﻿1
00:00:10,828 --> 00:00:25,828
<font color="#fd9ffb">^_^- تیم ترجمه پروموویز ^_^-</font>
<font color="#b5b5b5"> ProMovi.ir</font>

2
00:01:12,852 --> 00:01:14,560
<font color="#bb005e">(نودل ده هان)</font>

3
00:01:45,102 --> 00:01:46,227
<font color="#bb005e">(نو)</font>

4
00:01:51,268 --> 00:01:52,768
<font color="#bb005e">(نودل)</font>

5
00:01:54,185 --> 00:01:57,185
<font color="#bb005e">(درآمیختن داستان‌ها با نودل)</font>

6
00:02:07,768 --> 00:02:12,984
<font color="#bb005e">(سلول‌های یومی: فیلم)</font>

7
00:02:12,984 --> 00:02:18,299
<font color="#bb005e">(براساس وبتون "سلول‌های یومی" از یی دونگ گون)</font>

8
00:02:19,060 --> 00:02:20,103
سلام

9
00:02:20,103 --> 00:02:21,728
سلام

10
00:02:24,060 --> 00:02:26,977
سلام-
سلام، دستیار مدیر بابی-

11
00:02:26,977 --> 00:02:29,393
این اواخر انگار خیلی سرت شلوغه

12
00:02:29,393 --> 00:02:31,435
کلی کار ریخته سرم

13
00:02:31,435 --> 00:02:32,727
بفرما

14
00:02:39,727 --> 00:02:43,560
به لطف تو، فالوورای فضای مجازیمون
خیلی زیاد شده

15
00:02:45,018 --> 00:02:46,644
ارائت چطور پیش میره؟

16
00:02:46,644 --> 00:02:49,894
یه چندتا چیز اضافه کنم بهش تموم میشه

17
00:02:53,395 --> 00:02:55,728
مثل اینکه تا دیروقت کار میکردی

18
00:02:55,728 --> 00:02:58,768
مراقب سلامتیت باش

19
00:02:58,768 --> 00:03:00,393
چشم

20
00:03:18,101 --> 00:03:20,049
!خدایا، خدایا، خدایا

21
00:03:20,049 --> 00:03:22,935
عشق اداری خیلی وسوسه‌انگیزه

22
00:03:22,935 --> 00:03:26,310
ولی عشق، سرکار یکم ناجور نیست؟

23
00:03:26,310 --> 00:03:29,060
یاا یاا، منطق

24
00:03:29,060 --> 00:03:31,102
انقدر ضدحال نباش

25
00:03:31,102 --> 00:03:36,602
عشق توی همچین محیط طاقت‌فرسایی
فضا رو بهتر و قشنگ‌تر میکنه

26
00:03:36,602 --> 00:03:38,018
فهمیدی؟

27
00:03:38,018 --> 00:03:41,768
فهمیدم، احساس
میشه لطفا بری عقب؟

28
00:03:44,185 --> 00:03:47,018
بیا بعد از کار بریم فیلم ببینیم

29
00:03:47,018 --> 00:03:48,435
باشه

30
00:03:48,435 --> 00:03:50,935
داره منو میکشه-
بس کن! دردم گرفت-

31
00:03:50,935 --> 00:03:55,185
اگه یهویی یه نفر بیاد تو چی؟

32
00:03:55,185 --> 00:03:58,935
نگرانم مچشون رو بگیرن

33
00:03:58,935 --> 00:04:01,061
پس برای راه‌اندازی محصول جدیدمون مشکلی نیست؟

34
00:04:01,061 --> 00:04:03,019
مطمئن میشیم مشکلی نباشه

35
00:04:03,686 --> 00:04:05,311
امکانش هست؟-
سلام-

36
00:04:05,311 --> 00:04:06,686
سلام، بابی‌شی

37
00:04:06,686 --> 00:04:10,269
اول استرالیا رو چک میکنم
بعدش ترکیه رو چک میکنم

38
00:04:10,269 --> 00:04:13,353
تامین مواد اولیه خیلی سخته

39
00:04:21,318 --> 00:04:24,853
دوباره کجا رفته؟

40
00:04:24,853 --> 00:04:27,644
خدایا، الان دیگه چی میخواد؟

41
00:04:28,894 --> 00:04:30,978
سرپرست تیم نام، چه کاری ازم برمیاد؟

42
00:04:30,978 --> 00:04:33,488
چرا انقدر لفتش دادی تا بیای؟

43
00:04:33,488 --> 00:04:35,404
کل روز قهوه میخوری؟

44
00:04:37,144 --> 00:04:39,488
ارائه‌ی فردا رو بردار بیا سر میزم

45
00:04:39,488 --> 00:04:40,821
چشم

46
00:04:53,353 --> 00:04:57,894
درآمیختن و وارد کردن داستان‌هایی که نسل ام زد
...باهاش ارتباط بگیرن به نودل‌ها

47
00:04:57,894 --> 00:04:59,396
کیم یومی‌شی-
بله؟-

48
00:04:59,396 --> 00:05:00,937
داری اینجا رمان مینویسی؟

49
00:05:00,937 --> 00:05:03,447
...خب راستش، با اضافه کردنِ یه داستان به محصول

50
00:05:03,447 --> 00:05:04,947
...خب

51
00:05:05,812 --> 00:05:09,728
چند وقته که به تیم ما ملحق شدی؟

52
00:05:09,728 --> 00:05:12,770
ما به یه ایده‌ی تبلیغاتی نیاز داریم
نه یه رمان

53
00:05:12,770 --> 00:05:15,562
ساده و تاثیرگذار انجامش بده، باشه؟

54
00:05:15,562 --> 00:05:17,770
بچسب به چیزایی که معمولا انجام میدیم

55
00:05:17,770 --> 00:05:20,669
دوباره انجامش بده-
چشم-

56
00:05:25,187 --> 00:05:28,062
گفت یه چیز جدید بنویس

57
00:05:28,062 --> 00:05:29,562
برای امروز کارم تمومه
میبینمتون

58
00:05:29,562 --> 00:05:31,187
سلول نویسنده، کجا داری میری؟

59
00:05:31,187 --> 00:05:35,187
دمدمی‌مزاج لعنتی
اعصابمو داره خرد میکنه

60
00:05:35,187 --> 00:05:41,853
من، کارآگاه بزرگ، با اطمینان میتونم بگم که
...از اونجایی که ارائه فرداست

61
00:05:41,853 --> 00:05:45,353
اصلا امکان نداره که امروز بتونه تمومش کنه

62
00:05:45,353 --> 00:05:47,895
جور دیگه‌ای بخوام بگم، مجبوره تا دیروقت کار کنه

63
00:05:47,895 --> 00:05:51,395
به هرحال شک دارم تمومش کنه

64
00:05:51,395 --> 00:05:53,812
نه! امروز قراره با بابی بریم سینما

65
00:05:53,812 --> 00:05:56,895
تو دیگه زیادی خوش‌بینی

66
00:05:56,895 --> 00:06:00,312
انقدر حرف نزنین و برید به کارتون برسید

67
00:06:00,312 --> 00:06:04,238
یومی این ماه دوباره کمبود بودجه داره

68
00:06:04,238 --> 00:06:06,697
خساست همیشه دنبال پوله

69
00:06:07,260 --> 00:06:10,395
نمیشه امروز رو استثنا قائل بشه؟
امروز روز آخر اکران اون فیلمه

70
00:06:10,395 --> 00:06:14,187
کنسلش کن
بابی درک میکنه

71
00:06:24,812 --> 00:06:29,353
بابی معذرت میخوام، ولی امروز
نمیتونم بیام سینما

72
00:06:44,353 --> 00:06:45,812
ها؟

73
00:07:08,853 --> 00:07:12,020
روزایی که جوون‌تر بودم و کلی رویا
...توی سرم داشتم

74
00:07:12,020 --> 00:07:16,853
فکر میکردم توی دهه‌ی 30 سالگیم
یه زندگی فوق‌العاده داشته باشم

75
00:07:16,853 --> 00:07:19,728
بدون اینکه بفهمم، انقدر بزرگ شدم

76
00:07:19,728 --> 00:07:22,603
دارم درست انجامش میدم؟

77
00:07:22,603 --> 00:07:25,270
رفته

78
00:07:25,270 --> 00:07:28,645
<font color="#bb005e">(فروشگاه اجاره خاطرات)</font>

79
00:07:31,606 --> 00:07:33,520
سلام-
اوه، سلول نویسنده-

80
00:07:33,520 --> 00:07:35,065
...میشه شماره 17

81
00:07:35,065 --> 00:07:38,395
شماره 135، قسمت رمان خیلی موفق و پرمخاطب یومی
درسته؟

82
00:07:38,395 --> 00:07:39,687
بله. ممنون

83
00:07:39,687 --> 00:07:42,021
خسته‌کننده نیست هرسری فقط یه چیز رو میبینی؟

84
00:07:42,021 --> 00:07:44,688
اینجا خاطرات زیاد دیگه‌ای هم داریم

85
00:07:44,688 --> 00:07:46,115
میدونم

86
00:07:46,115 --> 00:07:49,906
ولی این خاطره بهترینه

87
00:07:54,105 --> 00:07:55,730
<font color="#bb005e">(رمان موفق یومی)</font>

88
00:07:58,813 --> 00:08:00,563
یومی
یومی

89
00:08:00,563 --> 00:08:02,313
بله؟-
نوشتیش؟-

90
00:08:02,313 --> 00:08:04,438
همین الان بدش به من

91
00:08:04,438 --> 00:08:05,980
اوه، باشه

92
00:08:05,980 --> 00:08:10,230
همینطوری برای سرگرمی نوشتمش
پس انتظار زیادی نداشته باش

93
00:08:10,230 --> 00:08:12,938
با توقع خیلی بالایی میخونمش
مرسی

94
00:08:14,688 --> 00:08:17,271
قسمت جدیدش اومد؟ بذار منم ببینم

95
00:08:39,105 --> 00:08:41,573
از الان بگم قسمت بعدی رو اول من میخونم

96
00:08:41,573 --> 00:08:43,406
بله بله

97
00:08:45,396 --> 00:08:47,355
<font color="#bb005e">(!نفس‌گیره)</font>

98
00:08:49,480 --> 00:08:51,188
<font color="#bb005e">(گذشته‌ی دردناکِ ناهی؟)</font>

99
00:08:51,188 --> 00:08:52,813
<font color="#bb005e">(نویسنده یومی، عاشق کارتم)</font>

100
00:08:52,813 --> 00:08:54,980
<font color="#bb005e">(آخرش باهم میشن، مگه نه؟ چه پیچش داستانی‌ای)</font>

101
00:08:54,980 --> 00:08:57,730
<font color="#bb005e">(نمیتونم برای قسمت بعد صبر کنم. لطفا عجله کن)</font>

102
00:09:09,605 --> 00:09:11,396
بیانیه مطبوعاتی چطور پیش میره؟

103
00:09:11,396 --> 00:09:13,021
بعدا پیش‌نویسش رو بهتون نشون میدم

104
00:09:13,021 --> 00:09:14,948
جلسه با روزنامه‌نگارها رو برنامه‌ریزی کردی؟

105
00:09:14,948 --> 00:09:17,698
بله، گزارش اونم براتون میارم

106
00:09:24,021 --> 00:09:26,271
فکر کردم دیر کردم

107
00:09:26,271 --> 00:09:29,355
چی شده رئیس یهویی میخوان توی جلسه شرکت کنن؟

108
00:09:29,355 --> 00:09:32,396
ظاهرا به راه‌اندازی این محصول جدید
خیلی علاقه‌مندن

109
00:09:32,396 --> 00:09:36,688
پس بخاطر همینه که سرپرست تیم
ارائه رو به عهده گرفته

110
00:09:37,730 --> 00:09:40,397
دستیار مدیر یومی، حیف شد

111
00:09:40,397 --> 00:09:42,772
کلی براش زحمت کشیده بودی

112
00:09:42,772 --> 00:09:44,439
رئیس اینجان

113
00:09:45,355 --> 00:09:46,824
صبح بخیر

114
00:09:46,824 --> 00:09:49,365
همگی بشینین، لطفا

115
00:09:52,689 --> 00:09:54,180
شروع کنیم؟

116
00:09:54,180 --> 00:09:55,472
بله

117
00:09:56,564 --> 00:10:02,689
درمورد بازاریابی "غذای آماده‌ی سفارشی" جدیدمون
بهتون ارائه میدم

118
00:10:02,689 --> 00:10:07,730
اگه بخوام استراتژی غذای آماده که نسل ام زد رو
...هدف قرار میده، خلاصه کنم

119
00:10:07,730 --> 00:10:10,980
"باید بگم "درآمیختن داستان‌ها با نودل

120
00:10:10,980 --> 00:10:14,647
از طریق زندگی روزمره قهرمان داستان که
نسل ام زد بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه

121
00:10:14,647 --> 00:10:18,397
نودلی رو پیشنهاد میکنیم که با مود و
موقعیتِ قهرمان داستان مَچ باشه

122
00:10:18,397 --> 00:10:21,105
نودل بیبیم سرحال‌آور توی روزهای خوب

123
00:10:21,105 --> 00:10:25,064
سوپ نودل با برنجاسف
برای خماری بعد از شام‌های شرکتی

124
00:10:25,064 --> 00:10:27,022
...توی روزایی که نم‌نم بارون میاد

125
00:10:27,022 --> 00:10:31,105
نودل توفوی سرخ شده‌ی گرم و آرامش‌بخش
...به همراه مخلفات

126
00:10:31,105 --> 00:10:33,189
کارش خوبه-
ازش بعید بود-

127
00:10:33,189 --> 00:10:35,064
وای، عالیه

128
00:10:36,105 --> 00:10:38,189
سرپرست تیم نام هنوزم اینجوریه

129
00:10:38,189 --> 00:10:40,022
ازش این انتظارو نداشتم

130
00:10:40,022 --> 00:10:45,522
یه غذای ساده ولی خاص و بی‌نظیر
که کلید واژه‌ی اون همدلیه

131
00:10:45,522 --> 00:10:50,605
برنامه داریم "غذای آماده‌ی سفارشی" رو
توی شبکه‌های مجازی تبلیغ کنیم

132
00:10:50,605 --> 00:10:52,647
تموم شد
خیلی ممنون

133
00:10:52,647 --> 00:10:56,897
خیلی خوبه
این ایده‌ی خودته؟

134
00:10:56,897 --> 00:10:58,814
بله قربان
درسته

135
00:10:58,814 --> 00:11:01,980
سرپرست تیم نام، بیا چای بخوریم و
بیشتر درموردش صحبت کنیم

136
00:11:01,980 --> 00:11:03,647
البته

137
00:11:07,898 --> 00:11:10,898
فکر میکردم افکار سرپرست تیم نام دیگه قدیمی شده باشه
...ولی این دفعه

138
00:11:10,898 --> 00:11:13,731
دقیقا، منم سورپرایز شدم

139
00:11:16,689 --> 00:11:18,132
دستیار مدیر بابی، نمیای؟

140
00:11:18,132 --> 00:11:19,898
بله، دارم میام

141
00:11:19,898 --> 00:11:22,814
این ایده‌ی تو بود، نه؟

142
00:11:22,814 --> 00:11:28,148
سرپرست تیم نام واقعا عادت کرده دزدی کنه

143
00:11:28,148 --> 00:11:33,699
اولین بارش نیست که این کارو میکنه
توی اینترانت پستش کن

