1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#F08080">::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند ::::::::
::::@AirenTeam::::</font>

2
00:00:19,254 --> 00:00:21,487
<font color="#ff0000">(پارک جو هیون)

3
00:00:25,409 --> 00:00:27,726
<font color="#ff0000">(پارک یونگ‌وو)

4
00:00:30,290 --> 00:00:33,360
<font color="#ff0000">(کانگ هون)

5
00:00:50,280 --> 00:00:55,044
‫<b><font color="#ff0000">:::::::::  آيـــ(شکارچی با تیغ جراحی)ـــرِن  ::::::::
::::@AirenTeam::::</font>

6
00:00:55,080 --> 00:00:57,056
<font color="#ff0000">‫مکان‌ها، شخصیت‌ها، سازمان‌ها، موقعیت‌ها
پرونده‌ها و غیره همگی ساختگی هستند

7
00:00:57,080 --> 00:00:58,840
<font color="#ff0000">‫بازیگران کودک و حیوان
‫تحت نظارت سرپرستان و کارشناسان بوده‌اند

8
00:01:38,054 --> 00:01:42,742
‫<b><font color="#ff0000">:::::::::  آيـــ(شکارچی با تیغ جراحی)ـــرِن  ::::::::
::::@AirenTeam::::</font>

9
00:01:43,255 --> 00:01:45,636
<b><font color="#ff0000">:::::::::آیـــ(قسمت یازدهم)ـــرِن::::::::
::::@AirenTeam::::</font></font></b>

10
00:02:20,186 --> 00:02:21,324
‫-وای خدای من!
‫-یا خدا!

11
00:02:21,349 --> 00:02:23,249
‫وای، اون آقای چوی نیست؟

12
00:02:23,700 --> 00:02:24,579
‫چی شده؟

13
00:02:24,627 --> 00:02:26,472
‫مگه فقط اعضای خانواده میتونن همراه بیمار باشن؟

14
00:02:26,515 --> 00:02:28,877
‫تو این مجتمع، من همراه آقای چوی هستم!

15
00:02:28,905 --> 00:02:31,134
‫برید کنار، گفتم برید کنار!

16
00:02:32,080 --> 00:02:32,913
‫ای بابا!

17
00:02:33,240 --> 00:02:35,350
‫-بذارید منم بیام.
‫-این خانمه چشه؟

18
00:02:35,520 --> 00:02:37,217
‫نذارید بیان تو.

19
00:02:45,149 --> 00:02:46,328
‫چی شده؟

20
00:02:46,360 --> 00:02:50,029
‫اثر انگشت سو سه‌هیون روی سرنگ و قیچی
‫در صحنه جرم پیدا شده.

21
00:02:50,574 --> 00:02:52,755
‫داروی پانکرونیوم هم همینطور.

22
00:02:52,880 --> 00:02:56,201
‫شهادت آقای چوی هم همینه
‫که اون شخص دکتر سو بوده.

23
00:02:57,221 --> 00:02:59,467
‫مگه ممکنه؟

24
00:03:01,577 --> 00:03:04,646
‫خونه‌اش تحت نظر شدید بود، ولی بازم
‫تو همین نزدیکی دست به کار شده؟

25
00:03:18,880 --> 00:03:21,170
‫<i>کفشی که پشتش</i>
‫<i>ساییده شده.</i>

26
00:03:26,840 --> 00:03:28,803
‫<i>شبیه ردپاهاییه که دیدم.</i>

27
00:03:31,977 --> 00:03:32,935
‫این چیه؟

28
00:03:33,823 --> 00:03:35,360
‫هیچ سابقه‌ای از تولدش نیست؟

29
00:03:35,966 --> 00:03:37,033
‫درسته.

30
00:03:37,074 --> 00:03:41,443
‫سوابق زندگیش قبل از ورود به یتیم‌خانه
‫در ۱۸ فوریه ۲۰۰۴ ثبت نشده.

31
00:03:41,545 --> 00:03:44,432
‫این همون بچه توی عکس نیست؟

32
00:03:46,652 --> 00:03:48,217
‫پس، این بچه سو سه‌هیونه؟

33
00:03:49,760 --> 00:03:51,014
‫بچه‌ها هر کدوم یه نسخه گرفتین؟

34
00:03:51,061 --> 00:03:51,756
‫بله.

35
00:03:53,088 --> 00:03:54,121
‫خیلی خب، لطفاً توجه کنید.

36
00:03:54,145 --> 00:03:58,764
‫بچه‌ی توی عکس مدرک پرونده سوم،
‫مشخص شده که سو سه‌هیونه.

37
00:03:59,840 --> 00:04:03,076
‫بعدی پرونده تزریق،
‫چهارمی با پانکرونیوم.

38
00:04:03,567 --> 00:04:08,029
‫مدارک اتاق اجاره‌ای، گوشواره قربانی
‫سوم و بعد موبایل قربانی دوم رو نشون میده.

39
00:04:08,096 --> 00:04:12,676
‫بعد، مدرک سوم که یه سطل آبیه، تأیید شده
‫که حاوی بقایای قربانی اول و دوم بوده.

40
00:04:12,762 --> 00:04:16,139
‫سو سه‌هیون رو به عنوان مظنون معرفی کنید و
‫همین الان جستجوی علنی رو براش شروع کنید...

41
00:04:16,238 --> 00:04:17,071
‫نه.

42
00:04:17,280 --> 00:04:20,037
‫اگه علنی دنبالش بگردیم،
‫گرفتنش خیلی سخت‌تر میشه.

43
00:04:21,991 --> 00:04:23,370
‫پس چطوری؟

44
00:04:23,480 --> 00:04:23,988
‫هان؟

45
00:04:24,066 --> 00:04:27,611
‫شما که حتی نتونستین وقتی برای
‫درمان به بیمارستان رفته بود، بگیرینش.

46
00:04:27,889 --> 00:04:31,670
‫دیروز ما به خونه گو دوسام رفتیم،
‫مظنون پرونده «سطل آبی».

