﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:31,232
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══KoreFaa.com══━━━━✥◈
مترجم: Valda.Satur
≡قسمت بیست و پنجم≡

2
00:01:31,380 --> 00:01:34,900
[نسل به نسل]

3
00:01:35,020 --> 00:01:37,900
[قسمت بیست و پنجم]

4
00:01:39,020 --> 00:01:41,410
‫توی این نصف ماه باهات چطور رفتار کرده؟‬

5
00:01:44,540 --> 00:01:45,570
‫باهام‬

6
00:01:47,660 --> 00:01:48,500
‫خوب بوده‬

7
00:01:52,210 --> 00:01:53,380
‫و تو چه حسی بهش داری؟‬

8
00:01:58,050 --> 00:01:58,890
‫من...‬

9
00:02:00,770 --> 00:02:02,210
دوسش داری؟

10
00:02:11,940 --> 00:02:13,100
من دوسش دارم

11
00:02:14,890 --> 00:02:18,690
‫وقتی نامزدیم رو با برادر یوچی به‬
‫هم زدم اصلا ناراحت نشدم‬

12
00:02:21,220 --> 00:02:22,500
‫اما وقتی‬

13
00:02:23,660 --> 00:02:25,820
‫به این فکر میکنم که شاید دیگه‬
‫مو چینگ ین رو نبینم‬

14
00:02:28,820 --> 00:02:30,540
ته ‫دلم خالی میشه‬

15
00:02:33,380 --> 00:02:34,220
خیلی درد میگیره

16
00:02:40,170 --> 00:02:41,010
ژائو ژائو

17
00:02:42,260 --> 00:02:43,980
‫حالا که نامزدیت به هم خورده‬

18
00:02:44,260 --> 00:02:45,260
‫اصولا اینکه‬

19
00:02:45,660 --> 00:02:46,820
‫با کی باشی‬

20
00:02:47,060 --> 00:02:48,290
‫به خودت ربط داره‬

21
00:02:48,780 --> 00:02:53,500
‫اگه اون پسر واقعا از خانواده چانگ‬
‫باشه من و مادرت خیلی خوشحال میشیم‬

22
00:02:53,500 --> 00:02:57,780
‫اما یادت نره اون رهبر جوان فرقه شیطانیه‬

23
00:02:58,130 --> 00:02:58,970
‫خب که چی؟‬

24
00:03:00,130 --> 00:03:02,170
‫مگه تو شش فرقه آدم پست و کثیف کم داریم؟‬

25
00:03:04,690 --> 00:03:06,690
‫تو شش فرقه آدمای کثیف زیادن‬

26
00:03:06,890 --> 00:03:08,220
‫یین دای اولین نفریه که به ذهنم میرسه‬

27
00:03:08,540 --> 00:03:11,290
‫و اون وانگ یوان جینگ حقشه ده بار بمیره‬

28
00:03:12,100 --> 00:03:15,890
‫اما ژائو ژائو مو چینگ ین لزوما آدم خوبیه؟‬

29
00:03:16,510 --> 00:03:18,850
‫داستانی که استادت درباره شیطان‬
‫پوست پوش برات تعریف کرد رو یادت رفته؟‬

30
00:03:18,850 --> 00:03:20,340
‫مو چینگ ین ممکنه اون شیطان نباشه‬

31
00:03:20,820 --> 00:03:23,610
‫عمه‌ت هم یه زمانی همین فکر رو نمیکرد؟‬

32
00:03:31,890 --> 00:03:32,850
‫منظورت چیه؟‬

33
00:03:37,850 --> 00:03:38,980
‫مادر؟‬

34
00:03:39,820 --> 00:03:41,730
‫این به آبروی عمه‌ت ربط داره‬

35
00:03:42,290 --> 00:03:46,060
‫اگه الان خودت تو همین وضعیت نبودی ما‬
‫این راز رو با خودمون به گور میبردیم‬

36
00:03:52,660 --> 00:03:53,500
‫اون زمان‬

37
00:03:54,018 --> 00:03:55,898
‫عمه‌ت و استادت‬

38
00:03:56,730 --> 00:03:57,780
‫و استاد لی که

39
00:03:58,263 --> 00:03:59,403
کلا هفت نفر بودن‬

40
00:04:00,723 --> 00:04:04,170
‫مخفیانه‬ ‫یه آرایه جنگی برگرفته از‬
‫آرایه خرس بزرگ رو تمرین میکردن‬

41
00:04:05,170 --> 00:04:08,340
‫اگه کامل میشد حتی نیه هنگ چنگ هم‬
‫نمیتونست به راحتی از پسش بربیاد‬

42
00:04:08,780 --> 00:04:10,010
‫اما در کمال تعجب‬

43
00:04:10,500 --> 00:04:11,780
‫به جز استادت و عمه‌ت‬

44
00:04:12,130 --> 00:04:13,130
‫اون پنج نفر دیگه‬

45
00:04:13,610 --> 00:04:14,660
‫قبل از نبرد نهایی‬

46
00:04:14,660 --> 00:04:15,540
مورد حمله قرار گرفتن

47
00:04:16,220 --> 00:04:20,220
‫استاد لی زنده موند اما برای همیشه فلج شد‬

48
00:04:20,900 --> 00:04:25,780
‫از مخفیگاه اون هفت نفر به جز‬
‫خودشون فقط یه نفر دیگه خبر داشت‬

49
00:04:27,730 --> 00:04:28,570
‫شیطان پوست پوش؟‬

50
00:04:30,610 --> 00:04:32,660
‫پس اون شب مختومه ای‬
‫که عمو شی میگفت‬

51
00:04:33,900 --> 00:04:35,250
‫کار اون بود؟‬

52
00:04:36,050 --> 00:04:41,170
‫حالا میفهمی چرا عمه‌ت اون زمان بدون‬
‫هیچ تردیدی رفت تا نیه هنگ چنگ رو بکشه‬

53
00:04:41,660 --> 00:04:45,490
‫اون شیطان باعث مرگ برادرایی شده بود‬
‫که باهاشون قسم مرگ و زندگی خورده بود‬

54
00:04:45,490 --> 00:04:47,410
‫چطور ممکنه دلش تیکه تیکه نشده باشه؟‬

55
00:04:47,900 --> 00:04:48,930
‫با نابود شدن اون آرایه‬

56
00:04:50,410 --> 00:04:51,780
‫چاره ای نداشت جز اینکه‬

57
00:04:53,140 --> 00:04:54,810
‫تنهایی با شیطان روبرو بشه‬

58
00:04:55,900 --> 00:04:58,050
‫عمه‌ت به دست اون شیطان پوست پوش کشته شد‬

59
00:05:00,220 --> 00:05:01,370
‫بعدش کجا رفت؟‬

60
00:05:02,050 --> 00:05:03,660
‫عمه‌ت فقط گفت که غیبش زده‬

61
00:05:04,370 --> 00:05:06,020
‫ما چیز دیگه ای نمیدونیم‬

62
00:05:11,170 --> 00:05:12,010
ژائو ژائو

63
00:05:13,730 --> 00:05:15,020
‫تو همیشه اراده خودتو داشتی‬

64
00:05:16,700 --> 00:05:17,810
‫از گذشته درس بگیر‬

65
00:05:18,980 --> 00:05:21,020
‫پا جای پای عمه‌ت نذار‬

66
00:05:34,780 --> 00:05:36,930
‫یادت باشه استادت چی بهت گفت

67
00:05:37,250 --> 00:05:38,100
‫یه شیطان‬

68
00:05:39,290 --> 00:05:40,850
‫آدما رو میبلعه‬

69
00:05:41,140 --> 00:05:42,780
‫مو چینگ ین ممکنه اون شیطان نباشه‬

70
00:05:43,170 --> 00:05:45,850
‫عمه‌ت هم یه زمانی همین فکر رو نمیکرد؟‬

71
00:06:18,540 --> 00:06:20,020
‫نیه ژه تو کوه های هان های پیداش شده‬

72
00:06:20,390 --> 00:06:21,700
‫ممکنه سرنخ هایی درباره‬
‫مرد سیاه پوش پیدا بشه‬

