1
00:00:00,000 --> 00:00:19,000
<b><font color="#F08080">::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند ::::::::
::::@AirenTeam::::</font>

2
00:00:19,254 --> 00:00:21,487
<font color="#ff0000">‫(پارک جو هیون)</font>

3
00:00:25,409 --> 00:00:27,726
<font color="#ff0000">‫(پارک یونگ وو)</font>

4
00:00:30,290 --> 00:00:33,360
<font color="#ff0000">‫(کانگ هون)</font>

5
00:00:50,280 --> 00:00:55,044
<b><font color="#ff0000">:::::::::  آيـــ (شکارچی با تیغ جراحی) ـــرِن  ::::::::
::::@AirenTeam::::</font></b>

6
00:00:55,069 --> 00:00:57,045
‫(مکان‌ها، شرکت‌ها، شخصیت‌ها، سازمان‌ها،
‫پس‌زمینه، محیط، پرونده و غیره همگی ساختگی هستند)

7
00:00:57,081 --> 00:00:58,841
‫(بازیگران کودک و حیوان
‫تحت نظارت سرپرستان و کارشناسان فیلمبرداری شده‌اند)

8
00:00:59,464 --> 00:01:04,093
‫من مظنون اصلی
‫پرونده قتل‌های زنجیره‌ای یونگ‌چون هستم...

9
00:01:04,424 --> 00:01:07,486
‫...و همچنین کسی که عامل اصلی شش پرونده مثله کردن ...

10
00:01:08,784 --> 00:01:12,940
‫...که از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ اتفاق افتاده
‫و عین یه معما باقی مونده رو می‌شناسه

11
00:01:14,541 --> 00:01:17,139
‫من دختر یون جو کیونم

12
00:01:18,280 --> 00:01:22,865
‫بعدش من به مدت پنج سال از
‫پنج تا ده سالگی...

13
00:01:23,320 --> 00:01:28,080
‫دستیاری شدم که جسد قربانی قتل،
‫یون جو کیون رو جمع و جور می‌کرد

14
00:01:30,192 --> 00:01:32,518
‫از بدو تولدم
‫که هیچوقت ثبت نشد...

15
00:01:32,680 --> 00:01:35,092
‫تا وقتی که با یون جو کیون
‫تو هاریونگ زندگی می‌کردم...

16
00:01:35,560 --> 00:01:40,100
‫هیچ تحصیل درستی نداشتم و فقط
‫تو واگن‌های باری یا کانکس‌ها زندگی می‌کردم

17
00:01:40,400 --> 00:01:44,052
جسدی که اون مثله کرده بود رو
تمیز می کردم و بخیه میزدم

18
00:01:44,200 --> 00:01:46,569
‫...و زندگی روزمره رو
‫به عنوان یه بچه طرد شده ادامه میدادم

19
00:01:46,840 --> 00:01:51,405
‫بعدش تو اون پنج سال، یون جو کیون
‫پنج مورد مثله کردن انجام داد...

20
00:01:51,680 --> 00:01:55,920
‫...که شامل پرونده مثله کردن
‫بندر چونگون سپتامبر ۱۹۹۹ نمیشه

21
00:01:56,006 --> 00:01:59,170
‫اون مجرم پرونده‌ی تخلیه
‫زباله‌های شهر آنچون، سپتامبر ۲۰۰۰ئه...

22
00:01:59,258 --> 00:02:03,120
‫...پرونده‌ی پارک تفریحی ببر سفید،
‫هه‌ریونگ در فوریه ۲۰۰۱...

23
00:02:03,584 --> 00:02:07,200
‫...پرونده‌ی اسکله جزیره چون‌ها،
‫جین‌یانگ، در سپتامبر ۲۰۰۳...

24
00:02:07,781 --> 00:02:11,842
‫...پرونده‌ی کوه سورام نزدیک
‫شهر ته‌آن در فوریه ۲۰۰۴...

25
00:02:11,880 --> 00:02:16,120
‫...و پرونده‌ی دره‌ی اونسو
‫شهر هامیونگ در فوریه ۲۰۰۴

26
00:02:16,720 --> 00:02:19,720
‫اینا پنج پرونده هستن که نتیجه‌ی کارای اونه

27
00:02:20,163 --> 00:02:25,655
‫اون یه سری قتل‌های حل نشده
‫دیگه هم انجام داده...

28
00:02:25,992 --> 00:02:29,998
‫...و هفت تا جسد رو هم تو
‫بزرگراه سوهه‌آن انداخته

29
00:02:30,171 --> 00:02:32,880
‫اشتیاقم برای دستگیری
‫فوری یون جو کیون...

30
00:02:33,521 --> 00:02:38,760
‫...باعث شد اون گزارش رو جعل کنم
‫که یه پزشک قانونی نباید انجامش بده

31
00:02:39,760 --> 00:02:45,672
همینم باعث اون حادثه برای بازپرس مسئول پرونده شد

32
00:02:46,160 --> 00:02:47,648
‫از جانب خودم...