47
00:04:32,440 --> 00:04:35,732
‫اینا ردپاهای داخل کانتینریه
‫که تو حیاطش بود.

48
00:04:37,645 --> 00:04:38,478
‫خب...

49
00:04:38,801 --> 00:04:41,631
‫...اینا هم کفشای سو سه‌هیونه که
‫تو اتاق اجاره‌ایش پیدا کردیم.

50
00:04:42,141 --> 00:04:42,974
‫به این نگاه کنید.

51
00:04:43,297 --> 00:04:46,506
‫طرح کف کفش و لکه‌های رنگی
‫که بهش چسبیده، همه‌چیز با هم می‌خونه.

52
00:04:46,761 --> 00:04:50,110
‫خب پس، یعنی سو سه‌هیون همین اواخر
‫تو خونه گو دوسام بوده؟

53
00:04:50,760 --> 00:04:55,778
‫بعد یه سری ردپای ناشناس هم هست که مشکوکیم
‫متعلق به یه فرد پا پرانتزی کنار ردپاهای سو سه‌هیون باشه.

54
00:04:55,878 --> 00:04:57,757
‫معلوم نیست این ردپاها مال کیه.

55
00:04:57,796 --> 00:05:01,064
‫ولی، مسلمه که سو سه‌هیون
‫اون موقع با یه نفر دیگه بوده.

56
00:05:01,120 --> 00:05:03,989
‫یعنی همدست داشته؟

57
00:05:04,163 --> 00:05:05,067
‫بله، درسته.

58
00:05:06,120 --> 00:05:08,566
‫من به چوی مین‌گوک مشکوکم
‫که اون شخص باشه.

59
00:05:09,053 --> 00:05:09,886
‫بله؟

60
00:05:11,000 --> 00:05:12,117
‫چوی مین‌گوک کیه؟

61
00:05:12,480 --> 00:05:13,709
‫صاحب خشکشویی یونگ‌چون.

62
00:05:14,617 --> 00:05:15,857
‫صاحب خشکشویی؟

63
00:05:16,234 --> 00:05:17,067
‫بله.

64
00:05:17,415 --> 00:05:20,159
‫من شباهت‌هایی بین اون
‫و مرد توی دوربین مداربسته اتوبوس می‌بینم.

65
00:05:20,241 --> 00:05:23,037
‫شباهت بین پرونده اول و سوم هم
‫به خشکشویی اون برمی‌گرده.

66
00:05:23,927 --> 00:05:27,078
‫بعد روی کفشی که پاش بوده هم
‫همین علائم وجود داره.

67
00:05:27,160 --> 00:05:29,920
‫یه لحظه، تو سوابق تماس
‫اخیر سو سه‌هیون...

68
00:05:29,966 --> 00:05:34,828
‫...تماس‌های دوره‌ای با یه گوشی بی‌نام و نشون
‫از زمان وقوع پرونده دوم پیدا شده.

69
00:05:34,922 --> 00:05:36,875
‫بعد سیگنال‌ها هم از مناطق
‫یونگ‌چون و چونگون بوده...

70
00:05:36,965 --> 00:05:38,297
‫از این مطمئنی؟

71
00:05:38,370 --> 00:05:38,916
‫بله.

72
00:05:39,080 --> 00:05:40,656
‫چرا تازه الان داری اینو میگی؟

73
00:05:40,680 --> 00:05:42,156
‫-آخه من...
‫-خفه شو.

74
00:05:42,920 --> 00:05:43,732
‫جناب رئیس.

75
00:05:43,883 --> 00:05:47,867
‫حالا که تأیید شده
‫همدستش تو منطقه ماست...

76
00:05:47,955 --> 00:05:48,788
‫یه لحظه صبر کن.

77
00:05:49,392 --> 00:05:51,129
‫در این صورت...

78
00:05:51,760 --> 00:05:54,334
‫...مدرکی هست که نشون بده آقای چوی
‫همدستشه؟

79
00:05:54,480 --> 00:05:56,586
‫مثلاً اینکه اون گوشی بی‌نام و نشون
‫مال آقای چوی باشه.

80
00:06:00,905 --> 00:06:03,924
‫چطور شماها تا الان
‫متوجه این موضوع نشده بودین؟

81
00:06:05,625 --> 00:06:07,778
‫از این به بعد، پرونده یونگ‌چون...

82
00:06:08,153 --> 00:06:11,610
‫...با همکاری تیم تحقیقات
‫جرائم اداره پلیس جنوبی گیونگی انجام میشه.

83
00:06:15,542 --> 00:06:18,700
‫من هونگ جین‌وو، کارآگاه ارشد اداره پلیس
‫جنوبی هستم که مسئولیت...

84
00:06:18,762 --> 00:06:21,066
‫...تیم مشترک پرونده
‫قتل‌های زنجیره‌ای یونگ‌چون رو به عهده دارم.

85
00:06:21,400 --> 00:06:22,391
‫لطفاً همکاری کنید.

86
00:06:25,320 --> 00:06:27,860
‫از این به بعد هیچ‌کس حق نداره
‫با حرف رئیس هونگ مخالفت کنه...

87
00:06:28,113 --> 00:06:31,593
‫...و باید یکدل و یکصدا
‫باهاش همکاری کنید...

88
00:06:31,640 --> 00:06:34,461
‫...تا مظنون، سو سه‌هیون، رو دستگیر کنیم.

89
00:07:57,259 --> 00:07:58,776
‫یون سه اون

90
00:08:16,420 --> 00:08:18,275
‫چرا اینقدر طولانی خوابیدی؟

91
00:08:20,260 --> 00:08:21,093
‫ ولم کن.

92
00:08:22,385 --> 00:08:24,853
‫گفتم ولم کن.

93
00:08:25,440 --> 00:08:27,108
‫اون گفت داداش تو این کار ماهره.

94
00:08:27,800 --> 00:08:29,893
‫بابا بهم گفت ازت یاد بگیرم.

95
00:08:32,882 --> 00:08:35,930
‫اگه دستامو باز کنی،
‫میتونم بهت یاد بدم.