73
00:06:21,700 --> 00:06:22,540
‫از الان تا سه روز دیگه‬

74
00:06:22,780 --> 00:06:23,620
‫منتظرت میمونم‬

75
00:06:23,930 --> 00:06:24,850
ژائو ژائو

76
00:06:24,850 --> 00:06:29,050
‫از گذشته درس بگیر پا جای پای عمه‌ت نذار‬

77
00:06:45,410 --> 00:06:46,370
‫نیازی نیست منتظر بمونی‬

78
00:06:47,340 --> 00:06:49,050
‫من خودم مرد سیاه پوش رو پیدا میکنم‬

79
00:06:50,220 --> 00:06:51,610
‫دنیای رزمی قرار ملاقات مشخصی نداره‬

80
00:06:52,140 --> 00:06:53,540
‫ارباب جوان مراقب خودت باش‬

81
00:07:06,490 --> 00:07:09,220
‫بانوی جوان چرا چیزی نمیخورین؟‬

82
00:07:09,540 --> 00:07:10,380
‫گرسنم نیست‬

83
00:07:11,370 --> 00:07:15,930
‫بانو اون شایعه های کثیف‬
‫بیرون رو به دل نگیرین‬

84
00:07:15,930 --> 00:07:18,930
‫کاملا معلوم بود که این یه عشق‬
‫یه طرفه از سمت مو چینگ ین بوده‬

85
00:07:18,930 --> 00:07:22,410
‫وقتی تو فرقه چینگ چوئه بود میفهمیدم‬
‫که همیشه داشت بهتون میچسبید‬

86
00:07:22,410 --> 00:07:24,290
‫اینکه خوش قیافه ست رو قبول دارم‬

87
00:07:24,290 --> 00:07:25,410
‫اما هیچ وقت فکر نمیکردم‬

88
00:07:25,410 --> 00:07:26,300
‫جرات کنه بهتون‬

89
00:07:26,320 --> 00:07:27,780
یه نظر دیگه داشته باشه

90
00:07:27,780 --> 00:07:28,620
‫خواهر

91
00:07:32,340 --> 00:07:33,290
‫برادر چهارم‬

92
00:07:33,290 --> 00:07:34,130
‫برادر پنجم‬

93
00:07:38,610 --> 00:07:40,490
‫میرم یکم چای دم کنم‬

94
00:07:48,730 --> 00:07:52,380
‫خواهر من یه مرغ با طعم زیره‬ کباب کردم

95
00:07:53,290 --> 00:07:54,130
‫یه امتحانی بکن‬

96
00:07:54,540 --> 00:07:56,100
‫واقعا اشتها ندارم‬

97
00:08:00,730 --> 00:08:05,020
‫کمربندم گشاد میشه اما پشیمون نیستم‬
[استعاره از لاغر شدن]

98
00:08:05,020 --> 00:08:08,540
‫به خاطر اون هر روز تکیده و خسته تر میشم‬

99
00:08:14,220 --> 00:08:15,610
‫شما دو تا عقلتونو از دست دادین؟‬

100
00:08:16,980 --> 00:08:18,740
‫خواهر ما بارها و بارها بهش فکر کردیم‬

101
00:08:19,170 --> 00:08:20,340
‫چرا اصلا‬

102
00:08:21,490 --> 00:08:22,330
‫فراموشش نمیکنی؟‬

103
00:08:23,850 --> 00:08:27,660
‫چه خوب باشه چه بد استاد ما و پدر‬
‫و مادرت هرگز باهاش موافقت نمیکنن‬

104
00:08:27,900 --> 00:08:29,170
‫خیلی سخته‬

105
00:08:29,850 --> 00:08:31,490
‫شما دو تا کار بهتری ندارین انجام بدین؟‬

106
00:08:33,130 --> 00:08:34,530
‫اگه بری دنبال ارباب جوان مو و‬

107
00:08:34,530 --> 00:08:36,180
‫یه روز تو میدون جنگ روبروی هم قرار بگیریم‬

108
00:08:36,180 --> 00:08:37,980
‫چطور میتونیم تو روی هم نگاه کنیم؟‬

109
00:08:38,370 --> 00:08:40,820
‫اما اگه به جاش با برادر سوم ازدواج کنی‬

110
00:08:41,370 --> 00:08:43,100
‫شش فرقه بی چن یا حداقل‬

111
00:08:43,100 --> 00:08:45,220
‫سه چهارتاشون میتونن‬
‫ امنیت همدیگه رو تضمین کنن‬

112
00:08:45,220 --> 00:08:47,250
‫و با هم پیشرفت کنن‬

113
00:08:47,250 --> 00:08:48,820
‫کینه های قدیمی هم میتونن برطرف بشن‬

114
00:08:49,580 --> 00:08:50,530
‫این خوب نیست؟‬

115
00:08:51,010 --> 00:08:52,850
‫میرم ببینم چای فی سوی به کجا رسید‬

116
00:08:53,820 --> 00:08:54,890
‫مرغه همش مال خودت

117
00:08:56,730 --> 00:09:01,010
‫اجداد خانواده سونگ بالاخره‬
‫بهمون نظر کردن

118
00:09:02,850 --> 00:09:06,300
‫این پسره احمق بالاخره سر عقل اومد‬

119
00:09:12,220 --> 00:09:14,570
‫فقط زمان بندیش ممکنه خیلی خوب نباشه‬

120
00:09:14,610 --> 00:09:15,450
‫چطور مگه؟‬

121
00:09:16,010 --> 00:09:19,610
‫الان همه شهر دارن درباره ژائو ژائو‬
‫و اون پسر خاندان مو حرف میزنن‬

122
00:09:20,060 --> 00:09:23,580
‫اگه دقیقا الان بره خواستگاری‬
‫مردم حتما پشت سرشون حرف درمیارن‬

123
00:09:24,370 --> 00:09:27,060
‫و هیچ کدوم از اون حرفا خوب پیش نمیره

124
00:09:27,060 --> 00:09:31,300
‫دقیقا به همین دلیله که‬
‫الان باید بره خواستگاری‬

125
00:09:35,580 --> 00:09:36,420
‫خوبه‬

126
00:09:36,770 --> 00:09:37,730
‫این یعنی مسئولیت پذیری‬

127
00:09:37,730 --> 00:09:39,530
‫یه پسر واقعی از خانواده سونگ‬

128
00:09:50,220 --> 00:09:56,610
‫کلیدهای انبار، صندوق های گنج، دفتر حسابداری‬
‫و بیشتر از صد عمارت همه شون اینجان‬

129
00:09:58,770 --> 00:10:00,300
‫بیشتر از صد تا عمارت؟‬

130
00:10:00,300 --> 00:10:01,140
‫یواش‬

131
00:10:04,100 --> 00:10:07,100
‫رهبر سونگ واقعا میخوای‬
‫برای پسرت بری خواستگاری؟‬

132
00:10:07,100 --> 00:10:09,730
‫همچین مسئله مهمی مگه میتونه شوخی باشه؟‬

133
00:10:09,730 --> 00:10:11,250
‫خیالتون راحت‬

134
00:10:11,250 --> 00:10:12,890
‫اگه ژائو ژائو عروس فرقه گوانگ تیان ما بشه‬

135
00:10:12,890 --> 00:10:14,730
‫هرگز حتی یه ذره هم غصه نمیخوره‬

136
00:10:14,980 --> 00:10:15,820
‫بله بله البته‬

137
00:10:15,980 --> 00:10:19,730
‫با اینکه دو تا پسر دارم همه میدونن که‬
‫من پسر کوچیکه ام رو بیشتر دوست دارم‬