144
00:11:33,699 --> 00:11:36,491
حقشه تحقیر بشه

145
00:11:42,024 --> 00:11:44,690
خیلی عصبانیم

146
00:11:44,690 --> 00:11:46,815
دارم از عصبانیت میترکم

147
00:11:46,815 --> 00:11:49,726
همه چی رو منفجر میکنم

148
00:11:50,815 --> 00:11:52,357
داد و بیداد

149
00:11:56,732 --> 00:11:59,982
منتظر چی هستی، داد و بیداد؟

150
00:12:01,024 --> 00:12:07,274
داد و بیداد، بیا همین الان همه چی رو منفجر کنیم

151
00:12:07,274 --> 00:12:08,857
احساس

152
00:12:10,399 --> 00:12:11,607
نه

153
00:12:15,107 --> 00:12:17,315
داد و بیداد، روی زمین

154
00:12:17,315 --> 00:12:18,857
اوکی

155
00:12:20,482 --> 00:12:21,565
ها؟

156
00:12:21,565 --> 00:12:23,482
خساست! نذار فندک رو بگیره

157
00:12:23,482 --> 00:12:24,649
بدش به من

158
00:12:24,649 --> 00:12:27,065
آفرین! بدش به من

159
00:12:27,065 --> 00:12:32,315
میدونم همه چی بخاطر اینه که خرجمون رو دربیاریم
ولی صبر و تحمل منم یه حدی داره دیگه

160
00:12:33,565 --> 00:12:34,867
چی؟-
مگه نه؟-

161
00:12:34,867 --> 00:12:36,492
بترکونش
بیا

162
00:12:39,274 --> 00:12:41,107
<font color="#bb005e">(درآمد - حقوق)</font>

163
00:12:43,472 --> 00:12:47,357
آره خب، پول درآوردن بایدم سخت باشه

164
00:12:47,357 --> 00:12:48,075
ها؟

165
00:12:48,075 --> 00:12:49,659
حقوق

166
00:12:54,982 --> 00:12:57,325
احساس، بگیرش-
اوکی-

167
00:12:57,325 --> 00:12:58,784
بترک

168
00:12:59,357 --> 00:13:01,315
خوب بود

169
00:13:01,315 --> 00:13:05,440
سلول فشن، عینک آفتابیت چرا اینجوریه؟
ترند جدیده؟

170
00:13:05,440 --> 00:13:07,024
به نظرت خنده داره؟

171
00:13:07,024 --> 00:13:09,075
بهتره فرار کنم-
بیا اینجا ببینم-

172
00:13:09,075 --> 00:13:11,200
بدو، داد و بیداد

173
00:13:14,649 --> 00:13:16,117
هیستریکه

174
00:13:16,117 --> 00:13:18,075
چه خبره؟

175
00:13:20,440 --> 00:13:24,899
هیستریک... تو اینجا چیکار میکنی؟

176
00:13:24,899 --> 00:13:26,159
خیلی تو مخین

177
00:13:26,159 --> 00:13:28,200
همه چی رو نابود میکنم

178
00:13:31,024 --> 00:13:33,607
...ولی بچه‌ها

179
00:13:33,607 --> 00:13:38,357
یومی که بخاطر این قضیه استعفا نمیده، مگه نه؟

180
00:13:49,399 --> 00:13:56,190
با دادگاه به این موضوع رسیدگی میکنیم که
یومی استعفا بده یا نده

181
00:13:56,190 --> 00:13:58,857
لطفا طرفی که فکر میکنین درسته رو انتخاب کنین

182
00:13:58,857 --> 00:14:02,857
بچه‌ها، بعد از اینکه هشت‌تا شرکت ردش کردن
تونست این شغل رو گیر بیاره

183
00:14:02,857 --> 00:14:06,857
توی این مشکلات اقتصادی سخت
نمیشه احساسی تصمیم گرفت

184
00:14:06,857 --> 00:14:08,649
منطقی فکر کنین

185
00:14:08,649 --> 00:14:10,982
من مخالف استعفا دادنم

186
00:14:18,190 --> 00:14:20,857
مگه احساسی بودن چه مشکلی داره؟

187
00:14:20,857 --> 00:14:24,149
بچه‌ها، این سومین باره که دارن ایده‌هاش رو میدزدن

188
00:14:24,149 --> 00:14:27,357
اگه از یه نفر متنفر بشی، اون نفرت دیگه تمومی نداره

189
00:14:27,357 --> 00:14:28,899
نمیتونم قیافشو تحمل کنم

190
00:14:28,899 --> 00:14:31,024
من میگم استعفا بدیم

191
00:14:35,775 --> 00:14:39,483
این درسته که به اینطوری دست و پا زدن
ادامه بدیم؟

192
00:14:39,483 --> 00:14:42,816
با تحمل کردن این عذاب چی گیرم میاد؟

193
00:14:42,816 --> 00:14:45,025
بعدا یکی میشه مثل سرپرست تیم نام

194
00:14:45,025 --> 00:14:49,400
اون مثل آدم بالغ خفنی که دوست داشت بشه
اصلا نیست

195
00:14:49,400 --> 00:14:50,941
بیخیال بابا

196
00:14:50,941 --> 00:14:53,983
یادتون نیست وقتی نویسندگی میکرد
چقدر خوشحال بود؟

197
00:14:53,983 --> 00:14:56,233
باید کاری که دوست داره رو پیدا کنه

198
00:14:56,233 --> 00:14:57,618
من موافق استعفا دادنم

199
00:14:57,618 --> 00:14:59,910
درسته
استعفا بدیم

200
00:15:02,858 --> 00:15:04,566
...ولی

201
00:15:04,566 --> 00:15:10,191
اگه کاری که دوست داره رو پیدا نکنه چی؟

202
00:15:10,191 --> 00:15:12,775
بعدا پشیمون نمیشه؟

203
00:15:12,775 --> 00:15:14,316
پشیمون میشه

204
00:15:14,316 --> 00:15:17,191
پیدا کردن چیزی که دوست داری
آسون نیست

205
00:15:17,191 --> 00:15:19,775
حتی نفس کشیدنم هزینه داره

206
00:15:19,775 --> 00:15:23,775
پول اجاره، خورد و خوراک، و قبضای برق چی میشه؟

207
00:15:23,775 --> 00:15:25,108
پس چرا یکم پول پس‌انداز نکردی؟

208
00:15:25,108 --> 00:15:29,608
موقعی که حس خوبی داشت و موقعی که
حس مزخرفی داشت، همشو خرج کردین

209
00:15:29,608 --> 00:15:30,900
من مخالفم

210
00:15:30,900 --> 00:15:33,131
خساست درست میگه
منم مخالفم

211
00:15:33,131 --> 00:15:34,767
درسته

212
00:15:34,767 --> 00:15:37,525
<font color="#bb005e">(استعفانامه)
بدون هیچ برنامه‌ای نمیتونم استعفا بدم و برم</font>

213
00:15:37,525 --> 00:15:40,525
ولی میگم... هرروز میتونی بابی رو ببینی

214
00:15:40,525 --> 00:15:43,651
هیچ شغلی مثل این فوق‌العاده نیست
من مخالفم

215
00:15:43,651 --> 00:15:48,441
طبق نتیجه‌گیری‌های من، اگه اینجا بمونه
حداقلش سرپرست میشه

216
00:15:48,441 --> 00:15:52,993
حیفه الان بیخیال بشیم و بریم
من مخالف استعفا دادنم

217
00:15:52,993 --> 00:15:56,243
ولی اون جایگاه بالاییه؟

218
00:15:57,525 --> 00:16:01,858
سرپرست که مدیر اجرایی نیست

219
00:16:01,858 --> 00:16:05,941
چیکار داری میکنی، اضطراب؟
همه رو داری گیج میکنی

220
00:16:05,941 --> 00:16:08,108
طرفی که میخوای رو انتخاب کن

221
00:16:08,108 --> 00:16:10,233
...خب، من

222
00:16:10,233 --> 00:16:11,775
تو، چی؟

223
00:16:11,775 --> 00:16:15,251
هرچی باشه اضطرابی دیگه
چی میخوای؟

224
00:16:15,251 --> 00:16:18,209
تصمیمت رو بگیر دیگه
تو آخرین نفری

225
00:16:22,858 --> 00:16:24,618
انتخاب کن

226
00:16:24,618 --> 00:16:26,660
انتخاب کن

227
00:16:31,181 --> 00:16:32,983
بیاین کارو تموم کنیم

228
00:16:32,983 --> 00:16:36,441
خسته شدم-
میخوای الکل بزنیم؟-

229
00:16:36,441 --> 00:16:37,775
دستیار مدیر یومی؟

230
00:16:37,775 --> 00:16:39,621
سخت نگیر و برو خونه

231
00:16:39,621 --> 00:16:42,464
سخت کار کردن مهم نیست

232
00:16:42,464 --> 00:16:44,173
نتیجه مهمه

233
00:16:50,401 --> 00:16:52,110
نتیجه کی میاد پس؟

234
00:16:52,110 --> 00:16:54,860
نمیدونم، کنجکاوم نتیجه‌ی دادگاه چی میشه

235
00:17:09,610 --> 00:17:13,235
<font color="#bb005e">(جایی در اعماق قلب یومی)</font>

236
00:17:15,443 --> 00:17:17,943
چه اتفاقی داره میفته؟

237
00:18:02,693 --> 00:18:04,536
اون

238
00:18:04,536 --> 00:18:06,078
اون کیه؟ چیه؟

239
00:18:09,026 --> 00:18:10,160
حس واقعی

240
00:18:10,847 --> 00:18:13,536
فقط از اون کار لعنتی استعفا بده

241
00:18:16,662 --> 00:18:17,787
<font color="#bb005e">(استعفانامه)</font>

242
00:18:18,975 --> 00:18:21,651
کیم یومی، داری چیکار میکنی؟
دیوونه شدی؟

243
00:18:21,651 --> 00:18:23,318
آره، دیوونه شدم

244
00:18:23,318 --> 00:18:26,276
قبلا دیوونه ندیده بودی؟-
چرا داری اینطوری میکنی؟-

245
00:18:26,276 --> 00:18:31,276
یاا، با بد آدمی در افتادی

246
00:18:31,276 --> 00:18:34,193
چطور جرات کردی ایده‌ی منو بدزدی؟

247
00:18:37,485 --> 00:18:39,526
باید خجالت بکشی

248
00:18:39,526 --> 00:18:41,610
حسابی کتکت میزنم

249
00:18:44,485 --> 00:18:46,943
جوجه‌ی ترسو

250
00:18:46,943 --> 00:18:49,193
دستیار مدیر یومی، منو صدا کردی؟

251
00:18:49,193 --> 00:18:50,318
بله؟

252
00:18:50,318 --> 00:18:52,651
صدام کردی، میخواستی باهام صحبت کنی؟

253
00:18:52,651 --> 00:18:55,985
<font color="#bb005e">(استعفانامه)
اوه... بفرمایین</font>

254
00:18:55,985 --> 00:18:57,610
این چیه؟

255
00:18:57,610 --> 00:19:00,610
بابت همه چی ممنونم

256
00:19:00,610 --> 00:19:05,068
یاا یومی‌شی، نه دستیار مدیر یومی
صبر کن، نمیتونی استعفا بدی

257
00:19:11,818 --> 00:19:15,735
یاا، چرا وقتی اضطراب هنوز تصمیمشو نگرفته
تصمیم نهایی گرفته شد؟

258
00:19:15,735 --> 00:19:19,068
ما نمیتونیم قبول کنیم
توضیح بده، سلول قاضی

259
00:19:19,068 --> 00:19:20,943
اصلا توضیحی هم نیاز داریم؟

260
00:19:20,943 --> 00:19:24,203
این حسیه که یومی توی اعماق قلبش داره

261
00:19:24,203 --> 00:19:26,370
توضیح بیشتری میخواین؟

262
00:19:28,651 --> 00:19:32,985
حتما پشیمون میشه
وقتی گشنش بشه میفهمه

263
00:19:32,985 --> 00:19:36,485
سلول قاضی، یومی چیزیش نمیشه؟

264
00:19:36,485 --> 00:19:39,526
نگران نباش، اضطراب

265
00:19:39,526 --> 00:19:42,110
فکر میکنم از پسش برمیاد

266
00:19:42,110 --> 00:19:45,026
نه، قطعا از پسش برمیاد

267
00:20:05,110 --> 00:20:07,026
لازم نیست بیاین
سرتون شلوغه

268
00:20:07,026 --> 00:20:11,401
خوب فکراتو کردی که یهویی استعفا دادی؟
ناراحتم که داری میری

269
00:20:11,401 --> 00:20:16,151
باید براش آرزوی موفقیت کنیم

270
00:20:16,151 --> 00:20:18,568
دستیار مدیر یومی، حالا میخوای چیکار کنی؟

271
00:20:18,568 --> 00:20:21,026
میری یه جای بهتر؟

272
00:20:21,026 --> 00:20:24,735
نه... یکم استراحت میکنم

273
00:20:24,735 --> 00:20:27,786
استراحت؟ وای، خیلی حسودیم شد

274
00:20:27,786 --> 00:20:29,870
بهت حسودیم شد

275
00:20:31,068 --> 00:20:32,985
باهاتون در تماس میمونم

276
00:20:32,985 --> 00:20:35,485
خدافظ یومی‌شی
مراقب خودت باش

277
00:20:35,485 --> 00:20:37,943
بعضی وقتا بیا باهم الکل بخوریم، باشه؟

278
00:20:37,943 --> 00:20:39,485
حتما

279
00:20:47,227 --> 00:20:49,935
حالا چیکار کنم؟

280
00:20:52,860 --> 00:20:58,026
درسته که بدون هیچ برنامه‌ای همینطوری یهویی
استعفا دادم

281
00:20:59,651 --> 00:21:04,693
با غرور از اینجا زدم بیرون
ولی از فردا چیکار کنم؟

282
00:21:12,610 --> 00:21:15,276
و به مامان چی بگم؟

283
00:21:15,276 --> 00:21:18,235
آه، دلم میخواد ناپدید بشم

284
00:21:18,235 --> 00:21:19,610
دستیار مدیر یومی

285
00:21:20,276 --> 00:21:22,901
اوه، دستیار مدیر بابی

286
00:21:22,901 --> 00:21:24,818
میخوای با من بری جایی؟

287
00:21:24,818 --> 00:21:26,443
اوه

288
00:21:29,819 --> 00:21:32,569
خیلی خوبه

289
00:21:32,569 --> 00:21:34,653
انگار یه باری از روی دوشم برداشته شد

290
00:21:34,653 --> 00:21:36,569
خوشحالم که خوشحالی

291
00:21:36,569 --> 00:21:40,694
عاشقشم. الان دیگه میتونم نفس بکشم

292
00:21:40,694 --> 00:21:42,944
چطوری این فکر به ذهنت رسید؟

293
00:21:46,153 --> 00:21:48,861
فکر کردم شاید بهش نیاز داری

294
00:21:48,861 --> 00:21:50,611
وقت گذروندن این شکلی

295
00:21:51,538 --> 00:21:54,528
آره نیاز داشتم

296
00:21:54,528 --> 00:21:59,371
حتما یه سری فکرا توی سرته و ذهنت مشغوله
ولی میخوام فعلا به خودت سخت نگیری و آروم باشی