96
00:08:36,172 --> 00:08:37,865
‫تو خیلی تمرین کردی، مگه نه؟

97
00:08:38,420 --> 00:08:40,383
‫چقدر طول می‌کشه تا منم ماهر بشم؟

98
00:08:40,463 --> 00:08:41,977
‫تو هیچوقت نمی‌تونی مثل من بشی.

99
00:08:42,817 --> 00:08:43,650
‫چرا؟

100
00:08:43,960 --> 00:08:45,203
‫من می‌تونم.

101
00:08:45,322 --> 00:08:47,684
‫چرا اینقدر می‌خوای تو این کار ماهر بشی؟

102
00:08:48,000 --> 00:08:49,578
‫باید آدم مهمی بشم.

103
00:08:49,720 --> 00:08:53,683
‫بابا گفت برای همین مدام باید تمرین کنم

104
00:08:53,760 --> 00:08:55,961
‫تو با این کار آدم
‫مهمی نمیشی.

105
00:08:56,420 --> 00:08:58,114
‫پدرت بهت دروغ گفته.

106
00:08:58,169 --> 00:08:59,002
‫نه.

107
00:08:59,225 --> 00:09:01,016
‫بابام دروغ نگفته!

108
00:09:01,647 --> 00:09:03,235
‫تو حتی مدرسه هم نمیری.

109
00:09:03,327 --> 00:09:05,494
‫میتونی کتاب بخونی؟

110
00:09:05,557 --> 00:09:07,629
‫من به مدرسه احتیاجی ندارم
‫چون مدرسه خوش نمی‌گذره.

111
00:09:07,654 --> 00:09:09,746
‫تو از کجا می‌دونی خوش نمی‌گذره؟

112
00:09:10,080 --> 00:09:13,480
‫اگه بری مدرسه، می‌تونی کتاب
‫بخونی، نقاشی کنی، آواز بخونی...

113
00:09:13,600 --> 00:09:15,427
‫...و با دوستات بری پیک‌نیک.

114
00:09:15,598 --> 00:09:17,383
‫کلی کارای باحال میشه کرد.

115
00:09:17,438 --> 00:09:18,793
‫اصلاً هم باحال نیست.

116
00:09:19,280 --> 00:09:22,000
‫من خودم می‌تونم این کارا رو بکنم
‫و به این چیزا نیازی ندارم.

117
00:09:22,064 --> 00:09:23,627
‫پدرت اینو گفته؟

118
00:09:23,737 --> 00:09:25,926
‫چرا تو همیشه
‫درباره بابام بد میگی؟

119
00:09:26,009 --> 00:09:27,324
‫تو چی می‌دونی، اونی؟

120
00:09:27,403 --> 00:09:29,497
‫منم درس می‌خونم و همه‌چیو بلدم.

121
00:09:41,000 --> 00:09:44,381
‫رئیس هونگ، شما فکر می‌کنید
‫سو سه‌هیون مجرم واقعیه؟

122
00:09:44,906 --> 00:09:46,879
‫فقط با نگاه کردن به صحنه جرم هم میشه فهمید.

123
00:09:46,929 --> 00:09:48,847
‫پرونده‌های اول تا سوم خیلی تمیز انجام شدن.

124
00:09:49,035 --> 00:09:51,100
‫ولی بعد از اون،
‫یهو کارش از هم پاشید.

125
00:09:51,329 --> 00:09:54,608
‫انگار مجرم داشت فریاد می‌زد
‫که منو دستگیر کنید.

126
00:09:54,705 --> 00:09:59,287
‫شما سو سه‌هیون رو آدمی می‌بینید
‫که تو صحنه جرم مدرک به جا بذاره؟

127
00:10:01,040 --> 00:10:02,512
‫لطفاً صادق باشید.

128
00:10:02,788 --> 00:10:05,585
‫شما هم می‌دونید که
‫شخصیت سو سه‌هیون چطوریه.

129
00:10:05,646 --> 00:10:06,776
‫این عجیب نیست؟

130
00:10:06,999 --> 00:10:11,641
‫به عنوان یه پزشک قانونی، سو سه‌هیون
‫مجرمیه که نتایج آزمایش‌ها رو هم دستکاری کرده.

131
00:10:11,710 --> 00:10:12,543
‫منظور منم همینه.

132
00:10:12,683 --> 00:10:15,739
‫واقعاً به خاطر چی
‫یهو خودش رو لو داد؟

133
00:10:15,880 --> 00:10:18,583
‫من باور نمی‌کنم. حتماً یه جای کار می‌لنگه.

134
00:10:18,663 --> 00:10:23,198
‫بنابراین، ما نباید
‫حقیقت رو از مدارک تشخیص بدیم؟

135
00:10:24,341 --> 00:10:25,635
‫از نظر من...

136
00:10:26,501 --> 00:10:28,199
‫...به نظر میاد اونی که اشتباه می‌کنه تویی.

137
00:10:29,200 --> 00:10:30,033
‫ارشد هونگ.

138
00:10:30,077 --> 00:10:32,486
‫تو نمی‌تونی به این پرونده
‫بی‌طرفانه نگاه کنی.

139
00:10:33,080 --> 00:10:35,088
‫نکنه به خاطر سو سه‌هیونه؟

140
00:10:35,439 --> 00:10:36,272
‫بله؟

141
00:10:37,907 --> 00:10:38,740
‫منظورت چیه؟

142
00:10:38,777 --> 00:10:40,369
‫از یانگ جون‌کیونگ شنیدم.

143
00:10:41,478 --> 00:10:45,374
‫تو قبل از اعلام سازمان پزشکی قانونی،
‫می‌دونستی که اون گزارش رو دستکاری کرده.

144
00:10:45,720 --> 00:10:46,768
‫ولی چرا گزارش نکردی؟

145
00:10:48,699 --> 00:10:49,532
‫در مورد اون...

146
00:10:50,575 --> 00:10:52,618
‫می‌خواستم اول با خودش چک کنم، بعد...