138
00:10:20,060 --> 00:10:24,220
‫همسر آینده اش کسیه که تو‬
‫فرقه گوانگ تیان رئیس میشه‬

139
00:10:25,490 --> 00:10:28,220
‫بله همه میدونن که شما بینشون فرق میذارین‬

140
00:10:29,130 --> 00:10:31,300
‫اما الان برای خواستگاری یه کم زود نیست؟‬

141
00:10:31,500 --> 00:10:32,340
‫بله درسته‬

142
00:10:32,340 --> 00:10:33,770
‫پس پسر خاندان مو چی میشه؟‬

143
00:10:34,100 --> 00:10:34,940
‫چی گفتی؟‬

144
00:10:35,060 --> 00:10:36,010
‫درباره مو چینگ ین حرف زد‬

145
00:10:38,610 --> 00:10:44,010
‫کاملا طبیعیه که یه دختر جوون و خوشگل یکی‬
‫دو تا خاطرخواه به دردنخور داشته باشه‬

146
00:10:44,700 --> 00:10:45,650
‫اینو که میشنوم خیالم راحت میشه‬

147
00:10:48,740 --> 00:10:51,370
‫راستش رو بخواین یوجی پسر خوبیه‬

148
00:10:51,650 --> 00:10:52,490
‫من ازش خوشم میاد‬

149
00:10:52,860 --> 00:10:55,850
‫اما مشکل اینه که ژائو ژائو‬
‫تازه نامزدیش رو به هم زده‬

150
00:10:55,850 --> 00:10:58,010
‫اینکه بخواد فورا دوباره نامزد کنه...‬

151
00:10:58,010 --> 00:10:58,850
‫کافیه‬

152
00:10:59,420 --> 00:11:02,850
‫پینگ چون تو سال ها تو دنیای رزمی گشتی‬

153
00:11:03,010 --> 00:11:04,650
‫این ضرب المثل رو نشنیدی که

154
00:11:04,890 --> 00:11:06,700
‫یه دختر خوب صد تا خواستگار داره؟‬

155
00:11:06,700 --> 00:11:07,540
‫مگه نه؟‬

156
00:11:09,120 --> 00:11:09,980
‫خوندن رو ول کن‬

157
00:11:09,980 --> 00:11:11,420
‫یه چیزی بگو‬

158
00:11:11,730 --> 00:11:12,570
برادر ‫یون که‬

159
00:11:14,220 --> 00:11:15,370
برادر ‫یون که‬

160
00:11:15,980 --> 00:11:16,980
‫یه چیزی بگو‬

161
00:11:17,300 --> 00:11:19,420
‫ژائو ژائو و یوجی واقعا به هم میان‬

162
00:11:22,820 --> 00:11:23,660
‫این طور نیست؟‬

163
00:11:24,010 --> 00:11:27,740
‫اگه با هم ازدواج کنن آدمای تو‬
‫دنیای رزمی دیگه چی میتونن بگن؟‬

164
00:11:29,010 --> 00:11:30,980
‫درسته واقعا به هم میان‬

165
00:11:32,300 --> 00:11:34,820
‫اما ژائو ژائو همیشه نظر خودشو داشته‬

166
00:11:35,130 --> 00:11:38,810
‫تازه نامزدیش رو با یوچی به هم زده و حالا‬
‫اینکه بخوایم به یکی دیگه قولش رو بدیم...‬

167
00:11:39,010 --> 00:11:41,490
‫میترسم که قبول نکنه‬

168
00:11:41,890 --> 00:11:45,220
‫بذارین جوونا خودشون کارای خودشون رو حل کنن‬

169
00:11:45,820 --> 00:11:47,650
‫خیالتون راحت‬

170
00:12:29,700 --> 00:12:31,340
‫شکوفه های هلوی سه رنگ؟‬

171
00:12:48,850 --> 00:12:55,100
‫برادر چرا ازم خواستی بیام‬
‫اینجا اونم این قدر مرموز؟‬

172
00:12:55,530 --> 00:12:59,940
‫خواهر ازت خواستم بیای اینجا‬
‫چون یه چیزی هست که باید بهت بگم‬

173
00:13:12,730 --> 00:13:14,300
‫پدرم از جناب سای خواسته که‬
‫بذاره تو با من ازدواج کنی‬

174
00:13:14,770 --> 00:13:16,250
‫اما من رضایت تو رو میخوام‬

175
00:13:18,340 --> 00:13:19,220
‫من و تو؟‬

176
00:13:21,610 --> 00:13:23,220
‫رهبر سونگ داره کاملا بی پروا عمل میکنه‬

177
00:13:24,100 --> 00:13:25,420
‫این خواسته خودم بود‬

178
00:13:27,060 --> 00:13:27,900
‫خواهر

179
00:13:29,420 --> 00:13:30,420
‫تو برای من خیلی مهمی‬

180
00:13:44,730 --> 00:13:45,580
‫میدونم‬

181
00:13:45,890 --> 00:13:48,237
‫برادر سوم تو میخوای کمکم کنی تا‬
‫از این مخمصه نجات پیدا کنم‬

182
00:13:48,770 --> 00:13:49,610
‫اما من به این نیازی ندارم‬

183
00:13:50,180 --> 00:13:51,130
‫عمه‌م یه بار گفت‬

184
00:13:51,850 --> 00:13:53,060
‫تو زندگی سختی هایی هست که‬

185
00:13:53,420 --> 00:13:55,370
‫باید خودت باهاشون روبرو‬
‫بشی و هیچ کس‬

186
00:13:55,770 --> 00:13:57,105
‫نمیتونه بارت رو به دوش بکشه‬

187
00:13:57,650 --> 00:13:59,540
‫در نهایت ما فقط میتونیم‬
‫به خودمون تکیه کنیم‬

188
00:14:00,610 --> 00:14:02,130
‫دیگه نمیخوام ترسو باشم‬

189
00:14:05,490 --> 00:14:06,420
‫و به بهانه ازدواج‬

190
00:14:06,850 --> 00:14:08,250
‫پشت تو قایم بشم‬

191
00:14:09,010 --> 00:14:10,420
‫و بذارم تو سرزنش بشی‬

192
00:14:12,130 --> 00:14:12,970
‫این اصلا انصاف نیست‬

193
00:14:13,420 --> 00:14:16,220
‫خواهر من نمیخوام نجاتت بدم‬

194
00:14:16,490 --> 00:14:17,700
‫ممنون به خاطر لطفت‬

195
00:14:18,250 --> 00:14:21,340
‫توی قلب من تو همیشه بهترین برادر ارشدی‬

196
00:14:28,490 --> 00:14:32,980
‫حالا که اینطوره... تو هنوز یه کاسه‬
‫حلیم نیلوفر آبی به من بدهکاری‬

197
00:14:54,530 --> 00:14:55,730
‫خب برادر سوم؟‬

198
00:14:56,610 --> 00:14:58,610
‫حلیم نیلوفر آبی بد نیست نه؟‬

199
00:14:59,490 --> 00:15:01,130
‫میدونی چرا از حلیم نیلوفر آبی خوشم میاد؟‬

200
00:15:03,130 --> 00:15:06,980
‫وقتی بچه بودم عاشق شیرینی بودم ولی‬
‫مادرم بیشتر وقتا اینو برام درست میکرد‬

201
00:15:07,580 --> 00:15:11,530
‫میگفت دونه های نیلوفر آبی قلب رو پاک‬
‫میکنن اولش تلخه اما طعم بعدیش شیرینه‬

202
00:15:12,650 --> 00:15:15,770
‫اگه آدم فقط شیرینی بخواد‬
‫همون شیرینی براش کافیه‬

203
00:15:16,370 --> 00:15:18,180
‫شیرینی لبخندکی که عمه‌م‬
‫درست میکرد خیلی خوشمزه بودن‬