33
00:02:48,484 --> 00:02:53,840
‫... از تیم تحقیق و
‫بقیه قربانی ها عذرخواهی می‌کنم

34
00:03:08,848 --> 00:03:09,920
در آخر

35
00:03:11,841 --> 00:03:14,920
‫یه دختری هست
‫که یون جو کیون اسیرش کرده

36
00:03:15,640 --> 00:03:20,160
‫قدش حتی به شونه‌هام هم نمیرسه
‫و اسم سه‌اون رو استفاده می‌کنه

37
00:03:20,560 --> 00:03:22,570
‫سن دقیقش معلوم نیست

38
00:03:23,120 --> 00:03:24,890
‫ولی تخمین زده میشه ده سالش باشه

39
00:03:27,560 --> 00:03:28,508
‫اون بچه...

40
00:03:29,072 --> 00:03:32,200
‫...باید نجات داده بشه

41
00:03:33,440 --> 00:03:37,800
‫درست مثل من تو اون زمان،
‫اون هیچوقت مدرسه نرفته...

42
00:03:38,087 --> 00:03:39,789
‫...و نمیدونه دوست چیه

43
00:03:41,446 --> 00:03:43,039
‫فقط یه چیزو میدونه...

44
00:03:47,888 --> 00:03:48,721
اونی

45
00:03:51,120 --> 00:03:54,906
‫پدرش یه قاتله،
‫این تمام زندگی اونه

46
00:03:55,742 --> 00:03:56,982
‫لطفاً کمک کنید

47
00:03:58,166 --> 00:04:03,055
‫اگه کسی یه دختر با
‫موهای ژولیده دید که سوار یه کامیون اتاق‌دار سفیده...

48
00:04:06,360 --> 00:04:07,922
‫...لطفاً فوراً گزارش بدید

49
00:05:05,283 --> 00:05:09,963
<b><font color="#ff0000">:::::::::  آيـــ(شکارچی با تیغ جراحی)ـــرِن  ::::::::
::::@AirenTeam::::</font>

50
00:05:10,200 --> 00:05:11,533
واقعا خداروشکر

51
00:05:11,577 --> 00:05:12,287
<b><font color="#ff0000">:::::::::  آيـــ (قسمت چهاردهم) ـــرِن  ::::::::
::::@AirenTeam::::</font></b>

52
00:05:12,311 --> 00:05:15,820
‫می‌ترسیدم دیگه نتونی
‫دوباره بهوش بیای، رئیس جونگ

53
00:05:15,920 --> 00:05:17,560
‫چانگ جین هم خیلی دستو پاشو گم کرده بود

54
00:05:18,160 --> 00:05:21,652
‫این اولین باره که
‫چانگ جین رو اینجوری می‌بینم

55
00:05:21,739 --> 00:05:26,546
‫دستاش می‌لرزید وقتی صدات می‌کرد،
‫"رئیس جونگ، رئیس جونگ"، اینجوری

56
00:05:26,640 --> 00:05:30,075
‫من کِی اینجوری شروع کردم به لرزیدن؟

57
00:05:30,160 --> 00:05:31,976
‫تو دیگه خیلی زیاده‌روی می‌کنی

58
00:05:32,001 --> 00:05:34,138
‫حتی گریه هم کردی، درسته؟

59
00:05:34,163 --> 00:05:34,996
‫عجب آدم عوضی‌ای هستی تو

60
00:05:36,372 --> 00:05:39,672
‫راستی، کنفرانس مطبوعاتی
‫دکتر سو رو دیدی؟

61
00:05:41,468 --> 00:05:42,120
‫آره

62
00:05:42,196 --> 00:05:46,724
‫ولی، به خاطر وجود یون جو کیون
‫هنوز تو این مقطع مشخص نیست که...

63
00:05:46,749 --> 00:05:50,133
‫...این لزوماً یه اعترافی باشه
‫که به نفع دکتر سوئه

64
00:05:50,800 --> 00:05:55,090
‫در واقع، این رو میشه به عنوان
‫یه مدرک محکم در نظر گرفت که اونا دارن توطئه می‌کنن

65
00:05:55,136 --> 00:05:55,881
‫درسته

66
00:05:55,952 --> 00:05:59,812
‫از اونجایی که اون قبلاً اعتراف کرده
‫که تو گذشته به جرمای یون جو کیون کمک کرده...

67
00:05:59,894 --> 00:06:02,531
‫...خیلی‌ها فکر می‌کنن
‫از اول دستشون تو یه کاسه بوده

68
00:06:02,720 --> 00:06:07,144
‫چی میشه اگه دزدیدن جو کیون یه
‫نمایش برای پرت کردن حواس‌ها بوده باشه؟

69
00:06:07,286 --> 00:06:10,078
‫نمیشه همچین احتمالی
‫رو نادیده گرفت

70
00:06:10,280 --> 00:06:13,541
‫باید از معتبر بودن
‫اعترافش مطمئن بشیم

71
00:06:13,569 --> 00:06:18,922
‫خیلی‌ها کامنت‌های ناجور گذاشتن که
‫می‌خواد با استفاده از بچه، ترحم بخره

72
00:06:19,062 --> 00:06:20,664
‫نخونشون

73
00:06:21,481 --> 00:06:24,321
‫اون بچه باید نجات داده بشه

74
00:06:24,642 --> 00:06:27,523
‫اگه یه دختر با موهای
‫درهم و برهم دیدید که سوار یه کامیون اتاق‌دار سفیده...