147
00:10:52,680 --> 00:10:55,525
‫کسایی هستن که دیدن تو اول صبح
‫از اتاق اجاره‌ای سو سه‌هیون بیرون اومدی.

148
00:10:57,437 --> 00:10:58,704
‫رئیس هونگ، اون...

149
00:10:58,752 --> 00:10:59,585
‫جونگ‌هیون.

150
00:11:02,823 --> 00:11:05,053
‫بهتره از این پرونده
‫کنار بکشی.

151
00:11:05,808 --> 00:11:06,641
‫جین‌وو!

152
00:11:06,684 --> 00:11:08,854
‫کارت شناسایی و موبایلت رو تحویل بده.

153
00:11:10,040 --> 00:11:10,979
‫بعدش استراحت کن.

154
00:11:12,601 --> 00:11:14,239
‫فکراتو جمع و جور کن.

155
00:11:15,139 --> 00:11:19,416
‫اینجوری میفهمی که الان چقدر
‫از راه اصلی دور شدی.

156
00:11:19,505 --> 00:11:20,751
‫من نمی‌تونم این کارو بکنم.

157
00:11:20,877 --> 00:11:23,119
‫عامل این پرونده تا الان
‫غیرقابل پیش‌بینی بوده.

158
00:11:23,214 --> 00:11:25,272
‫ولی یهو بی‌خیال بشه؟

159
00:11:25,367 --> 00:11:26,822
‫مطمئنم همدست داره.

160
00:11:27,040 --> 00:11:29,732
‫منم گفتم که این پرونده به
‫پرونده بندر چونگون ربط داره.

161
00:11:29,797 --> 00:11:32,588
‫مدرک عکس پس‌زمینه پرونده سوم و
‫اینکه گو دوسام عامل اون پرونده‌ست...

162
00:11:32,631 --> 00:11:33,713
‫حرف من تمومه.

163
00:11:33,979 --> 00:11:36,033
‫اگه نمی‌خوای اخطار جدی‌تری بگیری،
‫کاری که بهت میگن رو انجام بده.

164
00:11:44,250 --> 00:11:45,299
!وای

165
00:11:46,489 --> 00:11:47,322
‫رئیس جونگ!

166
00:11:47,471 --> 00:11:48,293
‫وایسا!

167
00:11:48,325 --> 00:11:49,426
‫بگیرینش!

168
00:11:52,472 --> 00:11:53,305
‫جونگ‌هیون!

169
00:11:53,680 --> 00:11:54,513
‫لعنتی.

170
00:11:56,606 --> 00:11:57,649
‫خوبی؟

171
00:12:07,682 --> 00:12:08,515
‫جونگ جونگ‌هیون!

172
00:12:09,240 --> 00:12:10,073
‫جونگ‌هیون!

173
00:12:14,468 --> 00:12:16,293
‫ای بابا.

174
00:12:16,622 --> 00:12:17,887
‫حالت خوبه؟

175
00:12:18,160 --> 00:12:19,762
‫بله، من خوبم.

176
00:12:20,600 --> 00:12:21,933
‫حتی به بیمارستان هم رفتم...

177
00:12:22,741 --> 00:12:26,454
‫...گفتن بعد از معاینه امروز
‫می‌تونم برم خونه.

178
00:12:26,702 --> 00:12:27,744
‫نه.

179
00:12:27,823 --> 00:12:29,549
‫تو اول فقط استراحت کن.

180
00:12:29,730 --> 00:12:33,390
‫حتی اگه زخمای ظاهریت خیلی سطحی باشن،
‫ولی اون، اسمش چیه؟

181
00:12:34,080 --> 00:12:37,880
‫آره، خودشه.
‫یه ترومای بزرگ.

182
00:12:38,480 --> 00:12:39,130
‫بله.

183
00:12:40,923 --> 00:12:41,756
‫منم همینطور.

184
00:12:42,120 --> 00:12:45,515
‫به خاطر خبرای اخیر روزنامه‌ها،
‫نمی‌تونم راحت بخوابم.

185
00:12:45,611 --> 00:12:48,477
‫آقای چوی، شما اصلاً
‫نمی‌ترسید؟

186
00:12:48,712 --> 00:12:50,079
‫معلومه که می‌ترسم.

187
00:12:50,440 --> 00:12:51,273
‫اون روز...

188
00:12:52,408 --> 00:12:55,103
‫...من با اون مرد چشم تو چشم شدم.

189
00:12:55,760 --> 00:12:57,033
‫و اون لبخند زد.

190
00:12:59,077 --> 00:13:00,822
‫وای خدای من، مورمورم شد.

191
00:13:01,077 --> 00:13:02,515
‫واقعاً.

192
00:13:02,563 --> 00:13:04,350
‫آدمایی مثل اون...

193
00:13:04,678 --> 00:13:09,334
‫...باید دستگیر بشن و تحت نظر باشن
‫تا دوباره کارای عجیب و غریب نکنن.

194
00:13:16,707 --> 00:13:17,707
<font color="#ff0000">(جون چانگ‌جین سونبه)

195
00:13:20,329 --> 00:13:22,402
<font color="#ff0000">(گزارش اطلاعات شخصی مظنون سو سه‌هیون)

196
00:13:23,385 --> 00:13:24,540
<font color="#ff0000">(سو سه‌هیون)

197
00:13:25,560 --> 00:13:27,631
<font color="#ff0000">(روابط خانوادگی: مادر، سو وون‌هی)

198
00:13:27,978 --> 00:13:29,975
‫پدر و خواهر و برادر ندارد.

199
00:13:31,526 --> 00:13:33,121
‫فاقد سابقه کیفری.

200
00:13:39,928 --> 00:13:40,694
‫صبر کن...