297
00:21:59,371 --> 00:22:02,038
بهت خیلی سخت گذشته

298
00:22:05,028 --> 00:22:07,903
ازت میخوام قبل از اینکه دوباره شروع کنی
کامل تجدید نیرو کنی

299
00:22:09,153 --> 00:22:11,028
بابی

300
00:22:17,793 --> 00:22:21,736
ناراحت و پکر بودم، ولی الان دیگه خوبم

301
00:22:21,736 --> 00:22:24,444
بابی خیلی عاقل و فهمیده‌ست

302
00:22:24,444 --> 00:22:27,444
بدون اینکه یومی حرفی بزنه
میفهمه چی احساسی داره

303
00:22:27,444 --> 00:22:30,736
بخاطر عقل و فهم خوبش نیست
بخاطر اینه که عاشق یومیه

304
00:22:30,736 --> 00:22:35,111
اینکه حالتاش چی میگن
...و حالت صداش چجوریه

305
00:22:35,111 --> 00:22:38,486
فقط اگه عاشق باشی میفهمی

306
00:22:39,778 --> 00:22:41,163
...یومی

307
00:22:41,163 --> 00:22:43,621
واقعا داره ازش عشق میگیره

308
00:22:54,736 --> 00:22:57,069
آتیش رو بیارین

309
00:22:57,069 --> 00:23:00,194
این پسر امشب کامل تو فاز شیطنته

310
00:23:00,194 --> 00:23:04,736
پس من، سلول شهوت ترتیبشو میدم

311
00:23:05,986 --> 00:23:07,778
توجه، سلول دست راست

312
00:23:07,778 --> 00:23:11,653
کمک کن هرچه زودتر پیرهن بابی رو دربیاریم

313
00:23:11,653 --> 00:23:14,194
هرچه زودتر؟ پس میتونیم پارش کنیم؟

314
00:23:14,194 --> 00:23:17,403
اوکی. این سریع‌ترین راهه
...و بعدش

315
00:23:17,403 --> 00:23:20,444
واقعا؟ میتونیم اون کارو کنیم؟

316
00:23:20,444 --> 00:23:23,861
عمودی یا افقی؟

317
00:23:23,861 --> 00:23:27,278
وااوو! به صورت اریب؟ و؟

318
00:23:27,278 --> 00:23:31,486
اوه، برای اون به کمک دست چپ نیاز داریم
خوبه

319
00:23:31,486 --> 00:23:34,236
دست راست دیوونه

320
00:23:34,236 --> 00:23:37,611
دستت به اون دکمه بخوره، با خشم من روبرو میشی

321
00:23:37,611 --> 00:23:39,819
آداب معاشرته؟ پس دست نگه دارم؟

322
00:23:39,819 --> 00:23:41,069
نه، فقط پارش کن

323
00:23:41,069 --> 00:23:44,486
جراتشو داری این کارو بکن، اونوقت
سه نسلت رو نابود میکنم

324
00:23:44,486 --> 00:23:47,153
پس منتفی شد؟ انجام بدم؟ یا ندم؟

325
00:23:47,153 --> 00:23:48,315
انجام بدم؟ یا ندم؟

326
00:23:48,315 --> 00:23:50,569
امروز چش شده؟-
نمیدونم-

327
00:23:50,569 --> 00:23:51,671
آخ

328
00:23:51,671 --> 00:23:56,754
اصلا خجالت نمیکشی یه عالمه چشم روته؟

329
00:24:40,036 --> 00:24:43,786
<font color="#bb005e">(آزادی #شکمو #میان‌وعده#)</font>

330
00:25:04,069 --> 00:25:06,569
حس و حال هیچ کاری رو ندارم

331
00:25:06,569 --> 00:25:09,621
واقعا هیچی هیچی

332
00:25:09,621 --> 00:25:12,329
بریز
به سلامتی

333
00:25:19,530 --> 00:25:21,613
<font color="#bb005e">(بابی)</font>

334
00:25:21,613 --> 00:25:23,447
بابی! از سرکار اومدی؟

335
00:25:23,447 --> 00:25:25,905
آره. چطوره امشب توی خونه غذا بخوریم؟

336
00:25:25,905 --> 00:25:27,665
برات دوکبوکی درست میکنم

337
00:25:27,665 --> 00:25:29,290
دوکبوکی؟

338
00:25:36,155 --> 00:25:40,363
بابی وقتی آستیناشو میزنه بالا، خیلی جذاب میشه

339
00:25:40,363 --> 00:25:42,988
نمیتونم صبر کنم تا دوکبوکیا رو بخورم

340
00:25:42,988 --> 00:25:47,613
من برای یه چیز دیگه نمیتونم صبر کنم

341
00:25:50,988 --> 00:25:52,363
یومی-
بله؟-

342
00:25:52,363 --> 00:25:54,030
میشه اینو بچشی؟

343
00:25:54,030 --> 00:25:55,780
اوه! حتما

344
00:25:59,530 --> 00:26:02,822
<font color="#bb005e">(اوج لذت از طعم غذا)</font>

345
00:26:03,353 --> 00:26:05,822
سلول گرسنگی
سلول گرسنگی؟

346
00:26:05,822 --> 00:26:06,863
حالت خوبه؟

347
00:26:06,863 --> 00:26:09,780
این واقعا دوکبوکیه؟

348
00:26:09,780 --> 00:26:13,572
چجوری دوکبوکی میتونه همچین طعمی داشته باشه؟

349
00:26:13,572 --> 00:26:16,488
بابی، خیلی خوشمزه‌ست

350
00:26:16,488 --> 00:26:18,613
اگه بفروشیش خیلی میترکونه

351
00:26:18,613 --> 00:26:22,290
واقعا؟ خودمم دلم میخواست دوکبوکی فروشی باز کنم

352
00:26:22,290 --> 00:26:25,373
واقعا!؟ پس هرروز میام اونجا دوکبوکی میخورم

353
00:26:28,072 --> 00:26:29,655
جزیره ججو؟

354
00:26:30,447 --> 00:26:33,905
گفتی جزیره ججو؟ همونجایی که قبلا کار میکردی؟

355
00:26:33,905 --> 00:26:38,572
آره، دارن یه تیم بازاریابی جدید درست میکنن
و ازم میخوان سرپرست تیم باشم

356
00:26:38,572 --> 00:26:41,530
سرپرست قبلیم داره بهم اصرار میکنه

357
00:26:41,530 --> 00:26:43,863
پس قبول کردی؟

358
00:26:43,863 --> 00:26:47,197
فرصت خوبیه، ولی هنوز تصمیم نگرفتم

359
00:26:47,197 --> 00:26:49,697
فردا باید سرکار درموردش صحبت کنم

360
00:26:49,697 --> 00:26:52,613
ولی مهم‌تر از هرچیزی، میخوام نظر تو رو بشنوم

361
00:26:52,613 --> 00:26:53,947
نظر منو؟

362
00:26:53,947 --> 00:26:55,613
معلومه که جوابم منفیه

363
00:26:55,613 --> 00:26:58,030
من نمیخوام رابطه از راه دور داشته باشم

364
00:27:00,780 --> 00:27:02,738
ولی عشق، فکرشو کن

365
00:27:02,738 --> 00:27:05,072
این فرصت خیلی خوبی برای بابیه

366
00:27:05,072 --> 00:27:07,863
میخوای بخاطر تو ازش دست بکشه؟

367
00:27:07,863 --> 00:27:09,905
واقعا همچین فرصت خوبیه؟

368
00:27:09,905 --> 00:27:14,822
معلومه که آره. فقط بخاطر فاصله
نمیتونی مخالفت کنی

369
00:27:15,530 --> 00:27:17,447
ولی بازم خوشم نمیاد

370
00:27:17,447 --> 00:27:18,873
خوشم نمیاد

371
00:27:18,873 --> 00:27:21,582
دلم نمیخواد ازت دور بشم

372
00:27:23,531 --> 00:27:26,406
راستش خیلیم بد نیستا

373
00:27:26,406 --> 00:27:29,656
اگه فکرشو کنی، نکته مثبت هم داره‌ها

374
00:27:29,656 --> 00:27:31,698
مثلا چی؟

375
00:27:31,698 --> 00:27:32,906
...اول از همه

376
00:27:32,906 --> 00:27:36,948
مثل اینه که آخر هر هفته بری مسافرت تا ببینیش

377
00:27:36,948 --> 00:27:42,364
هرروز نمیبینیمش، پس برای همدیگه عزیزتر میشن

378
00:27:42,364 --> 00:27:44,364
عزیزتر میشن؟

379
00:27:44,364 --> 00:27:50,031
از طرفی، شاید فاصله مشکل بزرگی هم نباشه

380
00:27:50,031 --> 00:27:52,614
بچه‌ها، میدونین چیه؟

381
00:27:52,614 --> 00:27:55,989
از دل برود هر آنکه از دیده برفت

382
00:27:55,989 --> 00:27:59,489
این چیزیه که نمیشه از اتفاق افتادنش اجتناب کرد

383
00:27:59,489 --> 00:28:04,489
دیدی؟ از رابطه از راه دور متنفرم

384
00:28:04,489 --> 00:28:08,614
نه. درست به‌نظر نمیاد که از هم دور بشیم

385
00:28:08,614 --> 00:28:12,156
جزیره ججوعه. یه اقیانوس بزرگ بینمون فاصله میفته

386
00:28:12,156 --> 00:28:14,073
آروم باشین

387
00:28:14,073 --> 00:28:17,198
قرارداد اجاره‌ی یومی تا چهار ماه دیگه‌ست

388
00:28:17,198 --> 00:28:19,114
این چه ربطی به این موضوع داره؟

389
00:28:19,114 --> 00:28:23,258
یومی آس و پاس شده و پول نداره که
قراردادشو تمدید کنه

390
00:28:23,258 --> 00:28:27,727
پس اونم باید باهاش بره جزیره ججو

391
00:28:28,739 --> 00:28:33,989
بیا از اینجا بریم، دوتایی همه چیز رو ♪
♪ فراموش کنیم و بریم

392
00:28:33,989 --> 00:28:40,698
عشق، اگه از حرکت بعدیش حمایت کنیم
یه ابراز علاقه‌ی واقعی بهش نیست؟

393
00:28:40,698 --> 00:28:45,323
هرچقدر که عاشق بابی‌ایم
بیا از شروع جدیدش حمایت کنیم

394
00:28:52,906 --> 00:28:56,114
ولی نمیتونی همچین فرصتی رو از دست بدی

395
00:28:56,114 --> 00:28:58,608
به نظرم باید بری جزیره ججو

396
00:28:59,323 --> 00:29:01,781
واقعا؟ ممنونم، یومی

397
00:29:01,781 --> 00:29:03,698
قول بده که خیلی بهم زنگ بزنی

398
00:29:03,698 --> 00:29:05,531
حتما

399
00:29:05,531 --> 00:29:08,166
بذار سریع یه زنگ بزنم-
باشه-

400
00:29:10,656 --> 00:29:15,073
الو؟ سونبه، منم. میخوام اون کار رو قبول کنم

401
00:29:27,698 --> 00:29:30,031
<font color="#bb005e">(داری میری جلسه؟ بعدش بهم زنگ بزن)</font>

402
00:29:30,031 --> 00:29:33,323
<font color="#bb005e">(باشه، زنگ میزنم)</font>

403
00:29:48,364 --> 00:29:52,499
یه ماه شده که یومی از کارش استعفا داده

404
00:29:52,499 --> 00:29:56,416
هنوزم اشکالی نداره که سخت نگیریم؟

405
00:30:02,190 --> 00:30:04,281
<font color="#bb005e">(مسابقه رمان جولی)</font>

406
00:30:04,281 --> 00:30:05,781
ها؟

407
00:30:29,408 --> 00:30:31,991
وااوو، برنامه زمانیه

408
00:30:31,991 --> 00:30:36,658
به اندازه‌ی کافی وقت تلف کردیم؟
از الان، طبق این برنامه پیش میریم. اوکی؟

409
00:30:37,658 --> 00:30:39,991
این چجور برنامه زمانی‌ایه؟

410
00:30:39,991 --> 00:30:45,449
سلول برنامه زمانی، تو که فقط خوردن و نوشتن داری
چرا اینجوری برنامه‌ریزی کردی؟

411
00:30:45,449 --> 00:30:48,793
چون یومی قراره برای یه مسابقه رمان آماده بشه

412
00:30:48,793 --> 00:30:51,116
مسابقه؟

413
00:30:51,116 --> 00:30:53,783
چه قشنگه

414
00:30:53,783 --> 00:30:57,408
توی عمرم برنامه‌ای به قشنگی این ندیده بودم

415
00:30:58,111 --> 00:30:59,824
<font color="#bb005e">(به جز آخر هفته‌ها)</font>

416
00:30:59,824 --> 00:31:05,116
سلول برنامه زمانی، این کاملا شدنیه
واقعا سخت تلاش میکنم

417
00:31:06,189 --> 00:31:10,324
البته که همینطوره، تا بتونی به عنوان نویسنده
دبیو کنی

418
00:31:10,324 --> 00:31:13,199
چی؟ دبیو؟

419
00:31:13,199 --> 00:31:17,283
برنامه‌ی فوق‌العاده‌ایه

420
00:31:17,283 --> 00:31:20,116
داستانی داریم که ارائه بدیم؟

421
00:31:20,116 --> 00:31:22,741
نگران نباش. سلول نویسنده حلش میکنه

422
00:31:22,741 --> 00:31:23,658
مگه نه؟

423
00:31:23,658 --> 00:31:24,741
اوه

424
00:31:24,741 --> 00:31:28,283
حتما! کاملا ممکنه
فقط روم حساب کنین

425
00:31:40,491 --> 00:31:42,949
خیلی خب، بیا انجامش بدیم کیم یومی

426
00:31:42,949 --> 00:31:44,084
...تو

427
00:31:44,084 --> 00:31:46,543
یه تیکه آشغالی، آشغال

428
00:31:50,908 --> 00:31:53,324
اصلا هیچی هیچی به ذهنم نمیرسه

429
00:31:53,324 --> 00:31:56,658
بس کن. مغزت رو به فنا میدی

430
00:31:56,658 --> 00:32:00,949
مهم نیست. من که به‌هرحال به فنا رفتم

431
00:32:00,949 --> 00:32:04,324
خودتو سرزنش نکن. بزودی ایده به ذهنت میرسه

432
00:32:04,324 --> 00:32:06,991
چرا نمیری بیرون یکم هوا بخوری؟

433
00:32:06,991 --> 00:32:11,283
درسته. پشت میز نشستن چیزی رو حل نمیکنه

434
00:32:11,283 --> 00:32:13,783
بیا بیرون دنبال الهام بگردیم

435
00:32:18,658 --> 00:32:20,741
...فقط یه دونه

436
00:32:20,741 --> 00:32:22,241
...فقط یه دونه ایده‌ی خوب

437
00:32:22,241 --> 00:32:24,158
...فقط یه دونه

438
00:32:24,158 --> 00:32:25,783
سلول نویسنده، داری چیکار میکنی؟

439
00:32:25,783 --> 00:32:28,824
سلام، سلول ماهی‌گیری
دارم ایده‌گیری میکنم

440
00:32:28,824 --> 00:32:33,449
اصلا چیزی اینجا هست؟ هیچی گیرم نیومده

441
00:32:33,449 --> 00:32:35,033
مشکل از این چوبه؟

442
00:32:35,033 --> 00:32:37,074
طعمه استفاده میکنی؟

443
00:32:37,074 --> 00:32:39,408
طعمه؟ چی هست؟

444
00:32:39,408 --> 00:32:43,741
برای اینکه چیزی بگیری، باید از طعمه استفاده کنی