75
00:06:28,098 --> 00:06:32,039
‫لطفاً فوراً گزارش بدید

76
00:06:41,259 --> 00:06:42,125
‫ولی...

77
00:06:43,451 --> 00:06:47,320
‫اون درباره‌ی اون بچه جدی بود

78
00:06:49,482 --> 00:06:50,398
‫اون روز...

79
00:06:51,263 --> 00:06:55,765
‫دکتر سو محکم دست
‫اون بچه رو گرفته بود

80
00:07:14,085 --> 00:07:17,348
‫بابا، غذا حاضره

81
00:07:28,786 --> 00:07:31,605
‫آقای چوی کجا رفت؟
یعنی چیشده

82
00:07:32,403 --> 00:07:33,517
‫راست میگی

83
00:07:33,700 --> 00:07:37,092
‫خونه و رختشویی کاملاً خالی شده

84
00:07:37,117 --> 00:07:41,336
‫یه آدم مهربون و دلسوز بود، انقدر شوکه شدم که نتونستم برم خونه

85
00:07:41,455 --> 00:07:44,151
‫وا، تو دیگه چرا!

86
00:07:44,746 --> 00:07:46,715
‫اون که بعداً هم تنها میره خونه

87
00:07:46,845 --> 00:07:49,098
‫اون کسب و کارش رو هم تعطیل نکرد

88
00:07:50,440 --> 00:07:51,832
‫الان وقتش نیست

89
00:07:52,545 --> 00:07:55,238
‫هوا سرده و ممکنه
‫حالش بدتر بشه

90
00:07:55,920 --> 00:07:57,720
‫براش سوپ دم گاو درست می‌کنم

91
00:07:59,729 --> 00:08:01,559
‫وای خدا، صاحب این مغازه رو باش

92
00:08:02,108 --> 00:08:06,637
‫آقای چوی باید بدونه
‫که اون چقدر دلسوزه

93
00:08:06,760 --> 00:08:07,593
ای بابا

94
00:08:08,320 --> 00:08:09,295
‫خبر فوری

95
00:08:09,377 --> 00:08:13,241
‫سو سه هیون، مظنون قتل‌های زنجیره‌ای
‫یونگ‌چون اخیراً...

96
00:08:13,400 --> 00:08:15,785
‫تو یه کنفرانس مطبوعاتی
‫اعترافات تکان‌دهنده‌ای کرد...

97
00:08:15,810 --> 00:08:19,479
‫که باعث میشه پرونده‌ی قتل‌های
‫زنجیره‌ای وارد مرحله‌ی جدیدی بشه

98
00:08:19,960 --> 00:08:21,723
‫پلیس یون جو کیون رو...

99
00:08:21,751 --> 00:08:26,441
‫به عنوان همدست سو سه هیون
‫که مظنون این پرونده‌ست تعیین کرده...

100
00:08:26,488 --> 00:08:28,378
‫...و داره به طور عمومی دنبالش می‌گرده

101
00:08:28,831 --> 00:08:33,389
‫یون جو کیون به مدت ۲۰ سال هویتش رو جعل کرده
‫و به یه آدم دیگه تبدیل شده...

102
00:08:33,595 --> 00:08:39,436
‫...و طبق اطلاعات فعلی، یه رختشویی
‫تو یونگ‌چون به اسم چوی مین گوک باز کرده

103
00:08:39,492 --> 00:08:40,321
‫یون جو کیون...

104
00:08:40,392 --> 00:08:41,447
‫وای خدای من، رئیس!

105
00:08:41,559 --> 00:08:43,239
‫وای خدای من، رئیس؟

106
00:08:43,339 --> 00:08:44,073
‫ای بابا

107
00:08:44,098 --> 00:08:45,576
‫وای خدا، بیدار شو!

108
00:08:45,783 --> 00:08:46,616
‫رئیس ماتنا!

109
00:08:46,840 --> 00:08:48,340
‫وای خدا، چرا اینجوری شد؟

110
00:08:48,418 --> 00:08:49,251
‫رئیس ماتنا!

111
00:08:49,440 --> 00:08:51,241
‫کارت که تموم شد، سریع بیا اینجا

112
00:08:51,373 --> 00:08:53,795
‫تو کارآگاهی؟
‫داری اونجا کشیک چی رو میدی؟

113
00:08:53,820 --> 00:08:54,560
هیونگ نیم

114
00:08:55,219 --> 00:08:57,975
‫تا حالا پرونده‌ای به این داغی نداشتیم

115
00:08:58,186 --> 00:09:01,356
‫همه‌ی مدارک اونجاست و
‫پازل مجرم کامل میشه

116
00:09:01,513 --> 00:09:04,706
‫دیگه بحث طعمه‌گذاری نیست

117
00:09:04,764 --> 00:09:06,126
‫حسش نمی‌کنی؟

118
00:09:07,440 --> 00:09:08,760
‫صبر کن و ببین، باشه؟

119
00:09:10,187 --> 00:09:12,112
‫(تحت تعقیب، مظنونین قتل)
‫به جای خبرای کوچیک...