201
00:13:43,160 --> 00:13:44,695
<font color="#ff0000">(سوابق تماس تلفنی)

202
00:13:46,603 --> 00:13:48,127
<font color="#ff0000">(سوابق تماس)

203
00:13:50,306 --> 00:13:51,665
<font color="#ff0000">(کلینیک سلامت روان چونگون)

204
00:13:51,720 --> 00:13:53,258
<font color="#ff0000">بیمارستان پرستاری ییچان)
(‫آزمایشگاه پزشکی قانونی سئول

205
00:13:55,093 --> 00:13:57,319
<font color="#ff0000">(کلینیک سلامت روان چونگون)

206
00:14:18,798 --> 00:14:19,631
‫سه‌اون.

207
00:14:21,480 --> 00:14:22,530
‫وقت رفتنه.

208
00:14:31,080 --> 00:14:34,006
(تولدت مبارک)

209
00:14:54,229 --> 00:14:56,764
‫اون همچین بچه‌ای نیست.

210
00:14:58,723 --> 00:15:03,114
‫شما به عنوان پزشک مسئولش،
‫این موضوع رو از نظر پزشکی تأیید کردین؟

211
00:15:03,139 --> 00:15:08,576
‫آقای کارآگاه، چرا فکر می‌کنید
‫آدما تمایلات شیطانی دارن؟

212
00:15:09,616 --> 00:15:10,449
‫در مورد اون...

213
00:15:10,584 --> 00:15:11,810
‫میل به تأیید شدن.

214
00:15:12,080 --> 00:15:16,131
‫این به خاطر اینه که میلش برای گرفتن
‫محبت از دیگران برآورده نشده.

215
00:15:16,223 --> 00:15:19,963
‫مخصوصاً اگه از طرف والدینی باشه
‫که نزدیک‌ترین افراد بهش هستن.

216
00:15:20,158 --> 00:15:21,970
‫تأثیرش فوق‌العاده زیاده.

217
00:15:22,479 --> 00:15:26,709
‫ولی سه‌هیون بچه‌ایه که
‫از مادرش محبت زیادی دیده.

218
00:15:26,822 --> 00:15:29,264
‫من به قدرت عشق ایمان دارم.

219
00:15:29,455 --> 00:15:32,834
‫یه روز، یه راهبه اومد
‫پیش من...

220
00:15:34,357 --> 00:15:36,087
‫...و یه بچه جدید با خودش آورد.

221
00:15:37,425 --> 00:15:42,650
‫اون همیشه حیوونا رو می‌گرفت، بعد
‫شکمشون رو پاره می‌کرد و محتویاتش رو بیرون می‌ریخت.

222
00:15:43,646 --> 00:15:45,003
‫اون بچه گفت...

223
00:15:46,840 --> 00:15:50,501
‫کنجکاو بودم ببینم تو اون
‫شکم نرمش چی هست.

224
00:15:52,697 --> 00:15:55,451
‫ولی من دوباره
‫مرتب سر جاش برگردوندم.

225
00:15:57,447 --> 00:16:00,511
‫براش قبر هم درست کردم.

226
00:16:02,403 --> 00:16:04,138
‫کار ساده‌ای نیست.

227
00:16:04,591 --> 00:16:07,897
‫نتایج نشون داد که اون
‫ویژگی‌های شدید جامعه‌ستیزانه داره.

228
00:16:08,800 --> 00:16:12,760
‫می‌تونید اون رو بچه‌ای در نظر بگیرید که
‫حس گناه و همدلی ناچیزی داره.

229
00:16:14,256 --> 00:16:15,520
<font color="#ff0000">(اختلال شخصیت ضداجتماعی)

230
00:16:15,564 --> 00:16:16,397
‫ولی...

231
00:16:17,295 --> 00:16:20,184
‫...اون دوباره شکمش رو دوخته و
‫دفنش کرده.

232
00:16:21,284 --> 00:16:23,252
‫امکان نداره همدلی نداشته باشه...

233
00:16:23,440 --> 00:16:25,701
‫اون این کار رو بدون تردید
‫روی موجودات زنده انجام داده.

234
00:16:26,794 --> 00:16:28,329
‫این به خاطر شوکیه که بهش وارد شده...

235
00:16:32,349 --> 00:16:33,626
‫یه بچه به این کوچیکی...

236
00:16:34,440 --> 00:16:39,534
‫...وسط جنگل تو سرمای زمستون
‫بیهوش پیدا شده.

237
00:16:40,783 --> 00:16:45,147
‫اگه کوهنوردا ندیده بودنش،
‫ممکن بود بمیره.

238
00:16:45,431 --> 00:16:48,967
‫دیدن اون تو اون
‫وحشت، حتماً باعث شده که...

239
00:16:49,106 --> 00:16:53,310
‫حتی با این وجود، اگه با بچه‌های دیگه
‫زندگی کنه، خطرناک میشه.

240
00:16:53,591 --> 00:16:56,178
‫نظرتون چیه به یه مؤسسه بفرستیمش؟

241
00:16:56,451 --> 00:16:58,803
‫منظورتون یه جور بیمارستانه؟

242
00:17:00,994 --> 00:17:01,725
‫بله.

243
00:17:05,473 --> 00:17:06,965
‫ولی، دکتر...

244
00:17:08,237 --> 00:17:09,951
‫این یعنی هیچ‌کس...

245
00:17:10,842 --> 00:17:13,297
‫...کنار اون بچه نخواهد بود، درسته؟

246
00:17:16,846 --> 00:17:18,608
‫بعدش اون دیگه راهبه نبود.

247
00:17:19,871 --> 00:17:21,623
‫من قبلاً منعش کرده بودم.

248
00:17:22,809 --> 00:17:26,889
‫ولی حتماً دلیلی داشته که
‫خدا اون بچه رو سر راهش قرار داده.

249
00:17:27,374 --> 00:17:29,514
‫بعد از اون، حتی اگه بهم نمی‌گفت...

250
00:17:30,042 --> 00:17:34,800
‫...می‌تونستم بفهمم با چه عشق و تلاش
‫بزرگی سعی می‌کرد به اون بچه محبت کنه.

251
00:17:35,720 --> 00:17:36,553
‫در این صورت...