204
00:15:21,530 --> 00:15:22,530
‫اون شیرینی موندگار ممکنه‬

205
00:15:23,180 --> 00:15:25,250
‫مثل شیرینی مستقیم نباشه اما‬

206
00:15:26,650 --> 00:15:28,094
‫چی میشه اگه اون شیرینی مستقیم‬

207
00:15:28,420 --> 00:15:29,940
‫فقط یه لحظه دوام داشته باشه؟‬

208
00:16:00,850 --> 00:16:01,890
‫عقلت رو از دست دادی؟‬

209
00:16:02,480 --> 00:16:04,850
‫میدونی استاد و بقیه همه جا‬
‫دارن دنبالت میگردن؟‬

210
00:16:05,250 --> 00:16:07,060
‫تو گفتی قرار ملاقات مشخصی نداریم‬

211
00:16:08,430 --> 00:16:09,700
‫حتی حاضر نشدی از کوه بیای پایین‬

212
00:16:11,700 --> 00:16:12,650
‫و حالا اینجایی‬

213
00:16:12,650 --> 00:16:14,700
‫داری برای یکی حلیم نیلوفر آبی درست میکنی‬

214
00:16:18,580 --> 00:16:19,650
‫به تو چه ربطی داره؟‬

215
00:16:25,010 --> 00:16:26,100
معلومه که به من ربط داره

216
00:16:27,820 --> 00:16:30,010
‫قضیه مرد سیاه پوش هنوز حل نشده‬

217
00:16:30,730 --> 00:16:32,010
‫بهت گفتم خودم پیداش میکنم‬

218
00:16:33,980 --> 00:16:34,820
‫همین الان برو‬

219
00:16:34,940 --> 00:16:36,730
‫اگه استاد پیدات کنه دیگه‬
‫نمیتونی از اینجا بری‬

220
00:16:37,130 --> 00:16:37,970
‫چرا؟‬

221
00:16:38,100 --> 00:16:39,130
‫منظورت چیه که چرا؟‬

222
00:16:39,340 --> 00:16:40,700
‫چطور یهو نظرت عوض شد؟‬

223
00:16:41,490 --> 00:16:42,850
‫استادت بهت چی گفته؟‬

224
00:16:43,940 --> 00:16:45,270
‫بازم همون داستان شیطان پوست پوشه؟‬

225
00:16:47,130 --> 00:16:48,370
‫آره شیطان پوست پوش‬

226
00:16:49,100 --> 00:16:50,250
‫اون عمه‌م رو کشت‬

227
00:16:50,250 --> 00:16:51,730
‫دوستاش رو هم کشت‬

228
00:16:51,730 --> 00:16:52,940
‫من نمیتونم اشتباه اونو تکرار کنم‬

229
00:16:56,650 --> 00:16:57,730
‫اما من اون شیطان نیستم‬

230
00:16:58,060 --> 00:16:59,010
‫عمه‌ت عمه‌ته‬

231
00:16:59,010 --> 00:16:59,850
‫تو هم خودتی‬

232
00:17:00,220 --> 00:17:01,662
‫چرا این دو تا رو با هم قاطی میکنی؟‬

233
00:17:03,010 --> 00:17:04,295
‫من از کجا بدونم نیستی؟‬

234
00:17:04,830 --> 00:17:06,435
‫شیطان پوست پوش تو تغییر چهره استاد بود‬

235
00:17:06,530 --> 00:17:09,220
‫وقتی خودت رو جای چانگ نینگ‬
‫جا زدی هیچ کس متوجه نشد‬

236
00:17:17,380 --> 00:17:20,530
‫ژائو ژائو باید چی کار‬
‫کنم تا حرفم رو باور کنی؟‬

237
00:17:23,220 --> 00:17:26,250
‫اگه نمیخوای دنبال مرد سیاه پوش‬
‫بگردی پس این کارو نمیکنیم‬

238
00:17:26,770 --> 00:17:28,910
‫میتونیم همه چیز رو رها کنیم‬
‫دنیای رزمی رو پشت سر بذاریم‬

239
00:17:28,980 --> 00:17:30,265
من پدر و مادر و دوستامو دارم

240
00:17:30,290 --> 00:17:32,100
‫چرا باید به خاطر تو ولشون کنم؟‬

241
00:17:32,730 --> 00:17:33,570
ژائو ژائو

242
00:17:35,490 --> 00:17:37,290
‫بانوی جوان رهبر چی اومدن‬

243
00:17:43,010 --> 00:17:43,850
‫استاد‬

244
00:17:45,180 --> 00:17:46,220
‫پدر مادر‬

245
00:17:46,770 --> 00:17:50,900
‫ژائو ژائو تو خیلی جوونی که بفهمی‬
‫فرقه شیطانی چقدر میتونه خائن باشه‬

246
00:17:51,380 --> 00:17:54,140
‫این مسئله رو بسپار به ما بزرگ ترا‬

247
00:17:54,620 --> 00:17:56,980
‫ارباب جوان مو چرا هنوز نیومدی بیرون؟‬

248
00:17:58,090 --> 00:18:01,490
‫برام جای سواله که چی باعث‬
‫شده رهبر چی بیاد اینجا‬

249
00:18:29,250 --> 00:18:31,530
‫این مچ بند رو از کجا آوردی؟‬

250
00:18:32,900 --> 00:18:34,490
‫یادگاری از پدرمه‬

251
00:18:35,660 --> 00:18:36,810
‫چرا میپرسین؟‬

252
00:18:36,810 --> 00:18:37,770
‫رهبر چی؟‬

253
00:18:38,140 --> 00:18:39,900
‫پینگ شو اینو به شیطان پوست پوش داد‬

254
00:18:40,490 --> 00:18:41,660
‫با چشمای خودم دیدم‬

255
00:18:41,940 --> 00:18:43,900
‫پس کار مو جنگ مینگ بود؟‬

256
00:18:44,490 --> 00:18:46,500
‫برادر چی داری چی میگی؟‬

257
00:18:47,050 --> 00:18:47,890
‫شیطان پوست پوش‬

258
00:18:48,330 --> 00:18:49,700
‫پدرت شیطان پوست پوشه؟‬

259
00:18:50,940 --> 00:18:53,250
‫رهبر چی مطمئنین؟‬

260
00:18:53,250 --> 00:18:54,330
‫من هرگز اشتباه نمیکنم‬

261
00:18:55,490 --> 00:18:58,090
‫مچ بندهایی که تو دستاته بهترین مدرکه‬

262
00:19:06,090 --> 00:19:06,930
‫شانگ گوان‬

263
00:19:14,010 --> 00:19:15,540
‫ژائو ژائو منتظرم بمون‬

264
00:19:27,010 --> 00:19:29,660
‫استاد مو جنگ مینگ‬
‫واقعا شیطان پوست پوش بود؟‬

265
00:19:32,010 --> 00:19:34,900
‫چطور ممکنه درباره سرنوشت عمه‌ت دروغ بگم؟‬

266
00:19:37,420 --> 00:19:38,260
‫بیا‬

267
00:19:40,770 --> 00:19:43,420
‫من اون شیطان رو دو بار دیدم‬

268
00:19:44,380 --> 00:19:45,660
‫هرگز فراموشش نمیکنم‬

269
00:19:48,900 --> 00:19:50,010
‫وقتی برای اولین بار دیدمش‬

270
00:19:51,180 --> 00:19:52,620
‫سطح تمرینات رزمیم هنوز پایین بود‬

271
00:19:53,290 --> 00:19:56,620
‫وقتی داشتم یه آدم شرور رو تعقیب‬
‫میکردم تو یه تله افتادم‬

