:59:14,200
‫پدرش، منبع تمام بدی‌ها،
‫هنوز پیدا نشده

986
00:59:14,200 --> 00:59:16,470
‫اون ممکنه کجا باشه؟

987
00:59:16,470 --> 00:59:17,960
‫باید سریع پیداش کنیم

988
00:59:17,960 --> 00:59:20,550
‫فقط اون موقع یی‌جون احساس آرامش می‌کنه

989
00:59:20,550 --> 00:59:21,680
‫متأسفم

990
00:59:21,680 --> 00:59:24,080
‫نگران بودم تو هم در خطر باشی

991
00:59:24,080 --> 00:59:26,070
‫نگرانت بودم

992
00:59:26,070 --> 00:59:29,700
‫دیگه نمی‌دونم چطوری با این موضوع کنار بیام

993
00:59:29,800 --> 00:59:50,290