252
00:17:38,201 --> 00:17:39,799
‫علائمش بهتر شدن؟

253
00:17:40,080 --> 00:17:43,342
‫زخم‌هایی که تو بچگی به آدم وارد میشه
‫به راحتی درمان نمیشن.

254
00:17:43,452 --> 00:17:45,030
‫ممکنه تا ابد ادامه داشته باشن.

255
00:17:45,252 --> 00:17:47,482
‫فقط باید تلاش کرد.

256
00:17:47,720 --> 00:17:49,094
‫اون سه‌هیون...

257
00:17:50,771 --> 00:17:54,686
‫...بچه‌ایه که بعد از اینکه راهبه
‫وون‌هی مریض شد و آلزایمر گرفت...

258
00:17:55,714 --> 00:17:58,451
‫...پنج سال گذشته رو با
‫شکلات انرژی‌زا سر کرده.

259
00:17:59,395 --> 00:18:01,901
‫در حالی که قتل
‫انرژی زیادی می‌بره.

260
00:18:02,186 --> 00:18:06,186
‫اون بچه‌ایه که سعی می‌کنه
‫به قولی که به مادرش داده عمل کنه.

261
00:18:06,265 --> 00:18:09,765
‫مگه ممکنه بچه‌ای مثل اون...

262
00:18:10,326 --> 00:18:11,664
‫...دست به همچین کار فجیعی بزنه؟

263
00:18:28,013 --> 00:18:30,081
‫بیا، بخورش.

264
00:18:30,120 --> 00:18:33,640
‫بابام اینو برای من خریده،
‫ولی منم به تو میدم.

265
00:18:34,087 --> 00:18:36,007
‫از دستم عصبانی نیستی؟

266
00:18:36,152 --> 00:18:38,717
‫بابام گفت باید باهات خوب باشم.

267
00:18:39,469 --> 00:18:41,199
‫پدرت الان کجاست؟

268
00:18:41,458 --> 00:18:42,451
‫نمی‌خوای بخوری؟

269
00:18:42,615 --> 00:18:43,537
‫کجاست؟

270
00:18:43,843 --> 00:18:45,287
‫باشه، اگه نمی‌خوای.

271
00:19:00,921 --> 00:19:03,356
‫پدرت تو رو به مدرسه فرستاده؟

272
00:19:04,275 --> 00:19:05,108
‫نه.

273
00:19:06,307 --> 00:19:09,537
‫پس از کجا می‌دونی
‫تو مدرسه چیکار می‌کنن؟

274
00:19:21,097 --> 00:19:22,264
‫بخورش.

275
00:19:37,840 --> 00:19:39,187
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

276
00:19:39,264 --> 00:19:40,528
‫یکی رو بکش!

277
00:19:42,280 --> 00:19:44,644
‫نه، اینجوری نمیشه.

278
00:19:44,680 --> 00:19:46,608
چراغ سبز، چراغ قرمز

279
00:19:49,635 --> 00:19:51,912
چراغ سبز، چراغ قرمز

280
00:19:53,640 --> 00:19:55,006
چراغ سبز، چراغ قرمز

281
00:19:56,365 --> 00:19:58,139
گرفتمت!

282
00:20:17,760 --> 00:20:19,256
‫اونیم بهم گفت.

283
00:20:21,146 --> 00:20:22,828
‫تو هم اونی داری؟

284
00:20:25,517 --> 00:20:26,350
‫آره.

285
00:20:27,041 --> 00:20:28,388
‫الان کجاست؟

286
00:20:28,927 --> 00:20:29,760
‫کی می‌دونه.

287
00:20:32,159 --> 00:20:33,413
‫نمی‌دونم.

288
00:20:41,806 --> 00:20:42,646
‫بخورش.

289
00:20:44,249 --> 00:20:46,115
‫اگه ولم کنی می‌خورم.

290
00:20:48,055 --> 00:20:49,178
‫مهم نیست.

291
00:20:49,663 --> 00:20:51,561
‫پاهام که هنوز بسته‌ست.

292
00:20:51,840 --> 00:20:53,530
‫می‌تونی یه مدت بازش کنی.

293
00:20:54,660 --> 00:20:55,936
‫فکر نکنم.

294
00:20:56,216 --> 00:20:57,756
‫من بهت غذا میدم.

295
00:20:58,217 --> 00:20:59,295
‫دهنتو باز کن.

296
00:21:12,880 --> 00:21:13,713
‫بجوش.

297
00:21:20,352 --> 00:21:22,441
‫وقتی بابام بیاد دوباره میام اینجا.

298
00:21:42,023 --> 00:21:45,233
‫مظنون در جریان تحقیقات
‫پرونده‌های چهارم و پنجم شناسایی شد...

299
00:21:45,295 --> 00:21:46,361
‫...که به تازگی اتفاق افتاده.

300
00:21:46,420 --> 00:21:50,111
‫برای سرعت بخشیدن به دستگیری، ما
‫تصمیم گرفتیم جستجو رو علنی کنیم.

301
00:21:50,336 --> 00:21:52,655
‫نام مظنون اصلی
‫این پرونده...

302
00:21:53,364 --> 00:21:54,373
‫...سو سه‌هیون.

303
00:21:54,483 --> 00:21:57,296
‫پزشک قانونی سابق آزمایشگاه پزشکی قانونی سئول.

304
00:21:57,660 --> 00:22:01,240
‫سن ۳۱ سال، قد ۱۶۶ سانتی‌متر.

305
00:22:01,421 --> 00:22:03,092
‫-اندام لاغر، صورت کشیده... 
-هیوک‌گون.

306
00:22:03,600 --> 00:22:05,409
‫...و موهای تا شانه.

307
00:22:05,649 --> 00:22:07,503
‫-احتمالاً سلاح همراهشه.
‫-لعنتی.

308
00:22:07,572 --> 00:22:11,515
‫لطفاً در صورت مشاهده به او نزدیک نشوید
‫و فوراً گزارش دهید.