120
00:09:12,222 --> 00:09:15,029
‫...این خبر بزرگ خیلی
‫سودآور قراره بشه

121
00:09:15,576 --> 00:09:18,129
‫بعداً دوباره باهات تماس می‌گیرم

122
00:09:18,160 --> 00:09:19,864
‫باشه، قطع می‌کنم

123
00:09:20,979 --> 00:09:23,560
‫خلاصه که فقط اعصاب خرد کنه

124
00:09:27,600 --> 00:09:28,902
‫ببخشید، می‌خوام رد شم

125
00:09:29,800 --> 00:09:31,520
‫بفرمایید، بفرمایید

126
00:09:50,236 --> 00:09:54,630
‫اگه حرفایی که تا الان زدی
‫مدرک واقعی باشن...

127
00:09:54,686 --> 00:09:56,932
‫...به مدرک واقعی نیاز داریم

128
00:09:57,216 --> 00:09:58,418
‫اگه به مدرک نیاز دارید...

129
00:09:58,880 --> 00:10:01,543
‫...دنبال یه کامیون اتاق‌دار سفید
‫که اون می‌روند، بگردین

130
00:10:01,635 --> 00:10:06,464
‫همه‌ی جسدهایی که نابود کرده رو
‫تو قسمت بار ماشین جابه‌جا کرده

131
00:10:06,904 --> 00:10:07,964
‫بررسی می‌کنیم

132
00:10:10,958 --> 00:10:13,770
‫ممنونم که وقت گذاشتین و
باهامون همکاری کردین

133
00:10:16,779 --> 00:10:17,612
‫رئیس هونگ

134
00:10:18,944 --> 00:10:21,616
‫محلی که یون جو کیون مخفی شده کجاست؟
‫و وضعیت اون بچه مشخص شده؟

135
00:10:22,407 --> 00:10:26,316
‫اونا در حال حاضر هدف تحقیقات هستن
‫نمی‌تونم محتویات پرونده رو به اشتراک بذارم

136
00:10:27,430 --> 00:10:32,502
‫ولی ما به خاطر اون بچه تمام تلاشمون رو
‫داریم می‌کنیم تا پیداشون کنیم

137
00:10:32,598 --> 00:10:36,691
‫البته، چون ما امنیت
‫شما رو هم در اولویت قرار دادیم...

138
00:10:36,771 --> 00:10:37,600
‫نه

139
00:10:39,057 --> 00:10:41,449
‫لطفاً تدابیر امنیتی دور و برم رو کم کنید

140
00:10:42,262 --> 00:10:44,309
‫من امنیت نمی‌خوام

141
00:10:44,875 --> 00:10:47,254
‫کاری کنید که یون جو کیون بیاد سراغ من

142
00:11:19,044 --> 00:11:20,685
‫این یه ساعت معمولی نیست

143
00:11:21,419 --> 00:11:23,160
‫یه ساعت خاصیه که...

144
00:11:24,480 --> 00:11:27,324
‫...وقتی به کمک نیاز داری
‫میتونی باهاش به یه نفر زنگ بزنی

145
00:11:27,521 --> 00:11:29,040
اون وقت کی میاد؟

146
00:11:29,377 --> 00:11:30,210
بابا؟

147
00:11:30,760 --> 00:11:32,574
‫کسی که واقعاً می‌خوای ببینیش

148
00:11:42,501 --> 00:11:45,263
‫(نون خامه‌ای، مداد رنگی، شیر توت فرنگی)

149
00:12:32,516 --> 00:12:33,640
‫زود بیدار شدی؟

150
00:12:34,364 --> 00:12:35,440
‫حالت چطوره؟

151
00:12:37,455 --> 00:12:39,002
‫الان میتونم تکون بخورم

152
00:12:39,823 --> 00:12:41,600
‫این چیه؟ شروع کردی به کار کردن؟

153
00:12:42,038 --> 00:12:44,760
ای بابا، وقتی که نیازه
باید استراحت کنی

154
00:12:50,440 --> 00:12:51,273
‫دیگه میرم

155
00:13:00,546 --> 00:13:02,433
(‫)جونگ  هیون

156
00:13:12,240 --> 00:13:14,341
‫خیلی خب، کنفرانس مطبوعاتی تموم شد

157
00:14:03,650 --> 00:14:06,539
‫من قبلاً به دکتر سو سه هیون
‫و رئیس جونگ اجازه دادم صحبت کنن

158
00:14:06,616 --> 00:14:08,040
‫میتونین منتظر بمونین

159
00:14:10,640 --> 00:14:12,692
‫وضعیت جسمیت چطوره؟

160
00:14:14,731 --> 00:14:17,873
‫زود خوب میشم

161
00:14:20,840 --> 00:14:21,673
 این؟

162
00:14:24,329 --> 00:14:25,640
‫برام مهم نیست

163
00:14:26,126 --> 00:14:29,640
‫تا وقتی که بتونم بگیرمش،
‫این برام مشکلی نیست

164
00:14:30,320 --> 00:14:31,630
‫ساعتی که دادم...