272
00:19:57,730 --> 00:19:59,115
‫عمه‌ت با عجله اومد تا نجاتم بده‬

273
00:19:59,380 --> 00:20:04,420
‫تو بحبوحه اون نبرد شدید این مرد‬
‫یهو ظاهر شد و بهمون کمک کرد‬

274
00:20:25,600 --> 00:20:26,470
‫چیه؟‬

275
00:20:26,490 --> 00:20:27,570
‫فکر میکنی خیلی بی رحمم؟‬

276
00:20:27,860 --> 00:20:29,660
‫نه اصلا بی رحم نیستی‬

277
00:20:29,660 --> 00:20:32,820
‫برعکس من فکر میکنم تو‬
‫مثل باد و آتیش میمونی:‬

278
00:20:33,570 --> 00:20:36,090
‫پاک مثل باد وحشی مثل آتیش‬

279
00:20:36,660 --> 00:20:37,940
‫کاملا بهت میاد‬

280
00:20:39,250 --> 00:20:42,700
‫پاک مثل باد وحشی مثل آتیش‬

281
00:20:44,010 --> 00:20:46,050
‫پس اون بود که اولین بار اینو گفت‬

282
00:20:46,050 --> 00:20:47,330
‫توی این دنیای رزمی‬

283
00:20:48,380 --> 00:20:50,140
‫خیلیا عمه‌ت رو تحسین میکردن‬

284
00:20:50,140 --> 00:20:52,220
‫ولی کمتر کسی واقعا درکش میکرد‬

285
00:20:52,940 --> 00:20:54,180
‫اما اون فرق داشت‬

286
00:20:58,180 --> 00:21:00,570
‫اینو دیدم و با خودم گفتم‬
‫حتما خیلی بهت میاد‬

287
00:21:16,050 --> 00:21:17,140
‫گل های زنبق‬

288
00:21:17,530 --> 00:21:18,980
‫برات خوش شانسی میاره‬

289
00:21:28,700 --> 00:21:29,540
‫استاد‬

290
00:21:29,730 --> 00:21:33,620
‫اما مو چینگ ین بهم گفت مو جنگ مینگ هرگز‬
‫از کوه های هان های بیرون نرفته بوده‬

291
00:21:33,770 --> 00:21:36,570
‫چطور میتونی به حرفاش اعتماد کنی...‬

292
00:21:38,490 --> 00:21:39,530
‫تقصیر من بود‬

293
00:21:40,010 --> 00:21:43,570
‫وگرنه عمه‌ت هرگز باهاش آشنا نمیشد‬

294
00:21:43,940 --> 00:21:45,090
‫من کور بودم‬

295
00:21:45,700 --> 00:21:50,940
‫ندیدم که اون یه هیولاست تو پوست یه آدم‬

296
00:21:53,180 --> 00:21:55,620
‫نمیتونم بذارم تو همون راهی‬
‫رو بری که پینگ شو رفت‬

297
00:21:56,810 --> 00:21:57,660
‫از امروز به بعد‬

298
00:21:58,770 --> 00:22:01,010
‫حق نداری حتی یه قدم از‬
‫فرقه چینگ چوئه بری بیرون‬

299
00:22:01,980 --> 00:22:02,820
‫اگه جرات کنی این کارو بکنی‬

300
00:22:04,530 --> 00:22:06,592
منو بابت اینکه رابطمون رو قطع کردم سرزنش نکن

301
00:22:16,490 --> 00:22:18,090
‫پدر من هرگز نمیتونه اون باشه‬

302
00:22:18,770 --> 00:22:19,998
‫با شناختی که از شخصیتش داشتم‬

303
00:22:20,220 --> 00:22:21,860
‫اون هیچ وقت از این کارا نمیکرد‬

304
00:22:25,220 --> 00:22:27,140
‫پس صاحب این مچ بند کیه؟‬

305
00:22:31,490 --> 00:22:33,860
‫اینجا همون جاییه‬
‫که پدرم تو بچگیش زندگی میکرد‬

306
00:22:34,770 --> 00:22:35,730
‫دو تا گهواره‬

307
00:22:37,420 --> 00:22:38,260
‫ممکنه...‬

308
00:22:38,420 --> 00:22:39,260
‫ارباب جوان‬

309
00:22:42,282 --> 00:22:43,122
‫ارشد یان اومدن‬

310
00:22:43,330 --> 00:22:44,180
‫ارباب جوان‬

311
00:22:44,250 --> 00:22:45,860
‫پدرم برادر داشت؟‬

312
00:22:54,590 --> 00:22:55,490
‫شما...‬

313
00:22:55,490 --> 00:22:56,620
‫از کجا فهمیدین؟‬

314
00:22:57,290 --> 00:22:58,130
‫کجاست؟‬

315
00:23:06,490 --> 00:23:08,250
‫همه اینا کار نیه هنگ چنگ بود‬

316
00:23:08,660 --> 00:23:10,490
‫اون زمان بعد از اینکه مادربزرگتون‬

317
00:23:10,810 --> 00:23:13,490
‫بانو اویانگ دو تا پسر دوقلو به دنیا آورد‬

318
00:23:13,940 --> 00:23:15,050
‫نیه هنگ چنگ‬

319
00:23:15,050 --> 00:23:18,180
‫یه زن بسیار زیبا به رهبر قدیمی پیشکش کرد‬

320
00:23:18,180 --> 00:23:24,140
‫بانو اویانگ از روی عصبانیت رفت و اصرار‬
‫داشت که هر دو ارباب جوان رو با خودش ببره‬

321
00:23:25,010 --> 00:23:28,420
‫توی اون درگیری رهبر قدیمی فقط‬
‫تونست پدر شما رو نگه داره‬

322
00:23:28,420 --> 00:23:31,420
‫سه سال بعد تونست مادربزرگتون رو پیدا کنه‬

323
00:23:31,420 --> 00:23:33,900
‫تا اون موقع دیگه به شدت بیمار‬
‫شده بود و رو به مرگ بود‬

324
00:23:34,570 --> 00:23:39,290
‫اون گفت که ارباب جوانی که با خودش برده‬
‫بود تو همون بچگی از بیماری مرده‬

325
00:23:40,250 --> 00:23:44,490
‫رهبر قدیمی به شدت نابود شد‬
‫و خیلی زود از دنیا رفت‬

326
00:23:45,250 --> 00:23:50,860
‫پدر شما هنوز خیلی کوچیک بود برای همین‬
‫کارای فرقه افتاد دست نیه هنگ چنگ‬

327
00:23:51,900 --> 00:23:55,330
‫با گذشت زمان اون مقام رهبر فرقه رو غصب کرد‬

328
00:24:01,860 --> 00:24:05,290
‫فرقه مقدس ابدی دنیای رزمی رو متحد میکنه‬

329
00:24:05,570 --> 00:24:08,700
‫فرقه مقدس ابدی دنیای رزمی رو متحد میکنه‬

330
00:24:08,900 --> 00:24:15,730
‫بیست سال پیش اون یکی ارباب جوان یهو‬
‫برگشت و به دنبال پس گرفتن میراثش بود‬

331
00:24:16,300 --> 00:24:19,740
‫[مو جنگ یانگ فرقه لی]‬

332
00:24:37,220 --> 00:24:41,860
‫نیه هنگ چنگ ادعا کرد که اون‬
‫کلاهبرداره و خواست اعدامش کنه‬

333
00:24:42,730 --> 00:24:43,570
‫خوشبختانه‬

334
00:24:43,940 --> 00:24:46,010
‫ارباب جوان جنگ مینگ به موقع دخالت کرد‬

335
00:24:54,980 --> 00:24:56,201
‫نیه هنگ چنگ از جونش گذشت‬

336
00:24:57,490 --> 00:24:59,620
‫اولش نیه هنگ چنگ قبول نمیکرد‬

337
00:24:59,980 --> 00:25:05,330
‫اما پدرتون بهش قول داد که هرگز‬
‫جنگ یانگ رو به رسمیت نمیشناسه‬