445
00:32:43,741 --> 00:32:45,699
حتی چیزای پایه رو هم نمیدونی

446
00:32:45,699 --> 00:32:48,533
اوه، که اینطور

447
00:32:48,533 --> 00:32:51,209
از کجا میشه طعمه گرفت؟

448
00:32:51,209 --> 00:32:52,793
منم نمیدونم

449
00:32:54,534 --> 00:32:57,325
سطلم! چرا اون کارو کردی؟

450
00:32:57,325 --> 00:33:00,409
همش خالی به‌نظر میرسید، بخاطر همین
فکر کردم بهش نیاز نداری

451
00:33:00,409 --> 00:33:01,909
شرمنده

452
00:33:01,909 --> 00:33:04,950
یاا! بیا سطلمو پس بده

453
00:33:06,909 --> 00:33:10,200
نه... اینجا چیزی نیست

454
00:33:15,200 --> 00:33:16,242
صبر کن

455
00:33:16,242 --> 00:33:18,409
اتفاق جالبی نیفتاده؟

456
00:33:18,409 --> 00:33:19,867
نمیدونم

457
00:33:19,867 --> 00:33:20,868
نه؟

458
00:33:20,868 --> 00:33:23,575
اگه چیز جالبی دیدی، بهم خبر بده

459
00:33:23,575 --> 00:33:24,575
ها؟

460
00:33:25,200 --> 00:33:27,534
این چیه؟ یه چیز جالبه؟-
ترسوندیم-

461
00:33:27,534 --> 00:33:29,284
فقط یه مجله‌ست

462
00:33:29,284 --> 00:33:30,367
...برنامم فشرده بوده

463
00:33:30,367 --> 00:33:32,992
چی داری میگی؟ چیز باحالیه؟

464
00:33:32,992 --> 00:33:35,825
احساس! به چی فکر میکنی؟ یه چیز باحال؟

465
00:33:35,825 --> 00:33:38,700
ایییش! ترسوندیم

466
00:33:39,492 --> 00:33:41,950
کار راحتی نیست

467
00:33:41,950 --> 00:33:45,575
قطعا مشکوکه

468
00:33:45,575 --> 00:33:47,867
چی مشکوکه، کارآگاه؟

469
00:33:47,867 --> 00:33:49,242
موضوع از این قراره

470
00:33:49,242 --> 00:33:53,117
یه قربانی کلاهبرداریه که نمیخواد
...کلاهبردار رو پیدا کنن

471
00:33:53,117 --> 00:33:55,992
<font color="#bb005e">(قربانی کلاهبرداری سکوت میکند)
بااینکه به پلیس گزارش داده</font>

472
00:33:55,992 --> 00:33:57,492
عجیب نیست؟

473
00:33:57,492 --> 00:34:00,575
همینطوره. چرا این کارو کردن؟

474
00:34:00,575 --> 00:34:01,992
داستانش چیه؟

475
00:34:01,992 --> 00:34:04,627
داستان خیلی خوبی میشه

476
00:34:04,627 --> 00:34:06,544
یه داستان جنایی مهیج

477
00:34:08,034 --> 00:34:09,700
‌...ولی-
خدایا-

478
00:34:09,700 --> 00:34:13,867
میتونی بدون اجازه از حادثه‌های واقعی
استفاده کنی؟

479
00:34:13,867 --> 00:34:16,992
اوه؟ ممکنه مشکل‌ساز بشه؟

480
00:34:17,825 --> 00:34:21,200
گشنمه، خیلی گشنمه

481
00:34:22,200 --> 00:34:25,659
بخاطر سلول‌ها هم که شده، میشه یه چیزی بخوریم؟

482
00:34:32,815 --> 00:34:37,492
حتما واقعا تمرکز کرده بودی روش
حالا داستانی هم پیدا کردی؟

483
00:34:37,492 --> 00:34:41,492
نه، حس میکنم تقریبا بهش رسیدم و
...میتونم لمسش کنم، ولی

484
00:34:41,492 --> 00:34:43,909
توقعم زیادی بالاست؟

485
00:34:43,909 --> 00:34:46,575
نه بابا، عجول نباش

486
00:34:46,575 --> 00:34:50,492
باید مراقب خودت باشی
دوباره ناهارم نخوردی

487
00:34:50,492 --> 00:34:54,242
تو چی؟ شام خوردی؟

488
00:34:54,242 --> 00:34:56,159
همین الان خوردم و برگشتم

489
00:34:56,159 --> 00:35:00,034
بابی بیچاره، داری خیلی سخت کار میکنی

490
00:35:00,034 --> 00:35:02,867
لپات رفته تو

491
00:35:02,867 --> 00:35:06,575
سختی واقعی اینه که نمیتونم به اندازه‌ی کافی
تو رو ببینم

492
00:35:07,992 --> 00:35:09,784
بابی

493
00:35:09,784 --> 00:35:14,284
دلم خیلی برات تنگ شده، یومی

494
00:35:14,284 --> 00:35:15,784
منم همینطور

495
00:35:16,659 --> 00:35:21,700
بهتون گفتم نمیخوام بابی بره جزیزه ججو

496
00:35:23,368 --> 00:35:25,743
دلم برای بابی تنگ شده

497
00:35:25,743 --> 00:35:30,326
نمیدونستم بابی انقدر سرش شلوغ میشه
که نمیتونه بیاد سئول

498
00:35:30,326 --> 00:35:33,410
نمیشه ما بریم جزیره ججو و ببینیمش؟

499
00:35:33,410 --> 00:35:38,618
وزن کم کردم؟ باید کمربندم رو محکم‌تر ببندم

500
00:35:41,701 --> 00:35:45,076
زیاد سخت کار نکن. از سرکار برگشتی بهم زنگ بزن
باشه؟

501
00:35:45,076 --> 00:35:48,743
باشه. زیاد به خودت استرس وارد نکن
بهت زنگ میزنم

502
00:35:48,743 --> 00:35:50,243
باشه

503
00:36:00,368 --> 00:36:01,910
آه

504
00:36:02,493 --> 00:36:05,576
بیا یه چیزی ببینیم
وقت خیال‌پردازی ندارم

505
00:36:16,201 --> 00:36:20,160
یه جایی باید یه ایده‌ی خوب باشه

506
00:36:23,789 --> 00:36:26,951
...حتما... یه جایی

507
00:37:35,859 --> 00:37:38,119
احساس، چیزی نیست
این فقط یه خوابه

508
00:37:38,119 --> 00:37:39,161
بچه‌ها

509
00:37:39,161 --> 00:37:40,953
سلول نویسنده نیست

510
00:37:40,953 --> 00:37:43,953
در اتاقش رو زدم چون وقت این بود که
یومی بنویسه

511
00:37:43,953 --> 00:37:46,661
ولی اونجا نبود

512
00:37:46,661 --> 00:37:51,411
پس برنامه زمانی امروز چی میشه؟
کجا رفته؟

513
00:37:51,411 --> 00:37:54,828
پس دلیل داشته که یومی اون خواب وحشتناک رو دید

514
00:37:54,828 --> 00:37:57,494
سلولی دیشب سلول نویسنده رو دیده؟

515
00:37:57,494 --> 00:37:59,744
مدتیه که ندیدمش-
منم ندیدمش-

516
00:37:59,744 --> 00:38:03,119
من از دیشب تا حالا ندیدمش

517
00:38:03,119 --> 00:38:07,328
هرشب میومد سالن سینمای رویا
به امید اینکه یه چیزی پیدا کنه

518
00:38:07,328 --> 00:38:12,411
اگه هیچوقت برنگرده چی؟

519
00:38:12,411 --> 00:38:15,828
قراره یه چیزی مثل اون کابوس برامون اتفاق بیفته؟

520
00:38:18,536 --> 00:38:20,911
بچه‌ها، صبر کنین

521
00:38:22,078 --> 00:38:24,328
آروم باشین دیگه

522
00:38:26,244 --> 00:38:28,203
من دنبال سلول نویسنده میگردم

523
00:38:28,203 --> 00:38:31,869
چطوره برای تنوع بریم بابی رو ببینیم؟

524
00:38:31,869 --> 00:38:32,994
بابی؟

525
00:38:32,994 --> 00:38:37,744
حالا که سلول نویسنده رفته، میتونیم برنامه زمانی رو
تغییر بدیم، ولی خساست اجازه میده؟

526
00:38:37,744 --> 00:38:41,786
همه چیز سیاه و سفید بود
آخرشم توی خیابونا آواره میشیم

527
00:38:42,494 --> 00:38:45,869
فکر کنم بتونیم بریم جزیره ججو

528
00:38:53,369 --> 00:38:54,828
بابی

529
00:38:54,828 --> 00:38:56,203
یومی

530
00:38:58,369 --> 00:39:00,161
بابی

531
00:39:00,161 --> 00:39:03,661
کلی به زحمت افتادی تا بیای اینجا

532
00:39:03,661 --> 00:39:07,703
چه زحمتی! همه میتونن سفر برن

533
00:39:07,703 --> 00:39:09,619
حتما گشنته! بیا بریم چیزی بخوریم

534
00:39:09,619 --> 00:39:11,869
توی رستوران کتلت گوشت خوک که دلت میخواست بری
میز رزرو کردم

535
00:39:11,869 --> 00:39:12,911
چی؟

536
00:39:12,911 --> 00:39:14,744
کتلت گوشت خوک؟

537
00:39:15,328 --> 00:39:17,536
درود بر بابی

538
00:39:17,536 --> 00:39:20,119
درود بر متخصص غذا

539
00:39:20,119 --> 00:39:23,286
یومی همینطوری فقط اسمشو گفته بود
و یادش مونده

540
00:39:23,286 --> 00:39:27,369
اوه، از دست این مرد مهربون و شیرین

541
00:39:27,369 --> 00:39:30,046
خداروشکر همه از اون حالت آشفته دراومدن

542
00:39:30,046 --> 00:39:32,254
بریم سلول نویسنده رو پیدا کنیم

543
00:39:36,911 --> 00:39:40,453
کتلت گوشت خوک و بستنی بادوم زمینی

544
00:39:40,453 --> 00:39:41,661
کامل سیر شدم

545
00:39:41,661 --> 00:39:43,463
یومی-
بله؟-

546
00:39:44,953 --> 00:39:48,036
اوه یاا، یهویی غافلگیرم کردی

547
00:39:48,953 --> 00:39:50,536
ولی خیلی نازی

548
00:39:52,286 --> 00:39:54,494
بابی، بشینیم اونجا؟

549
00:39:54,494 --> 00:39:56,078
حتما

550
00:40:05,149 --> 00:40:07,075
به چی فکر میکنی؟

551
00:40:07,075 --> 00:40:10,661
به چندتا ایده برای داستان

552
00:40:10,661 --> 00:40:13,036
ببخشید که کار رو آوردم اینجا

553
00:40:15,404 --> 00:40:19,653
مسابقه داره نزدیک میشه
و من هیچ کاری نکردم

554
00:40:22,369 --> 00:40:23,661
یومی

555
00:40:25,329 --> 00:40:28,537
نمیخوام زیادی به خودت استرس وارد کنی

556
00:40:28,537 --> 00:40:31,370
وقتی یه داستان پیدا کنی، سریع مینویسیش

557
00:40:31,370 --> 00:40:34,204
میدونم کارت چقدر خوبه

558
00:40:36,370 --> 00:40:40,995
این روزا خیلی بهت غبطه میخورم

559
00:40:40,995 --> 00:40:46,120
واقعا شجاعت میخواد بری دنبال کاری که علاقه داری

560
00:40:46,120 --> 00:40:49,079
داری خجالتم میدی

561
00:40:49,079 --> 00:40:52,870
ولی واقعا خیلی حال میده

562
00:40:52,870 --> 00:40:59,287
راستش امیدوار بودم که بیام اینجا از چیزی
الهام بگیرم

563
00:40:59,287 --> 00:41:03,162
البته دیدن تو دلیل اولمه

564
00:41:03,162 --> 00:41:09,537
دلیلت منم نباشم اشکال نداره
تا وقتی کنار هم باشیم مهم نیست

565
00:41:09,537 --> 00:41:11,454
بابی

566
00:41:16,745 --> 00:41:19,537
سلام؟

567
00:41:19,537 --> 00:41:22,037
کسی اینجا نیست؟

568
00:41:23,162 --> 00:41:25,704
اینجا دیگه کجاست که ازش سردرآوردم؟

569
00:41:49,370 --> 00:41:50,787
نویسنده

570
00:41:54,954 --> 00:41:56,495
عشق

571
00:41:56,495 --> 00:41:59,662
کلا گم شده بودم و خیلی ترسیده بودم

572
00:41:59,662 --> 00:42:03,162
حتی نمیدونم کجام

573
00:42:04,954 --> 00:42:07,964
سلول نویسنده، جایی که باید بری از یه سمت دیگه‌ست

574
00:42:07,964 --> 00:42:09,380
باهام بیا

575
00:42:16,037 --> 00:42:17,412
معرکه‌ست

576
00:42:17,412 --> 00:42:22,579
وقتی اولین بار همدیگه رو توی پارک دیدیم
نمیدونستم آخرش باهم قرار میذاریم

577
00:42:22,579 --> 00:42:26,662
درسته. از دستم خسته و بیزار شده بودی دیگه

578
00:42:26,662 --> 00:42:28,370
اینطور بود؟

579
00:42:28,370 --> 00:42:33,079
درسته. یهویی از ناکجاآباد پیداش شد و
اسمش رو میدونست

580
00:42:33,079 --> 00:42:35,585
نمیدونستم که فقط داشت سعی میکرد
چتر موردعلاقش رو بهش برگردونه

581
00:42:35,585 --> 00:42:39,265
آره، اون موقع کامل دلباخته‌ی وونگ بودی

582
00:42:41,579 --> 00:42:44,412
کلی با بابی خاطره داریم، مگه نه؟

583
00:42:44,412 --> 00:42:47,954
آره، کلی هم اتفاق پشت سر گذاشتیم

584
00:42:50,495 --> 00:42:53,704
...سر بابی با یی دا دعوا میکردیم

585
00:43:03,371 --> 00:43:06,746
و وقتی هان بیول شک کرده بود
سخت تلاش میکردیم گیر نیفتیم

586
00:43:08,163 --> 00:43:10,871
...همشون خیلی حال میدادن

587
00:43:10,871 --> 00:43:12,371
هوم؟

588
00:43:18,038 --> 00:43:22,038
بابی، یه داستان هست که میخوام درموردش بنویسم

589
00:43:22,038 --> 00:43:23,455
چی؟ یهویی؟

590
00:43:23,455 --> 00:43:28,205
آره. دقیقا جلوی چشمم بود

591
00:43:28,205 --> 00:43:29,746
ممنون، بابی

592
00:43:29,746 --> 00:43:33,830
زود باش. بیا بریم ماهی خال خالی خام بخوریم
و جشن بگیریم