309
00:22:11,720 --> 00:22:13,562
‫-ردی از مظنون پیدا شده؟
‫-این چیه؟

310
00:22:13,671 --> 00:22:14,666
‫شماها...

311
00:22:14,720 --> 00:22:18,903
‫به جای جلسه پرسش و پاسخ،
‫فقط اعلام می‌کنیم که در حال بررسی موضوع هستیم.

312
00:22:18,992 --> 00:22:21,392
<font color="#ff0000">‫جایزه: ۵۰ میلیون وون
‫سو سه‌هیون (متولد ۱۹۹۵، زن)

313
00:22:23,512 --> 00:22:27,865
‫طبق روال بازرسی، ما از طریق
‫یک بیانیه رسمی به آن پاسخ خواهیم داد.

314
00:22:29,040 --> 00:22:31,135
‫کنترلش رو از دست داده.

315
00:22:31,200 --> 00:22:35,350
‫من از همون موقع که تیغ جراحی پیدا شد بهش مشکوک بودم.
‫چرا تازه الان تعجب کردی؟

316
00:22:35,760 --> 00:22:36,738
‫فقط همین نیست، درسته؟

317
00:22:36,854 --> 00:22:39,516
‫این دلیل اینکه چرا گزارش پانکرونیوم رو
‫جعل کرده هم توضیح میده.

318
00:22:39,570 --> 00:22:42,416
‫از بس پرونده نام سونگ‌هیوپ
‫داره پیچیده‌تر میشه، سرم درد گرفته.

319
00:22:42,525 --> 00:22:45,095
‫می‌تونی دوباره آزمایش کنی.
‫چرا اینقدر نگرانی؟

320
00:22:45,160 --> 00:22:46,377
‫بعداً تکلیف ما چی میشه؟

321
00:22:46,503 --> 00:22:47,713
‫ما تحت تأثیر قرار نمی‌گیریم.

322
00:22:47,862 --> 00:22:52,484
‫مگه اونی که گزارش پرونده نام سونگ‌هیوپ رو
‫امضا کرده، دکتر سو نیست؟

323
00:22:54,899 --> 00:22:59,095
‫صبر کن، نکنه سو سه‌هیون
‫تو این وضعیت می‌تونه بهمون کمک کنه؟

324
00:22:59,202 --> 00:23:00,035
‫معلومه.

325
00:23:00,099 --> 00:23:04,470
‫واقعیت یک پزشک قانونی مشهور
‫که اسیر امیال شخصی خود شده.

326
00:23:04,654 --> 00:23:09,306
‫به عنوان یک قاتل
‫و متخصص در جعل مدارک شناخته میشه.

327
00:23:11,615 --> 00:23:13,486
‫چه عنوان فوق‌العاده‌ای، مگه نه؟

328
00:23:14,391 --> 00:23:15,224
‫خبر فوری.

329
00:23:15,358 --> 00:23:19,470
‫سو سه‌هیون، پزشک قانونی کشور،
‫شناسایی شده و تحت تعقیب عمومی قرار گرفته...

330
00:23:19,560 --> 00:23:23,902
‫...به عنوان مظنون پرونده قتل‌های
‫زنجیره‌ای اخیر در یونگ‌چون.

331
00:23:24,124 --> 00:23:29,252
‫پلیس معتقده مظنون فراریه
‫و سعی داره مکانش رو پیدا کنه.

332
00:23:29,280 --> 00:23:34,470
‫بعد از اینکه روز چهارشنبه ۱۹ام به عنوان
‫مظنون به رسانه‌ها معرفی شد...

333
00:23:34,513 --> 00:23:36,750
‫وای خدای من، اینو نگاه کن.

334
00:23:36,774 --> 00:23:40,424
‫...اقدام به قتل دیگری در یونگ‌چون
‫در صبح یکشنبه کرد و مخفی شد.

335
00:23:43,278 --> 00:23:44,615
‫بله، خودمم.

336
00:23:45,320 --> 00:23:46,796
‫لطفاً برام یه کشتی مسافربری پیدا کن.

337
00:23:48,445 --> 00:23:49,710
‫یه هفته دیگه؟

338
00:23:51,214 --> 00:23:52,822
‫خیلی دیره.

339
00:23:52,886 --> 00:23:54,111
‫چیزی زودتر نیست؟

340
00:23:54,800 --> 00:23:57,399
‫بله، لطفاً برای دو نفر بگیر

341
00:23:58,398 --> 00:24:00,066
‫نه.

342
00:24:01,769 --> 00:24:04,791
‫دو مسافر بزرگسال.

343
00:24:08,400 --> 00:24:10,825
‫من نظرم رو گفتم.

344
00:24:11,504 --> 00:24:14,213
‫مطمئنم اون همچین بچه‌ای نیست.

345
00:24:15,142 --> 00:24:15,975
‫اوه مین هو.

346
00:24:16,366 --> 00:24:17,503
‫اعضای تیم ما.

347
00:24:27,574 --> 00:24:29,635
‫تو آدم خوبی هستی، رئیس جونگ.

348
00:24:30,240 --> 00:24:32,111
‫پس، نباز.

349
00:24:32,788 --> 00:24:34,594
‫تسلیم نشو.

350
00:24:36,438 --> 00:24:37,673
‫ولی الان دیگه نمی‌دونم.

351
00:24:38,673 --> 00:24:40,073
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

352
00:24:40,600 --> 00:24:44,952
‫تو که به هر حال حرفی رو که
‫می‌خوام بزنم باور نمی‌کنی.

353
00:24:45,622 --> 00:24:46,580
‫مگه نه؟

354
00:24:47,680 --> 00:24:50,330
‫بعد از اینکه مجرم دستگیر شد، ما...

355
00:24:51,240 --> 00:24:52,564
‫...دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم.