338
00:25:05,330 --> 00:25:06,860
‫تازه اون موقع بود که گذاشتن برن‬

339
00:25:07,860 --> 00:25:10,220
‫نیه هنگ چنگ حتی قبل از اینکه بذاره بره

340
00:25:10,220 --> 00:25:11,490
یه داغ "طرد شده" اینجاش زد

341
00:25:12,045 --> 00:25:12,730
‫و بعدش؟‬

342
00:25:12,730 --> 00:25:14,810
‫احتمالا رفته سمت‬ ‫کوه های دورافتاده قایم شد‬ه

343
00:25:15,090 --> 00:25:17,860
‫بعد از اون دیگه هرگز خبری ازش نشنیدم‬

344
00:25:19,770 --> 00:25:22,330
‫ارباب جوان چرا امروز‬
‫درباره این موضوع میپرسین؟‬

345
00:25:22,900 --> 00:25:23,740
‫عمو چنگ‬

346
00:25:25,220 --> 00:25:26,700
‫ارشد یان این اواخر خیلی زحمت کشیده‬

347
00:25:27,140 --> 00:25:32,090
‫به یکی بگو دو کوزه مشروب کهنه‬
‫از سرداب بیاره تا با خودش ببره‬

348
00:25:32,490 --> 00:25:33,810
‫- چشم‬
‫- ارباب جوان...‬

349
00:25:33,810 --> 00:25:35,540
‫ارشد یان بفرمایین‬

350
00:25:43,380 --> 00:25:46,380
‫عمو چنگ حالا نوبت شماست که حرف بزنین‬

351
00:25:48,770 --> 00:25:50,250
‫نیه هنگ چنگ آدم خیلی دقیقی بود‬

352
00:25:51,140 --> 00:25:54,220
‫محال بود اجازه بده یه وارث جاه طلب از خاندان‬
‫مو به راحتی دمش رو بذاره رو کولش و بره‬

353
00:25:54,530 --> 00:25:56,380
‫پدرم حتما میزان خطر رو درک کرده بود‬

354
00:25:57,530 --> 00:25:59,330
‫مو جنگ یانگ رو کجا قایم کرد؟‬

355
00:25:59,330 --> 00:26:03,050
‫در واقع اون جنگ یانگ رو‬
‫تو یه جای خاص قایم کرد‬

356
00:26:03,420 --> 00:26:04,490
‫فعلا همین جا بمون‬

357
00:26:05,010 --> 00:26:07,140
‫این طوفان که آروم شد میبرمت از اینجا‬

358
00:26:09,940 --> 00:26:10,780
‫صبر کن‬

359
00:26:16,020 --> 00:26:19,380
‫[طرد شده]‬

360
00:26:19,380 --> 00:26:25,780
‫[کتابخانه جیوژو]‬

361
00:26:30,860 --> 00:26:32,190
‫گل های زنبق‬

362
00:26:32,330 --> 00:26:33,730
‫برات خوش شانسی میاره‬

363
00:26:52,140 --> 00:26:54,420
‫عمو چنگ میدونین این مرد الان کجاست؟‬

364
00:26:54,860 --> 00:26:55,810
‫اون مرده‬

365
00:26:55,810 --> 00:26:56,650
‫مرده؟‬

366
00:26:57,050 --> 00:26:58,860
‫حدود پونزده سال پیش‬

367
00:26:59,730 --> 00:27:03,010
‫اون موقع ارباب جوان با شما به‬
‫اتاق آسوده نقل مکان کرده بود‬

368
00:27:03,900 --> 00:27:08,940
‫یه روز جناب چانگ اومد و یه زن‬
‫جوون و ضعیف رو هم با خودش آورد‬

369
00:27:31,420 --> 00:27:34,290
‫هیچ حرف آخری نزد؟‬

370
00:27:37,490 --> 00:27:38,620
‫چیزی نگفت‬

371
00:27:45,290 --> 00:27:48,770
‫یکی دو روز دیگه خودم هم میبینمش‬

372
00:27:49,290 --> 00:27:50,592
‫اون موقع میتونم از طرف تو ازش بپرسم‬

373
00:27:51,620 --> 00:27:52,460
‫چرت و پرت نگو‬

374
00:27:59,010 --> 00:27:59,940
‫من از ارباب جوان پرسیدم‬

375
00:28:00,770 --> 00:28:03,530
‫اون گفت که جنگ یانگ قبلا مرده‬

376
00:28:04,010 --> 00:28:06,330
‫اون زن هم فقط اومده بوده وسایلش رو پس بده‬

377
00:28:07,730 --> 00:28:08,620
‫که این یعنی‬

378
00:28:10,090 --> 00:28:12,010
‫هیچ کس نمیتونه ثابت کنه‬
‫اون اصلا وجود داشته‬

379
00:28:15,380 --> 00:28:16,220
‫عمو چنگ‬

380
00:28:17,490 --> 00:28:19,330
‫مو جنگ یانگ هیچ یادگاری دیگه ای‬
‫از خودش به جا نذاشت؟‬

381
00:28:33,810 --> 00:28:34,660
‫تو منتظرشی‬

382
00:28:35,810 --> 00:28:37,220
‫استاد از قبل به شش فرقه دستور داده

383
00:28:38,250 --> 00:28:42,290
‫اگه مو چینگ ین از کوه های هان های‬
‫بیاد بیرون نباید بهش رحم کرد‬

384
00:28:42,900 --> 00:28:44,730
‫من فقط امیدوارم که هیچ وقت نیاد‬

385
00:28:46,380 --> 00:28:48,290
‫اما تو این چند روز گذشته همش‬
‫دور و بر قله فنگ یون میپلکیدی‬

386
00:28:48,570 --> 00:28:49,410
‫تو هنوزم منتظری‬

387
00:28:50,380 --> 00:28:51,860
 از کجا میدونی کجا بودم؟‬

388
00:28:52,290 --> 00:28:53,420
‫استاد ازت خواسته مراقبم باشی؟‬

389
00:28:54,490 --> 00:28:55,730
‫همه نگران توان‬

390
00:29:02,530 --> 00:29:05,570
‫من منتظرم اما منتظر اون نیستم‬

391
00:29:06,940 --> 00:29:08,180
 منتظر یه جوابم‬

392
00:29:12,490 --> 00:29:17,660
‫ژائو ژائو اون محقق باهوش گفت که این‬
‫کتابای داستان همه شون جدیدترین نسخه ان‬

393
00:29:17,660 --> 00:29:19,020
‫یه نگاه بنداز ببین خوشت میاد یا نه‬

394
00:29:22,490 --> 00:29:24,420
‫یا یه قهرمان جوونه که با‬
‫یه دختر روستایی آشنا میشه‬

395
00:29:24,900 --> 00:29:26,810
‫یا یه بانوی پولداره که با‬
‫یه محقق ازدواج میکنه‬