165
00:14:33,365 --> 00:14:34,960
‫...باید ازش استفاده کنی

166
00:14:35,880 --> 00:14:40,285
‫اینجوری میتونیم
‫سریع‌تر نجاتت بدیم

167
00:14:40,597 --> 00:14:42,360
‫دادمش به اون بچه

168
00:14:43,350 --> 00:14:47,381
‫شاید بهش نیاز داشته باشه چون
‫خیلی چیزا بین من و اون مشترکه

169
00:14:52,235 --> 00:14:54,480
‫منم اینو دیدم

170
00:14:59,213 --> 00:15:03,778
‫راستش، فکر می‌کنم
‫تو از بدو تولد یه نابغه بودی

171
00:15:04,659 --> 00:15:07,982
‫ولی بعد از دیدن این،
‫دست خطت شبیه دست خط منه...

172
00:15:11,133 --> 00:15:11,966
‫ببخشید

173
00:15:13,646 --> 00:15:14,987
‫بابت چی معذرت می‌خوای؟

174
00:15:15,012 --> 00:15:16,445
‫(آب بازی با اونی)

175
00:15:17,731 --> 00:15:19,554
‫روزایی که اینجا نوشته شده...

176
00:15:22,080 --> 00:15:24,820
‫...شادترین روزای زندگیمه

177
00:15:28,600 --> 00:15:32,175
‫سه‌اون، اونی اومده!

178
00:15:37,047 --> 00:15:41,346
‫چجوری بنویسم، بشمارم و
‫دفتر خاطرات درست کنم...

179
00:15:42,079 --> 00:15:43,920
‫...همه رو از اونیم یاد گرفتم

180
00:15:44,240 --> 00:15:46,600
‫برای منی که نمی‌تونستم از خونه برم بیرون...

181
00:15:47,128 --> 00:15:51,058
‫...اونیم تنها دوست
‫و همه‌ی زندگی من بود

182
00:15:51,800 --> 00:15:56,776
‫به خاطر همینه که می‌خواستم از
‫همه‌ی کارایی که اونیم می‌کنه تقلید کنم

183
00:15:59,521 --> 00:16:01,280
‫به نظر من، اون‌سو...

184
00:16:03,000 --> 00:16:05,089
‫...یه آدمی بود که همیشه
‫داشت مثل یه ستاره می‌درخشید

185
00:16:10,720 --> 00:16:12,214
‫بعد کم کم...

186
00:16:12,552 --> 00:16:14,807
‫...داشتم از بیرون رفتن با اون مرد متنفر میشدم

187
00:16:15,520 --> 00:16:19,503
‫البته اونم حس می‌کرد
‫که دارم تغییر می‌کنم...

188
00:16:19,720 --> 00:16:21,972
‫...و فکر می‌کرد تقصیر اونیمه

189
00:16:22,822 --> 00:16:24,120
‫تا اینکه یه روز...

190
00:16:25,126 --> 00:16:27,894
‫تو دهمین سالگرد تولدم...

191
00:16:28,346 --> 00:16:30,706
‫...فهمید سرویس دادن یعنی چی

192
00:16:31,944 --> 00:16:35,753
‫اونی شوکه شد و بدون
‫هیچ برنامه‌ای با من فرار کرد

193
00:16:37,624 --> 00:16:40,042
‫ولی چون نمی‌تونستم
‫زیاد دور شم، آخرش...

194
00:16:47,231 --> 00:16:49,680
‫بعد از اینکه اونیم رو
‫تو تپه‌های نزدیک خونه دفن کردم...

195
00:16:50,932 --> 00:16:52,840
‫...کنارش از حال رفتم

196
00:16:53,931 --> 00:16:56,120
‫وقتی داشتم می‌مردم...

197
00:16:57,110 --> 00:16:59,520
‫...یه کوهنورد منو پیدا کرد،
‫اصلاً همچین چیزی رو نمیخواستم

198
00:17:01,194 --> 00:17:04,972
‫بعدش مادرم رو تو
‫یتیم‌خونه‌ای که گذاشته شده بودم دیدم

199
00:17:09,285 --> 00:17:11,120
‫اگه بخوای حساب کنی...

200
00:17:15,618 --> 00:17:18,360
‫...من بچه خیلی خوش‌شانسی هستم

201
00:17:25,231 --> 00:17:29,641
‫جو کیون ولم نمیکنه

202
00:17:30,954 --> 00:17:34,680
‫اون به روش‌های مختلفی واکنش نشون میده،
‫چون همه جا منو می‌شناسن

203
00:17:35,278 --> 00:17:36,487
‫به جای یون جو کیون...