593
00:43:33,830 --> 00:43:35,996
میخوای درمورد چی بنویسی؟

594
00:43:35,996 --> 00:43:37,788
رازه

595
00:43:39,413 --> 00:43:46,413
بیا از اینجا بریم، دوتایی همه چیز رو ♪
♪ فراموش کنیم و بریم

596
00:43:46,413 --> 00:43:51,205
بچه‌ها، پیداش کردم-
نویسنده‌ست-

597
00:43:51,205 --> 00:43:54,080
پیداش کردی؟-
چی رو پیدا کردی؟-

598
00:43:54,080 --> 00:43:56,455
سلول عشق سلول نویسنده رو پیدا کرد

599
00:43:56,455 --> 00:43:59,455
قدرت عشق واقعا محشره

600
00:44:01,664 --> 00:44:04,539
لازم نبود بیای منو بدرقه کنی

601
00:44:04,539 --> 00:44:07,997
حس بدی دارم که بخاطرم مجبور شدی از سرکار
مرخصی بگیری

602
00:44:07,997 --> 00:44:09,831
یه مدت نمیتونیم همدیگه رو ببینیم

603
00:44:09,831 --> 00:44:13,622
اوهوم... دیگه باید برم

604
00:44:13,622 --> 00:44:15,539
پرواز خوبی داشته باشی

605
00:44:15,539 --> 00:44:17,664
وقتی رسیدی بهم زنگ بزن

606
00:44:17,664 --> 00:44:19,206
باشه

607
00:44:20,081 --> 00:44:22,215
بهت زنگ میزنم-
اوهوم-

608
00:44:29,979 --> 00:44:32,645
الهام داره فوران میکنه

609
00:44:33,904 --> 00:44:37,747
به اسم یه اتفاق کمی تصادفی، اومد پیشم

610
00:44:37,747 --> 00:44:41,497
روزی بود که چون درگیر عشق بودم
احساس تنهایی بیشتری میکردم

611
00:44:45,081 --> 00:44:46,622
یومی‌شی؟

612
00:44:47,914 --> 00:44:52,122
سلام، یو بابی از تیم بازاریابی هستم

613
00:44:52,122 --> 00:44:54,914
احیانا یه چتر گم نکردین؟

614
00:44:54,914 --> 00:44:57,122
به شکل نیمروعه

615
00:44:58,664 --> 00:45:02,831
اون یه جادو انجام داد که اون تصادف رو خاص کرد

616
00:45:02,831 --> 00:45:08,164
ولی بعضی وقتا نمیتونی متوجه اون جادو بشی

617
00:45:08,164 --> 00:45:10,206
این روزا گردوغبار خیلی بد شده، مگه نه؟

618
00:45:10,206 --> 00:45:13,206
از آلرژی دارم میمیرم دیگه

619
00:45:17,414 --> 00:45:22,706
با نشون دادن صحنه‌های تاثیرگذارتر مطمئن شد که
جادوش بی‌توجه نمونده باشه

620
00:45:26,529 --> 00:45:28,956
امیدوارم اتوبوس نیاد-
بله؟-

621
00:45:28,956 --> 00:45:31,914
دلم میخواد بیشتر بشناسمت

622
00:45:31,914 --> 00:45:34,539
منظورت چیه؟

623
00:45:34,539 --> 00:45:36,831
دوست دارم، یومی‌شی

624
00:45:36,831 --> 00:45:38,206
بیا باهم قرار بذاریم

625
00:45:38,206 --> 00:45:41,581
اون جادو برای مجذوب کردنش کافی بود

626
00:45:41,581 --> 00:45:47,039
و اون هر لحظه‌ای که می‌گذشت رو خاص میکرد

627
00:45:55,039 --> 00:45:57,664
درست سر وقت

628
00:45:57,664 --> 00:46:01,997
چندتا مسابقه رو از دست دادم
ولی در حد قابل قبولی خوب انجامش دادم

629
00:46:04,581 --> 00:46:06,747
گوشیم کو؟

630
00:46:08,039 --> 00:46:10,081
اینجا چیکار میکنه؟

631
00:46:10,831 --> 00:46:12,747
<font color="#bb005e">(تماس از دست رفته: بابی)</font>

632
00:46:12,747 --> 00:46:14,206
اوه

633
00:46:15,081 --> 00:46:18,081
<font color="#bb005e">(یومی، همه چی خوبه؟)</font>

634
00:46:20,414 --> 00:46:22,122
الو؟ یومی

635
00:46:22,122 --> 00:46:25,664
پیاماتو ندیدم چون داشتم برای مسابقه درخواست میدادم
شرمنده

636
00:46:25,664 --> 00:46:29,372
به لطف تو، تونستم وارد مسابقه بشم
میتونی امیدت رو نسبت بهش ببری بالا

637
00:46:29,372 --> 00:46:32,289
کارت خوب بود. حتما خسته‌ای
استراحت کن

638
00:46:32,289 --> 00:46:33,872
باشه

639
00:46:34,789 --> 00:46:35,956
یومی

640
00:46:35,956 --> 00:46:38,122
بله، بابی

641
00:46:38,122 --> 00:46:39,747
عاشقتم

642
00:46:42,581 --> 00:46:44,247
منم همینطور

643
00:46:46,164 --> 00:46:49,039
از سرکار برگشتم بهت پیام میدم
یکم استراحت کن

644
00:46:49,039 --> 00:46:50,747
باشه

645
00:46:58,289 --> 00:47:00,122
سلول تمیزی، تمیز کردنت تموم شد؟

646
00:47:00,122 --> 00:47:03,039
آره، کاملا

647
00:47:03,039 --> 00:47:05,539
دیگه نمیتونم انجامش بدم

648
00:47:05,539 --> 00:47:08,481
خدایا، زمان خیلی دیر میگذره
حالا چیکار کنیم؟

649
00:47:08,481 --> 00:47:10,149
اگه کاری برای انجام دادن نداریم
...شاید بتونیم بریم خری

650
00:47:10,149 --> 00:47:11,678
حتی فکرشم نکن

651
00:47:11,678 --> 00:47:13,031
چقدر دیگه مونده؟

652
00:47:13,031 --> 00:47:14,832
برنامه زمانی؟-
ها؟-

653
00:47:14,832 --> 00:47:17,582
خیلی استرس دارم. یه کاری بهم بگو انجام بدم

654
00:47:17,582 --> 00:47:20,249
نتایج از فردا اعلام میشن

655
00:47:20,249 --> 00:47:22,207
فقط یه روز دیگه صبر کنین

656
00:47:24,999 --> 00:47:28,874
اگه جایزه بزرگ رو برنده بشیم چی؟

657
00:47:30,707 --> 00:47:32,540
جایزه بزرگ؟

658
00:47:34,957 --> 00:47:36,342
سلول بدشانسیه؟

659
00:47:36,342 --> 00:47:39,425
الان گفتین جایزه بزرگ؟

660
00:47:40,040 --> 00:47:43,665
پس جایزه بزرگ رو هیچوقت برنده نمیشه

661
00:47:47,749 --> 00:47:52,249
اوه، تصور کردم مسابقه رو برنده میشم

662
00:47:52,249 --> 00:47:55,957
اگه چیزی رو تصور کنم، همیشه برعکسش
اتفاق میفته

663
00:47:55,957 --> 00:47:59,665
نه، نه. این حرفو پس میگیرم

664
00:48:01,040 --> 00:48:02,832
خیلی دیره دیگه

665
00:48:04,582 --> 00:48:06,874
اون دیگه از کارشم استعفا داده

666
00:48:06,874 --> 00:48:11,790
اگه نتایج بد باشن، چیکار کنیم؟

667
00:48:11,790 --> 00:48:13,749
غرق اینجور فکرا نشو

668
00:48:13,749 --> 00:48:16,499
داری به سلول بدشانسی اجازه میدی با ذهنت بازی کنه

669
00:48:16,499 --> 00:48:19,790
چیزی رو تصور کنی هیچوقت اتفاق نمیفته؟

670
00:48:19,790 --> 00:48:22,521
پس یومی میتونه چیزی که دلش نمیخواد رو تصور کنه

671
00:48:22,521 --> 00:48:24,156
اینطوری برعکسش اتفاق میفته، مگه نه؟

672
00:48:24,156 --> 00:48:26,036
خودشه

673
00:48:26,905 --> 00:48:30,249
یه حسی بهم میگه کل مسابقه‌ها رو رد میشم

674
00:48:30,249 --> 00:48:32,082
فقط یه حسی بهم میگه

675
00:48:32,082 --> 00:48:34,415
نه! به نظرم باید رد بشم

676
00:48:35,624 --> 00:48:40,415
باشه، آرزوی یومی ثبت شد
مطمئن میشم به واقعیت بپیونده

677
00:48:40,415 --> 00:48:42,299
چجوری یهویی یه آرزو شد؟

678
00:48:42,299 --> 00:48:45,017
مگه سلول بدشانسی برای این نیست که
تصوراتت هیچوقت اتفاق نیفتن؟

679
00:48:45,017 --> 00:48:47,101
دلشوره‌ها و احساسات بد و نحس جزو استثناهان

680
00:48:50,957 --> 00:48:54,457
<font color="#bb005e">(اطلاعیه مسابقه کتاب‌های نوبل)</font>

681
00:48:59,999 --> 00:49:01,425
<font color="#bb005e">(درحال لود شدن)</font>

682
00:49:01,425 --> 00:49:05,467
نتایج مسابقه کتاب‌های نوبل را اعلام میکنیم

683
00:49:08,790 --> 00:49:10,082
...نتیجه

684
00:49:18,340 --> 00:49:21,007
قبول نشده؟

685
00:49:23,282 --> 00:49:25,384
میدونستم این اتفاق میفته

686
00:49:25,384 --> 00:49:30,999
انتظاری هم نداشتم، چون سبک اونا با سبک من
خیلی فرق داره

687
00:49:30,999 --> 00:49:34,790
اشکال نداره، هنوز سه‌تا دیگه مونده

688
00:49:38,166 --> 00:49:39,916
اوه، اینطوریاست؟

689
00:49:39,916 --> 00:49:42,875
نباید اتوبوس میگرفتیم تا بیایم اینجا

690
00:49:42,875 --> 00:49:44,083
بچه‌ها، بچه‌ها

691
00:49:44,083 --> 00:49:46,625
نگران نباشین، بزودی جشن میگیریم

692
00:49:46,625 --> 00:49:50,208
سفر خوبی داشته باشین و وقتی زنگ زدم
حتما بیاین

693
00:49:51,250 --> 00:49:58,541
ولی نویسنده، اگه همشون رو رد بشه چی؟

694
00:49:59,615 --> 00:50:03,958
همچین اتفاقی نمیفته
هیچوقت اینطوری نمیشه

695
00:50:03,958 --> 00:50:05,750
پس نگران نباش، اضطراب

696
00:50:05,750 --> 00:50:07,301
پس من دیگه میرم

697
00:50:07,301 --> 00:50:09,176
اوه... باشه

698
00:50:10,291 --> 00:50:12,375
<font color="#bb005e">(اطلاعیه مسابقه شینچون)</font>

699
00:50:13,916 --> 00:50:16,458
...کیم یومی... کیم یومی

700
00:50:21,916 --> 00:50:24,801
<font color="#bb005e">(اطلاعیه مسابقه رمانتیک)
کیم یومی کو؟</font>

701
00:50:32,916 --> 00:50:35,125
<font color="#bb005e">(مسابقه رمان جولی)</font>

702
00:50:41,330 --> 00:50:44,007
بالاخره امروز رسید
منتظر تماستم

703
00:50:44,007 --> 00:50:45,840
وقتی فهمیدی بهم زنگ بزن

704
00:50:56,710 --> 00:50:58,168
...و نتیجه

705
00:51:08,043 --> 00:51:10,501
<font color="#bb005e">(متاسفانه، خانم کیم یومی در لیست برندگان نمی‌باشد)</font>

706
00:51:24,001 --> 00:51:27,543
بیاین درمورد موضوعایی که
این هفته باید نهایی بشن صحبت کنیم

707
00:51:27,543 --> 00:51:31,793
اول باید قرارداد تبلیغ نامحسوس رو نهایی کنیم

708
00:51:35,418 --> 00:51:38,043
هنوز درمورد طول مدت، تعداد تکرار شدنش و
نحوه‌ی نمایشش به توافق نرسیدیم

709
00:51:38,043 --> 00:51:40,626
مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد

710
00:51:40,626 --> 00:51:44,335
...با استفاده از غذاهای محلی ججو

711
00:51:50,896 --> 00:51:52,980
<font color="#bb005e">(متاسفانه، خانم کیم یومی در لیست برندگان نمی‌باشد)</font>

712
00:51:52,980 --> 00:51:54,710
<font color="#bb005e">(بابت شرکت در مسابقه از شما سپاس‌گزاریم)</font>

713
00:51:57,126 --> 00:51:59,960
این همه خودتو کشتی تا بنویسی
حالا این نتیجشه؟

714
00:51:59,960 --> 00:52:03,918
چرا بابی جواب نمیده؟
مگه نگفته بود بهش زنگ بزنه؟

715
00:52:03,918 --> 00:52:07,835
بچه‌ها چتون شده؟ سلول نویسنده کلی زحمت کشید

716
00:52:07,835 --> 00:52:11,168
و بابی هم احتمالا چون سرکاره نمیتونه جواب بده

717
00:52:11,168 --> 00:52:13,626
فعلا بریم خونه-
بیخیال-

718
00:52:13,626 --> 00:52:15,585
بریم، بریم

719
00:52:15,585 --> 00:52:17,126
میدونستم اینطوری میشه

720
00:52:17,126 --> 00:52:18,960
حالا چیکار کنیم؟

721
00:52:18,960 --> 00:52:20,626
نگران نباش، اضطراب

722
00:52:20,626 --> 00:52:24,460
بچه‌ها، وقتی این داستان رو ویرایش کنم
مسابقه‌ی سال بعد حتمیه

723
00:52:24,460 --> 00:52:26,126
تا سال بعد بهم فرصت بدین

724
00:52:26,126 --> 00:52:28,918
دیگه از نوشتن دست بردار، دیوونه

725
00:52:28,918 --> 00:52:31,585
با دیدن موجودی حساب بانکی یومی
بازم میتونی این حرفو بزنی؟

726
00:52:31,585 --> 00:52:34,960
اگه بخوایم برای مسابقه‌ها تلاش کنیم که
از گشنگی میمیریم