396
00:29:27,490 --> 00:29:28,490
‫یا شایدم‬

397
00:29:28,490 --> 00:29:30,090
‫یه جاودانه ست که میاد رو زمین و‬

398
00:29:30,090 --> 00:29:31,420
‫یه جنگ مرگ و زندگی راه میندازه‬

399
00:29:31,900 --> 00:29:32,810
‫من از این جور قصه ها خسته شدم‬

400
00:29:35,980 --> 00:29:38,050
‫این داستانای از مد افتاده چیه؟‬

401
00:29:38,490 --> 00:29:39,730
‫ژائو ژائو ما دیگه بچه نیست‬

402
00:29:39,730 --> 00:29:40,900
‫چی داری میگی؟‬

403
00:29:40,900 --> 00:29:42,660
‫من اینا رو با دقت انتخاب کردم‬

404
00:29:42,660 --> 00:29:44,050
‫باشه باشه میدونم میدونم‬

405
00:29:47,090 --> 00:29:48,950
‫ژائو ژائو ببین چی برات آماده کردم‬

406
00:29:48,960 --> 00:29:50,930
‫یه چیز جدید و محکم‬

407
00:29:51,330 --> 00:29:52,980
‫یه مجموعه کامل از مکانیزم ها

408
00:29:53,660 --> 00:29:54,500
‫یه قورباغه مکانیکی‬

409
00:29:55,010 --> 00:29:56,220
‫یه ملخ مکانیکی‬

410
00:29:56,220 --> 00:29:57,380
‫و این‬

411
00:29:58,570 --> 00:29:59,700
‫یه پرنده مکانیکی‬

412
00:29:59,700 --> 00:30:00,730
‫واقعا کاملا محکمه‬

413
00:30:00,730 --> 00:30:04,330
‫- نگاه کن‬
‫- بانو ارباب جوان چانگ هم یه بار یه پرنده‬
‫مکانیکی به بانوی من داده بود‬

414
00:30:06,530 --> 00:30:08,730
‫فنگ هوا خوبه‬

415
00:30:08,730 --> 00:30:11,570
‫چطوره با هم بریم قدم بزنیم؟‬

416
00:30:11,570 --> 00:30:12,530
‫پینگ چون شنیدم که‬

417
00:30:12,530 --> 00:30:14,810
‫یین سولین اخیرا رفتارش عوض شده‬

418
00:30:15,155 --> 00:30:16,305
‫روزاش رو تو تالار بودا میگذرونه‬

419
00:30:16,330 --> 00:30:17,640
‫غذاهای گیاهی میخوره‬

420
00:30:17,640 --> 00:30:18,910
‫و دعا میخونه‬

421
00:30:19,290 --> 00:30:21,140
‫بریم یه سری بهش بزنیم؟‬

422
00:30:21,140 --> 00:30:22,490
‫- باشه بریم‬
‫- بریم یه نگاهی بش بندازیم‬

423
00:30:22,490 --> 00:30:23,820
‫- پدر مادر‬
‫- بیا ژائو ژائو‬

424
00:30:24,620 --> 00:30:25,660
‫نگران نباشین‬

425
00:30:26,050 --> 00:30:27,700
‫من اشتباه عمه‌م رو تکرار نمیکنم‬

426
00:30:29,220 --> 00:30:30,620
‫اگه کسیه که نباید عاشقش باشم‬

427
00:30:31,290 --> 00:30:32,250
‫پس از الان به بعد‬

428
00:30:33,660 --> 00:30:34,660
‫دیگه نیستم‬

429
00:30:36,490 --> 00:30:39,770
‫ژائو ژائو تو همیشه اراده خودتو داشتی‬
‫و اون قدر شجاعی که راه خودت رو بری‬

430
00:30:40,380 --> 00:30:41,580
‫اون پسر شیطان پوست پوش رو فراموش کن‬

431
00:30:42,530 --> 00:30:43,370
‫فراموشش کن‬

432
00:30:48,570 --> 00:30:51,380
‫هر از گاهی خوندن قصه های کلیشه ای‬
‫و قدیمی اونقدرام بد نیست‬

433
00:30:51,380 --> 00:30:52,290
‫ممنون پدر‬

434
00:30:52,290 --> 00:30:53,130
‫ممنون مادر‬

435
00:31:10,070 --> 00:31:12,010
‫ارباب جوان همه جا رو گشتیم‬

436
00:31:12,010 --> 00:31:13,730
‫واقعا هیچ ردی از یادگاری اون سال ها نیست‬

437
00:31:15,530 --> 00:31:17,050
‫اگه مو جنگ یانگ همون شیطان پوست پوش بوده‬

438
00:31:18,490 --> 00:31:19,330
‫پس...‬

439
00:31:19,810 --> 00:31:20,770
‫عمه من اومده بوده اینجا؟‬

440
00:31:21,140 --> 00:31:22,660
‫اونم داشت دنبال بزاق میگشت‬

441
00:31:23,090 --> 00:31:26,220
‫یه مرد نقاب دار هم باهاش بود‬

442
00:31:26,700 --> 00:31:29,730
‫این نقاشی رو اون کشیده‬

443
00:31:36,180 --> 00:31:40,780
‫چه مچ بندهای خاصی دو تا‬
‫گل زنبق هم روش گلدوزی شده‬

444
00:31:42,620 --> 00:31:43,460
‫گل های زنبق‬

445
00:32:37,660 --> 00:32:38,500
‫ارباب جوان‬

446
00:32:40,810 --> 00:32:41,650
‫دارین کجا میرین؟‬

447
00:32:41,810 --> 00:32:42,650
‫فرقه چینگ چوئه‬

448
00:32:43,530 --> 00:32:44,370
‫اون منتظرمه‬

449
00:32:44,490 --> 00:32:45,330
‫ارباب جوان‬

450
00:32:46,090 --> 00:32:47,380
‫از وقتی ارشد هو دزدیده شده‬

451
00:32:47,770 --> 00:32:49,570
‫خیلی از اعضای سابق محراب شوان وو‬
‫ریزش کردن و فرار کردن‬

452
00:32:49,570 --> 00:32:50,590
‫روحیه تو فرقه ناپایداره‬

453
00:32:50,810 --> 00:32:52,180
‫چطور میتونین تو همچین زمانی برین؟‬

454
00:32:54,570 --> 00:32:55,940
‫از کی تا حالا کارای من‬

455
00:32:57,530 --> 00:32:58,770
‫به شما ربط پیدا کرده؟‬

456
00:32:58,770 --> 00:33:01,530
‫ارباب جوان توی چشمای‬
‫شما فقط بانو سای وجود داره؟‬

457
00:33:01,530 --> 00:33:02,530
‫جایی برای ما نیست؟‬

458
00:33:02,900 --> 00:33:05,590
‫حتی اگه به فکر ما نیستین لااقل‬
‫به فکر امنیت خودتون باشین‬

459
00:33:05,900 --> 00:33:07,380
‫فرقه چینگ چوئه الان یه تله مرگباره‬

460
00:33:07,380 --> 00:33:09,490
‫اگه برین شانس زنده موندنتون خیلی کمه‬

461
00:33:09,900 --> 00:33:12,620
‫شاید بتونیم از یه راه‬
‫دیگه براش پیغام بفرستیم‬

462
00:33:12,620 --> 00:33:13,900
‫خودم باید شخصا برم‬

463
00:33:14,330 --> 00:33:15,620
‫نیه ژه مثل عقاب داره همه چیز رو دید میزنه‬

464
00:33:16,290 --> 00:33:18,900
‫اگه بلایی سرتون بیاد‬
‫اون وقت جایگاه رهبری فرقه...‬

465
00:33:18,900 --> 00:33:20,220
‫اون وقت دوباره دست به دست میشه‬

466
00:33:21,810 --> 00:33:22,650
‫هر طور خودتون میخواین‬

467
00:33:43,260 --> 00:33:44,300
‫[افتخار گذشته و آینده]‬

468
00:33:44,330 --> 00:33:45,220
‫خبرچین گزارش داده

469
00:33:45,620 --> 00:33:47,700
‫ مو چینگ ین از‬
‫کوه های هان های اومده بیرون‬

470
00:33:48,250 --> 00:33:52,770
‫حتی اگه این کارو کرده باشه ممکنه‬
‫جرات نکنه به فرقه چینگ چوئه‬ بیاد