204
00:17:39,088 --> 00:17:41,540
‫...تو بیشتر نگران
‫اون بچه‌ای، درسته؟

205
00:17:42,000 --> 00:17:44,680
‫من یه اونی و یه مادر دارم

206
00:17:47,680 --> 00:17:51,387
‫ولی اون هیچ‌کس رو نداره

207
00:17:53,281 --> 00:17:57,472
‫این دفعه، لطفاً تنهایی
‫تمومش نکن

208
00:18:00,228 --> 00:18:01,722
‫من همراهتم

209
00:19:43,602 --> 00:19:44,435
‫دنبال من بیا

210
00:19:49,115 --> 00:19:52,913
‫این دفعه، لطفاً تنهایی
‫تمومش نکن

211
00:19:53,380 --> 00:19:54,213
‫دکتر سو

212
00:19:55,280 --> 00:19:56,327
‫حالت خوبه؟

213
00:19:57,240 --> 00:19:57,976
‫آره

214
00:20:00,117 --> 00:20:03,942
‫می‌خوام یه لحظه رئیس جونگ رو ببینم

215
00:20:20,220 --> 00:20:21,053
‫سه‌اون کجاست؟

216
00:20:21,918 --> 00:20:22,751
‫این چیه؟

217
00:20:24,120 --> 00:20:29,609
‫اولین کلمه‌ای که به بابا گفتی چی بود؟
‫اینکه خطر رو به جون خریده، اومده کمکت؟

218
00:20:29,738 --> 00:20:33,124
‫پرسیدم سه‌اون کجاست

219
00:20:34,874 --> 00:20:36,343
موقع کنفرانس مطبوعاتی...

220
00:20:38,827 --> 00:20:41,421
‫چرا همش پرونده‌ی
‫جونگ می رو از قلم مینداختی؟

221
00:20:43,358 --> 00:20:44,593
‫چرا؟

222
00:20:49,661 --> 00:20:54,327
‫دخترم یه سیگنال برام فرستاده

223
00:20:59,239 --> 00:21:00,491
‫درخواست کمک داره

224
00:21:04,333 --> 00:21:07,507
‫شوخی نکن، دیگه حوصله ندارم

225
00:21:10,800 --> 00:21:12,624
‫بگو سه‌اون کجاست

226
00:21:12,910 --> 00:21:14,030
‫پایین، تو ماشین

227
00:21:17,503 --> 00:21:18,507
‫دروغ

228
00:21:19,120 --> 00:21:20,632
‫بیا با هم ببینیم

229
00:21:24,883 --> 00:21:25,716
‫هی

230
00:21:26,734 --> 00:21:28,799
‫با اینکه این دستور از طرف رئیس تیم مشترکه...

231
00:21:28,964 --> 00:21:30,718
‫...میتونیم این کارو بکنیم؟

232
00:21:30,948 --> 00:21:32,710
‫مشکلی نیست، درسته؟

233
00:21:34,676 --> 00:21:36,374
‫لطفاً بررسی کنید ببینید سو سه هیون
‫برگشته یا نه

234
00:21:41,867 --> 00:21:44,851
‫به سه‌اون زنگ بزن و بگو بیاد اینجا

235
00:21:46,240 --> 00:21:49,210
‫معلومه که خیلی به
‫سه‌اون اهمیت میدی

236
00:21:50,160 --> 00:21:51,312
‫ولی، چه کنیم، هوم؟

237
00:21:53,080 --> 00:21:55,413
‫اگه الان با من نیای...

238
00:21:57,160 --> 00:21:58,359
‫سه‌اون میمیره...

239
00:22:01,280 --> 00:22:02,710
‫...همراه مادرت

240
00:22:05,250 --> 00:22:07,054
‫تو برو به اتاق رئیس جونگ

241
00:22:07,438 --> 00:22:08,913
‫من میرم اتاق دوربین مداربسته

242
00:22:14,480 --> 00:22:15,994
‫این آخرین شانسه

243
00:22:18,586 --> 00:22:19,476
‫تصمیمتو بگیر

244
00:22:37,320 --> 00:22:38,327
‫چی شده؟

245
00:22:38,878 --> 00:22:40,687
‫هیچی...

246
00:22:41,329 --> 00:22:43,874
‫کارتون تموم شد؟

247
00:22:44,244 --> 00:22:45,077
‫آره

248
00:22:53,517 --> 00:22:54,874
‫زود برگرد

249
00:23:05,797 --> 00:23:06,937
زکی

250
00:23:07,341 --> 00:23:09,942
‫فکر کردی چون راه بسته شده
‫نمیتونم بیام تو؟

251
00:23:10,640 --> 00:23:14,788
‫هیچی بهتر از این نمیشه که الان
‫بتونم با سو سه هیون مصاحبه کنم

252
00:23:15,280 --> 00:23:17,491
‫شماها عجب مزاحم‌هایی هستین

253
00:23:18,421 --> 00:23:20,780
‫اگه اینجا بمونم...

254
00:23:21,066 --> 00:23:24,077
‫...حتماً یه خبر بزرگ گیرم میاد

255
00:23:24,960 --> 00:23:26,912
‫اه، خیلی خسته‌کننده‌ست

256
00:23:31,120 --> 00:23:32,096
‫لعنتی

257
00:23:38,305 --> 00:23:39,382
‫(یون جو کیون)

258
00:23:41,040 --> 00:23:42,601
‫یه ماهی گنده گیرم افتاد

259
00:23:52,383 --> 00:23:54,960
‫(بیمارستان دانشگاه یونگ‌چون)

260
00:24:19,600 --> 00:24:20,749
‫اگه به مدرک نیاز دارید...