727
00:52:34,960 --> 00:52:36,918
نه، واقعا میتونم انجامش بدم

728
00:52:36,918 --> 00:52:39,126
فقط یه بار دیگه بهم اعتماد کنین

729
00:52:39,126 --> 00:52:40,960
به همین راحتیا تسلیم نمیشه که

730
00:52:40,960 --> 00:52:45,543
باید به شکل بیرحمانه‌ای باهاش روراست باشی

731
00:52:45,543 --> 00:52:47,835
خیلی وحشیانه باید باهاش رفتار بشه

732
00:52:47,835 --> 00:52:51,501
اگه یومی از این کار دست برداره چی میشه؟

733
00:52:51,501 --> 00:52:53,886
یه کار دیگه پیدا میکنه. نگرانی نداره که

734
00:52:53,886 --> 00:52:58,345
ممکنه پیدا کردن کار آسون نباشه
با توجه به سنش

735
00:53:00,001 --> 00:53:02,251
صبر کن، غرور

736
00:53:02,251 --> 00:53:07,251
غرورش اجازه نمیده فقط بعد از یه بار تلاش
از این کار دست برداره، مگه نه؟

737
00:53:08,251 --> 00:53:11,335
چهارتا مسابقه رو رد شده
دیگه غروری نمونده که بخواد اذیت بشه

738
00:53:11,335 --> 00:53:13,626
...ولی-
تو-

739
00:53:13,626 --> 00:53:15,470
هیچ استعدادی نداری

740
00:53:15,470 --> 00:53:17,261
قبولش کن

741
00:53:23,210 --> 00:53:27,501
خیلی خب، بیاین بعد از ناهار
بیشتر درموردش صحبت کنیم

742
00:53:27,501 --> 00:53:29,210
باشه

743
00:53:32,418 --> 00:53:34,376
<font color="#bb005e">(تماس از دست رفته: یومی)</font>

744
00:53:38,960 --> 00:53:41,418
مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد

745
00:53:44,668 --> 00:53:47,460
<font color="#bb005e">(الهه‌ی عشق من - قسمت آخر نهایی)</font>

746
00:53:54,668 --> 00:53:58,960
احمقانه‌ست که ادامه بدم، نه؟

747
00:54:10,251 --> 00:54:12,043
بابی

748
00:54:14,376 --> 00:54:16,335
حتما خیلی سختت بوده

749
00:54:20,043 --> 00:54:21,960
دلم برات تنگ شده بود

750
00:54:28,669 --> 00:54:30,762
کارت چی پس؟

751
00:54:30,762 --> 00:54:33,512
کارای ضروری رو حل و فصل کردم

752
00:54:35,294 --> 00:54:36,461
حالت خوبه؟

753
00:54:36,461 --> 00:54:37,377
چی؟

754
00:54:37,377 --> 00:54:41,794
اوه... آره، خوبم

755
00:54:41,794 --> 00:54:44,419
شاید نویسندگی راه مناسب من نیست

756
00:54:44,419 --> 00:54:49,002
خوشحالم که امتحانش کردم
کی دیگه میتونستم این کارو کنم؟

757
00:54:56,044 --> 00:55:00,336
یومی، برگردم سئول؟

758
00:55:00,336 --> 00:55:02,752
هان؟ چرا؟

759
00:55:02,752 --> 00:55:04,752
میخوام نزدیکت باشم

760
00:55:04,752 --> 00:55:09,627
میخوام هرموقع دلم خواست ببینمت
باهات بخندم، باهات گریه کنم

761
00:55:09,627 --> 00:55:12,140
میخوام همچین زندگی‌ای داشته باشم

762
00:55:12,140 --> 00:55:15,767
ولی دلت میخواست توی ججو باشی که

763
00:55:15,767 --> 00:55:20,752
میخواستم، ولی وقتی ازت دور بودم
اینو فهمیدم

764
00:55:20,752 --> 00:55:24,752
چیزی که واقعا میخوام اینه که کنار تو باشم

765
00:55:26,419 --> 00:55:28,002
...و یومی

766
00:55:30,800 --> 00:55:34,586
یومی، فکر کنم باید پیامت رو چک کنی

767
00:55:39,377 --> 00:55:41,377
سلام، نویسنده کیم یومی

768
00:55:41,377 --> 00:55:45,502
آن ده یونگ، سردبیر شرکت جولی هستم

769
00:55:45,502 --> 00:55:47,502
اوه

770
00:55:47,502 --> 00:55:51,877
میخواستم باهاتون تماس بگیرم که بهتون پیشنهاد بدم
...کاری که توی مسابقه

771
00:55:51,877 --> 00:55:56,669
به اسم "الهه‌ی عشق من" ثبت کردین رو
به صورت رمان اینترنتی منتشر کنیم

772
00:55:56,669 --> 00:55:59,586
لطفا تماس بگیرین

773
00:55:59,586 --> 00:56:02,002
یومی، تونستی

774
00:56:05,377 --> 00:56:07,127
بابی

775
00:56:18,377 --> 00:56:20,387
دیدین؟ اونو دیدین؟

776
00:56:20,387 --> 00:56:22,554
تونستم

777
00:56:23,951 --> 00:56:26,377
هیچوقت فکرشم نمیکردم که منتشر بشه

778
00:56:26,377 --> 00:56:28,486
میدونستم میتونی انجامش بدی

779
00:56:28,486 --> 00:56:30,544
دوباره تبریک میگم، نویسنده کیم یومی

780
00:56:30,544 --> 00:56:32,169
ممنونم، بابی

781
00:56:32,169 --> 00:56:33,221
به سلامتی بزنیم؟

782
00:56:33,221 --> 00:56:34,637
به سلامتی

783
00:56:37,669 --> 00:56:39,419
یومی-
بله؟-

784
00:56:39,419 --> 00:56:43,586
چطوره منم مثل تو کاری که دوست دارم رو
امتحان کنم؟

785
00:56:43,586 --> 00:56:45,377
چجور کاری؟

786
00:56:46,627 --> 00:56:48,627
دوکبوکی فروشی

787
00:56:48,627 --> 00:56:50,586
واقعا؟

788
00:56:51,586 --> 00:56:56,502
معنیش اینه که هرروز میتونم دوکبوکی بخورم؟

789
00:56:56,502 --> 00:57:01,127
دوست دارم، دوکبوکی دوست دارم

790
00:57:01,127 --> 00:57:06,252
درمورد باز کردن رستوران واقعا جدی بود

791
00:57:06,252 --> 00:57:09,211
فکر میکنی از پسش برمیام؟

792
00:57:09,211 --> 00:57:11,086
البته که از پسش برمیای

793
00:57:11,086 --> 00:57:14,752
دوکبوکی تو بهترینه

794
00:57:14,752 --> 00:57:16,794
به سلامتی رویای بابی

795
00:57:16,794 --> 00:57:18,419
به سلامتی

796
00:57:20,919 --> 00:57:22,669
چه خوبه

797
00:57:28,586 --> 00:57:34,336
آروم باش، کیم یومی
استرس نداشته باش

798
00:57:34,336 --> 00:57:38,574
نویسنده یومی، ببخشید منتظر موندین
سردبیر تشریف آوردن

799
00:57:38,574 --> 00:57:39,752
آه، بله

800
00:57:39,752 --> 00:57:41,420
ایشون سردبیرمون هستن

801
00:57:41,420 --> 00:57:43,920
سلام، کیم یومی هستم

802
00:57:43,920 --> 00:57:46,045
سلام. آن ده یونگ هستم

803
00:57:46,045 --> 00:57:47,786
آه، بله

804
00:57:47,786 --> 00:57:50,122
<font color="#bb005e">(آن ده یونگ، شرکت جولی)
...برای اینکه این رمان آماده‌ی انتشار بشه</font>

805
00:57:50,122 --> 00:57:52,027
راه طولانی‌ای در پیش داریم

806
00:57:52,027 --> 00:57:54,495
کارمون رو شروع کنیم؟-
بله-

807
00:58:27,920 --> 00:58:30,545
<font color="#bb005e">(!جدید)
(الهه‌ی عشق من)</font>

808
00:58:45,379 --> 00:58:47,129
نویسنده‌ی جدیدیه؟

809
00:58:47,129 --> 00:58:49,296
تپش قلب! ارزشش رو داره تا تهشو بخونم

810
00:58:49,296 --> 00:58:51,181
نویسنده، زود باش قسمت بعدی رو بذار

811
00:58:51,181 --> 00:58:54,681
قهرمان دختر داستان تایپ ایده‌آل منه

812
00:59:03,004 --> 00:59:04,421
شنیدین؟

813
00:59:04,421 --> 00:59:07,837
صدای واریز شدن پول رو شنیدین؟

814
00:59:07,837 --> 00:59:12,504
یومی از نویسندگی پول درآورد
اشکم داره درمیاد

815
00:59:25,755 --> 00:59:28,713
سفارشتون رو آوردم
نوش جونتون

816
00:59:28,713 --> 00:59:30,338
خوش اومدین

817
00:59:32,380 --> 00:59:33,890
میتونم سفارش بدم؟

818
00:59:33,890 --> 00:59:35,390
بله

819
00:59:39,588 --> 00:59:43,297
امروز خیلی شلوغ بودیم

820
00:59:44,422 --> 00:59:48,172
اگه کمک نمیکردی، کلی ازم ایراد میگرفتن
و گله میکردن

821
00:59:48,172 --> 00:59:53,838
هیچوقت فکرشم نمیکردم که انقدر شلوغ بشه
باید زودتر میومدم

822
00:59:53,838 --> 00:59:59,338
ولی شروع خیلی خوبیه
یه عالمه آدم بیان و به تکاپو بیفتی

823
00:59:59,338 --> 01:00:03,172
به زودی پولدار میشی، رئیس یو بابی

824
01:00:03,880 --> 01:00:07,172
نهایت تلاشمو میکنم، نویسنده کیم یومی

825
01:00:08,422 --> 01:00:10,463
محشره

826
01:00:10,463 --> 01:00:13,963
رابطه، کار... همه چی

827
01:00:13,963 --> 01:00:18,922
معمولا توی این زمانا اتفاقی نمیفته؟

828
01:00:18,922 --> 01:00:20,380
چی؟

829
01:00:20,380 --> 01:00:23,172
اضطراب، نمیشه همیشه اینجوری باشی که

830
01:00:23,172 --> 01:00:28,255
از قصد این کارو نمیکنم که

831
01:00:28,255 --> 01:00:30,088
میرم یکم آب بیارم

832
01:00:30,088 --> 01:00:33,473
خواهش میکنم بشین. من برات میارم

833
01:00:33,473 --> 01:00:34,765
مرسی

834
01:00:41,047 --> 01:00:44,130
خدایا، خدایا، خدایا

835
01:00:45,088 --> 01:00:49,088
بالاخره زمان من رسید؟ چند ماه گذشته

836
01:01:00,880 --> 01:01:03,598
نباید پیامت رو چک کنی؟

837
01:01:03,598 --> 01:01:05,098
بعدا میتونم چک کنم

838
01:01:08,255 --> 01:01:10,255
شاید بهتر باشه الان چکش کنی

839
01:01:10,255 --> 01:01:13,297
باشه، پس یه لحظه صبر کن

840
01:01:15,547 --> 01:01:16,713
کیه؟

841
01:01:16,713 --> 01:01:20,130
کارگر پاره وقتمونه
یه چیزی رو یادش رفته

842
01:01:20,130 --> 01:01:21,713
کارگر پاره وقت گرفتی؟

843
01:01:21,713 --> 01:01:25,672
آره، دیگه کار داشت خیلی بهم فشار میاورد
همین تازگیا کارشو شروع کرده

844
01:01:25,672 --> 01:01:27,713
پس چرا امروز تنها بودی؟

845
01:01:27,713 --> 01:01:32,672
امروز روز تعطیلش بود. چون خیلی سرت شلوغ بود
بهت نگفتم

846
01:01:33,797 --> 01:01:35,787
یه لحظه صبر کن. زود برمیگردم

847
01:01:36,838 --> 01:01:39,338
الو؟ دارم میام

848
01:01:46,078 --> 01:01:49,630
شانس آوردی هنوز اینجا بودم

849
01:01:49,630 --> 01:01:52,423
فردا دیر نکنیا، باشه؟-
باشه-

850
01:01:52,423 --> 01:01:54,588
اوه، یومی
سلام کن

851
01:01:54,588 --> 01:01:55,734
ایشون کارگر پاره وقت، دا اونه

852
01:01:55,734 --> 01:01:58,807
...دا اون، دا اون، دا اون

853
01:01:59,630 --> 01:02:03,880
دا اونه. چرا به‌نظر میرسه خیلی باهاش مهربونه؟

854
01:02:03,880 --> 01:02:05,922
اون ذاتا مهربونه

855
01:02:05,922 --> 01:02:09,630
خوشم نمیاد انقدر با کارگر پاره وقتش
مهربون و راحت باشه

856
01:02:09,630 --> 01:02:14,422
فکر نمیکنین که به یومی نگفت چون اون دختره؟

857
01:02:14,422 --> 01:02:15,797
اوه نه... محاله

858
01:02:15,797 --> 01:02:18,213
چی داری بهش تهمت میزنی؟

859
01:02:18,213 --> 01:02:21,463
روی هوا حدس نزن، اضطراب

860
01:02:27,756 --> 01:02:31,256
دا اون، اینم دوست دخترم کیم یومیه

861
01:02:31,256 --> 01:02:32,422
سلام

862
01:02:32,422 --> 01:02:36,214
اوه سلام! امیدوارم با مهربونی هواشو داشته باشی

863
01:02:36,214 --> 01:02:39,089
اینو که من باید ازش بخوام

864
01:02:49,756 --> 01:02:51,797
داری دیر از سرکار برمیگردی

865
01:02:51,797 --> 01:02:56,381
اوهوم، ولی این کاریه که همیشه دلم میخواسته انجام بدم
اصلا شبیه کار کردن نیست

866
01:02:56,381 --> 01:02:58,172
تو چی؟ داشتی مینوشتی؟

867
01:02:58,172 --> 01:03:00,371
اوه، اوهوم

868
01:03:00,371 --> 01:03:02,131
کارگر پاره وقتت رفت؟

869
01:03:02,131 --> 01:03:04,922
دا اون؟ امروز کمکم کرد باهم مغازه رو ببندیم

870
01:03:04,922 --> 01:03:07,339
رئیس، اتوبوس اومد

871
01:03:07,339 --> 01:03:08,432
زود باش

872
01:03:08,432 --> 01:03:11,266
اتوبوس اومد
برسم خونه بهت زنگ میزنم

873
01:03:17,589 --> 01:03:20,547
اینو که من باید ازش بخوام

874
01:03:22,991 --> 01:03:24,240
ها؟

875
01:03:24,240 --> 01:03:26,506
چقدر مسخره‌ست... اصلا باحال نیست

876
01:03:26,506 --> 01:03:29,756
نقش اصلی مرد چشه؟ همه چیز رو میدونه
استاکره؟

877
01:03:29,756 --> 01:03:33,006
یه شروع امیدوار کننده ولی یه ضداوج معمولی
خدافظ

878
01:03:33,006 --> 01:03:37,256
رتبه‌بندیش افت کرده. نویسنده‌ی تازه‌کار شانس آورده بود
ولی کوتاه مدت بود