471
00:33:54,490 --> 00:33:56,770
‫ما تو آماده باش کامل هستیم‬

472
00:33:56,770 --> 00:33:58,810
‫خودش حتما اینو میدونه‬

473
00:33:58,810 --> 00:34:00,140
‫اگه این ارباب جوان مو‬

474
00:34:01,090 --> 00:34:02,730
‫میدونست کی باید عقب نشینی کنه‬

475
00:34:03,250 --> 00:34:05,010
‫از همون اول به تنهایی نیه ژه رو‬

476
00:34:05,010 --> 00:34:06,090
‫به چالش نمیکشید‬

477
00:34:06,090 --> 00:34:07,530
‫و فرقه شیطانی رو هم‬

478
00:34:08,170 --> 00:34:09,570
‫با قدرت خودش پس نمیگرفت‬

479
00:34:09,980 --> 00:34:13,740
‫اگه اشتباه نکنم امشب میاد بالای کوه‬

480
00:34:13,740 --> 00:34:17,050
‫اگه جرات کنه بیاد از‬
‫اینجا زنده بیرون نمیره‬

481
00:34:18,490 --> 00:34:19,570
‫فقط ژائو ژائو...‬

482
00:34:38,570 --> 00:34:39,410
ژائو ژائو

483
00:34:42,050 --> 00:34:42,890
ژائو ژائو

484
00:34:45,740 --> 00:34:46,580
‫مادر‬

485
00:34:47,130 --> 00:34:48,570
‫با من بیا یه جایی‬

486
00:34:59,380 --> 00:35:02,530
‫با این بدن داغونم متاسفانه نمیتونم بیام‬

487
00:35:02,780 --> 00:35:06,650
‫اون زمان زی گوی از همه بهت نزدیک تر بود‬

488
00:35:07,170 --> 00:35:09,700
‫این بار تو باید خاکسترش رو‬
‫تا جیانگ دونگ همراهی کنی‬

489
00:35:11,090 --> 00:35:13,210
‫حتی اگه مجبور باشیم رو دوشمون ببریمت‬

490
00:35:16,610 --> 00:35:19,380
‫ژائو ژائو امشب اینجا بمون‬

491
00:35:19,380 --> 00:35:20,940
‫به استاد لی کمک کن وسایلش رو جمع کنه‬

492
00:35:20,940 --> 00:35:21,980
‫فردا راه میوفتیم‬

493
00:35:24,210 --> 00:35:25,050
‫من نمیام‬

494
00:35:29,780 --> 00:35:33,010
‫لی شیومینگ هجده سال گذشته‬

495
00:35:33,530 --> 00:35:35,570
‫کسی که بهتون صدمه زده بود پیدا شده‬

496
00:35:35,570 --> 00:35:37,980
‫میخوای بقیه عمرت رو تو این کوه قایم بشی؟‬

497
00:35:38,005 --> 00:35:38,845
‫استاد لی‬

498
00:35:40,210 --> 00:35:41,490
‫اون زمان مو جنگ مینگ بود که‬

499
00:35:41,980 --> 00:35:42,980
‫بهت شبیخون زد؟‬

500
00:35:46,050 --> 00:35:46,900
‫خیلی تاریک بود‬

501
00:35:48,690 --> 00:35:50,210
‫همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد‬

502
00:35:51,690 --> 00:35:52,650
‫نتونستم واضح ببینم‬

503
00:35:53,900 --> 00:35:54,740
‫کافیه‬

504
00:35:54,940 --> 00:35:56,490
‫دیگه حرف گذشته رو پیش نکش‬

505
00:37:15,780 --> 00:37:17,530
‫کی فکرش رو میکرد فرقه باعظمت چینگ چوئه‬

506
00:37:18,740 --> 00:37:20,300
‫از بمب های صاعقه زن استفاده کنه؟‬

507
00:37:20,610 --> 00:37:24,340
‫اون زمان فرقه چینگ چوئه تعداد‬
‫زیادی از اینا رو مصادره کرد‬

508
00:37:25,570 --> 00:37:26,820
‫اما این مواد منفجره‬

509
00:37:27,130 --> 00:37:28,050
‫خیلی بی رحمانه هستن‬

510
00:37:28,530 --> 00:37:30,300
‫برای همین فرقه از استفاده شون امتناع کرد‬

511
00:37:31,130 --> 00:37:35,820
‫اما امروز اینا دقیقا به‬
‫درد ارباب جوان مو میخورن‬

512
00:37:37,740 --> 00:37:42,300
‫مو چینگ ین با اینکه میدونی تله ست بازم‬
‫جرات کردی بیای واقعا دل و جرات داری‬

513
00:37:43,610 --> 00:37:44,570
‫ژائو ژائو کجاست؟‬

514
00:37:45,050 --> 00:37:46,210
‫اون تو رو نمیبینه‬

515
00:37:46,820 --> 00:37:49,650
‫بهت نصیحت میکنم همین الان تسلیم بشی‬

516
00:37:50,900 --> 00:37:52,490
‫حرف زدن کافیه‬

517
00:38:51,740 --> 00:38:52,860
‫نمیتونی ببینیش‬

518
00:38:55,530 --> 00:38:57,010
‫بذار ببینیم تا کی میتونی دوام بیاری‬

519
00:39:09,490 --> 00:39:12,690
برادر ‫یون که این پسره داره وقت میخره‬

520
00:39:25,490 --> 00:39:26,330
ژائو ژائو

521
00:39:26,610 --> 00:39:27,450
‫چیه؟‬

522
00:39:30,050 --> 00:39:30,890
‫هیچی‬

523
00:39:32,630 --> 00:39:33,490
ول کن

524
00:39:33,490 --> 00:39:34,530
‫چای خوردن رو بس کن‬

525
00:39:34,530 --> 00:39:35,900
‫برو به استاد لی تو جمع کردن وسایلش کمک کن‬

526
00:39:35,900 --> 00:39:38,650
‫شیشه ها و بطری ها رو ولش کن‬
‫فقط چند دست لباس بردار‬

527
00:39:59,130 --> 00:39:59,970
‫مادر‬

528
00:40:01,130 --> 00:40:01,970
‫حالا چیه؟‬

529
00:40:02,530 --> 00:40:03,570
‫میخوام برگردم‬

530
00:40:07,010 --> 00:40:08,340
‫برای چی برگردی؟‬

531
00:40:08,650 --> 00:40:11,490
‫فی سوی قبلا وسایلت رو جمع کرده‬

532
00:40:11,690 --> 00:40:13,970
‫مایه دردسره‬

533
00:40:18,050 --> 00:40:19,420
‫ژائو ژائو نرو‬

534
00:40:21,530 --> 00:40:22,820
‫اون اومده؟‬

535
00:40:31,090 --> 00:40:32,820
‫شما عمدا منو از اونجا دور کردین‬

536
00:40:36,860 --> 00:40:38,210
‫دارین نقشه میکشین تا‬

537
00:40:41,380 --> 00:40:43,300
‫تو یه کمین بکشینش‬

538
00:40:46,610 --> 00:40:49,570
‫ژائو ژائو استادت و بقیه از دستش عصبانین‬

539
00:40:49,820 --> 00:40:52,130
‫علاوه بر این ارباب جوان مو خیلی ماهره‬

540
00:40:52,610 --> 00:40:54,210
‫ممکنه تا الانم فرار کرده باشه‬

541
00:40:54,690 --> 00:40:55,820
‫اگه منو نبینه‬

542
00:40:57,420 --> 00:40:58,490
‫نمیره‬

543
00:41:00,090 --> 00:41:00,930
ژائو ژائو

544
00:41:02,400 --> 00:41:03,260
ژائو ژائو

545
00:41:03,260 --> 00:41:06,740
‫میگفتن همه چیز تو گذشته‬
‫مونده اما هنوز تموم نشده‬

546
00:41:16,010 --> 00:41:16,850
‫بس کنین‬

547
00:41:20,130 --> 00:41:20,970
ژائو ژائو

548
00:41:25,120 --> 00:41:35,780
[نسل به نسل]

549
00:41:35,908 --> 00:43:49,665
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══KoreFaa.com══━━━━✥◈
مترجم: Valda.Satur
≡قسمت بیست و پنجم≡