261
00:24:21,224 --> 00:24:24,004
‫...دنبال یه کامیون اتاق‌دار سفید
‫که اون می‌روند بگردین

262
00:24:24,294 --> 00:24:28,760
‫همه‌ی جسدهایی که نابود کرده رو
‫تو قسمت بار ماشین جابه‌جا کرده

263
00:24:30,327 --> 00:24:32,695
‫از نتایج آزمایشات بر اساس
‫شهادت سو سه هیون...

264
00:24:32,792 --> 00:24:34,413
‫تاریخ و زمان حادثه...

265
00:24:34,440 --> 00:24:37,952
‫پرونده قتل‌های زنجیره‌ای
‫یک و دو در یونگ‌چون...

266
00:24:38,200 --> 00:24:40,437
طبق دلایل عدم حضور موجهش
تایید شده

267
00:24:40,976 --> 00:24:42,820
‫اون تو تست دروغ‌سنجی هم تایید شد

268
00:24:43,280 --> 00:24:47,878
‫بنابراین، از الان به بعد باید
‫سعی کنید ردی از یون جو کیون پیدا کنید...

269
00:24:48,295 --> 00:24:50,679
‫...و اون بچه رو همراه با
‫اون کامیون اتاق‌دار سفید

270
00:24:50,960 --> 00:24:53,560
‫چند روزه که داریم از طریق
‫دوربین‌های مداربسته دنبال ماشین می‌گردیم...

271
00:24:53,807 --> 00:24:58,546
‫...تو مسیرهای فرار و عوارضی‌های
‫اطراف داروخونه، ولی هیچی پیدا نکردیم

272
00:24:58,760 --> 00:25:01,249
‫اگه از شماره پلاک دزدی استفاده کنه...

273
00:25:01,295 --> 00:25:03,880
‫...دیگه فایده‌ای نداره
‫که با شماره پلاک دنبالش بگردیم

274
00:25:04,234 --> 00:25:06,050
‫دامنه تحقیقات گسترده‌تر شده

275
00:25:06,120 --> 00:25:08,734
‫این احتمال وجود نداره که اون
‫بعد از رها کردن ماشین، جابه‌جا شده باشه؟

276
00:25:10,382 --> 00:25:12,390
‫امکان نداره ماشینش رو ول کنه

277
00:25:12,733 --> 00:25:14,476
‫اون یه ماشین معمولی نیست

278
00:25:15,595 --> 00:25:18,000
‫بلکه یه دفتر کار شخصی
‫برای کاراشه

279
00:25:20,505 --> 00:25:23,538
‫اینا مکان‌های شش پرونده‌ی حل نشده‌ایه
‫که دکتر سو گفت

280
00:25:24,435 --> 00:25:27,484
‫همه‌ی این پرونده‌ها بین
‫موجین و هاریونگ اتفاق افتادن

281
00:25:27,564 --> 00:25:30,640
‫به عبارت دیگه، تو
‫بزرگراه سوهه‌آن اتفاق افتاده

282
00:25:30,880 --> 00:25:32,114
‫اگه بزرگراه سوهه‌آنه...

283
00:25:32,760 --> 00:25:35,132
‫...شاید داره از طریق
‫مسیرهای قاچاق مسافر فرار می‌کنه؟

284
00:25:36,520 --> 00:25:37,555
‫منم همین فکر رو می‌کنم

285
00:25:38,209 --> 00:25:39,469
‫و اگه این درست باشه...

286
00:25:40,309 --> 00:25:40,804
‫اونجاست

287
00:25:40,829 --> 00:25:41,346
‫یونگ‌پو

288
00:25:41,371 --> 00:25:45,164
‫به احتمال زیاد داره
‫نقشه می‌کشه به اون منطقه فرار کنه

289
00:25:45,351 --> 00:25:48,648
‫در این صورت، باید صاحبای کشتی‌هایی
‫که اطراف یونگ پو...

290
00:25:48,952 --> 00:25:51,249
 سابقه‌ی قاچاق دارن رو بررسی کنیم

291
00:25:51,749 --> 00:25:52,582
‫بله

292
00:25:54,131 --> 00:25:56,030
‫سو سه هیون سه روز دیگه از
‫بیمارستان میاد بیرون

293
00:25:56,223 --> 00:25:59,804
‫و چون بازداشت مستقیماً
‫به دادستانی تحویل داده میشه...

294
00:26:00,057 --> 00:26:03,960
‫...باید یون جو کیون رو بگیریم یا
‫تو ۷۲ ساعت مدرک قتل پیدا کنیم

295
00:26:04,560 --> 00:26:06,054
‫هفتاد و دو ساعت...