879
01:03:37,256 --> 01:03:40,381
مشخصه که نویسنده هیچوقت توی رابطه نبوده

880
01:03:43,881 --> 01:03:45,714
اینا... اینا چین؟

881
01:03:46,714 --> 01:03:48,589
آروم باش، کیم یومی

882
01:03:57,725 --> 01:04:00,016
اش... اشتهام

883
01:04:07,548 --> 01:04:11,007
باحال نیست؟ بدون محتواعه؟

884
01:04:11,007 --> 01:04:14,340
چطور جرات میکنن همچین اراجیفی رو بگن

885
01:04:14,340 --> 01:04:15,923
فقط باید خودمو بکشم

886
01:04:15,923 --> 01:04:18,548
خفه شو! اگه میخوای بِکَنی، بدون سروصدا بِکَن

887
01:04:18,548 --> 01:04:20,340
میشه یکم بخوابیم؟

888
01:04:20,340 --> 01:04:21,882
بیا اینجا

889
01:04:21,882 --> 01:04:23,757
برو بخواب

890
01:04:24,423 --> 01:04:28,840
و تو؟ یومی بخاطر تو نمیتونه بخوابه

891
01:04:35,257 --> 01:04:36,757
خوش او... اوه

892
01:04:36,757 --> 01:04:38,841
سلام، اونی-
اومدی-

893
01:04:38,841 --> 01:04:41,090
چی انقدر خنده‌داره؟

894
01:04:41,090 --> 01:04:44,798
هیچی بابا. دا اون همیشه زیاد میخنده

895
01:04:44,798 --> 01:04:48,132
نه! خیلی خنده‌داری، رئیس

896
01:04:48,132 --> 01:04:49,423
صبر کنین

897
01:04:49,423 --> 01:04:53,423
ما الان شاهد سه‌تا سیگنال علاقه بودیم؟

898
01:04:53,423 --> 01:04:55,090
سیگنال علاقه؟

899
01:04:55,090 --> 01:04:58,923
واکنش‌های غیر ارادی که جلوی کسی که دوستش داری
نشون میدی

900
01:04:58,923 --> 01:05:00,423
دست دا اون

901
01:05:02,340 --> 01:05:03,590
پاهای دا اون

902
01:05:03,590 --> 01:05:05,298
بدن دا اون

903
01:05:05,298 --> 01:05:09,673
براساس این سیگنال‌ها
میشه حدس زد که چه احساسی داره

904
01:05:09,673 --> 01:05:13,302
داری میگی که به بابی حس داره؟

905
01:05:14,215 --> 01:05:15,673
فقط همین نیست

906
01:05:16,382 --> 01:05:18,142
هیچی از چشمای من دور نمیمونه

907
01:05:18,142 --> 01:05:19,642
بابی رو نگاه کنین

908
01:05:20,330 --> 01:05:22,757
اونجا یه سیگنال دیگه داریم-
چیه مگه؟-

909
01:05:22,757 --> 01:05:25,715
وقتی با دا اون چشم تو چشم شد
روشو برگردوند

910
01:05:25,715 --> 01:05:28,840
ولی دوباره نگاهش میکنه

911
01:05:30,330 --> 01:05:33,132
!و اون نگاه

912
01:05:33,132 --> 01:05:35,465
...همش میخوای نگاه کنی به کسی که دوس

913
01:05:36,680 --> 01:05:40,347
چی داری میگی؟
منطقی نتیجه‌گیری کن

914
01:05:58,923 --> 01:06:00,490
فکر کردی داری چیکار میکنی؟

915
01:06:00,490 --> 01:06:04,382
ببخشید، رئیس
میخواستم بشقاب رو بیارم پایین

916
01:06:04,382 --> 01:06:06,215
پول بشقابایی که شکستم رو میدم

917
01:06:06,215 --> 01:06:09,798
مشکل اون نیست که. دستت داره خون میاد

918
01:06:16,878 --> 01:06:18,882
...و اونو روی میز هل میده

919
01:06:18,882 --> 01:06:20,923
چه سناریویی داری مینویسی؟

920
01:06:20,923 --> 01:06:24,632
نمیتونم تحمل کنم به بابی شک داری

921
01:06:24,632 --> 01:06:26,382
...ولی

922
01:06:33,423 --> 01:06:36,132
دارم چیکار میکنم؟

923
01:06:36,132 --> 01:06:38,757
دیگه نمیتونم

924
01:06:42,824 --> 01:06:45,716
من دارم میرم، رئیس
بای بای

925
01:06:45,716 --> 01:06:47,299
کارت تموم شد؟

926
01:06:47,299 --> 01:06:50,174
اوه، اونی
آره، دارم میرم

927
01:06:50,174 --> 01:06:52,966
برای تو هم قهوه خریده بودم

928
01:06:52,966 --> 01:06:56,174
وااوو، واقعا؟
میشه ببرمش؟

929
01:06:56,174 --> 01:06:57,758
البته

930
01:06:57,758 --> 01:06:59,258
ممنون

931
01:06:59,258 --> 01:07:00,424
مراقب خودت باش

932
01:07:00,424 --> 01:07:02,758
باشه. خدافظ

933
01:07:02,758 --> 01:07:05,424
بابت قهوه خیلی ممنونم، اونی

934
01:07:18,498 --> 01:07:21,466
توی راه دا اون‌شی رو دیدم

935
01:07:21,466 --> 01:07:23,360
واقعا؟-
آره-

936
01:07:24,655 --> 01:07:30,049
میگم، ژاکتی که تو تن دا اون‌شی بود
مال تو بود؟

937
01:07:30,049 --> 01:07:32,799
...اوه، اون؟ خب

938
01:07:32,799 --> 01:07:34,258
مال توعه، نه؟

939
01:07:34,258 --> 01:07:37,174
آره، فکر کردم شاید هوا سرد باشه

940
01:07:37,174 --> 01:07:39,841
اگه مریض بشه، تو دردسر میفتم
...بخاطر همین

941
01:07:39,841 --> 01:07:44,674
ببینین. اتهاماتش رو قبول میکنه

942
01:07:44,674 --> 01:07:48,216
مشخصه که بابی مجرمه

943
01:07:48,216 --> 01:07:49,924
اتهام؟ مجرم؟

944
01:07:49,924 --> 01:07:53,341
یه‌جوری رفتار میکنین انگار مرتکب یه جرم جدی شده

945
01:07:53,341 --> 01:07:57,674
لازمه که از دید کاری بهش نگاه کنیم

946
01:07:57,674 --> 01:08:03,008
همونطور که بابی گفت، اگه دا اون سرما بخوره
...و نتونه بیاد سرکار

947
01:08:03,008 --> 01:08:07,716
کاهش نیروی کار روی تولید تاثیر میذاره
و اینم مستقیم روی فروش تاثیر داره

948
01:08:07,716 --> 01:08:10,799
احمق، بفهم چی داری میگی

949
01:08:10,799 --> 01:08:15,341
مردها اگه به خانومی حس نداشته باشن
بهش مهربونی و محبت نشون نمیدن

950
01:08:15,341 --> 01:08:16,415
درسته

951
01:08:16,415 --> 01:08:19,174
بخاطر یه تیکه لباس دارین خودتونو میکشین
واقعا که

952
01:08:19,174 --> 01:08:21,924
چی؟ لباس یه موضوع خیلی حساسیه

953
01:08:21,924 --> 01:08:26,674
آره! اگه پسش نده چی؟
بابی فقط چیزای گرون میخره

954
01:08:26,674 --> 01:08:28,893
جرم اعتماد نداشتن به دوست پسرتون

955
01:08:28,893 --> 01:08:30,266
شماها مجرم نیستین؟

956
01:08:30,266 --> 01:08:31,424
چی؟

957
01:08:31,424 --> 01:08:35,966
ببینین. اون نشونه‌ی علاقه نیست
فقط ملاحظه و مراعات کردنه

958
01:08:35,966 --> 01:08:37,508
هنوز نفهمیدی؟

959
01:08:37,508 --> 01:08:39,716
بابی مجرمه بخاطر اینکه باعث شده
قلب اون بلرزه

960
01:08:39,716 --> 01:08:44,174
کارای دوستانه‌ی بابی باعث میشه
دا اون بهش حس پیدا کنه

961
01:08:44,174 --> 01:08:47,133
درسته. برای منم ممکنه سوتفاهم پیش بیاد خب

962
01:08:47,133 --> 01:08:50,934
اوهوم، میدونم چی میگی

963
01:08:50,934 --> 01:08:53,726
نمیخوام دا اون‌شی فکر اشتباهی کنه

964
01:08:54,550 --> 01:08:58,009
باشه. از الان حواسمو جمع میکنم

965
01:08:58,675 --> 01:09:01,342
...از اونجایی که بابی همه‌ی جرم‌هاش رو قبول کرد

966
01:09:01,342 --> 01:09:04,842
یومی باید از الان به بعد از نزدیک
حواسش به کارای بابی باشه

967
01:09:04,842 --> 01:09:06,675
بابی مجرمه

968
01:09:07,842 --> 01:09:09,300
این حکم رو نمیتونم قبول کنم

969
01:09:10,641 --> 01:09:14,099
چیکار کنم؟

970
01:09:23,592 --> 01:09:26,884
دا اون، بیا قهوه بخوریم

971
01:09:26,884 --> 01:09:28,717
ممنون

972
01:09:41,799 --> 01:09:43,843
<font color="#bb005e">همونطور که این دو نفر کنار هم وایسادن)
(و به سینک تکیه دادن</font>

973
01:09:43,843 --> 01:09:47,217
<font color="#bb005e">دستای آزادشون خود‌به‌خود به هم میخوره و)
(با خجالت به هم لبخند میزنن</font>

974
01:09:56,009 --> 01:09:59,384
خانم نویسنده، باید حرفای توهین‌آمیزی که
برات مینویسن رو با صبر و استقامت تحمل کنی

975
01:09:59,384 --> 01:10:05,675
اگه بخوای به هر کامنتی با حساسیت واکنش نشون بدی
نمیتونی یه داستان خوب و مناسب منتشر کنی

976
01:10:05,675 --> 01:10:11,592
بله، فقط درمورد حرفای توهین‌آمیزی که
برام نوشتن نیست

977
01:10:16,301 --> 01:10:20,968
نمیدونم بخاطر چی اینطوری شدی
ولی بیا یه ماه استراحت کنیم

978
01:10:20,968 --> 01:10:21,886
بله؟

979
01:10:21,886 --> 01:10:25,593
ولی تازه چند وقته شروع کردم به منتشر کردنش
...حالا برم استراحت، اینطوری

980
01:10:25,593 --> 01:10:29,426
نمیتونی با کار الانت، کسایی که کتابتو میخونن رو
مجذوب خودت کنی

981
01:10:29,426 --> 01:10:31,578
باید بری خودتو آماده کنی

982
01:10:32,260 --> 01:10:34,260
معذرت میخوام

983
01:12:21,760 --> 01:12:24,051
نمیتونم نفس بکشم

984
01:12:24,051 --> 01:12:26,718
دقیقا چه اتفاقی داره میفته؟

985
01:12:33,510 --> 01:12:38,135
این رفلاکس مدفوع نیستش
این افسردگیه

986
01:12:38,135 --> 01:12:40,301
افسردگی؟-
آره-

987
01:12:40,301 --> 01:12:43,301
حتما توی مرکز درمان افسردگی مشکلی پیش اومده

988
01:12:43,301 --> 01:12:46,051
الان میرم اونجا

989
01:12:50,051 --> 01:12:51,968
چرا داره اینطوری میشه؟
دارم رد میدم دیگه

990
01:12:51,968 --> 01:12:54,551
هی، چه مشکلی پیش اومده؟

991
01:12:54,551 --> 01:12:55,801
نمیدونم

992
01:12:55,801 --> 01:12:59,010
با وجود میزان افسردگی
سیستم فیلترینگمون درسته

993
01:12:59,010 --> 01:13:00,801
نمیدونم چرا همش هشدار میده

994
01:13:00,801 --> 01:13:02,718
کاپیتان، یه مشکل پیش اومده

995
01:13:02,718 --> 01:13:04,468
دیگه چی شده؟

996
01:13:04,468 --> 01:13:07,093
آب تصفیه‌کننده داره نشت میده-
چی؟-

997
01:13:07,093 --> 01:13:10,176
چرا آب تصفیه‌کننده داره نشت میده؟

998
01:13:11,301 --> 01:13:12,801
کمک

999
01:13:23,425 --> 01:13:26,675
من میرم تو ببینم مشکل چیه

1000
01:13:38,011 --> 01:13:39,511
یومی

1001
01:13:43,386 --> 01:13:45,052
غذا خوردی؟-
غذا خوردی؟-

1002
01:13:46,136 --> 01:13:49,427
آره، غذا خوردم
تو چطور؟

1003
01:13:49,427 --> 01:13:50,802
منم یه چیزی خوردم

1004
01:13:50,802 --> 01:13:53,511
بهت گفتم حواست به غذا خوردنت باشه
مخصوصا وقتایی که سرت شلوغه

1005
01:13:53,511 --> 01:13:59,427
با تحویل غذاها و آموزش به کارگر پاره وقت جدید
سرم خیلی شلوغ بود

1006
01:13:59,427 --> 01:14:02,469
کارگر پاره وقت جدید؟ دا اون‌شی چی؟

1007
01:14:02,469 --> 01:14:04,344
استعفا داد

1008
01:14:04,344 --> 01:14:07,138
چرا؟ اتفاقی افتاده؟

1009
01:14:07,802 --> 01:14:09,386
هیچی بابا

1010
01:14:12,261 --> 01:14:13,927
بابی

1011
01:14:16,594 --> 01:14:19,302
...راستش، دا اون

1012
01:14:20,052 --> 01:14:24,052
تازگیا به یه نفر حس پیدا کردم

1013
01:14:24,052 --> 01:14:29,469
ولی کار درستی نیست، بخاطر همین
تصمیم گرفتم دیگه نبینمش

1014
01:14:29,469 --> 01:14:31,886
مگه دوست داشتن کسی چه اشکالی داره؟

1015
01:14:31,886 --> 01:14:38,219
درسته. دوست داشتن کسی هیچ اشکالی نداره

1016
01:14:38,219 --> 01:14:42,469
مگر اینکه دوست دختر داشته باشه

1017
01:14:52,302 --> 01:14:53,927
یومی

1018
01:14:55,802 --> 01:14:57,302
بابی

1019
01:15:03,803 --> 01:15:06,553
اضطراب، اینجا چیکار میکنی؟

1020
01:15:06,553 --> 01:15:11,595
جلوی خروجی رو گرفتی و مسدودش کردی
و جلوی پردازش درست افسردگی رو گرفتی

1021
01:15:11,595 --> 01:15:15,137
چون افسردگی لبریز شده
همه جا هرج و مرج شده

1022
01:15:15,137 --> 01:15:17,803
از قصد داری این کارو میکنی که
یومی اوقات سختی رو بگذرونه؟

1023
01:15:17,803 --> 01:15:19,678
اینطور نیست

1024
01:15:19,678 --> 01:15:23,303
همش... داشتم بزرگ و بزرگ‌تر میشدم

1025
01:15:23,303 --> 01:15:27,262
و فکر کردم یومی بخاطر من داره سختی میکشه

1026
01:15:27,262 --> 01:15:33,387
بخاطر همین فکر کردم اگه اینجا بمونم
شاید بتونم به حالت قبلم برگردم

1027
01:15:33,387 --> 01:15:38,595
بعدش میتونم باعث بشم برای یومی
کمتر سخت باشه

1028
01:15:38,595 --> 01:15:42,053
بخاطر همین اومدم این پایین

1029
01:15:43,095 --> 01:15:47,845
اضطراب، دلیل اینکه بزرگ شدی این بود که
به بابی اعتماد نداشتی