356
00:24:54,520 --> 00:24:57,416
<font color="#ff0000">(خشکشویی)

357
00:25:00,249 --> 00:25:02,336
<font color="#ff0000">شیشه شکسته)
(درحال تعمیر، مراقب باشین

358
00:25:05,920 --> 00:25:07,722
<font color="#ff0000">(پارک سوک‌وو سونبه)

359
00:25:07,783 --> 00:25:08,722
سلام، سونبه

360
00:25:10,680 --> 00:25:11,367
‫بله؟

361
00:25:12,040 --> 00:25:13,228
کی هنوز زنده‌ست؟

362
00:26:10,527 --> 00:26:12,120
‫تازه بیدار شدی.

363
00:27:12,560 --> 00:27:15,091
‫بابا، این ضخامت؟

364
00:27:15,287 --> 00:27:17,275
‫چقدر قشنگ برش زدی.

365
00:27:35,440 --> 00:27:36,799
‫می‌خوای یه چیز جالب بهت نشون بدم؟

366
00:27:44,520 --> 00:27:46,147
‫ببین، این خیلی جالبه.

367
00:27:47,742 --> 00:27:49,861
‫اون یه جنبه‌ی یه کم ترسناک داره.

368
00:27:50,635 --> 00:27:52,486
‫مخصوصاً، خیلی به جسدها وسواس داره.

369
00:27:52,509 --> 00:27:54,603
‫اون خیلی به تحقیقات
‫پلیس علاقه داره.

370
00:27:54,800 --> 00:27:56,329
‫حتی دخالت هم می‌کنه.

371
00:27:56,354 --> 00:27:56,808
<font color="#ff0000">(اظهارات همکار مظنون)

372
00:27:56,833 --> 00:27:58,582
‫کسی که بازرس‌ها بیشتر از همه ازش دوری می‌کنن.

373
00:27:58,640 --> 00:28:01,174
‫به خاطر پرونده ورزشکار نام سونگ‌هیوپ...

374
00:28:01,200 --> 00:28:01,975
<font color="#ff0000">(اظهارات همکار مظنون)

375
00:28:02,000 --> 00:28:04,635
‫...اون اغلب با دکتر اوه درگیر میشه.

376
00:28:04,660 --> 00:28:05,857
<font color="#ff0000">‫به خاطر ماجرای نام سونگ‌هیوپ، با آقای اوه زیاد دعوا می‌کردم

377
00:28:05,882 --> 00:28:09,358
‫سو سه‌هیون مدام می‌خواست مدارک رو
‫تغییر بده. برای همین دکتر اوه...

378
00:28:09,560 --> 00:28:13,291
‫بر اساس نتایج تحقیقات کامل در مورد
‫پرونده‌هایی که سو سه‌هیون رسیدگی می‌کنه...

379
00:28:13,762 --> 00:28:16,416
‫...مشخص شد که گزارش کالبدشکافی
‫پرونده نام سونگ‌هیوپ هم...

380
00:28:17,028 --> 00:28:21,041
‫...دچار دستکاری فردی شده که
‫توسط مسئول کالبدشکافی انجام شده.

381
00:28:21,276 --> 00:28:23,924
‫برای جلوگیری از تکرار این اتفاق...

382
00:28:28,843 --> 00:28:31,431
‫همه آدما همینطورن.

383
00:28:32,480 --> 00:28:33,697
‫تو این دنیا...

384
00:28:35,151 --> 00:28:37,439
‫...فقط به بابا میشه اعتماد کرد، درسته؟

385
00:28:37,800 --> 00:28:39,177
‫می‌فهمی؟

386
00:28:39,456 --> 00:28:40,289
‫ای بابا.

387
00:28:50,410 --> 00:28:52,369
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

388
00:28:53,586 --> 00:28:54,835
‫بنزینت تموم شده؟

389
00:28:54,960 --> 00:28:55,793
‫سه‌اون.

390
00:28:56,920 --> 00:28:59,158
‫می‌تونی از ماشین بابا یکم بنزین بیاری؟

391
00:28:59,342 --> 00:29:00,175
‫بله.

392
00:29:07,677 --> 00:29:09,630
‫من چیکار کنم؟

393
00:29:12,520 --> 00:29:14,392
‫باید از الان دوباره شروع کنیم.

394
00:29:17,853 --> 00:29:18,856
‫به عنوان یه خانواده...

395
00:29:20,599 --> 00:29:25,135
‫...باید در آرامش زندگی کنیم.

396
00:29:28,825 --> 00:29:29,838
‫اون چی؟

397
00:29:31,160 --> 00:29:32,470
‫بهت که گفتم.

398
00:29:32,920 --> 00:29:34,166
‫اصلاً ازش خوشم نمیاد.

399
00:29:34,960 --> 00:29:38,799
‫ولی، به نظر میاد اون بچه
‫واقعاً تو رو دوست داره.

400
00:29:41,239 --> 00:29:42,814
‫تو که هستی، چه نیازی به اون هست؟

401
00:29:45,840 --> 00:29:47,455
‫کارشو تموم می‌کنیم.

402
00:29:49,478 --> 00:29:51,024
‫بعد فردا با قایق میریم.

403
00:29:56,459 --> 00:29:57,642
‫نگران نباش.

404
00:29:58,400 --> 00:29:59,892
‫بعد از چند روز...

405
00:30:00,480 --> 00:30:05,150
‫...همه‌چیز مثل قبل آروم میشه.

406
00:30:05,748 --> 00:30:10,947
‫اساساً آدما به
‫بقیه علاقه‌ای ندارن.

407
00:30:22,190 --> 00:30:24,946
‫همه آدما بچه‌هاشون رو رها می‌کنن.

408
00:30:28,440 --> 00:30:31,760
‫بهت هشدار داده بودم که
‫چنگ و دندون نشون ندی، مگه نه؟

409
00:30:33,200 --> 00:30:35,042
‫ولی نمی‌خوای به حرفم گوش کنی؟

410
00:30:35,958 --> 00:30:39,580
‫اگه اینطوره، باید
‫تنبیه بشی تا به خودت بیای.

411
00:31:00,000 --> 00:31:20,000
‫<b><font color="#ff0000">:::::::::  آيـــ(شکارچی با تیغ جراحی)ـــرِن  ::::::::
::::@AirenTeam::::</font>