296
00:26:09,808 --> 00:26:11,413
‫دوباره میگم

297
00:26:12,360 --> 00:26:13,577
‫وقت نداریم

298
00:26:14,360 --> 00:26:18,491
‫باید یون جو کیون رو بگیریم

299
00:26:44,480 --> 00:26:47,560
‫بدون اجازه بابا از خونه بیرون نرو

300
00:27:44,711 --> 00:27:45,544
تف به شانس

301
00:27:48,640 --> 00:27:50,120
‫کجا داره میره؟

302
00:27:52,200 --> 00:27:54,034
‫نکنه فهمیده باشه؟

303
00:27:54,707 --> 00:27:55,540
ای بابا

304
00:27:59,997 --> 00:28:01,510
‫ببخشید

305
00:28:01,920 --> 00:28:03,497
‫ندیدید کسی از اون ماشین پیاده شه؟

306
00:28:03,522 --> 00:28:04,616
‫نه، ندیدم

307
00:28:13,116 --> 00:28:15,920
‫(مینی‌مارکت خوش‌شانس)

308
00:28:20,520 --> 00:28:23,839
همینم باعث اون حادثه

309
00:28:24,373 --> 00:28:27,214
برای بازپرس مسئول پرونده شد

310
00:28:29,560 --> 00:28:30,645
‫از جانب خودم...

311
00:28:30,720 --> 00:28:36,253
‫... از تیم تحقیق و
‫بقیه قربانی ها عذرخواهی می‌کنم

312
00:28:39,812 --> 00:28:41,202
در آخر

313
00:28:42,421 --> 00:28:45,167
‫یه دختری هست
‫که یون جو کیون اسیرش کرده

314
00:28:46,760 --> 00:28:48,721
‫قدش حتی به شونه‌هام هم نمیرسه...

315
00:28:50,028 --> 00:28:51,056
‫می‌خوام حساب کنم

316
00:28:51,280 --> 00:28:53,000
‫...و اسم سه‌اون رو استفاده می‌کنه

317
00:28:54,040 --> 00:28:55,971
‫سن دقیقش معلوم نیست

318
00:28:56,040 --> 00:28:59,160
‫ولی تخمین زده میشه ده سالش باشه

319
00:29:00,640 --> 00:29:05,596
‫اگه کسی یه دختر با
‫موهای ژولیده دید که سوار یه کامیون اتاق‌دار سفیده...

320
00:29:08,040 --> 00:29:09,807
‫...لطفاً فوراً گزارش بدید

321
00:29:12,280 --> 00:29:13,042
‫اون بچه...

322
00:29:13,086 --> 00:29:15,425
‫- دختر ده ساله...
‫- لعنتی، کجاست؟

323
00:29:15,480 --> 00:29:18,191
‫...یون سه‌اون، قدش حدود
‫120-130 سانتی‌متره...

324
00:29:18,251 --> 00:29:19,853
‫نباید زیاد دور شده باشه

325
00:29:19,893 --> 00:29:21,635
‫...و جثه‌ی لاغری داره

326
00:29:21,720 --> 00:29:24,487
‫اگه یه دختر با
‫موهای ژولیده دیدید...

327
00:29:24,520 --> 00:29:26,577
‫ممکنه اون بچه مورد نظر باشه؟

328
00:29:26,729 --> 00:29:28,087
‫خوبه!

329
00:29:28,840 --> 00:29:31,003
‫مسیر رو درست اومدم

330
00:29:31,532 --> 00:29:33,516
‫انگار آسمون هم داره کمکم می‌کنه

331
00:29:34,636 --> 00:29:35,989
‫میتونم یه میلیارد به جیب بزنم

332
00:29:40,000 --> 00:29:42,061
‫اگه الان با من نیای...

333
00:29:42,320 --> 00:29:45,573
‫...سه‌اون همراه مادرت میمیره

334
00:29:50,560 --> 00:29:51,956
‫این آخرین شانسه

335
00:29:52,860 --> 00:29:53,745
‫تصمیمتو بگیر

336
00:30:04,145 --> 00:30:07,284
‫سه‌اون، بیا بریم خونه

337
00:30:08,440 --> 00:30:09,573
‫سه‌اون!

338
00:30:12,564 --> 00:30:13,909
‫سه‌اون، چت شده؟

339
00:30:15,700 --> 00:30:16,533
‫سه‌اون!

340
00:30:16,558 --> 00:30:18,565
‫- سه‌اون، زود باش
‫- بیاین بریم خونه!

341
00:30:21,558 --> 00:30:22,660
‫سه‌اون، بیا اینجا

342
00:30:23,023 --> 00:30:24,573
‫سه‌اون، زود باش

343
00:30:37,182 --> 00:30:38,015
‫سه‌اون

344
00:30:40,754 --> 00:30:42,035
‫برگرد پیش بابا

345
00:30:52,960 --> 00:30:54,971
‫بابا گفت زیاد دور نشو

346
00:30:56,000 --> 00:30:58,120
‫بابا، اینجوری نباش

347
00:32:42,387 --> 00:32:43,353
‫بابا؟

348
00:32:51,480 --> 00:32:52,604
‫بابات کجاست؟

349
00:33:27,528 --> 00:33:47,528
<b><font color="#ff0000">:::::::::  آيـــ (شکارچی با تیغ جراحی) ـــرِن  ::::::::
::::@AirenTeam::::</font></b>