1030
01:15:47,845 --> 01:15:50,012
بابی عوض نشده

1031
01:15:50,012 --> 01:15:53,220
هنوزم عاشقشه

1032
01:15:53,220 --> 01:15:57,512
فکر نمیکنی بابی... قلبش لرزیده باشه؟

1033
01:15:57,512 --> 01:15:59,720
تو بابی رو مگه نمیشناسی؟

1034
01:15:59,720 --> 01:16:05,137
اون عوض نمیشه. احساسش به یومی هیچوقت
تغییر نمیکنه

1035
01:16:05,137 --> 01:16:12,387
نه. مهم نیست چندبار این حرفو بزنی
به نظر من اون عوض شده

1036
01:16:13,345 --> 01:16:18,512
بابی، براش قلبت لرزید؟

1037
01:16:37,020 --> 01:16:39,978
قلبت لرزیده بوده

1038
01:16:45,971 --> 01:16:51,054
بابی، بیا به هم بزنیم

1039
01:17:17,721 --> 01:17:21,763
همه چیزو مثل قبل میکنم

1040
01:17:28,304 --> 01:17:30,846
انتظار نداشتم اینطوری بشه

1041
01:17:30,846 --> 01:17:34,346
حداقل باید دروغ میگفت

1042
01:17:35,138 --> 01:17:38,679
حالا چیکار میتونیم کنیم؟
...بیاین تمرکز کنیم روی بازسازی

1043
01:17:38,679 --> 01:17:40,388
فکر کردین دارین چیکار میکنین؟

1044
01:17:41,804 --> 01:17:43,179
عشق

1045
01:17:43,179 --> 01:17:45,929
بابی قلبش برای دا اون لرزیده

1046
01:17:45,929 --> 01:17:47,471
خب که چی؟

1047
01:17:49,346 --> 01:17:51,013
منظورت از "خب که چی" چیه؟

1048
01:17:51,013 --> 01:17:52,846
فقط یه لحظه قلبش لرزیده

1049
01:17:52,846 --> 01:17:54,513
برای هرکسی بعضی وقتا ممکنه اتفاق بیفته

1050
01:17:54,513 --> 01:17:56,763
آره، برای هرکسی ممکنه اتفاق بیفته

1051
01:17:56,763 --> 01:18:00,263
چیزی که مهمه اینه که یومی اینو متوجه شده

1052
01:18:00,263 --> 01:18:04,304
یومی دیگه نمیتونه دوباره مثل قبل به بابی نگاه کنه

1053
01:18:04,304 --> 01:18:08,471
اگه به رابطشون ادامه بدن، فقط به همدیگه آسیب میزنن

1054
01:18:08,471 --> 01:18:09,929
درسته، عشق

1055
01:18:09,929 --> 01:18:13,471
یومی بخاطر شک‌های دائمی که هی داشت
بیشتر و بیشتر میشد، خیلی اذیت شد

1056
01:18:13,471 --> 01:18:14,804
انقدر زود و عجولانه قضاوت نکنین

1057
01:18:16,304 --> 01:18:19,971
فکر میکنین یومی بدون اون میتونه خوشحال باشه؟

1058
01:18:21,763 --> 01:18:23,138
چت شده؟

1059
01:18:23,138 --> 01:18:26,929
فکر میکنین یومی اصلا بدون من
میتونه خوشحال باشه؟

1060
01:18:29,179 --> 01:18:31,929
صبر کن، یومی

1061
01:18:31,929 --> 01:18:33,388
یومی

1062
01:18:34,138 --> 01:18:36,513
اون چیزی نبود

1063
01:18:37,347 --> 01:18:41,888
یومی، دلم نمیخواد باهات به هم بزنم

1064
01:18:45,263 --> 01:18:47,343
یومی-
بابی-

1065
01:18:48,145 --> 01:18:53,770
حتی اگه با هم بمونیم، فکر نمیکنم بتونم باهات
جوری رفتار کنم که انگار اتفاقی نیفتاده

1066
01:18:56,835 --> 01:19:00,513
به نظرم رابطمون تا همینجا بسه و تمومه دیگه

1067
01:19:03,894 --> 01:19:08,110
ولی من هنوز عاشقتم

1068
01:19:39,979 --> 01:19:41,979
نمیتونه این اتفاق بیفته

1069
01:19:43,430 --> 01:19:46,472
نمیتونه این اتفاق بیفته

1070
01:19:49,347 --> 01:19:51,388
همه چیزو مثل قبل میکنم

1071
01:19:51,388 --> 01:19:53,430
همه چیزو همونطوری که بود میکنم

1072
01:19:53,430 --> 01:19:57,347
برای یومی، عشق همیشه اولویته

1073
01:20:00,763 --> 01:20:03,888
همه چیزو خراب کردین

1074
01:20:05,222 --> 01:20:06,930
همش تقصیر شماست

1075
01:20:06,930 --> 01:20:10,722
!بخاطر شک‌های شما! بخاطر نگرانی‌های شما

1076
01:20:10,722 --> 01:20:12,930
چون نتونستین بهش اعتماد کنین

1077
01:20:12,930 --> 01:20:15,472
عشق همیشه برای یومی اولویته

1078
01:20:15,472 --> 01:20:17,638
شما کی باشین که اینو ازش محروم کنین؟

1079
01:20:17,638 --> 01:20:21,138
اون وقتی عاشقه خوشحال‌ترینه

1080
01:20:22,430 --> 01:20:23,847
بس کن

1081
01:20:24,847 --> 01:20:27,555
بیا فرض کنیم همه چیزو به حالت قبل برگردوندیم

1082
01:20:27,555 --> 01:20:31,055
اونوقت از اون لحظه به بعد
کی مسئول عشق بابیه؟

1083
01:20:31,055 --> 01:20:33,722
چی داری میگی؟ من اینجام

1084
01:20:33,722 --> 01:20:36,180
من، سلول عشق

1085
01:20:37,222 --> 01:20:38,638
عشق؟

1086
01:20:40,138 --> 01:20:43,763
الان تو عشق نیستی، تو خشمی

1087
01:20:44,722 --> 01:20:46,513
امکان نداره

1088
01:20:46,513 --> 01:20:48,388
واقعیت نداره

1089
01:20:48,388 --> 01:20:50,680
من خشم نیستم

1090
01:20:54,430 --> 01:20:55,847
حس واقعی

1091
01:21:01,805 --> 01:21:03,263
حالت خوبه؟

1092
01:21:03,263 --> 01:21:04,180
منطق

1093
01:21:04,180 --> 01:21:07,597
یه فکری کن، وگرنه هممون میمیریم

1094
01:21:07,597 --> 01:21:11,138
هیچوقت همچین چیزی رو ندیده بودم اتفاق بیفته
نمیدونم چیکار کنیم

1095
01:21:11,138 --> 01:21:15,222
عشق ترسیده

1096
01:21:15,222 --> 01:21:18,013
منظورت چیه که ترسیده؟

1097
01:21:18,013 --> 01:21:20,222
...اون از خلایی که بابی به جا میذاره

1098
01:21:20,222 --> 01:21:25,388
بیشتر از به هم زدن، میترسه

1099
01:21:34,097 --> 01:21:36,638
باید چیکارش کنیم؟

1100
01:21:36,638 --> 01:21:38,830
باید کمکش کنیم

1101
01:21:38,830 --> 01:21:43,680
قبل از اینکه یومی... قبل از اینکه عشق
بیشتر از این آسیب ببینه

1102
01:21:43,680 --> 01:21:46,763
هرموقع یومی بخاطر شک‌های من مردد میشد

1103
01:21:46,763 --> 01:21:51,305
شماها به یومی کمک میکردین از منِ اضطراب
دور بشه

1104
01:21:54,347 --> 01:21:56,013
آره، بیاین کمکش کنیم

1105
01:21:56,013 --> 01:21:58,097
آره، بیاین کمک کنیم

1106
01:21:58,097 --> 01:22:00,680
دوباره میتونیم انجامش بدیم-
بیاین کمک کنیم-

1107
01:22:06,048 --> 01:22:13,219
عشق، یومی یه مدت اذیت میشه
ولی با کمک ما، میتونه دوباره عاشق بشه

1108
01:22:13,219 --> 01:22:14,645
کمک؟

1109
01:22:14,645 --> 01:22:18,354
همه چیز رو خراب کردین، حللا میخواین کمک کنین؟

1110
01:22:19,951 --> 01:22:21,336
...شما

1111
01:22:21,336 --> 01:22:23,253
اون بدون شماها وضعش بهتره

1112
01:22:26,306 --> 01:22:28,223
بس کن، عشق

1113
01:22:41,931 --> 01:22:46,723
عشق، میدونم همیشه کلی زحمت میکشیدی

1114
01:22:46,723 --> 01:22:53,691
ولی نمیخوام چون میترسم تنها بمونم با خشم
برم اینور اونور

1115
01:22:57,764 --> 01:23:00,181
رابطه اولویت اولم بود

1116
01:23:00,181 --> 01:23:05,556
چون وقتی توی رابطه بودم، خوشحال‌ترین بودم

1117
01:23:07,806 --> 01:23:10,431
میدونم چی میخواین بگین

1118
01:23:11,139 --> 01:23:14,431
قلب عشق باعث شد لبخند بزنم

1119
01:23:15,098 --> 01:23:19,639
نگرانی‌های اضطراب باعث شد به جلو قدم بردارم

1120
01:23:19,639 --> 01:23:24,806
و تموم لحظه‌ها همتون کنارم بودین

1121
01:23:26,504 --> 01:23:29,139
اشکالی نداره توی رابطه نباشم

1122
01:23:29,139 --> 01:23:32,181
من هنوزم یه چیزو میخوام

1123
01:23:32,181 --> 01:23:36,264
فقط میخوام خوشحال باشم

1124
01:24:10,098 --> 01:24:14,306
گریه نکن، عشق-
اشکال نداره-

1125
01:24:16,389 --> 01:24:18,723
همه چی درست میشه

1126
01:24:27,640 --> 01:24:30,349
دوباره عاشق میشم؟

1127
01:24:30,349 --> 01:24:34,265
دوباره میتونم همچین عشقی داشته باشم؟

1128
01:24:35,057 --> 01:24:40,474
وقتی زمان بگذره، از به هم زدن باهاش پشیمون نمیشم؟

1129
01:24:40,474 --> 01:24:47,099
از وقتی گفت باهم به هم بزنن
حدود 44 بار گوشیش رو برداشت

1130
01:24:47,099 --> 01:24:50,474
و اون هم همینطور

1131
01:24:55,807 --> 01:24:59,265
ولی دکمه‌ای رو نزد

1132
01:25:00,182 --> 01:25:03,557
ولی اون زد

1133
01:25:10,015 --> 01:25:12,140
<font color="#bb005e">(بابی)</font>

1134
01:25:14,307 --> 01:25:17,932
دفعه اول، تلفن رو قطع کرد

1135
01:25:20,224 --> 01:25:22,140
<font color="#bb005e">(بابی)</font>

1136
01:25:23,640 --> 01:25:28,557
دفعه دوم، بازم قطع کرد

1137
01:25:46,911 --> 01:25:49,577
...دفعه‌ی سوم که باهاش ارتباط برقرار کرد

1138
01:25:51,440 --> 01:25:53,395
<font color="#bb005e">(جلوی خونتم)</font>

1139
01:25:54,341 --> 01:25:57,299
دودل شد

1140
01:26:04,058 --> 01:26:09,183
برگردونمش؟ بهش یه فرصت دیگه بدم؟

1141
01:26:26,475 --> 01:26:29,558
ولی مطمئن نبود

1142
01:26:29,558 --> 01:26:35,183
میدونست که نمیتونه مثل قبل با همون احساسات
باهاش روبرو بشه

1143
01:26:59,757 --> 01:27:02,225
اگه دوباره نتونه کتابش رو منتشر کنه چی؟

1144
01:27:02,225 --> 01:27:04,726
خیلی سختی کشیدی واقعا

1145
01:27:04,726 --> 01:27:06,933
نگران نباش، این سری رو بهش اطمینان دارم

1146
01:27:06,933 --> 01:27:08,652
آره، نتیجه میده

1147
01:27:08,652 --> 01:27:13,068
درسته-
یومی سخت کار کرد-

1148
01:27:16,975 --> 01:27:19,068
خانم نویسنده-
بله؟-

1149
01:27:20,423 --> 01:27:22,433
اون موقع چتون شده بود؟

1150
01:27:22,433 --> 01:27:25,392
...بله؟ خب راستش

1151
01:27:25,392 --> 01:27:30,183
داستانت به قلبم نفوذ کرد

1152
01:27:33,049 --> 01:27:34,434
...پس

1153
01:27:34,434 --> 01:27:36,434
دوباره منتشر کردنش رو شروع میکنیم

1154
01:27:36,434 --> 01:27:37,310
باشه

1155
01:27:37,310 --> 01:27:40,268
هوووورا-
وااووو-

1156
01:27:40,268 --> 01:27:43,476
بهتون گفتم که اطمینان دارم

1157
01:27:43,476 --> 01:27:46,476
چطوره که با استیک برای شام جشن بگیریم؟

1158
01:27:46,476 --> 01:27:49,736
نه، یه جشن خوب و مناسب لایق یه لویی ویتونه

1159
01:27:49,736 --> 01:27:53,361
یه ریالم پول نگرفته، اونوقت تو داری درمورد
لویی ویتون حرف میزنی؟

1160
01:27:55,018 --> 01:27:59,268
وااوو، نوره-
چه روشنه-

1161
01:28:00,559 --> 01:28:04,184
به مدت بود همچین چیزی نداشتیم
چه گرمه

1162
01:28:04,184 --> 01:28:05,851
چقدر خوبه

1163
01:28:07,341 --> 01:28:10,518
بیاین برگردیم سرکارمون، بچه‌ها

1164
01:28:10,518 --> 01:28:12,101
باشه

1165
01:28:16,560 --> 01:28:18,602
باهامون بیا، اضطراب

1166
01:28:22,227 --> 01:28:23,435
باشه

1167
01:28:31,300 --> 01:28:34,935
...شاید مصمم

1168
01:28:34,935 --> 01:28:37,521
...متعصب

1169
01:28:37,521 --> 01:28:39,813
یا حتی بیچاره و رقت‌انگیز به‌نظر برسیم

1170
01:28:41,310 --> 01:28:44,518
ولی فقط یه چیزی هست که ما میخوایم

1171
01:28:45,852 --> 01:28:49,310
میخوایم یومی خوشحال باشه

1172
01:28:50,310 --> 01:28:51,935
...چون ما

1173
01:28:53,018 --> 01:28:56,102
سلول‌های یومی هستیم

1174
01:28:59,643 --> 01:29:04,852
<font color="#bb005e">(سلول‌های یومی: فیلم)</font>

1175
01:29:14,727 --> 01:29:18,393
<font color="#bb005e">(براساس وبتون "سلول‌های یومی" از یی دونگ گون)</font>

1176
01:29:18,417 --> 01:29:26,417
<font color="#fd9ffb">^_^- تیم ترجمه پروموویز ^_^-</font>
<font color="#b5b5b5"> ProMovi.ir</font>

